در سخنرانی خود در ماه ژانویه در مجمع جهانی اقتصاد در داووس، نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، این تصور را ایجاد کرد که او یک بانکدار تبدیلشده به پیشگو است، دانیلی که به قضاوت میآید. اینجا مردی متولد دوباره در روابط بینالملل بود که قصد داشت قدرتهای میانه را (از میانه) گرد هم آورد و سعی کند تأثیر و قدرت را به شیوهای که برای این جهان پارهپاره مناسب باشد، اعمال کند.
بدتر از آن، اعمال شکار و شرارت در نقض منشور سازمان ملل، مهر تأیید دریافت کرده است. پیشنهاداتی مبنی بر اینکه آنها میتوانند کارهایی را جدا از ایالات متحده در یک ائتلاف خیالی از کشورهای قانونمدار انجام دهند، مضحک است. صحبت کردن درباره استقلال واقعی و معقول در حالی که املاک شما اساساً بخشی از یک امپراتوری خارجی است، چندان آسان نیست.
در طول سفر رسمیاش به استرالیا در اوایل این ماه، کارنی کمکی به حل این آلودگی فاسد بر برنامه استقلال که قبل از آغازش به خطر افتاده است، نکرد. او از نقش کانادا و استرالیا در توسعه ساختار نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم ستایش کرد بدون اینکه اعتراف کند که آنها در تضعیف آن همدست بودهاند. بزدلی هرگز نمیتواند بهطور رسمی بهعنوان سیاست پذیرفته شود، هرچند دولتها تمام تلاش خود را میکنند تا در این راستا رفتار کنند.
همکار و میزبان او، نخستوزیر استرالیا، آنتونی آلبانیز، در سخنرانی خوشامدگوییاش جرأت کرد ایران را ذکر کند، نه بهعنوان هدف و قربانی جرم علیه صلح – که یک جرم جدی در حقوق بینالملل است – بلکه بهعنوان یک متجاوز یکجانبه که به کشورهای مختلفی که یا دوستانه یا بهطور مستقیم به ایالات متحده با پایگاههای نظامی آمریکایی مرتبط هستند، موشک شلیک میکند. این حملات “غیرمتمایز” بوده و به “حملات ضد یهودی سازمانیافته به یک کنیسه و یک کسبوکار کوچک در اینجا در استرالیا در سال 2024” افزوده شده است. (شواهدی از دخالت ایران در آن رویدادها در بهترین حالت بسیار کم بوده است.) و همانطور که نخستوزیر استرالیا در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با کارنی گفت، “امکان دستیابی ایران به سلاح هستهای [باید] برای همیشه حذف شود”، اظهاری که هم نادرست و هم سیاسی بیسوادانه بود.
هر دو کشور بهعنوان یک “انتخاب مثبت – نه یک ضرورت” با هم کار کردند. صلح، امنیت و رفاه نباید بهعنوان “اختصاصی برای قدرتهای بزرگ” دیده شوند. آنها علت مشترک ما هستند – و مسئولیت جمعی ما.”
رهبر اپوزیسیون استرالیا، آنگس تیلور، در تفسیر خود از سخنرانی داووس بهطرزی شوم عمل کرد و بهطور مؤثری ادامه تخریب نظم مبتنی بر قوانین را توجیه کرد، بهدلیل اینکه این قوانین از ابتدا یک جبهه تقلبی بودند. اما بهجای اشاره به راهزنان مسئول رد آن نظم، تیلور با ذکر “رژیمهای خودکامه که بدون مجازات رفتار میکنند” بهراحتی گذشت. (حالا او به چه کسی اشاره میکرد؟)
در سخنرانی خود به پارلمان استرالیا، کارنی درباره ساختن چیزی مثبتتر از “شکاف” در نظم بینالمللی صحبت کرد. “در دورهای از شکاف در نظم جهانی، قدرتهای میانه مانند ما باید پیش قدم شوند. با تعمیق شراکت خود، کانادا و استرالیا میتوانند در ایجاد اقتصادهای مقاوم، زنجیرههای تأمین امن و دنیای ایمنتری برای شهروندانمان پیشرو باشند.” این بر عهده قدرتهای میانه است که “به نوشتن قوانین جدیدی کمک کنند که امنیت و رفاه ما را تعیین خواهد کرد” و نه اینکه همه چیز را به “هژمونها” واگذار کنند. چندجانبهگرایی نه abandon شده بلکه در حال تحول است.
این دیدگاههای مبهم درباره وزن قدرتهای میانه به عنوان طلای استراتژیک، دور از قانعکننده بودن است. آنها هیچیک از طنینهای جنبش عدم تعهد که در آوریل 1955 در باندونگ متولد شد و بیست و نه دولت از آسیا و آفریقا به دنبال راه سومی بودند که شامل هیچگونه مشارکتی از کشورهای عضو در “توافقهای دفاع جمعی” مطلوب ایالات متحده یا اتحاد جماهیر شوروی نباشد، را ندارند. نه کارنی و نه آلبانیس حتی به آن پیشینه سودمند اشاره نکردهاند. با توجه به روابط امنیتی، نظامی و اقتصادی که استرالیا و کانادا با ایالات متحده دارند، یک راه سوم با فضیلت و اصول عالی به سختی قابل توجیه است.
گویی برای نشان دادن ناتوانی قدرتهای میانه در قطع زنجیره کشش تسلیم ابرقدرتها، بعداً مشخص شد که سه نفر از پرسنل استرالیایی در زیر دریایی تهاجمی ایالات متحده که مسئول مرگ 87 ملوان در حمله به ناوچه ایرانی IRIS Dena در سواحل سریلانکا بود، حضور داشتند. به طرز مضحکی، آلبانیس ادعا کرد که پرسنل استرالیایی “در هیچ اقدام تهاجمی علیه ایران” شرکت نکردند، با وجود اینکه بخشی از خدمه مسئول این تمرین مرگبار بودند. او گفت: “توافقهای طولانیمدت با کشورهای ثالث وجود دارد که برای مدتهای طولانی برقرار بوده و آنچه که انجام میدهند این است که اطمینان حاصل کنند که پرسنل دفاعی استرالیا، در جایی که در داراییهای دفاعی کشورهای ثالث مستقر هستند، مطابق با قوانین استرالیا و سیاستهای استرالیا عمل میکنند و این، البته، در همه جا در حال انجام است.” اینها مزخرفات قدرتهای میانه در بهترین حالت است.

