دولت ترامپ باید روشن کند که کاهش کامل محدودیتهای اقتصادی به پیشرفت در اوکراین مرتبط خواهد بود.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، به طرز غیرقابل پیشبینی، بازارهای انرژی جهانی را بیثبات کرده است. قیمت نفت در اوایل این هفته حدود ۳۰ درصد افزایش یافت و به ۱۱۹ دلار در هر بشکه رسید که بالاترین قیمت در چهار سال گذشته است و به وضوح بر شبکه ائتلاف واشنگتن در اروپا و بخشهایی از آسیا تأثیر گذاشته است.
افزایش قیمت نفت ناشی از کمبود عرضه و محدودیتهای لجستیکی است که حتی اگر ایالات متحده اقداماتی برای تضمین ترافیک جزئی از طریق تنگه هرمز که محاصره شده است، انجام دهد، احتمالاً در طول جنگ ادامه خواهد داشت.
کاخ سفید، در تلاشی برای کاهش فشارهای جهانی انرژی ناشی از جنگ، بهطور موقت برخی از تحریمها علیه نفت روسیه را لغو کرده است. این اقدامات شامل تصمیم اخیر برای تأیید معافیت ۳۰ روزه برای خریدهای نفتی هند از روسیه است؛ اقدامات اضافی در این راستا ممکن است پس از تماس تلفنی بین رئیسجمهور دونالد ترامپ و رئیسجمهور روسیه ولادیمیر پوتین در روز دوشنبه انتظار رود.
این تحرکات، هرچند به وضوح با پیوندهای بزرگتر در نظر گرفته نشدهاند، نمیتوانند کاملاً از زمینه تلاشهای تحت رهبری آمریکا برای تأمین توافق صلح به منظور پایان دادن به جنگ اوکراین جدا شوند. چندین رشته تحلیلی برای پیگیری در اینجا وجود دارد.
نخست، هرچند افزایش جهانی قیمت نفت بهطور غیرقابل انکاری برای مسکو سودمند است، این دستاوردهای کلان اقتصادی زمان میبرد تا در دفاتر اقتصادی مسکو منعکس شود و حتی زمان بیشتری میطلبد تا به قابلیتهای نظامی اضافی تبدیل شود که به نیروهای روسی کمک کند تا جنگ علیه اوکراین را ادامه دهند. تحولات کنونی در خاورمیانه احتمالاً بر استراتژی نظامی روسیه تأثیر نخواهد گذاشت. به هر حال، کرملین بهتر از هر کس دیگری میداند که تصمیمات بلندمدت را نمیتوان بر اساس نوسانات کوتاهمدت و میانمدت بازارهای انرژی اتخاذ کرد.
مزیت فوریتر برای روسیه این است که ایالات متحده در حال مصرف ذخایر تسلیحات و سامانههای پدافند هوایی است که میتوانستند به اوکراین ارسال شوند و این امر فاصله موجود در قدرت آتش بین روسیه و اوکراین را در حالی که جنگ به سال پنجم خود میرسد، بیشتر میکند. هرچند این موضوع بهطور بنیادی مسیر جنگ را در آینده نزدیک تغییر نخواهد داد، اما یک روند شکستخورده برای اوکراین را بیشتر تقویت میکند. و این کمبود تسلیحات میتواند محدودیتهای جدی بر نیروهای مسلح اوکراین تحمیل کند اگر جنگ ایران بهطور نامحدود ادامه یابد بدون اینکه افزایش تولید ایالات متحده نیازهای کییف را در نظر بگیرد.
سپس تأثیرات بالقوه بر مذاکرات اوکراین وجود دارد. کاخ سفید تا کنون سیاست سختگیرانهای را در پیوند دادن تسهیل تحریمها و همکاری اقتصادی ایالات متحده و روسیه به توافق صلحی که جنگ را به پایان میرساند، دنبال کرده است. آخرین دور معافیتهای نفتی اولین نمونه بزرگ از جداسازی تحریمها از مذاکرات صلح است، چیزی که کرملین مدتها به دنبال آن بوده اما تا کنون نتوانسته به آن دست یابد.
این اقدام نگرانی را ایجاد میکند که کاخ سفید، در تلاشی برای متوقف کردن افزایش قیمتهای جهانی انرژی، اهرمهایی را که میتوانست برای تأمین امتیازات روسی لازم برای تثبیت توافق اوکراین استفاده کند، تضعیف میکند. مسکو، اگر احساس کند که راهی جداگانه برای دریافت کمکهای اقتصادی بدون توافق اوکراین دارد، ممکن است ترغیب شود تا امتیازات بیشتری در زمینه سرزمین و امنیت بخواهد که ممکن است برای کییف غیرقابل قبول باشد و در نتیجه به حرکت دیپلماتیک مثبتی که در نیم سال گذشته از مذاکرات دشوار اما سازنده به دست آمده، آسیب بزند.
مذاکرهکنندگان آمریکایی میتوانند اقداماتی برای محدود کردن این اثر ناخواسته انجام دهند با تأکید بر اینکه این اقدامات موقتی برای هدف محدود تثبیت بازارهای انرژی جهانی هستند و اینکه حذف کامل و دائمی تحریمها بهطور مستقیم به توافق اوکراین مرتبط است. به عبارت دیگر، این معافیتها بهتر است بهعنوان یک پیشنمایش کوچک و موقتی از آنچه در آینده ممکن است رخ دهد، ارائه شوند اگر مسکو اقدامات لازم برای نهایی کردن توافق صلح در حال حاضر در حال مذاکره را انجام دهد.
به این منظور، کاهش آرام اجرای برخی تحریمها ریسک کمتری از نظر سرایت سیاست نسبت به لغو رسمی آنها دارد و این اقدامات موقتی میتوانند برای دورههای کوتاهمدت حدود ۳۰ روز تمدید شوند تا این تصور ایجاد نشود که آنها نهادینه شدهاند. مهمتر از همه، کاخ سفید باید به مسکو ادامه دهد که با وجود هر اقدام فوقالعادهای که در کوتاهمدت انجام میدهد، فلسفه اصلی آن در مورد پیوندهای دیپلماتیک تغییر نکرده است. کاهش تحریمها در بلندمدت باید و هست که بخشی از یک توافق صلح چارچوبی باشد؛ دولت میتواند بهطور معتبر استدلال کند که بدون آن، پایهای سیاسی و ژئوپلیتیکی برای تعامل پایدار ایالات متحده و روسیه، از جمله در مسائل اقتصادی، وجود ندارد.
یکی از دامهای اصلی استفاده از تحریمها برای وادار کردن تغییر در رفتار دولت این است که برای اینکه تحریمها نقش مورد نظر خود را ایفا کنند، طرف مورد مجازات باید باور داشته باشد که محدودیتها میتوانند لغو شوند. دولت ترامپ از طریق تعامل خود با بلاروس و سوریه نشان داده است که انعطافپذیری و قضاوت موقعیتی لازم برای لغو تحریمها را در مواقع لازم دارد. آخرین دسته از معافیتها در مورد نفت روسیه نشانه دیگری به مسکو است که کاهش تحریمها روی میز است، اما این اقدامات میتوانند و باید به گونهای بستهبندی شوند که بهطور غیرضروری فرآیند صلح اوکراین را تحت فشار قرار ندهند.

