حتی اگر اختلال در نفت و گاز ناشی از جنگ ایران کاهش یابد، سیاست انرژی دولت ترامپ احتمالاً به افزایش بلندمدت قیمتهای انرژی منجر خواهد شد.
در کمپین انتخاباتی خود، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، وعده داد که قیمتهای انرژی را در عرض ۱۲ ماه به نصف کاهش دهد. نه تنها این وعده غیرواقعی بود، بلکه همه نشانهها اکنون به سمت مخالف اشاره میکنند – از جمله روندهایی که پیش از جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران وجود داشت.
جنگ و اختلال ناشی از آن در صادرات نفت و گاز طبیعی از خاورمیانه، بازارهای انرژی جهانی را شوکه کرده است. قیمتهای جهانی نفت روز دوشنبه به نزدیک ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید، که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ بود، به دلیل توقف مؤثر حمل و نقل از طریق تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی جهانی از آن عبور میکند.
سپس قیمتها در روز سهشنبه کمی کاهش یافتند زیرا ترامپ تلاش کرد تا به بازارها اطمینان دهد که جنگ به زودی به پایان خواهد رسید و وزرای گروه هفت برای بحث در مورد آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت گرد هم آمدند. با این حال، مصرفکنندگان آمریکایی احتمالاً در حال حاضر تأثیر جنگ را در پمپ بنزین احساس خواهند کرد.
گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به شدت تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است. قطر که یک پنجم عرضه جهانی LNG را تأمین میکند، تولید LNG را به دلیل حملات پهپادی ایران متوقف کرده است. این اختلال منجر به دو برابر شدن قیمتهای گاز طبیعی در اروپا و آسیا شده است. تغییر در قیمتهای گاز طبیعی ایالات متحده کمتر محسوس بوده زیرا این قیمتها منعکسکننده عرضه و تقاضای داخلی هستند و نه بازارهای جهانی LNG به دلیل محدودیتهای صادرات.
با این حال، روند بلندمدت نشان میدهد که قیمتهای انرژی در ایالات متحده به افزایش خود ادامه خواهند داد. این وضعیت حتی پیش از جنگ کنونی نیز وجود داشت. سال گذشته، قیمتهای خردهفروشی برق در ایالات متحده تقریباً ۷ درصد نسبت به سال ۲۰۲۴ افزایش یافت که دو برابر نرخ تورم بود. در حالی که قیمتهای بنزین پیش از جنگ ۵ درصد از زمان آغاز به کار ترامپ کاهش یافته بود، قیمت نفت گرمایشی و گاز طبیعی نیز به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
مصرفکنندگان احتمالاً در سالهای آینده با قیمتهای بالاتر برق و گاز مواجه خواهند شد، علاوه بر هزینههای فزاینده ناشی از عدم اقدام در برابر تغییرات اقلیمی. به زبان ساده، این به این دلیل است که تقاضا به شدت افزایش یافته در حالی که عرضه در حال کاهش است. در عین حال، زیرساختها در حال گرانتر شدن و آسیبپذیرتر شدن در برابر شرایط جوی شدید هستند.
افزایش تقاضا
تقاضا به دلیل مراکز داده جدید، افزایش صادرات LNG و مقرراتزدایی در حال افزایش است.
مراکز داده جدید به مقادیر زیادی تولید برق جدید نیاز دارند، به طوری که پیشبینی میشود تقاضای آنها تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر و تا سال ۲۰۳۵ پنج برابر شود. این افزایش منجر به این شده است که شرکتهای خدمات عمومی از نیروگاههای قدیمیتر، ناکارآمدتر و آلودهکنندهتر استفاده کنند. تحلیلها نشان میدهد که رشد مراکز داده میتواند قیمتهای برق را تا ۲۵ درصد برای برخی از بازارهای ایالات متحده تا سال ۲۰۳۰ افزایش دهد.
دولت ترامپ به تازگی تعهد حفاظت از مصرفکنندگان را اعلام کرده است که به عنوان یک «تعهد تاریخی برای کاهش هزینههای برق» مطرح شده است، با هدف اینکه شرکتهای فناوری هزینه انرژی لازم برای ساخت و بهرهبرداری از مراکز داده را پرداخت کنند. اما این تعهد بیشتر یک سیگنال سیاسی است تا یک راهحل سیاستی. این تعهد داوطلبانه، غیرالزامآور و متکی به توافقات خودتنظیم شده بین شرکتهای فناوری و شرکتهای خدمات عمومی است، بدون نظارت فدرال بر اینکه آیا این توافقات واقعاً مصرفکنندگان را از افزایش هزینهها محافظت میکند یا خیر.
به طور بنیادی، حتی اگر شرکتها برای زیرساختهای جدید تولید برق هزینه پرداخت کنند، هنوز هم برای سوخت و تجهیزات رقابت میکنند که این امر تقاضا و قیمتها را برای دیگران افزایش میدهد.
class=”MsoNormal”>طبق مقررات جاری خدمات عمومی و معافیتهای صریح برای مراکز داده، بار ارتقاء انتقال و افزایش تقاضا احتمالاً همچنان بر دوش مصرفکنندگان خواهد بود. استدلال مخالف این است که مراکز داده میتوانند با توزیع هزینهها در میان یک پایگاه مصرفکننده بزرگتر و ارائه انعطافپذیری، در واقع هزینههای برق را کاهش دهند که این امر نیاز به سیاست مدیریت تقاضا دارد که در حال حاضر وجود ندارد. مگر اینکه ساخت مراکز داده به دقت با انرژی پاک و کمهزینه برنامهریزی شود، احتمالاً منجر به افزایش هزینهها و انتشار گازهای گلخانهای خواهد شد.
تقاضای گاز طبیعی در ایالات متحده نیز به دلیل افزایش صادرات LNG در حال افزایش است، که پیشبینی میشود تا سال 2027 نسبت به سال 2024، 50 درصد افزایش یابد. این امر بازار داخلی را تنگ میکند، زیرا صادرات LNG با گاز طبیعی داخلی رقابت میکند. در سال 2025، صادرات سریعترین استفاده از گاز طبیعی بود و 14.1 درصد از کل مصرف را تشکیل میداد که بیشتر از بخشهای مسکونی یا تجاری بود. جنگ در ایران احتمالاً صادرات را به حداکثر خواهد رساند؛ یک درگیری طولانی میتواند سرمایهگذاری بیشتری در زیرساختهای صادراتی را تشویق کند.
علاوه بر این، deregulation گسترده نه تنها تأثیرات پرهزینه اقلیمی را تسریع خواهد کرد، بلکه هزینههای انرژی مصرفکنندگان را با حذف استانداردهای کارایی افزایش خواهد داد. این به طور مؤثری تقاضا را افزایش میدهد، زیرا انرژی بیشتری برای همان خروجی نیاز است. در بخش برق، استفاده یارانهای از نیروگاههای زغالسنگ پس از تاریخ بازنشستگی آنها سالانه 3 تا 6 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت.
تنگ شدن عرضه
در همین حال، عرضه در حال تنگ شدن است. در حالی که تولید سوختهای فسیلی را در آغوش میگیرد و گسترش میدهد، دولت ترامپ به لغو پروژههای انرژی پاک، از جمله پروژههای بادی که در حال حاضر در حال ساخت هستند، پرداخته و مشوقهای مالیاتی برای انرژی پاک را تحت «قانون یک لایحه بزرگ زیبا» (OBBBA) حذف کرده است.
با این حال، انرژیهای تجدیدپذیر ارزانترین و سریعترین افزودنیهای عرضه انرژی هستند. مطالعات نشان میدهند که OBBBA میتواند منجر به پرداخت اضافی 165 دلار سالانه برای خانوارها تا سال 2030 و 280 دلار تا سال 2035 شود. با وجود تقسیم واضح حزبی، بیش از دو سوم آمریکاییها میگویند که از گسترش انرژی خورشیدی و بادی حمایت میکنند.
سیاستهای خصمانه در مورد انرژی پاک احتمالاً به سرمایهگذاریهای آینده آسیب خواهد زد. تنها در سال 2025، 30 میلیارد دلار از سرمایهگذاریهای فناوری پاک از بازار ایالات متحده خارج شد و پیشبینی میشود که این رقم تا سال 2035 به 500 میلیارد دلار برسد. در حالی که انرژیهای تجدیدپذیر در سال 2025 همچنان افزایش یافت، این امر منعکسکننده پروژههایی است که سالها پیش تأیید شدهاند – با این احتمال که برخی توسعهدهندگان به سرعت برای بهرهبرداری از مشوقها قبل از انقضا اقدام کنند. ظرفیت انرژی تجدیدپذیر هنوز پیشبینی میشود که رشد کند، اما با نرخ کمتری.
قول رئیسجمهور ترامپ برای «حفاری، عزیزم، حفاری» نتوانسته است قیمت گاز را کاهش دهد. ارزانترین حوضههای گاز طبیعی ایالات متحده با محدودیتهای خط لوله مواجه هستند، که منجر به این میشود که هر تأمین جدید اضافی از حوضههای عمیقتر و گرانتر، مانند Haynesville، تأمین شود که هزینههای breakeven آن تقریباً دو برابر حوضههای دیگر است. این امر منجر به افزایش قیمتهای گاز خواهد شد، که پیشبینی میشود امسال 60 درصد بالاتر از سال 2024 باشد.

