این شامل شبهقاره هند، چین، ژاپن، کرهها و تمام اعضای انجمن ملل آسیای جنوب شرقی، یا آسهآن است.
با تشدید جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، سایه تشدید تنشها تهدیدات اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی عمدهای را نه تنها در خاورمیانه، بلکه در سراسر پرجمعیتترین و پویاترین منطقه جهان: شرق، جنوب شرق و جنوب آسیا به وجود میآورد.
“دایره یوشی”، که به نام شهر چینی در مرکز آن نامگذاری شده، شعاعی حدود ۲۵۰۰ مایل دارد و حدود ۵۵٪ از جمعیت جهان را در خود جای داده است – شبهقاره هند، چین، ژاپن، کرهها و تمام اعضای انجمن ملل آسیای جنوب شرقی، یا آسهآن. در چهار دهه گذشته، این منطقه از رشد تولید ناخالص داخلی حدود ۵٪ در سال بهرهمند شده است که ناشی از گسترش صنعتیسازی، تجارت، بهرهوری کشاورزی و شهرنشینی است. این امر منجر به افزایشهای فوقالعاده در رفاه انسانی و تغییر در جغرافیای اقتصادی جهان به سمت خارج از حوضه شمال اقیانوس اطلس شده است.
اما این دستاوردها میتواند به شدت تحت تأثیر رویدادهای جاری در خلیج فارس قرار گیرد.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و محصولات نفتی که هر روز از تنگه هرمز عبور میکند، ۸۰٪ به آسیا میرود. در میان اقتصادهای بزرگ آسیایی، وابستگی به نفتی که از هرمز عبور میکند به طور کلی بالا است، اما برخی کشورها حتی بیشتر از دیگران آسیبپذیر هستند.
چین و هند هر دو دارای منابع زغالسنگ داخلی زیادی هستند (و تولید انرژی تجدیدپذیر داخلی را افزایش میدهند)، بنابراین واردات نفت و گاز کمتر از نیمی از کل تولید انرژی در دو کشور پرجمعیت جهان را تشکیل میدهد. با این حال، تقریباً ۵۰٪ از این واردات در هر دو مورد از خلیج فارس میآید که بیشتر آن از تنگه هرمز عبور میکند. تایلند نیز حدود نیمی از نفت خود را از این منطقه تأمین میکند.
این نسبت در میان متحدان کلیدی واشنگتن در شرق آسیا بسیار بالاتر است. ژاپن و کره جنوبی تقریباً به تمامی نیازهای انرژی خود از خلیج فارس وابسته هستند و بخش عمدهای از واردات سوخت فسیلی آنها از طریق تنگه هرمز انجام میشود. فیلیپین نیز بیش از ۹۰٪ از کل نفت خود را از این منطقه وارد میکند.
افزایش قیمت نفت تأثیر نامتناسبی بر این کشورها خواهد داشت. در حال حاضر، افزایش قابل توجهی در قیمت قراردادهای مالی مبتنی بر نفت مشاهده شده است، به طوری که نفت خام برنت (منبعاش در دریای شمال) در زمان نگارش این متن با قیمت ۱۰۹ دلار برای هر بشکه معامله میشود. اما این هنوز بسیار پایینتر از قیمت ۱۵۵ دلار برای هر بشکه نفت خام دبی یا عمان است که بهتر نشاندهنده آن است که خریداران آسیایی در واقع چه مقدار پرداخت میکنند.
قیمتها به تنهایی نمیتوانند میزان اختلال بالقوه در سراسر منطقه را به تصویر بکشند، که از طریق چندین کانال در سطوح کلان اقتصادی و انسانی گسترش خواهد یافت و تهدید میکند که سالها یا شاید حتی دههها توسعه را در صورت ادامه بحران به عقب برگرداند. در سطح ابتداییترین، یک شوک تورمی ناشی از قیمتهای نفت به خانوارها ضربه خواهد زد، بودجههای دولتی را کاهش خواهد داد (از طریق افزایش یارانهها) و توانایی بانکهای مرکزی را برای کاهش آسیبها از طریق کاهش نرخها کاهش خواهد داد.
اما هزینههای انسانی ممکن است حتی عمیقتر باشد. به عنوان مثال، بیشتر خانوارهای روستایی هند مدتهاست که به چوب یا فضولات خشک به عنوان سوخت پخت و پز در آشپزخانههای خانگی وابسته بودهاند که به تخریب جنگلها و بیماریهای تنفسی، به ویژه در میان زنان و کودکان، دامن زده است. تلاش موفق برای جایگزینی این سوخت با گاز مایع نفتی (LPG) سودهایی به همراه داشته است، اما این پیشرفت اکنون به دلیل جنگ تهدید شده است. دولت هند با تغییر مسیر LPG از رستورانها به خانوارها و اولویت دادن به تانکرهای حمل سوخت، به این وضعیت پاسخ داده است، استراتژیای که با توافقی با ایران برای تأمین عبور ایمن کشتیها کمک شده است.
تأثیر جنگ بر تأمین کودهای شیمیایی جهانی میتواند عواقب بسیار جدی داشته باشد. شدت انرژی تولید کودهای نیتروژنی به این معناست که خاورمیانه منبع کلیدی است، به طوری که تقریباً ۳۰٪ از کودهای جهان از تنگه هرمز عبور میکند. قیمت اوره از زمان آغاز درگیری یک سوم افزایش یافته و این موضوع تهدیدی برای درآمد کشاورزان و تأمین غذا به شمار میآید.
بسیاری از کشورهای جهان تحت تأثیر این موضوع قرار خواهند گرفت، اما سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد اشاره میکند که بنگلادش بهویژه آسیبپذیر است. این کشور یکی از بالاترین نرخهای استفاده از کودهای نیتروژنی را در جهان دارد که تقریباً ۵۵٪ آن از خلیج فارس تأمین میشود. چالشها در صورتی که اختلال برای چند هفته دیگر ادامه یابد، شدیدتر خواهد شد، در آن زمان فصل کاشت در هند، تایلند و ویتنام و دیگر کشورها آغاز میشود.
ضربه احتمالی به درآمدهای ارسال پول از این منطقه نیز یک کانال دیگر ناپایداری است. هند تقریباً ۹ میلیون کارگر در این منطقه دارد که سال گذشته حدود ۵۰ میلیارد دلار به خانه فرستادند، اگرچه این رقم نسبت به ذخایر ارزی کل هند به میزان ۷۲۵ میلیارد دلار نسبتاً کوچک است. اما پاکستان ممکن است بسیار بیشتر در معرض خطر باشد، به طوری که ارسالهای پولی از خلیج فارس بیش از نیمی از حدود ۴۰ میلیارد دلار ارسالهای پولی این کشور را تشکیل میدهد، رقمی که تقریباً دو برابر ذخایر ارزی ۲۱ میلیارد دلاری آن است. این اعداد خطرات گستردهتری را برای برخی کشورها نشان میدهد – پتانسیل بحرانهای تراز پرداخت که به سیاست داخلی و ژئوپولیتیک سرایت میکند.
بحرانهای اقتصادی به تنهایی ممکن است به پیامدهای سیاسی منجر نشوند اگر جوامع مقاوم باشند، درد به عنوان یک تجربه مشترک دیده شود و حکومتداری خوب باشد. با این حال، بسیاری از کشورهای در حال توسعه آسیا از نابرابری مداوم و ظرفیت متغیر دولتی رنج میبرند. در ماههای اخیر، این منطقه همچنین شاهد از سرگیری درگیریهای قدیمی، مانند درگیری بین هند و پاکستان و تایلند و کامبوج بوده است. موجی از اعتراضات جوانان در دو سال گذشته دولتهای نپال و بنگلادش را سرنگون کرده و رهبران موجود در اندونزی و فیلیپین را به چالش کشیده است. در چنین شرایط سیاسی پرتنشی، یک شوک اقتصادی بزرگ میتواند به راحتی به ناآرامیها و تغییرات سیاسی جدید منجر شود.
اما فراتر از سیاست داخلی، یک پیروزی پیروزی برای ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه، همانطور که به نظر میرسد با مقاومت مداوم ایران، همچنین پیامدهای ژئوپولیتیکی برای آسیا به همراه دارد. از یک سو، تصور واشنگتن به عنوان یک ضامن امنیتی ضربه بزرگی خورده است. حمله به ایران خطرات بیشتری برای شرکای نزدیک ایالات متحده در خلیج فارس (که در مورد این تصمیم مشورت نشده بودند) به همراه داشته و آنها را در معرض آسیبهای جدی از حملات تلافیجویانه ایران قرار داده است.
این واقعیت در آسیا نادیده گرفته نمیشود. متحد ایالات متحده، کره جنوبی، قبلاً تأثیر مستقیم بر امنیت خود را به دلیل انتقال قابلیتهای دفاع هوایی حیاتی THAAD به خلیج فارس مشاهده کرده است. در کوتاهمدت، با توجه به بلایای مداوم کره شمالی، سئول بسیار محتاط خواهد بود که روابط خود را با واشنگتن به خطر نیندازد. اما در بلندمدت، جنگ ایران دولت محبوب مرکز-چپ خود را ترغیب میکند تا بیشتر بین واشنگتن و پکن مثلثسازی کند.
فیلیپین و هند نیز به دقت جنگ ایران را زیر نظر دارند. هند در میان دوستی فزاینده خود با اسرائیل و درس تند اهمیت حیاتی خلیج فارس برای امنیت اقتصادی خود گرفتار است. حتی یک ایران آسیبدیده ممکن است در مدت طولانی به عنوان دروازهبان غیررسمی تأمین انرژی خلیج فارس ظاهر شود. دهلی نو سپس تحت فشار قرار خواهد گرفت تا سیاست خاورمیانه خود را بازنگری کند، به عنوان مثال، با فعالتر شدن در BRICS برای مقابله با تهاجم ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه.
در همین حال، مانیل نگران است که تصمیم بیتوجه واشنگتن برای حمله به ایران (و بازگشت لطف تهران با حمله به کشورهای خلیج فارس) بیشتر به هنجارهای در حال تضعیف حاکمیت و تمامیت ارضی آسیب بزند، که میتواند ماجراجوییهای بیشتری از چین را در دریای جنوبی چین به همراه داشته باشد. با وجود واقعیت یک ایالات متحده ناپایدار، دولت مارکوس جونیور احتمالاً به تعمیق روابط امنیتی با واشنگتن و توکیو ادامه خواهد داد، با آگاهی کامل از ضعف شدید و رو به رشد فیلیپین در برابر چین.
بنابراین، جنگ ایالات متحده علیه ایران به این معناست که کشورهای آسیا با فشارهای جدی و انتخابهای ناخوشایند مواجه خواهند شد در حالی که با ترکیبی قابل اشتعال از آسیبپذیریهای اقتصادی، سیاستهای داخلی و تهدیدات امنیتی فوری دست و پنجه نرم میکنند.

