دبیر کابینه اندونزی، تدی ایندرا ویجا، به تازگی سعی کرده است موضع دولت را در مورد وضعیت نوار غزه دفاع کند. دفاع او بر دو ادعا متکی بود. او گفت که تلفات “به طور قابل توجهی کاهش یافته” است در شش ماه پس از توافق دیپلماتیک امضا شده در شرم الشیخ در اکتبر 2025. او گفت که به جای بیش از 70,000 فلسطینی که در اوج حملات اسرائیل در سالهای 2024 و 2025 کشته شدند، مرگ و میر به حدود 600 تا 1,000 نفر کاهش یافته است. او همچنین استدلال کرد که خشونت نمیتواند به طور فوری متوقف شود و تلفات حتی اگر شدت کاهش یابد، ادامه خواهد داشت.
این اظهارات نیاز به بررسی دارند.
ارائه کاهش تلفات به عنوان پیشرفت، استانداردی عمیقاً نگرانکننده را تعیین میکند. ششصد مرگ، نشانهای از صلح نیست. ششصد مرگ به معنای این است که ششصد فلسطینی هنوز کشته شدهاند.
با برجسته کردن اعداد رو به کاهش، ویجا کشتار جمعی را به یک مقایسه آماری کاهش میدهد. زندگیهای فلسطینی به اعدادی تبدیل میشوند که در یک نمودار بالا و پایین میروند. وقتی اعداد کاهش مییابند، سیاست به عنوان موفقیت تلقی میشود.
این منطق واقعیت انسانی در غزه را از بین میبرد.
هر مرگ نمایانگر فردی است که تحت بمباران، محاصره و محرومیتهای تحمیل شده توسط اسرائیل کشته شده است. خانوادههایی که زیر خانههای ویران شده دفن شدهاند. کودکانی که در حملات هوایی کشته شدهاند. پزشکانی که سعی میکنند مجروحان را در بیمارستانهایی که بدون برق، دارو یا سوخت هستند درمان کنند.
کاهش این مرگها به عنوان شاخصهای بهبود، تخریب جمعی را عادی میکند.
ادعای دوم ویجا موقعیت نگرانکنندهای را فاش میکند. او استدلال میکند که خشونت نمیتواند به طور فوری متوقف شود. پیامد این ادعا روشن است. مرگهای مداوم فلسطینیها چیزی است که جهان باید در حین پیشرفت دیپلماسی بپذیرد.
این ادعا واقعیت را منعکس نمیکند. این نشاندهنده تمایل به تحمل خشونت مداوم است.
بمباران زمانی متوقف میشود که دستورات بمباران متوقف شوند. حملات هوایی زمانی پایان مییابند که فرماندهان نظامی آنها را متوقف کنند. گذرگاههای مرزی زمانی باز میشوند که مقامات محاصره را لغو کنند. کمکهای انسانی زمانی وارد میشود که محاصره پایان یابد.
کشتار ادامه دارد زیرا قدرت سیاسی اجازه ادامه آن را میدهد.
کمپین نسلکشی اسرائیل ادامه دارد زیرا از حمایت دیپلماتیک و نظامی ایالات متحده برخوردار است. این حمایت اسرائیل را از پیامدهای معنادار محافظت میکند. تا زمانی که واشنگتن این حمایت را حفظ کند، درخواستهای بینالمللی تأثیر محدودی خواهند داشت.
در این زمینه، ویجا مشارکت اندونزی در هیئت صلح را به عنوان نشانهای از درگیری دیپلماتیک جدی ارائه میدهد.
این ادعا دشوار است که پایدار بماند.
تحلیلگرانی مانند نیل کویلیام از چتم هاوس هشدار میدهند که این چارچوب ممکن است به تضعیف خود دولت فلسطینی که ادعا میکند از آن حمایت میکند، منجر شود. قدرت در دست هیئتی مرکزی است که به طور مادامالعمر توسط دونالد ترامپ ریاست میشود. نهادهای عملیاتی قدرت واقعی تصمیمگیری را در دست دارند.
فلسطینیها این نهادها را کنترل نمیکنند.
یک کمیته اداری فلسطینی وجود دارد، اما اعضای آن تحت نظارت ایالات متحده توسط اسرائیل تأیید شدهاند و با اختیارات محدود عمل میکنند. آنها ممکن است وظایف اداری روزمره را مدیریت کنند. آنها ساختار سیاسی حاکم بر سرزمین خود را کنترل نمیکنند.
این خودمختاری نیست.
این یک اداره تحت نظارت خارجی است.
این چارچوب همچنین غزه را برای سالها از کرانه باختری جدا میکند در حالی که خودمختاری فلسطینیها را به معیارهای امنیتی سختگیرانه مشروط میکند. منتقدان هشدار میدهند که چنین ترتیباتی خطر تکرار شکست فرآیند اسلو را دارد، جایی که مذاکرات استقلال را وعده میدادند در حالی که کنترل اسرائیل گسترش مییافت.
در همین حال، گسترش شهرکسازیهای اسرائیلی در کرانه باختری بدون وقفه ادامه دارد. هیئت صلح هیچ اقدامی برای متوقف کردن آن انجام نمیدهد. این هیئت به طور محدود بر روی غزه تمرکز کرده است در حالی که سیستم گستردهتر اشغال عمیقتر میشود.
اندونزی مدتهاست که ادعا میکند به طور قاطع در کنار مردم فلسطین ایستاده است. این موضع در جهان مسلمانان وزن اخلاقی دارد. اما اظهاراتی مانند آنچه ویجایا بیان کرده است، این ادعا را تضعیف میکند.
قالببندی صدها مرگ به عنوان پیشرفت، استاندارد اخلاقی برای زندگی انسانی را پایین میآورد. استدلال اینکه خشونت نمیتواند به طور فوری متوقف شود، عموم مردم را برای پذیرش مرگهای مداوم فلسطینیها به عنوان یک نتیجه اجتنابناپذیر آماده میکند.
هیچ یک از این مواضع فوریت بحران در غزه را منعکس نمیکند.
نسلکشی نمیتواند از طریق آمار تلفات رو به کاهش ارزیابی شود. این موضوع نمیتواند از طریق چارچوبهای دیپلماتیک که از قدرت معنادار فلسطینیها مستثنی هستند، مدیریت شود.
این موضوع نیاز به زبان واضح، فشار فوری و امتناع از برخورد با مرگهای جمعی به عنوان یک نتیجه قابل تحمل دارد.

