تأثیرات جنگ بر سوریه عمدتاً زیر رادار قرار گرفته است، اما هیچکس نباید فراموش کند که از سال 2024 چه تغییرات زیادی در آنجا رخ داده و چقدر مهم است که دستاوردهای دولت در برابر ایران و شرکایش حفظ شود در حالی که پیامدهای اقتصادی محلی این درگیری نیز مورد توجه قرار گیرد.
اگر جنگ ایران تنها یک سال و نیم پیش رخ داده بود، سوریه یک کشور خط مقدم بود که به حامی خود در تهران کمک میکرد تا در برابر ایالات متحده و اسرائیل مقاومت کند. اکنون که رژیم بشار اسد از بین رفته، دمشق با احتیاط از درگیری مستقیم در هر دو طرف بحران منطقهای خودداری کرده است. با این حال، این پاسخ آرام نباید به عنوان آرامش داخلی اشتباه گرفته شود—جنگ هنوز هم دولت جوان سوریه را مجبور کرده تا با چالشهایی مانند تلفات ناشی از موشکها و سامانههای پدافند هوایی که از آسمانش عبور میکنند، کمپینهای اطلاعات نادرست درباره نیتهای نظامیاش، تهدیدات مرزی فزاینده از سوی نمایندگان ایران در عراق و لبنان، و پیامدهای انرژی و اقتصادی که میتواند بر انتقال و تلاشهای بازسازی پس از اسد تأثیر بگذارد، مقابله کند. سوریه همچنان یکی از نقاط روشن سیاست خارجی دولت ترامپ است، اما برای حفظ این وضعیت، تصمیمگیرندگان باید به دقت به نحوه مدیریت این دولت هنوز شکننده در جنگ و چگونگی تأثیر آن بر عواقب جانبی توجه کنند.
اضافه کردن از طریق کسر
قبل از سقوط اسد، دمشق یک نقطه کلیدی در استراتژی منطقهای ایران بود و به تهران اجازه میداد تا “پل زمینی” خود را از طریق عراق و سوریه به حزبالله لبنان، جواهر تاج شبکه نیابتیاش، کامل کند. از آغاز جنگ داخلی سوریه، رژیم اسد نیروهای ایرانی و نمایندگان شبهنظامی شیعه آنها از افغانستان، عراق، لبنان و پاکستان را برای جنگ به نمایندگی از خود خوشآمد گفت. عدم وجود چنین نمایندگانی در سوریه در حال حاضر به این معنی است که هیچ موشکی از خاک آن در طول جنگ کنونی شلیک نمیشود و این به نیروهای اسرائیلی و آمریکایی یک جبهه کمتر برای نگرانی میدهد.
رژیم اسد همچنین به روسیه اجازه داد تا از سال 2015 قدرت هوایی خود را در سراسر سوریه به نمایش بگذارد. با این حال، پس از سقوط اسد، حضور نظامی مسکو به پایگاههای ساحلی غربی محدود شد و آزادی حرکت کمی داشت. این به نیروهای اسرائیلی دسترسی بیشتری به فضای هوایی داد و به آنها اجازه داد تا بیشتر قابلیتهای نظامی اصلی رژیم را در روزهای پس از سقوط اسد نابود کنند و برتری هوایی را برقرار کنند—که این امر به شدت موجب نارضایتی انقلابیون سوریه و حامیانشان شد که احساس میکردند هیچ ارتباطی با اسد یا سیاستهای او ندارند و بنابراین باید اجازه مییافتند که آن تسلیحات را حفظ کنند. در جنگ کنونی، این برتری ادامهدار به اسرائیل اجازه داده است که بر فراز مناطق بیشتری پرواز کند با خطر کمتری از آتش دشمن، و از فضای هوایی سوریه به عنوان یک منطقه واقعی برای رهگیری مهمات شلیک شده توسط ایران و نمایندگانش استفاده کند. به طور خلاصه، کمپین کنونی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران اگر اسد هنوز در قدرت بود، حتی دشوارتر میبود.
تأثیرات انرژی و اقتصادی
بخش انرژی سوریه از زمان آغاز جنگ ایران دچار مشکل شده است. در تاریخ ۲۸ فوریه، اسرائیل بهطور نامحدود صادرات گاز طبیعی به مصر و اردن را تحت یک بند قهری در توافق تأمین اخیر خود متوقف کرد. در نتیجه، مصر صادراتی را که به سوریه از طریق اردن ارسال میکرد، کاهش داد—وضعیتی که بهطور پیوسته پیشرفتهایی را که دمشق در تقویت بخش برق کشور در سال گذشته داشته، معکوس میکند.
تعلیق عملیات نفت و گاز در کشورهای خلیج فارس نیز به وضعیت سوریه کمکی نکرده است. علاوه بر این، یادداشتهای تفاهمی که دمشق اوایل سال گذشته با عربستان سعودی و کشورهای دیگر امضا کرده است—که پروژههایی در چندین بخش به ارزش بیش از ۶۰ میلیارد دلار را شامل میشود—ممکن است در خطر باشد. با توجه به آسیبهای وارده به زیرساختهای غیرنظامی، انرژی و نظامی در خلیج، این دولتها ممکن است تصمیم بگیرند که بر روی بهبود داخلی پس از جنگ تمرکز کنند و بودجههایی را که مایل به اختصاص به بازسازی سوریه هستند، کاهش دهند. این موضوع بهویژه در مورد پروژههای میانمدت و بلندمدت صادق است که بسیاری از آنها برای حفظ شتاب بهبودی اقتصادی سوریه پس از اسد ضروری هستند.
کمپینهای اطلاعات نادرست و گروههای جعلی
در طول جنگ، دمشق مجبور بوده است با عناصر مختلفی که از طریق نشتهای رسانهای و کمپینهای اطلاعات نادرست تلاش میکنند کشور را به درگیری بکشند و/یا ثبات آن را تضعیف کنند، مقابله کند. بهعنوان مثال، ایران و شبکه نیابتیاش داستانهایی درباره گروههای جعلی در داخل سوریه که حملات جعلی علیه اهداف همپیمان انجام میدهند، منتشر کردهاند—گروه جهادی سوری بهنام “حیات انصار التوحید الاسلامیه” بهطور نادرست مسئولیت پرتاب موشک به اهداف اسرائیلی در بلندیهای جولان را بر عهده گرفت، در حالی که “اجناد بیت المقدس” ادعا کرد که به نیروهای آمریکایی در پایگاه نظامی الشدادی در شمال شرق سوریه حمله کرده است، در حالی که تمام پرسنل آمریکایی قبل از جنگ آن مکان را ترک کرده بودند. اپراتورهای آنلاین تلاش کردند تا وضعیت را بیشتر مبهم کنند و بهنظر برسانند که گروههای مرتبط با القاعده این حملات جعلی را انجام دادهاند.
ایران و نیابتیهایش همچنین یک روایت را پیش بردهاند که سوریه در حال برنامهریزی برای حمله به لبنان در کنار اسرائیل بهمنظور مبارزه با حزبالله است. در واقع، تهران و نیابتیهایش به شدت امیدوارند که دمشق درگیر شود زیرا این را راهی برای بیثبات کردن سوریه و باز کردن آن بهعنوان یک کریدور برای جابجایی افراد و سلاحها بین عراق و لبنان میبینند.
امنیت مرزی و دیپلماسی منطقهای
در هفته گذشته، وزارت دفاع سوریه نیروهای بیشتری به مرزهای لبنان و عراق ارسال کرده است تا اطمینان حاصل کند که حزبالله و شبهنظامیان تحت حمایت ایران که بر الحشد الشعبی عراق تسلط دارند، به کشور نفوذ نکرده و عملیات بیثباتکنندهای انجام ندهند. بهویژه، حملات هوایی اخیر ایالات متحده به اهداف الحشد در القائم، درست در آن سوی مرز، صورت گرفته است، در حالی که واحدهای وزارت کشور سوریه، قاچاقچیان سلاح را در نزدیکی نقاط مرزی در استانهای حمص و دیرالزور دستگیر کردهاند.
مقامات سوریه بهدقت تأکید کردهاند که فعالیتهای امنیتی افزایشیافته آنها در هر دو مرز، یک اقدام دفاعی است و دمشق هیچ قصدی برای ورود به جنگ بهصورت تهاجمی ندارد. این پیامها از طریق رسانههای دولتی و تماسهای مستقیم با رهبران عراقی و لبنانی، از جمله رئیسجمهور احمد الشراعه، وزیر امور خارجه اسعد الشیبانی و کاردار سوریه در بیروت منتقل شده است.
در عین حال، الشراعه در جلسات عمومی با رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، و دیگر رهبران منطقهای اعلام کرده است که از تلاشهای بیروت برای خلع سلاح حزبالله حمایت میکند. او همچنین با دولتهای خلیج فارس تماس گرفته تا حمایت خود را ابراز کرده و کمکهایی برای دور زدن مسیرهای تجاری دریایی ناپایدار ارائه دهد و مسیرهای زمینی احتمالی از طریق سوریه به منطقه مدیترانه را پیشنهاد کرده است. او حتی خواستار ایجاد یک اتاق عملیات نظامی مشترک بین کشورهای خلیج و شام شده است—بخشی برای تقویت وحدت عربی در برابر ایران، اما همچنین برای اطمینان از اینکه اسرائیل نمیتواند اراده خود را بر منطقه تحمیل کند اگر تهران پس از جنگ بهطور دائمی تضعیف شود.
توصیهها برای سیاست ایالات متحده
با هر تحولی که در جنگ پیش بیاید، واقعیت جدید در سوریه به طور کلی مثبت است— رژیم اسد دیگر وجود ندارد و ایران و نمایندگان آن دیگر نمیتوانند از این کشور به عنوان بستری برای تضعیف منطقه استفاده کنند. با این حال، ثبات بلندمدت سوریه و آزادی از مداخلات ایرانی به هیچ وجه تضمین شده نیست، بنابراین واشنگتن باید از بحران کنونی به عنوان فرصتی برای همکاری نزدیکتر با دمشق در مسائل زیر استفاده کند:
هماهنگی علیه حشد شعبی. با توجه به اینکه بسیاری از نمایندگان شبهنظامی ایران در عراق در نزدیکی مرز سوریه مستقر هستند، واشنگتن و دمشق باید هر زمان که ایالات متحده قصد حمله به این عناصر را دارد، به طور نزدیک هماهنگ شوند. تلاشهای مشترک میتواند به محدود کردن تلاشهای حشد برای نفوذ به مرز، بیثبات کردن سوریه پس از اسد یا قاچاق سلاح به حزبالله کمک کند.
استفاده از منافع مشترک سوریه و اسرائیل در امنیت مرز با لبنان. دمشق مصمم است که اطمینان حاصل کند حزبالله به مرزهایش نفوذ نکند، بنابراین مقامات آمریکایی باید از این موضوع به عنوان یک راه دیگر برای نشان دادن این نکته به اسرائیل استفاده کنند که سوریه تهدیدی نیست. ایجاد اعتماد در این زمینه و تأکید بر منافع امنیتی مشترک دو کشور میتواند به احیای دیپلماسی پس از کاهش تنشها کمک کند و امیدواریم که زمینهای برای توافق امنیت مرزی اسرائیل و سوریه در آینده نزدیک فراهم شود.
ارائه کمکهای فناوری در زمینه ایمنی عمومی و اطلاعات نادرست. دولت ایالات متحده باید شرکتهای فناوری آمریکایی را تشویق کند تا به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سوریه در ایجاد سیستمهای هشدار اولیه کمک کنند که شهروندان بتوانند از آنها استفاده کنند زمانی که موشکها یا راکتها بر روی مناطق جمعیتی فرود میآیند، زیرا بسیاری از مناطق از پناهگاههای کافی برخوردار نیستند. به عنوان مثال، دولت میتواند پیامکها یا اعلانهای اپلیکیشن را به ساکنان محلی ارسال کند زمانی که چنین خطراتی قریبالوقوع یا افزایش یافتهاند. شرکتهای آمریکایی و وزارت اطلاعات سوریه همچنین میتوانند در پیشبینی و مقابله با کمپینهای اطلاعات نادرست ایران و سایر بازیگران همکاری کنند. به عنوان بخشی از این تلاش، واشنگتن باید شرکتهای فناوری را به اجرای شرایط خدمات خود و حذف محتوایی که قوانین آنها در مورد اطلاعات نادرست را نقض میکند، تحت فشار قرار دهد.
در مورد مسیرهای انرژی جایگزین با شرکا همکاری کنید. مشابه پیشنهاد تجارت زمینی شرا، واشنگتن باید با عربستان سعودی و اردن در مورد مسیرهای تجاری و خط لولههای جایگزین که به سمت شمال به سمت مدیترانه میروند، به جای جنوب از طریق آبراههای آسیبپذیر خاورمیانه، ارتباط برقرار کند. این میتواند به تقویت تابآوری تجاری آینده کمک کند و در صورت بروز مشکلات مجدد در تنگه هرمز یا باب المندب، راهحلهای موقتی فراهم کند.
در مورد چشماندازهای اقتصادی کوتاهمدت واقعبین باشید. در حال حاضر، کار زیادی نمیتوان برای کاهش پیامدهای اقتصادی جنگ در سوریه انجام داد؛ بسیاری از این تلاشها باید تا پس از کاهش بحران منتظر بمانند. در این میان، واشنگتن باید به دمشق توصیه کند که از ایجاد انتظارات بالا در سوریها برای تغییرات اقتصادی بزرگ در آینده نزدیک خودداری کند. ترسیم واقعیتی واقعبینانه و شفاف امروز میتواند به جلوگیری از بالا رفتن بیش از حد امیدهای عمومی کمک کند، تنها برای اینکه در صورت عدم تحقق اعلامیههای بزرگ زیرساختی به دلیل عوامل خارجی، ناامید شوند.

