مکالمه ملی 2025 شکست خورد و نتایج آن منتشر نشد. اما بدون تلاش جدید برای حل و فصل درگیریهای داخلی، کشور همچنان در برابر مداخلات خارجی آسیبپذیر خواهد ماند.
مقامات انتقالی سوریه به دستاوردهای قابل توجهی در سیاست خارجی دست یافتهاند. دولت احمد الشراعه روابط دیپلماتیک را احیا کرده، تحریمها را کاهش داده و کشور را از عواقب نظامی جنگ جاری در ایران مصون نگه داشته است.
با این حال، رویدادهای اخیر محدودیتهای این استراتژی تثبیت رو به بیرون را نشان میدهد. در 19 مارس، نیروهای اسرائیلی به نیروهای دولتی در سویدا حمله هوایی کردند، پس از درگیریهایی بین نیروهای دولتی و گروههای دروزی – که نشان میدهد چگونه درگیریهای حلنشده داخلی سوریه میتواند بازیگران خارجی را به خود جلب کند.
به جای پرداختن به علل ریشهای درگیری سویدا از طریق یک فرآیند داخلی، مقامات تلاش کردهاند تا این مسائل را از طریق توافقهایی با کشورهای دیگر حل کنند.
این رویکرد در موثرترین حالت خود میتواند تشدید را مهار کند. اما تنشهای زیرین را دست نخورده باقی میگذارد. بدون یک فرآیند ملی معتبر برای پرداختن به تقسیمات داخلی، انتقال سوریه همچنان شکننده و در برابر مداخلات خارجی مکرر آسیبپذیر خواهد ماند.
از میدان جنگ به حائل
سوریه اکنون به دلیل یک دلیل غیرمنتظره در خاورمیانه برجسته شده است. در حالی که کشورهای همسایه به طور فزایندهای در پیامدهای جنگ علیه ایران درگیر هستند، سوریه در حال حاضر از درگیری مستقیم اجتناب کرده و عمدتاً از تأثیرات آن مصون مانده است.
این تغییر قابل توجه است با توجه به تاریخچه اخیر سوریه. به مدت بیش از یک دهه، این کشور به عنوان عرصه مرکزی که رقابتهای منطقهای و بینالمللی در آن به وقوع میپیوست، عمل کرده است. امروز، در مقابل، خود را به عنوان یک بازیگر بیطرف بازتعریف کرده است.
این نتیجه حاصل سیاست خارجی بسیار مؤثر دولت الشراعه است. از زمان سقوط رژیم اسد در دسامبر 2024، مقامات انتقالی روابط خارجی سوریه را با احیای روابط دیپلماتیک، درگیر کردن بازیگران منطقهای و محدود کردن حضور شبکههای مسلح وابسته به خارجیها بازتنظیم کردهاند. این اقدامات خطر کشیده شدن سوریه به دینامیکهای درگیری وسیعتر را کاهش داده است.
رئیسجمهور الشراعه این موضوع را در سخنرانی خود پس از نماز عید در 20 مارس روشن کرد و استدلال کرد که موقعیت در حال تغییر سوریه منعکسکننده مدیریت مؤثرتر روابط منطقهای و بینالمللی است. به این معنا، سیاست خارجی به یک رکن مرکزی در تلاشها برای تثبیت کشور تبدیل شده است – که به محافظت از سوریه در برابر شوکهای خارجی در لحظهای از نوسانات شدید منطقهای کمک میکند.
مهار بدون حل
اما تحولات اخیر در سویدا محدودیتهای این استراتژی را برجسته میکند.
خشونت در ژوئیه 2024 افزایش یافت، زمانی که دمشق نیروهایی را به این استان اعزام کرد. دولت این اقدام را به عنوان تلاشی برای بازگرداندن نظم پس از درگیریهای بین گروههای دروزی و بدوی ارائه کرد.
با این حال، در سطح محلی، این مداخله به طور گستردهای به عنوان تلاشی برای تحمیل اقتدار مرکزی پس از ماهها مذاکرات متوقف شده درباره مدیریت و ترتیبات امنیتی تلقی شد. درگیریهای بعدی – و گزارشهای سوءاستفاده – بیاعتمادی بین بازیگران محلی و مقامات را عمیقتر کرد.
به جای پرداختن به عوامل درگیری از طریق گفتوگوی محلی فراگیر، مقامات تلاش کردهاند آن را از طریق توافقات سطح نخبگان خارجی کنترل کنند. دمشق در سپتامبر 2025 با اردن و ایالات متحده بر سر یک نقشه راه توافق کرد تا به این مسئله رسیدگی کند، در حالی که تلاشهای موازی برای محدود کردن مداخله اسرائیل تشدید شد.
این رویکرد نتوانست بحران را حل کند. اجرای نقشه راه اردن-ایالات متحده متوقف شد و توسط مقامات محلی که از مذاکرات آن کنار گذاشته شده بودند، رد شد. نتیجه این امر الگوی تنشهای مکرر و خشونتهای دورهای بوده است – شرایطی که همچنان مداخله خارجی را دعوت کرده و مذاکرات سوریه با اسرائیل را پیچیده میکند.
حملات هوایی اسرائیل در 19 مارس پس از درگیریهای ادعایی بین نیروهای دولتی سوریه و یک گروه مسلح دروزی انجام شد. اسرائیل حمله خود را به عنوان تلاشی برای حفاظت از جامعه دروزی توجیه کرد، هرچند دمشق آن را به عنوان «مداخله در امور داخلی با هدف تضعیف امنیت و ثبات» محکوم کرد.
در حالی که انگیزههای آن مورد مناقشه است، آنچه واضح است تمایل اسرائیل به مداخله هر زمان که درگیریهای محلی سوریه با اولویتهای استراتژیک آن تلاقی کند، است. بنابراین، هیچ مقدار از تعادل دیپلماتیک از سوی سوریه نمیتواند به طور کامل آن را محافظت کند، اگر درگیریهای داخلی حل نشده باقی بمانند.
گفتوگو به تعویق افتاده
به طور اساسی، مسائل در قلب درگیری سویدا anomalies محلی نیستند. سوالات مربوط به مدیریت، امنیت، نمایندگی، تقسیم قدرت و هویت دولت در سطح ملی هستند. پرداختن به آنها از طریق چانهزنیهای پشت درهای بسته – چه با نخبگان داخلی و چه با بازیگران خارجی – خطر تولید نتایجی را به همراه دارد که فاقد مشروعیت و دوام هستند.
اینجاست که گفتوگوی ملی متوقف شده سوریه به مرکزیت میرسد. این فرآیند که در فوریه 2025 آغاز شد، به منظور فراهم کردن یک بستر برای پرداختن به همین سوالات طراحی شده بود. اما به جای آن، این فرآیند شتابزده، به طور باریکی ساختار یافته و به اندازه کافی مشورتی نبود.
بیش از یک سال بعد، نتایج آن عمدتاً منتشر نشده باقی مانده است. فراتر از بیانیههای کلی، سوریها هنوز از یک حساب واضح از آنچه که مورد بحث قرار گرفته، اولویتهای به وجود آمده یا نتایج به دست آمده، بیبهرهاند.
نتیجه نه تنها یک فرصت از دست رفته است، بلکه فاصلهای رو به گسترش بین مقامات انتقالی و جامعه است.
مسیر به سوی اجماع
بدون یک چارچوب ملی فراگیر، بازیگران سیاسی سوریه به مذاکرات به عنوان یک بازی با حاصل جمع صفر نزدیک خواهند شد – جایی که سازش به عنوان یک شکست دیده میشود نه به عنوان مسیری به سوی ثبات مشترک. معکوس کردن این دینامیک نیازمند گسترش مشارکت فراتر از نخبگان سیاسی به منظور شامل کردن جامعه مدنی، جوامع آواره، پناهندگان و دیاسپورا است.
حتی اگر یک فرصت قبلی برای آغاز یک گفتوگوی ملی معتبر از دست رفته باشد، هنوز هم دیر نیست که دوباره تلاش شود. یک فرآیند تجدید شده میتواند راهی صلحآمیز برای پرداختن به سوالات اصلی شکلدهنده به دولت نوظهور ارائه دهد. اگر به صورت شفاف و فراگیر انجام شود، میتواند به ساخت اجماع ملی کمک کند و از ادعای طرفهای مذاکره با دستور کارهای محدود برای صحبت کردن به نمایندگی از حوزههای انتخابیهشان جلوگیری کند.
محتوا بسیار حیاتی خواهد بود. هر گفتوگوی تجدید شده باید به مسائلی که به ادامه درگیری دامن میزنند، بپردازد – حکمرانی، تقسیم قدرت، مشارکت، عدالت، اصلاحات اقتصادی و نقش نهادهای امنیتی. اینها مسائل فنی نیستند؛ آنها در قلب نظم سیاسی آینده سوریه قرار دارند.
فرآیند نیز به همان اندازه مهم خواهد بود. مشاوره باید به نتایج مرتبط باشد، با مکانیزمهای واضح برای تبدیل هر توافقی به سیاست. شفافیت ضروری است – بدون درک واضح از چگونگی رسیدن به تصمیمات، اعتماد نمیتواند دوباره ساخته شود.
اولین قدم فوری همچنین سادهترین است. نتایج گفتوگوی قبلی باید منتشر شود. انجام این کار نشاندهنده نیت، احیای اعتبار و ایجاد زمینه برای یک فرآیند معنادار و فراگیرتر خواهد بود.
آزمون واقعی
موفقیت سیاست خارجی سوریه قابل توجه بوده است، اما به تنهایی نمیتواند ثبات را تأمین کند. انتقالی که عمدتاً بر اساس موقعیتیابی خارجی و نه انسجام داخلی بنا شده باشد، به طور ذاتی شکننده باقی خواهد ماند. ثبات پایدار به توانایی دولت در حل اختلافات داخلی، ساخت یک چشمانداز ملی مشترک و ایجاد یک نظم سیاسی که مشروعیت را در سراسر جامعه متنوع کشور به دست آورد، بستگی دارد.

