در حال حاضر توجه زیادی به نحوه مدیریت ایران در دسترسی به تنگه هرمز معطوف شده است—عملکردی شبیه به “عوارضی” که در آن جریانهای تجاری را از طریق این آبراه حیاتی محدود میکند در حالی که بهطور گزارششده به برخی کشتیها اجازه عبور به ازای پرداخت تا ۲ میلیون دلار در هر سفر یا بر اساس شرایط سیاسی و مالی خاص میدهد.
اما یک سوال مهم به مراتب کمتر مورد توجه قرار گرفته است: ایران و خریداران نفت چگونه پرداختهای خود را تحت شرایط کنونی تسویه میکنند؟ آنچه در ادامه میآید تلاشی است برای پاسخ به این سوال، با استناد به تحقیقات جدید مرکز ژئواکونومی، تا روشن کند که تهران چه اهرمهای سیاسی را به کار میگیرد و از چه ابزارهای اقتصادی-دولتسازی و فناوری استفاده میکند—همچنین پیامدهای آن برای اجرای تحریمها را بررسی کند.
چگونه ایران امروز پرداختهای فرامرزی را تسویه میکند
سیستم پرداختهای فرامرزی ایران نشاندهنده سالها سازگاری ناشی از تحریمها است. در سال ۲۰۱۲، بانکهای ایرانی تحت تحریم از شبکه سوییفت (SWIFT) که به عنوان زیرساخت اصلی پیامرسانی مالی جهانی عمل میکند، جدا شدند. اگرچه این موضوع تمام معاملات با ایران را غیرممکن نکرد، اما تسویهحسابهای استاندارد فرامرزی را با دشواریهای بیشتری مواجه کرد و دسترسی به کانال اصلی ارتباطات بانکی را قطع کرد.
در ژانویه ۲۰۱۶، پس از مراحل تأیید تحت برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) که به عنوان توافق هستهای ایران نیز شناخته میشود، بسیاری از بانکهای ایرانی دوباره به سوییفت متصل شدند و برخی از تحریمهای مالی لغو شدند. اما پس از خروج ایالات متحده از JCPOA در سال ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریمهای ثانویه، دسترسی به کانالهای مالی رسمی دوباره محدود شد. این چرخه مکرر ادغام و محدودیتهای جدید به تهران نشان داد که تجارت رسمی با دلار یا تأمین مالی تجاری با یورو غیرقابل اعتماد است.
در پاسخ، ایران سیستم پرداختهای فرامرزی خود را به مجموعهای از راهحلهای همپوشان تغییر داده است. برخی از معاملات هنوز از طریق کانالهای بانکی رسمی در حوزههای قضایی که حاضر به پذیرش ریسک تحریم هستند، انجام میشود. دیگر معاملات از طریق واسطههایی که میتوانند وجوه را نگهداری کنند، تعهدات را تسویه کنند یا مالکیت واقعی را پنهان کنند، هدایت میشوند. این تلاشها با ابتکارات دولتی مانند سیستم شتاب تکمیل میشود. اگرچه این سیستم عمدتاً بر پرداختهای داخلی متمرکز است، ایران به تازگی شتاب را برای استفاده فرامرزی از طریق یک ادغام استراتژیک با سیستم پرداخت میرا (Mir) روسیه گسترش داده است. این لینک سوئیچهای پرداخت ملی هر دو کشور را به هم متصل میکند و به کارتهای بانکی مربوطه اجازه میدهد که توسط سختافزار بانکی دیگری “خوانده” و پردازش شوند. همچنین چندین شبکه غیررسمی وجود دارد که معاملات را به طور کامل خارج از سیستم بانکی تسویه میکنند. به عنوان مثال، شبکه اجرای جرایم مالی وزارت خزانهداری ایالات متحده، شبکههای “بانکداری سایه” ایرانی را توصیف کرده است که به صرافیهای مستقر در ایران و شرکتهای خارجی وابسته—به ویژه در امارات متحده عربی، هنگ کنگ و سنگاپور—متکی هستند تا میلیاردها دلار مرتبط با صادرات نفت و سایر فعالیتها را جابجا کنند.
در پایه این ساختار، حواله وجود دارد، یک سیستم مبتنی بر اعتماد که انتقال ارزش را بدون حرکت رسمی وجوه فرامرزی امکانپذیر میسازد. این شبکهها در مراکز منطقهای مانند دبی مستقر هستند، جایی که تعداد زیادی از شرکتهای مرتبط با ایران فعالیت میکنند و طرفهای مقابل برای تسویه غیررسمی را فراهم میکنند. علاوه بر این، ایران از واسطههای مرتبط با دولت، از جمله شرکتهای جبههای و نهادهای تجاری، برای تسهیل معاملات مرتبط با صادرات نفت استفاده میکند. به تازگی، ایران همچنین به ارزهای دیجیتال برای تسهیل معاملاتی که میتوانند از مسیرهای بانکی سنتی دور بزنند، متکی شده است. به عنوان مثال، شرکت تحلیل بلاکچین Chainalysis تخمین زده است که فعالیتهای مرتبط با ارزهای دیجیتال ایران در سال ۲۰۲۵ به ۷.۸ میلیارد دلار در زنجیره رسیده است، با استفاده فزاینده از استیبلکوینها برای تسویه و سهم رو به رشد مرتبط با نهادهای تحریمشده. اقدامات اجرایی ایالات متحده به طور فزایندهای این کانالها را هدف قرار داده است، از جمله تحریمها بر صرافیها و خوشههای کیف پول مرتبط با فعالیتهای ایرانی.
برای تهران، کانالهای رسمی، نیمهرسمی و غیررسمی به طور موازی عمل میکنند و معاملات بسته به تحمل ریسک، طرفهای مقابل و محدودیتهای موجود در هر زمان خاص از طریق لایههای مختلف هدایت میشوند.
چگونه یوان چین در این زمینه جا میگیرد
چین اکنون مشتری اصلی نفت ایران است و بیش از 80 درصد صادرات دریایی آن را خریداری میکند. در این همکاری، ایران نفت را با قیمت تخفیفخورده در ازای سرمایهگذاری و کالاهای چینی مبادله میکند و پرداختها به طور فزایندهای به یوان به جای دلار انجام میشود تا قرار گرفتن در معرض نظارت ایالات متحده کاهش یابد و همچنین به بینالمللی شدن یوان چین (RMB) کمک کند. پالایشگران چینی اغلب نفت ایران را از طریق واسطهها و بانکهای غیر دلاری خریداری میکنند. پول در حسابهای کنترلشده باقی میماند و عمدتاً برای پرداخت به پیمانکاران چینی یا پوشش واردات استفاده میشود و به طور مستقیم به سیستم بانکی ایران نمیرسد.
سیستم پرداخت بینبانکی فرامرزی چین (CIPS)، یک شبکه تسویه و تسویه حساب که توسط بانک مرکزی چین (PBOC) در سال 2015 برای پردازش تراکنشهای فرامرزی یوان راهاندازی شده است، میتواند کانالی بالقوه برای این خریدهای نفتی به یوان باشد.
تحلیل مرکز ژئواکونومیک از دادههای CIPS نشان میدهد که میانگینهای ماهانه برای حجم تراکنشهای روزانه در سال گذشته در محدوده 85 تا 105 میلیارد دلار (600 تا 750 میلیارد یوان) باقی مانده است. با این حال، در اواسط تا اواخر مارس، مشاهدات روزانه به بیش از 130 میلیارد دلار (حدود 940 میلیارد یوان) افزایش یافت. افزایش حجم در زمینه جنگ جاری ایران که از 28 فوریه آغاز شده است، قابل توجه است، اما به خودی خود نشان نمیدهد که پرداختهای نفتی ایران از طریق CIPS در حال انجام است. CIPS روزانه دهها هزار تراکنش را مدیریت میکند که منعکسکننده طیف وسیعی از استفادهها است، بنابراین دادهها بهتر است به عنوان نشانهای از رشد کلی ظرفیت تسویه یوان خوانده شوند، نه به عنوان مدرکی مستقیم از جریانهای مرتبط با ایران. پکن همچنین دامنه CIPS را گسترش داده است تا بتواند برخی از ارزهای غیر یوان را مدیریت کند و خدمات فرامرزی گستردهتری ارائه دهد، که آن را به عنوان یک زیرساخت انعطافپذیر برای پرداختهای منطقهای تبدیل میکند.
امارات متحده عربی ممکن است به عنوان یک بازیگر به طور فزایندهای مهم در این شبکه در حال ظهور باشد. بانک ابوظبی اول به عنوان یک شرکتکننده مستقیم در CIPS در اواسط 2025 پیوست و بعداً به عنوان یک بانک تسویه یوان رسمی نامگذاری شد. ایران انگیزههایی برای استفاده از RMB در تجارت انرژی خود با چین دارد، در حالی که امارات مدتهاست که به عنوان یک مرکز برای تجارت و تأمین مالی تجاری ایران عمل کرده است. با توجه به نقش چین به عنوان مقصد اصلی نفت ایران، یک مرکز تسویه یوان مستقر در خلیج میتواند اصطکاک در جریانهای تجاری به یوان مرتبط با چین را کاهش دهد و از نقدینگی بیشتر یوان در منطقه حمایت کند. اما دیدگاه کمی درباره اینکه این کانالها در طول درگیری کنونی چگونه استفاده میشوند یا چه چیزی باعث افزایش اخیر فعالیت CIPS شده است، وجود دارد. هرگونه چنین تراکنشهایی احتمالاً به طور غیرمستقیم از طریق بانکهای چینی یا بانکهای کشورهای ثالث انجام خواهد شد و نه از طریق مشارکت مستقیم در شبکه CIPS، که دیدگاه را درباره اینکه سیستمها اکنون چگونه استفاده میشوند، محدود میکند.
چین همچنین میتواند از پروژه mBridge، یک پلتفرم پرداختهای فرامرزی طراحی شده برای تسویه مستقیم بین ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDCs)، برای خرید نفت ایران بهرهبرداری کند. این پروژه که در زیر هاب نوآوری بانک تسویه بینالمللی (BIS) پرورش یافته است، بانک مرکزی چین، اداره پولی هنگ کنگ، بانک تایلند، بانک مرکزی امارات متحده عربی و بانک مرکزی عربستان سعودی را گرد هم میآورد. این پروژه بیش از 4000 تراکنش به ارزش 55.49 میلیارد دلار انجام داده است که یوان دیجیتال چین 95.3 درصد از حجم را تشکیل میدهد.
در نوامبر 2025، امارات نخستین پرداخت دولتی خود را با استفاده از درهم دیجیتال عمدهفروشی در mBridge انجام داد و آمادگی برای تسویه تجارت انرژی و کالا—بخشهایی که چین در آنها تسلط دارد—را آزمایش کرد. دادهها درباره استفاده از mBridge محدود باقی مانده است، زیرا نه PBOC و نه بانکهای شرکتکننده ملزم به افشای این جزئیات نیستند. هنوز هیچ مدرک عمومی از استفاده مرتبط با ایران از mBridge وجود ندارد و ایران عضو این سیستم نیست که همچنان آزمایشی باقی مانده است. با این حال، بانکها، صرافیها و شرکتهای صوری منطقه آزاد امارات در حال حاضر به عنوان کانالهایی برای تجارت و تأمین مالی مرتبط با ایران عمل میکنند و این احتمال را افزایش میدهد که نهادهای مرتبط با mBridge بتوانند به طور غیرمستقیم تراکنشهای مرتبط با ایران را مدیریت کنند حتی اگر ایران خود در این پلتفرم شرکت نداشته باشد.
گفتوگوهایی که تیم ژئواکونومیک شورای آتلانتیک به تازگی با سیاستگذاران در اروپا داشته است، نشان میدهد که مقامات مالی گروه هفت (G7) معتقدند شرکتکنندگان ممکن است در طول جنگ ایران از mBridge بهرهبرداری کنند. اما ارتباطات و مقیاس آن غیرممکن است که بدون اطلاعات بیشتر مشخص شود. با توجه به تمرکز پروژه بر تجارت کالا با کشورهای خلیج و چین، علاقه به نقش بالقوه آن در پرداختهای نفتی ایران بالا است.
چه چیزی را باید در آینده زیر نظر داشت
با ادامه تحولات پیرامون ایران و تجارت نفت آن، سیاستگذاران باید بر چندین سیگنال کلیدی تمرکز کنند.
نخست، آیا زیرساختهای پرداخت مبتنی بر یوان همچنان به رشد خود ادامه خواهد داد؟ بهویژه، آیا CIPS به گسترش شبکه خود در خاورمیانه ادامه خواهد داد، جایی که تجارت بهصورت یوانی آسانتر است؟ پروژه mBridge همچنان مبهم است و دادههای عمومی محدودی در دسترس است. با این حال، با ادامه توسعه و آزمایش CBDCهای عمدهفروشی توسط بانکهای مرکزی، شاخصهایی مانند مشارکت کشورهای جدید در پروژههای فرامرزی، معاملات آزمایشی مرتبط با انرژی، یا افزایش فعالیت در دورههای فشار مالی یا ژئوپلیتیکی میتواند نشاندهنده استفاده بیشتر از این فناوری باشد.
ایران نیز در حال پیشبرد CBDC “ریال دیجیتال” خود است که در ابتدا واکنشی به تحریمهای ایالات متحده بود و میتواند در نهایت به تهران کانالی اضافی برای هدایت پرداختهای خردهفروشی و عمدهفروشی از طریق کانالهای دیجیتال بدهد. تمامی کشورهای بنیانگذار BRICS در حال آزمایش CBDCهای عمدهفروشی هستند و همچنان به دنبال ایجاد یک سیستم ارزی جهانی چندقطبی هستند. بخش عمدهای از این تلاش بر ساخت شبکههای پرداخت دیجیتال داخلی متمرکز است در حالی که برنامههای آزمایشی فرامرزی که امکان تسویه تجارت به ارزهای محلی را فراهم میکنند، در حال انجام است. به هر سیگنالی که از اجلاس بعدی BRICS، که برای سپتامبر 2026 در هند برنامهریزی شده است، و همچنین تحولات گستردهتر در این سیستمهای پرداخت توجه کنید—بهویژه با توجه به اینکه هند دومین خریدار بزرگ نفت ایران است.
مهم است که توجه داشته باشیم که این سیستمها هنوز به چالش کشیدن وضعیت دلار بهعنوان ارز ذخیره و فراوانی آن در معاملات بینالمللی نمیپردازند. CIPS همچنان شبکهای بسیار کوچکتر از معماری مالی غرب دارد که شامل SWIFT و سیستم پرداخت بینبانکی Clearing House (CHIPS) میشود. با این حال، این سیستمهای جایگزین یک رکن از سلطه دلار را تضعیف میکنند: قدرت تحریمهای مالی. بهویژه در این مورد، آنها به ایران کانالهایی برای حفظ درآمد نفت و جریانهای تجاری علیرغم فشارها ارائه میدهند.
ایران اهرمهایی دارد که میتواند برای تسهیل تجارت به یوان یا سایر ارزهای غیر دلاری استفاده کند. با این حال، چشمانداز پرداخت ایران همچنان fragmented است. یوان به ایران راهی برای خروج از تحریمها نمیدهد، اما ممکن است راهی ارزانتر برای عبور از آنها با کاهش وابستگی به کانالهای تسویه دلاری و کاهش هزینههای انطباق و واسطهگری مرتبط با معاملات تحریمی ارائه دهد.
شاید مهمترین تغییری که باید به آن توجه کرد، این است که چگونه مسیرهای ارتباطی تجارت به پرداخت در حال تغییر هستند. آیا این تغییرات محدود به بحران کنونی است؟ و آیا آنها پیامدهای بلندمدت برای پرداختهای فرامرزی خارج از دلار خواهند داشت؟

