ایالات متحده بار دیگر به جنگی فاجعهبار در خاورمیانه کشیده شده است. ارتش ایالات متحده اکنون به ایران حمله میکند نه به این دلیل که کشور ما با تهدیدی قریبالوقوع مواجه است، بلکه به این دلیل که دولت اسرائیل مدتهاست به دنبال تقابل با تهران بوده و سرانجام شریک مایل خود را در واشنگتن یافته است.
این جنگ غیرضروری، غیرموجه، غیرقانونی و در تضاد با قوانین بینالمللی و کاملاً برخلاف اراده مردم آمریکا است.
بر اساس قانون اساسی، قدرت اعلام جنگ در اختیار کنگره است، نه رئیسجمهور. بنابراین، تصمیم رئیسجمهور دونالد ترامپ برای آغاز حملات هوایی و پیگیری تغییر رژیم در کشوری دیگر بدون مجوز کنگره غیرقانونی است. این موضوع یادآور تاریکترین فصلهای سیاست خارجی آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر است که در آن ترس و فریب برای کشاندن کشور ما به جنگهای فاجعهبار استفاده شد و هزینههای آن هنوز هم بر دوش ما سنگینی میکند.
در مقیاس جهانی، حمله به یک کشور مستقل – یا به تعبیر جنایتکار جنگی مورد نظر، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، که آن را “حمله پیشگیرانه” مینامد – بدون وجود تهدید قریبالوقوع، نقض منشور سازمان ملل و اصول بنیادین حقوق بینالملل است. کمپین بمباران – که در طول ماه مبارک رمضان، زمانی برای افزایش معنویت و تفکر، در حال انجام است – وجدان ملی ما را لکهدار کرده است.
در روز اول جنگ، یک حمله هوایی آمریکایی حدود ۱۶۵ دختر دانشآموز را در شهر میناب کشت. سلاحهای آمریکایی بار دیگر ما را در قتل کودکان در خارج از کشور شریک کرده است.
و برای چه؟
به ما گفته میشود که این موضوع درباره “امنیت” است. به ما گفته میشود که این موضوع درباره متوقف کردن آرزوهای هستهای ایران است. اما ما این را قبلاً شنیدهایم. بیش از 30 سال است که نتانیاهو بر این نکته تأکید کرده که ایران “چند هفته” با بمب هستهای فاصله دارد. آن هفتهها به دههها تبدیل شدهاند. ترس به عنوان سیاست بازتولید شده است.
بیایید در مورد چیز دیگری نیز صادق باشیم: ایران، با تمام آرزوهای منطقهای قابل انتقاد و غالباً مضر خود، تهدید نظامی فوری برای ایالات متحده نیست. مردم آمریکا این را درک میکنند. نظرسنجی به نظرسنجی نشان میدهد که آمریکاییها از جنگهای بیپایان در خاورمیانه خسته شدهاند. جوامع ما میخواهند در بهداشت و درمان، آموزش، زیرساختها و ایجاد شغل سرمایهگذاری شود – نه یک درگیری یک تریلیون دلاری دیگر که سربازان ما را به خطر میاندازد و منطقهای دیگر را بیثبات میکند.
پس چرا یک رئیسجمهور آمریکایی که بر اساس “آمریکا اول” کمپین کرده، به گونهای حکومت میکند که گویی “اسرائیل اول” را در آغوش گرفته است؟ چرا نیروهای آمریکایی، دلارهای مالیاتی آمریکایی و اعتبار آمریکایی در معرض خطر قرار میگیرد تا آرزوهای دیرینه یک دولت خارجی را برآورده کند؟
این یک اتحاد سالم نیست. این یک دینامیک سمی است که در آن ایالات متحده پول، سلاح، پوشش دیپلماتیک و حمایت سیاسی بدون قید و شرط ارائه میدهد در حالی که به جنگهایی کشیده میشود که ما را کمتر ایمن میکند.
به ما گفته میشود که این جنگ درباره حقوق بشر است. درباره حقوق زنان. اما بمبها مردم را آزاد نمیکنند. حملات هوایی دموکراسی را پیش نمیبرند. کشتن دختران دانشآموز “سیاست خارجی فمینیستی” نیست.
اگر حقوق بشر واقعاً دغدغه بود، دولت ما آنها را بهطور انتخابی بر اساس راحتی ژئوپولیتیکی اعمال نمیکرد. متحد خود ما، اسرائیل، در حال انجام نسلکشی است که بیش از 200,000 فلسطینی، بیشتر آنها غیرنظامی، را کشته و زخمی کرده است. عدم تأمین مالی آن قتلعام جمعی کودکان میتوانست شروع خوبی برای دغدغههای انسانی ما باشد.
و آمریکاییها حق دارند این سوالات را بپرسند. در زمانی که شفافیت و پاسخگویی در داخل کشور خواسته میشود، بهویژه در مورد انتشار پروندههای جفری اپستین، چرا ما به جای آن به جنگی خارجی دیگر کشیده میشویم؟ مردم آمریکا شایسته صداقت هستند، نه حواسپرتی.
این جنگ ثبات به ارمغان نخواهد آورد. این منطقه را شعلهور خواهد کرد، غیرنظامیان را آسیب خواهد زد، سربازان آمریکایی را در خطر قرار خواهد داد و احتمالاً منجر به یک درگیری وسیعتر با پیامدهای جهانی خواهد شد. این زندگی و امنیت آمریکاییها را برای اهدافی به خطر میاندازد که به نفع مردم آمریکا نیست.
کنگره فرصتی برای حفظ مسئولیتهای قانونی خود و متوقف کردن تشدید نظامی غیرمجاز داشت اما نتوانست قطعنامه قدرتهای جنگی که توسط نمایندگان توماس ماسی و رو خانا حمایت شده بود را تصویب کند. این رأی نشاندهنده تأثیر قوی گروه لابی اسرائیلی AIPAC و پول آن به همراه عدم تمایل نگرانکننده برخی از قانونگذاران برای ایستادن در برابر منافع لابی قدرتمند و قدرت اجرایی بدون کنترل است.
کنگره، بهویژه آن اعضایی که ادعا میکنند با جنگهای بیپایان مخالف هستند، باید به دنبال هر راه موجود برای بازپسگیری اختیار خود و جلوگیری از تشدید بیشتر باشد؛ خطرات برای مقامات منتخب بسیار بالا است که سکوت کنند.
مردم آمریکا این جنگ را نمیخواهند. زمان آن است که دولت ما به آنها خدمت کند، نه به دستور کار یک رهبر خارجی که desperate است تا به قدرت بچسبد و از پاسخگویی فرار کند.

