درگیریهای جاری در ایران توجه جهانی را به افزایش قیمتهای انرژی که ناشی از اختلالات زنجیره تأمین در تنگه هرمز است، معطوف کرده است. همانطور که این محدودیتهای نفت و گاز برای خاورمیانه و بازارهای جهانی ویرانگر است، جنگ همچنین تهدیدی برای منبع حیاتی دیگری که خلیج را سرپا نگه میدارد، یعنی آب، به شمار میآید. چندین حمله محدود به تأسیسات desalination در ایران و بحرین در دو هفته گذشته نگاهی به خطرات بالقوهای که در صورت هدف قرار دادن عمدی و سیستماتیک این زیرساختها به وجود میآید، ارائه میدهد. چه در این جنگ و چه در یک درگیری آینده در خاورمیانه، منابع آب میتواند هدف جذابی برای هر کسی باشد که به دنبال ایجاد آسیب و بیثباتی در جوامع است.
در تاریخ ۷ و ۸ مارس، تأسیسات desalination در ایران و بحرین در درگیری جاری هدف قرار گرفتند. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، ایالات متحده را به حمله به یک تأسیسات desalination در ایران متهم کرد، در حالی که وزارت کشور بحرین اعلام کرد که تأسیسات آنها توسط یک پهپاد ایرانی مورد حمله قرار گرفته است. آسیب به تأسیسات desalination بحرین reportedly تأمین آب در حدود سی روستا را تحت تأثیر قرار داده است. کویت و امارات متحده عربی نیز گزارشهایی از آسیبهای مرتبط با موشک به تأسیسات desalination در طول درگیری ارائه کردهاند. اگرچه مشخص نیست که آیا ایران به عمد همه این تأسیسات را هدف قرار داده است یا خیر، این زیرساخت برای کشورهای خلیج حیاتی است و در فاصلهای کوتاه از ایران قرار دارد. اگر درگیری ادامه یابد، ممکن است هدف وسوسهانگیزی برای تهران شود.
کشورهای خاورمیانه با شرایط خشک و کمبودهای مکرر آب مواجه هستند و اغلب به زیرساختهای desalination برای تبدیل آب شور به آب شیرین وابستهاند. بدون چنین فناوریای که با استفاده از اسمز معکوس نمک را حذف میکند، حدود ۱۰۰ میلیون نفر در خاورمیانه به آب شرب دسترسی منظم نخواهند داشت. در خاورمیانه حدود پنج هزار تأسیسات desalination وجود دارد که بیش از چهارصد مورد از آنها در خلیج هستند. و تعداد کمتری از این تأسیسات مسئول سهم بزرگی از تولید هستند. به عنوان مثال، بیش از ۹۰ درصد آب desalination شده خلیج فقط از پنجاه و شش تأسیس میآید. این تمرکز و نزدیکی به ایران زیرساختهای desalination خلیج را به ویژه در برابر تبادل موشکها و پهپادها آسیبپذیر میکند.
در کویت و بحرین، آب شرب desalination شده حدود ۹۰ درصد از تأمین آب کشورها را تشکیل میدهد، در حالی که این رقم در عمان حدود ۸۶ درصد، در اسرائیل ۸۰ درصد، در عربستان سعودی حدود ۷۰ درصد و در امارات متحده عربی ۴۲ درصد است. در قطر، این رقم به نزدیک ۹۹ درصد میرسد.
اگر ایران به طور موفقیتآمیزی زیرساختهای desalination خلیج را نابود کند، عواقب آن میتواند ویرانگر باشد. اثرات یک حمله قابل توجه احتمالاً در شهرها گسترش خواهد یافت و تأمین آب را برای تأسیسات عمومی محلی و دولتی، کسبوکارها، خانهها، هتلها و عملیات کشاورزی مختل خواهد کرد. این زیرساخت همچنین به شبکههای برق ملی متصل است، به این معنی که آسیب میتواند به قطع برق در سطح شهر منجر شود یا نیاز به تخلیه کامل را ایجاد کند.
اگرچه ایران به اندازه برخی کشورهای خلیج به تأسیسات desalination وابسته نیست، اما این کشور نیز با بحران آب مواجه است. این کشور در حال حاضر در سال پنجم خشکسالی خود به سر میبرد و حملات به تأسیسات فعال ایران احتمالاً درد و رنج گستردهای را به همراه خواهد داشت. این وضعیت با محدودیتهای ایران در تعمیر و ساخت تأسیسات desalination اضافی به دلیل تحریمهای بینالمللی و افزایش هزینههای انرژی بدتر خواهد شد.
علاوه بر این، وابستگی خلیج به آب desalination شده تنها پیشبینی میشود که در حال افزایش است. اثرات تسریع شده تغییرات اقلیمی ارزش این منبع آب را افزایش میدهد، زیرا منابع آب زیرزمینی کم عمق—تنها منبع آب تجدیدپذیر در منطقه خلیج—خشک میشوند. به عنوان مثال، عربستان سعودی اعلام کرده است که قصد دارد حدود ۸۰ میلیارد دلار در ساخت تأسیسات اضافی در سالهای آینده سرمایهگذاری کند.
تا به امروز، قوانین بینالمللی انسانی و آب نتوانستهاند از زیرساختهای آب شهری محافظت کنند، همانطور که حملات به اهداف حیاتی تأمین آب در اوکراین و غزه نشان میدهد. خود خلیج نیز در گذشته مورد حملات به تأسیسات آب شیرینکن قرار گرفته است. به عنوان مثال، در زمان حمله عراق به کویت در سال 1990، عراق تأسیسات آب شیرینکن را هدف قرار داد. کویت سالها طول کشید تا این زیرساختها را بازسازی کند. به تازگی، حوثیها در یمن در سال 2022 به تأسیسات در عربستان سعودی حمله کردند. عواقب این حملات معمولاً سریع و پیامدهای آن ممکن است طولانی باشد: گزارشهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان دادهاند که حمله به زیرساختهای آب و تجهیزات حیاتی در کشورهای خلیج میتواند باعث شود که آنها در عرض چند روز بخش عمدهای از آب شرب خود را از دست بدهند و با بحرانهای ملی آب که ماهها به طول میانجامد، مواجه شوند.
از سال 2006، کشورهای خلیج حداقل 53.4 میلیارد دلار در توسعه زیرساختهای آب شیرینکن سرمایهگذاری کردهاند. آنها همچنین برنامههای اضطراری برای دفاع از تأسیسات با شبکههای لولهکشی، مخازن ذخیرهسازی بزرگ و موانع حفاظتی برای محافظت از شیرآلات ورودی ایجاد کردهاند. در حال حاضر، ظرفیتهای تابآوری استراتژیک عربستان سعودی و امارات متحده عربی بهطور قابل توجهی بیشتر از بحرین، قطر و کویت است.
عواقب یک جنگ آب تمامعیار فراتر از خلیج خواهد بود، زیرا این منطقه 40 درصد از آب شیرینشده جهان را تأمین میکند. با رشد جمعیت خلیج، ادامه شهرنشینی سریع و مصرف حجمهای فزاینده آب، یک بحران منابع طبیعی در آنجا میتواند منجر به کمبود آب در جوامع در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن شود. مطالعات نشان میدهد که تا سال 2030، ممکن است 40 درصد کمبود جهانی در منابع آب شیرین وجود داشته باشد در حالی که تقاضا بیش از 20 درصد افزایش مییابد، که فناوری آب شیرینکن را بیش از پیش ضروری میسازد. بسیاری از تهدیدات برای تأمین آب باید مورد توجه قرار گیرد، از جمله تغییرات اقلیمی، آلودگی، تولید کشاورزی و تخریب اکوسیستم. اما محافظت از تأمین آب همچنین نیاز به سرمایهگذاری در دفاع از زیرساختها و فناوریهای آب دارد. شاید مهمترین آنها قابلیتهای ضد پهپاد باشد.
با ادامه جنگ ایران، خطر جدی وجود دارد که یک سری حملات عمدی به تأسیسات آب شیرینکن بتواند بیثباتی منطقهای را عمیقتر کرده و فاجعههای انسانی یا بحرانهای مهاجرتی بیشتری را در خلیج به وجود آورد. همه طرفهای درگیر در این جنگ باید از تشدید آنچه که در حال حاضر یک جنگ منطقهای است به یک درگیری عمیقتر بر سر تأمین آب خلیج خودداری کنند.

