با افزایش گمانهزنیها درباره اینکه آیا نیروهای آمریکایی در ایران مستقر خواهند شد، تحلیلگران میگویند هرگونه عملیات زمینی محدود و تاکتیکی خواهد بود، نه در مقیاس بزرگ.
در حالی که عملیات زمینی در ایران توسط ارتش ایالات متحده در این مرحله از جنگ به نظر غیرمحتمل میرسد، دولت دونالد ترامپ به دقت از رد کامل آنها خودداری کرده است.
از زمان آغاز عملیات اپیک فیوری ایالات متحده و عملیات شیر غران اسرائیل در تاریخ ۲۸ فوریه علیه ایران، این سناریو گاهی دوباره مطرح شده است.
در اوایل مارس، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید در یک کنفرانس خبری گفت که عملیات زمینی در حال حاضر بخشی از برنامه نیست، اما ترامپ گزینههای خود را باز نگه داشته است.
در تاریخ ۶ مارس، ترامپ یک حمله زمینی را به عنوان “اتلاف وقت” رد کرد و آن را به تلفات سنگین ایرانیها نسبت داد. با این حال، روز بعد، او پیشنهاد کرد که اگر “دلیل خوبی” وجود داشته باشد، ممکن است نیروها به داخل فرستاده شوند.
پیت هگست، وزیر دفاع، بعداً گفت که ایالات متحده محدودیتهای خود را فاش نخواهد کرد و آماده است “تا جایی که لازم باشد” برای موفقیت پیش برود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه نیز اشاره کرد که ممکن است نیروهای زمینی برای بازیابی مواد هستهای ایران لازم باشند.
این اظهارات محتاطانه درباره یک عملیات زمینی در حالی مطرح میشود که ایالات متحده ادعا میکند حملات آنها قابلیتهای نظامی ایران را تضعیف میکند، مطابق با اهداف نظامی خود.
هفته گذشته، هگست گفت که ایالات متحده و اسرائیل بیش از ۱۵,۰۰۰ حمله به اهداف ایرانی انجام دادهاند. او همچنین ادعا کرد که حجم موشکهای ایران از زمان آغاز جنگ ۹۵ درصد کاهش یافته است.
در یک درگیری در حال گسترش، چه چیزی در پیش است؟
حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران باعث شده است که تهران درگیری را در منطقه گسترش دهد. ایران با حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل و پایگاهها و داراییهای ایالات متحده در کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق پاسخ داده است. اسرائیل همچنین جنگ جدیدی را با حزبالله در لبنان آغاز کرده و شبهنظامیان مورد حمایت ایران نیز به این درگیری پیوستهاند.
پاسخ ایران بحران جدیدی را در تنگه هرمز به وجود آورده است که تردد تانکرها را متوقف کرده، تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را مختل کرده و قیمتهای انرژی را افزایش داده است، در حالی که ایران تهدید کرده است که تنگه را مسدود خواهد کرد.
در میان جنگ در حال تشدید، هرگونه عملیات زمینی احتمالی ایالات متحده در ایران احتمالاً به اهداف محدودی خواهد پرداخت و نه به یک حمله تمامعیار.
مایکل روبین، پژوهشگر ارشد در مؤسسه آمریکایی انتشارات، گفت که عملیات زمینی نه واقعگرایانه است و نه در حال بررسی. او توضیح داد که قبل از عملیات طوفان صحرا در ۱۹۹۱ و عملیات آزادی عراق در ۲۰۰۳، ایالات متحده تعداد زیادی از نیروهای زمینی را مستقر و پیشموقعیتسازی کرده بود – چیزی که تا کنون اتفاق نیفتاده است.
او به «العرب جدید» گفت: «با این حال، ممکن است برخی اقدامات نیروهای ویژه انجام شود. اما این طبیعی است» و هشدار داد که «مخلوط کردن این با ‘پایگاههای زمینی’ [به معنای] ادعای این است که عملیات ۲۰۱۱ برای دستگیری [بنیانگذار القاعده، اسامه] بن لادن نمایانگر یک عملیات زمینی در پاکستان بود».
چندین عامل، حمله زمینی ایالات متحده به ایران را بسیار غیرمحتمل میسازد.
فردی خوری، تحلیلگر امنیت جهانی RANE Mena به TNA گفت: «ایران به مراتب بزرگتر و از نظر جغرافیایی پیچیدهتر از عراق است و هرگونه حمله نیاز به صدها هزار نیرو، ماهها آمادهسازی و حمایت پایگاههای منطقهای دارد که در حال حاضر وجود ندارد».
او پیشنهاد کرد که سناریوی واقعگرایانهتری شامل عملیات زمینی برای خراب کردن زیرساختهای موشکی و پهپادی یا تأمین مواد هستهای در معرض خطر خواهد بود. او همچنین توضیح داد که ایالات متحده از نظر انجام عملیات زمینی در ایران توانایی بیشتری دارد اما با محدودیتهای سیاسی و استراتژیک روبرو خواهد شد، در حالی که اسرائیل، با وجود انگیزههای قویتر، از ظرفیت لازم برای چنین کمپینی برخوردار نیست.
پس از جنگ ۱۲ روزه ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، ترامپ ادعا کرد که سایتهای هستهای کلیدی «کاملاً نابود شدهاند»، که با گزارشی از آژانس اطلاعات دفاعی که تنها به آسیب دیدن سازههای بالای زمین اشاره داشت، در تضاد است.
گفته میشود که ایران هنوز حدود ۴۴۱ کیلوگرم اورانیوم غنیشده نزدیک به سلاح را در اختیار دارد. به گفته منابع CNN، تصرف این ذخیره اکنون در دولت ترامپ مورد بحث قرار گرفته است.
گزارشهای متضاد همچنین نشان دادند که ایالات متحده درباره همکاری نظامی ممکن با گروههای کردی بحث کرده است، از جمله تسلیح آنها برای قیام علیه رژیم ایران. رئیسجمهور ترامپ در ابتدا از مشارکت کردیها حمایت کرد، اما بعداً گفت که نمیخواهد نیروهای کردی وارد درگیری شوند.
آندریاس کریگ، استاد همکار در دپارتمان مطالعات دفاعی کالج کینگز لندن، به TNA گفت که اهداف احتمالی هر عنصر زمینی ایالات متحده یا اسرائیل بیشتر محدود و تاکتیکی خواهد بود تا تحولآفرین، با استقرارهای کوتاهمدت برای تأمین اهداف کلیدی، انجام عملیاتهای اطلاعاتی یا کمک به نمایندگان کردی در شمال غرب.
او گفت: «اما هنگامی که هدف از حمله و عقبنشینی به نگهداشتن سرزمین، حفاظت از یک مقام جانشین یا ایجاد تغییر رژیم منتقل شود، منطق کاملاً تغییر میکند».
او افزود: «در آن نقطه، عملیات بسیار سختتر میشود تا با اهداف کنونی جنگ سازگار شود و شکاف بین اقدام نظامی و هدف سیاسی بسیار سخت خواهد بود».
در کنار عملیاتهای زمینی احتمالی ایالات متحده علیه سایتهای هستهای، موشکی و پهپادی ایران، خوری گفت که مکانهایی مانند جزیره خارک، که تا ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را مدیریت میکند و برای اقتصاد کشور حیاتی است، یا بندرهایی مانند بندرعباس، «میتوانند هدف قرار گیرند تا زنجیرههای اقتصادی و عملیات دریایی ایران را مختل کنند».
در میان بحران انرژی جهانی متمرکز بر تنگه هرمز، ایالات متحده و اسرائیل در تلاشند تا از مسدود شدن عبور کشتیها توسط ایران جلوگیری کنند و ادعا میکنند که حملات اخیر عمدتاً توان دریایی ایران را خنثی کرده است.
بخشی از این تلاش بر روی جزیره خارک، که حدود ۳۰ کیلومتر از سرزمین اصلی ایران فاصله دارد و برای اقتصاد کشور حیاتی است، متمرکز شده است.
در روز شنبه، ایالات متحده اهداف نظامی را در جزیره خارک بمباران کرد و ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social گفت که در حال حاضر تأسیسات نفتی را spared کرده است اما هشدار داد که در صورت تهدید عبور از تنگه هرمز، انتقام خواهد گرفت. ترامپ بعداً از متحدان خواست تا به تأمین امنیت تنگه کمک کنند و تحلیلگران پیشنهاد کردهاند که نیروهای آمریکایی ممکن است جزیره خارک را هدف قرار دهند تا بر صادرات نفت ایران فشار وارد کنند.
هزینهبر و پیچیده
با وجود این گزینهها، علی الفونه، پژوهشگر ارشد در مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس، انتظار ندارد که چنین عملیاتی انجام شود.
“هرگونه چنین عملیاتی احتمالاً به تلفات قابل توجهی برای ایالات متحده منجر خواهد شد، چیزی که رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ ممکن است از ریسک آن خودداری کند.” او به TNA گفت. این همچنین چالشهای استراتژیک و سیاسی برای ایالات متحده به همراه خواهد داشت.
کریگ چهار ریسک را شناسایی میکند. ورود زمینی به معنای آغاز یک کمپین نامحدود خواهد بود و احتمال تشدید تنشها در منطقه را افزایش میدهد، او گفت. این همچنین ملیگرایی ایرانی را تقویت میکند زیرا به تهران اجازه میدهد آن را به عنوان تهاجم خارجی تفسیر کند و ممکن است رژیم را در کوتاهمدت تقویت کند.
علاوه بر این، کریگ افزود که این امر نیروهای آمریکایی یا اسرائیلی را در معرض تهدیدات ترکیبی، نامنظم و غیرمتمرکز ایران قرار میدهد و در نهایت، چالشهای اشغال را ایجاد میکند زیرا نگهداشتن سرزمین سوالاتی درباره حکمرانی، امنیت و خروج بدون ایجاد خلأ قدرت به وجود میآورد.
“خط عمومی واشنگتن بر کاهش قابلیتها متمرکز شده است نه آغاز جنگی مشابه جنگ عراق برای تغییر رژیم، در حالی که بخشهایی از گفتمان اسرائیلی به وضوح به سمت یک تحول سیاسی گستردهتر در داخل ایران اشاره دارد.” او گفت و افزود که ارسال نیروهای زمینی جنگ را تشدید میکند و ادعای محدود بودن آن را دشوارتر میسازد.
حضور نیروهای زمینی همچنین میتواند کشورهای خلیج فارس را نگران کند، فشار برای پایان جنگ را افزایش دهد و خطر انتقامجویی ایران را بالا ببرد.
با وجود قطع سر بسیاری از ساختار فرماندهی ایران، از جمله ترور رهبر عالی آیتالله علی خامنهای، هنوز هم بر این باورند که ایران منابع لازم برای مقاومت در برابر یک عملیات زمینی احتمالی ایالات متحده را دارد.
در مصاحبهای با NBC News در ۵ مارس، وزیر امور خارجه سید عباس عراقچی گفت که ایران برای چنین سناریویی آماده است.
نیروی نظامی ایران شامل ارتش منظم (ارتش) با حدود ۳۵۰,۰۰۰ پرسنل فعال و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، یک نیروی نخبه وفادار به رهبر عالی، با حدود ۱۹۰,۰۰۰ عضو فعال است، طبق برآوردهای منبع باز. بسیج، یک میلیشیا داوطلب شبهنظامی تحت کنترل سپاه، حدود ۹۰,۰۰۰ پرسنل فعال دارد و میتواند تا ۶۰۰,۰۰۰ نیروی ذخیره را بسیج کند.
الفونه توضیح داد که معرفی آنچه که به اصطلاح “دکترین موزاییکی” در اواسط دهه ۲۰۰۰ نامیده میشود، بسیج را به طور نزدیکتری با سپاه ادغام کرده و ساختار غیرمتمرکز آن را رسمی کرده است.
“در این سیستم، فرماندهیهای استانی سپاه طراحی شدهاند تا حتی اگر رهبری مرکزی قطع شود – یا حتی اگر خود تهران سقوط کند – به جنگ ادامه دهند.” او گفت. “چنین ساختاری قادر است تلفات قابل توجهی به ارتش ایالات متحده در صورت حمله زمینی به ایران وارد کند.”
کریگ گفت که ایران به احتمال زیاد نمیتواند یک حمله متمرکز ایالات متحده را دفع کند، به ویژه اگر ائتلاف برتری هوایی محلی و غافلگیری داشته باشد.
با این حال، سیستم آن دست نخورده باقی مانده است، با بخشهایی از دستگاه نظامی-امنیتی که با خودمختاری محلی بیشتری عمل میکنند و ایران را “در نوع خاصی از درگیری که پس از یک نقض اولیه رخ میدهد، خطرناکتر میسازد: مقاومت پراکنده، سازگار و محلی به جای یک پاسخ سلسلهمراتبی منظم.” او گفت.
این بدان معناست که ایران میتواند هر حمله زمینی را پرهزینه، سیاسی پیچیده و سخت برای تبدیل به موفقیت پایدار کند.

