ایالات متحده و اسرائیل قدرت تخریب جزیره خارک را دارند. با این حال، آنها تصمیم به حمله به زیرساختهای فیزیکی نمیگیرند. دلیل آن، شوک جهانی نفتی تضمین شده است.
در خلیج فارس، یک سنگ آهکی کوچک و یک آبراه باریک، مهمترین تقاطع در ژئوپولیتیک جهانی مدرن را تشکیل میدهند. جزیره خارک یک زمینماس کوچک به مساحت تنها بیست و دو کیلومتر مربع است. در نزدیکی آن، تنگه هرمز خلیج را به اقیانوس آزاد متصل میکند. این دو مکان بهطور مشترک کانون یک بحران نظامی و اقتصادی شدید را شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل تشکیل میدهند. با این حال، وضعیت به سرعت از یک بنبست ساده به اختلال فعال تبدیل شده است. نیروهای نظامی مدرن از حمله مستقیم به جزیره خودداری میکنند. این تردید واقعیت پیچیده جنگ مدرن را نشان میدهد. یک اشتباه نظامی در اینجا میتواند باعث بحران اقتصادی جهانی فوری شود.
جزیره خارک تقریباً تمام صادرات نفت ایران را مدیریت میکند. این جزیره حدود نود درصد از محمولههای نفت خام کشور را مدیریت میکند. نفتی که دولت ایران را تأمین مالی میکند، باید از این تأسیسات عبور کند. جزیره دارای مخازن ذخیرهسازی بزرگ و داکهای عمیق دریایی است که قادر به بارگیری میلیونها بشکه در روز هستند. این تمرکز، خارک را به هدفی بسیار آسیبپذیر تبدیل میکند. برخلاف میادین نفتی داخلی، جزیره کوچک و ایزوله است. علاوه بر این، بیشتر نفتی که از خارک خارج میشود، مستقیماً به چین میرود. بنابراین، حمله به جزیره خارک تنها یک حمله به ایران نیست. این یک اختلال مستقیم در تأمین انرژی برای دومین اقتصاد بزرگ جهان است. با شناخت این آسیبپذیری، ایران حجم صادرات خود را به حداکثر رسانده است. گزارشهای اخیر نشان میدهد که ایران صادرات را به نزدیک به سه میلیون بشکه در روز قبل از آغاز خصومتهای کنونی افزایش داده است. دولت میخواست قبل از هرگونه حمله نظامی، هر چه بیشتر نفت صادر کند.
جزیره نقطه بارگیری است و تنگه تنها خروج دریایی است. نفتکشها باید از این کانال باریک عبور کنند تا به بازارهای جهانی برسند. تنگه هرمز در باریکترین نقطه خود تنها بیست و یک مایل عرض دارد. با این حال، معمولاً حدود بیست درصد از عرضه جهانی نفت را حمل میکند. پس از آغاز جنگ در اواخر فوریه ۲۰۲۶، تنگه هرمز دیگر برای تجارت دریایی استاندارد قابل استفاده نیست. ایران بهطور de facto این آبراه را بسته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه بسته است و هشدار داد که به هر کشتی که سعی در عبور داشته باشد، حمله خواهند کرد. آنها مینهای دریایی را مستقر کرده و حملات مکرر پهپادی و موشکی علیه کشتیرانی تجاری انجام دادهاند. یک نمونه اخیر، حمله شدید به کشتی باری با پرچم تایلند، مایوری ناری، در اوایل مارس ۲۰۲۶ است. نیروهای ایرانی به این کشتی با پروژهها حمله کردند و باعث آتشسوزی بزرگ در اتاق موتور شدند و چندین عضو خدمه مفقود شدند. در نتیجه، کشتیرانی تجاری از طریق تنگه بهطور مؤثری متوقف شده است. شرکتهای بزرگ کشتیرانی جهانی، عبور از این منطقه را متوقف کرده و از کشتیها خواستهاند که مسیر خود را تغییر دهند. در حالی که ترمینالهای نفتی جزیره خارک هنوز بهطور مستقیم توسط بمبافکنهای آمریکایی و اسرائیلی تخریب نشدهاند، فلج تقریباً کامل تنگه به این معنی است که شریان حیاتی که به آن تغذیه میشود، در حال حاضر مسدود شده است.
این اختلال فعال توضیح میدهد که چرا در مورد خود جزیره، احتیاط نظامی خاصی وجود دارد. ایالات متحده و اسرائیل قدرت تخریب جزیره خارک را دارند. با این حال، آنها تصمیم میگیرند به زیرساختهای فیزیکی حمله نکنند. دلیل این امر شوک جهانی نفتی تضمینشده است. اگر جزیره خارک بسوزد، بسته شدن موقت تنگه هرمز به یک فاجعه دائمی منطقهای تبدیل میشود. تحلیلگران انرژی پیشبینی میکنند که این توالی خاص از رویدادها بهطور فوری میلیونها بشکه نفت را از بازار جهانی حذف خواهد کرد. در نتیجه، قیمتهای جهانی نفت بهطور ناگهانی افزایش مییابد. قیمتها به راحتی میتواند به یکصد و پنجاه دلار یا حتی دویست دلار برای هر بشکه برسد. این افزایش ناگهانی قیمت، تورم شدیدی را در سطح جهانی به وجود میآورد و به اقتصادهای غربی آسیب میزند. بنابراین، جزیره خارک یک خط قرمز سخت باقی میماند. آسیب اقتصادی بالقوه بهعنوان یک سپر حفاظتی برای تأسیسات ایرانی عمل میکند. هزینه مالی تخریب جزیره به سادگی برای اقتصاد جهانی قابل تحمل نیست.
از آنجا که تخریب فیزیکی هزینهبر است، برنامهریزان نظامی گزینههای جایگزین را در نظر میگیرند. استراتژی از بمباران به اشغال فیزیکی تغییر میکند. استراتژیستهای نظامی درباره استقرار نیروهای ویژه زمینی بحث میکنند. این بحث اغلب شامل واحدهایی مانند تیم شش نیروی دریایی ایالات متحده میشود. هدف این است که جزیره خارک را بهطور فیزیکی تصرف کنند. این رویکرد دو مزیت متمایز دارد. اول، نیروها میتوانند فرآیند بارگیری را متوقف کنند تا صادرات نفت ایران را بهطور فوری متوقف کنند. این امر تأمین مالی نظامی ایران را بدون تخریب زیرساختهای فیزیکی قطع میکند. دوم، حفظ تأسیسات نفتی یک اقتصاد کارآمد برای هر دولت ایرانی احتمالی در آینده باقی میگذارد. ایالات متحده میتواند از ترمینال نفتی سالم بهعنوان یک ابزار مذاکره قوی استفاده کند. مقامات به جزیره بهعنوان یک سلاح مخفی نگاه میکنند. این جزیره روشی برای اعمال حداکثر فشار بر دولت فراهم میکند.
عملیات زمینی برای تصرف جزیره همچنان بسیار خطرناک است، هرچند ماهیت تهدید تغییر کرده است. رئیسجمهور دونالد ترامپ بهتازگی اعلام کرد که حملات آمریکاییها نیروهای دریایی و شبکههای دفاع هوایی ایران را نابود کردهاند. او بیان کرد که ایالات متحده عملاً این قابلیتها را از بین برده است. تحلیلگران نظامی این ادعاها را تأیید میکنند و کاهش شدید رادارهای پیشرفته و باتریهای موشکی ایران را تأیید میکنند. در نتیجه، نیروی مهاجم با تهدیدات سنتی ضد هوایی کمتری مواجه خواهد شد. در عوض، خطر اصلی اکنون در جنگ نامتقارن نهفته است. خطر شدید این است که یک نیروی نظامی ناامید ایرانی ممکن است بهطور عمدی ترمینال نفتی جزیره خارک را خودشان تخریب کنند تا اجازه ندهند نیروهای آمریکایی آن را تصرف کنند. علاوه بر این، تصرف جزیره تنها نیمی از مشکل را حل میکند. اگر نیروهای آمریکایی کنترل جزیره خارک را بهدست آورند، هنوز باید کشتیها را بهطور ایمن از تنگه هرمز که کاملاً مسدود شده است، عبور دهند. تصرف جزیره خارک بهطور اجتنابناپذیری به یک درگیری دریایی طولانی برای بازگشایی تنگه منجر میشود.
این مکانها محدودیتهای نهایی قدرت نظامی را نشان میدهند. آنها نشان میدهند که چگونه تجارت جهانی اقدام نظامی مستقیم را محدود میکند. جزیره بهعنوان هاب حیاتی نفت عمل میکند. تنگه بهعنوان مسیر اجتنابناپذیر عمل میکند. این دو با هم یک تله ژئوپلیتیکی پیچیده را تشکیل میدهند. ایالات متحده و اسرائیل بهدنبال خنثیسازی قابلیتهای نظامی ایران هستند. با این حال، هر دو کشور باید بهدقت در اطراف این زیرساخت انرژی عمل کنند. تخریب جزیره یک فاجعه اقتصادی جهانی تضمینشده را آغاز میکند. تصرف جزیره خطر یک عملیات زمینی عظیم را به همراه دارد که هیچ تضمینی برای بازگشایی مسیرهای دریایی وجود ندارد. بنابراین، جزیره خارک در حال حاضر از بمباران هوایی در امان است. این جزیره بهعنوان یک نماد عمیق از درگیری کنونی ایستاده است. این جزیره مرزهای یک جنگ منطقهای را تعیین میکند. تا زمانی که برنامهریزان نظامی راهی امن برای بازگشایی تنگه هرمز پیدا نکنند، جزیره خارک بهعنوان محافظتشدهترین هدف در خاورمیانه باقی خواهد ماند.

