چهار کارشناس خاورمیانه واکنشها و مراحل بعدی منطقه را تحلیل میکنند.
منطقه چگونه به آتشبس واکنش نشان میدهد؟
عمرو حمزاوی: در ساعات بلافاصله پس از اعلام آتشبس، خاورمیانه نتوانست نفس بکشد. حملات هوایی اسرائیل به لبنان ادامه یافت و جان حداقل ۲۰۰ نفر را گرفت و صدها نفر دیگر را زخمی کرد. این حملات نگرانیهای گستردهای را در مورد تداوم خصومتها در یکی از کشورهایی که بیشترین آسیب را از جنگ و خشونت دیده، برانگیخت.
اما در جای دیگر، حس آرامش حاکم بود. کشورهای خلیج فارس—به همراه عراق و اردن—آتشبس را خوشامد گفتند و خواستار توافق نهایی شدند که بهطور دائمی درگیری را پایان دهد و تضمینهای امنیتی کافی برای جلوگیری از هرگونه تهاجم مجدد ایران فراهم کند. مصر و ترکیه—که هر دو به همراه پاکستان نقش میانجیگری بین ایالات متحده و ایران را ایفا کردند—بر لزوم حفظ آتشبس و ضرورت حفاظت از منافع امنیتی منطقه تأکید کردند. آنها همچنین خواستار توقف فوری حملات اسرائیل به لبنان شدند.
فراتر از مواضع رسمی دولتها، میلیشیاهای همراستا با ایران، مانند حزبالله در لبنان و گروههای مسلح شیعه مختلف در عراق، در ابتدا حمایت خود را از آتشبس اعلام کردند. با این حال، حملات مداوم اسرائیل به لبنان باعث شد حزبالله تعداد محدودی راکت به سمت شمال اسرائیل شلیک کند، در حالی که میلیشیاهای عراقی از احتمال حمله تلافیجویانه به اسرائیل صحبت کردند، هرچند در نهایت هیچ اقدامی انجام ندادند. جنبش حوثی در یمن پیشتر خود را از این درگیری دور کرده بود و پس از آتشبس نیز همان موضع را حفظ کرد.
اریک لوپ: ایران به این آتشبس شک دارد که بتواند به آتشبس دائمی و صلح پایدار منجر شود به دو دلیل. اول، تهران به شدت به تعهدات دونالد ترامپ اعتماد ندارد و برنامههای آتشبس او در غزه و لبنان به شکست انجامیده است. همچنین، دو دوره قبلی مذاکرات ترامپ با ایران به طور ناگهانی با حملات هوایی اسرائیلی و آمریکایی علیه آن در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ به پایان رسید. در نتیجه، تهران احتمالاً آتشبس را به عنوان یک توقف در خصومتها به جای چیزی دائمی در نظر میگیرد و به همین دلیل برای درگیری مجدد آماده میشود. در پاسخ، ترامپ تهدید کرده است که بر هر کشوری که سلاح به ایران بفروشد یا منتقل کند، تعرفه وضع خواهد کرد.
ماروان معشر: منطقه به طور کلی احساس میکند که اکنون با یک تهدید دوگانه مواجه است: ایران که موقتا ضعیف شده اما خشمگین است و میتواند در چند سال آینده قابلیت نظامی متعارف خود را بازسازی کند، و اسرائیل جسور که قبلاً اعلام کرده است که به آتشبس پایبند نیست و به عملیات خود در لبنان و کرانه باختری ادامه خواهد داد. کشورهای خلیج فارس به ویژه نسبت به آتشبس که ممکن است ایران را در کنترل تنگه هرمز باقی بگذارد، بدبین هستند.
اندرو لیبر: با توجه به نکته ماروان، نظرات عمومی در خلیج فارس آتشبس را خوشامد گفته اما در مورد اینکه آیا این آتشبس پایدار خواهد ماند تردید دارند (به دلایل مختلف بسته به کشور). مقامات اماراتی بر لزوم فشار به ایران برای پایبندی به شرایط آتشبس تأکید کردهاند، با توجه به حملات مداوم ایران به اهداف خلیج فارس. بیانیههای رسمی سعودی آتشبس را خوشامد گفتند، در حالی که نظرات رسانهای نگران وظیفه دشوار مذاکره برای دستیابی به صلح پایدار هستند. وزارت خارجه عمان آتشبس را خوشامد گفت اما حملات مجدد اسرائیل به لبنان را محکوم کرد—موضعی که در رسانههای محلی نیز منعکس شد. “آتشبس که لبنان را شامل نمیشود، آغاز صلح نیست”، نظر روزنامه عمان دیلی آبزرور بود. (امارات بعداً نیز حملات اسرائیل به لبنان را به نوعی انتقاد کرد، هرچند به طور مبهمتر). منابع اختلاف پیش از جنگ و در زمان جنگ در شورای همکاری خلیج فارس احتمالاً ادامه خواهد یافت و بیان یک موضع متحد از سوی کشورهای سلطنتی خلیج فارس را دشوارتر میکند.
لبنان یک نقطه بحرانی کلیدی است. چه چیزی در خطر است؟
ماروان معشر: کسانی که مشکوک بودند که توافق ایالات متحده و ایران توسط اسرائیل محترم شمرده نخواهد شد، درست بودند. از زمان آتشبس، اقدام نظامی اسرائیل شدیدترین از زمان آغاز درگیری با ایران در ۲۸ فوریه بوده است. حملات مداوم همچنین نشاندهنده نیت واقعی اسرائیل است: اشغال جنوب لبنان و استفاده از این موضوع به عنوان اهرم برای وادار کردن دولت لبنان به پذیرش یک معاهده صلح که تنها به منافع اسرائیل خدمت میکند.
عمرو حمزاوی: این تهاجم اسرائیلی ظرفیت دولت لبنان را برای مدیریت مسئله حیاتی تسلیحات حزبالله محدود میکند—مسئلهای که دولت بیروت آرزو دارد آن را تحت کنترل خود درآورد. علاوه بر این، این موضوع توانایی لبنان را برای بازتوزیع ارتش ملی در سراسر جنوب و سایر مناطق به منظور پایان مؤثر نقش نظامی حزبالله محدود میکند—نقشی که از طریق آن این گروه اختیار تصمیمگیری در مورد مسائل جنگ و صلح با اسرائیل را به انحصار خود درآورده و سایر اجزای جامعه لبنانی و نهاد سیاسی را از این امر مستثنی کرده است. این وضعیت اکنون توسط اکثریت مردم لبنان رد میشود.
در نهایت، این تهاجم اسرائیلی مسائل را به طور قابل توجهی پیچیده میکند. این موضوع موقعیت حزبالله را به عنوان یک جنبش مقاومت مخالف اسرائیل احیا میکند—با وجود خساراتی که در تسلیحات و جان انسانها متحمل شده است—و به شدت توانایی دولت لبنان را برای مدیریت مؤثر هم پرونده حزبالله و هم روابطش با اسرائیل محدود میکند. در واقع، این خطر وجود دارد که کل سیستم سیاسی لبنان را به سمت فروپاشی کامل سوق دهد.
یکی از خواستههای کلیدی ایالات متحده بازگشایی تنگه هرمز بود. این موضوع چگونه ممکن است پیش برود؟
اریک لوب: به عنوان بخشی از مذاکرات آینده در پاکستان و در ازای کاهش تحریمهای ایالات متحده (چیزی که ایران به طور موقت در طول جنگ دریافت کرده بود)، ترامپ خواستار بازگشایی تنگه هرمز توسط تهران شده است تا فشار اقتصادی بر ایالات متحده و سایر کشورها کاهش یابد. ایران اعلام کرده است که در صورتی که بتواند کنترل بر تنگه را حفظ کند، این کار را انجام خواهد داد. برای ایران، هرمز نه تنها به عنوان منبعی از قدرت نظامی و استراتژیک عمل کرده، بلکه همچنین به عنوان منبع درآمدی برای اقتصاد ویران شدهاش و بازسازی پس از جنگ بوده است—چیزی که تهران از واشنگتن غرامت آن را درخواست کرده است.
اندرو لیبر: حکام خلیج فارس به این موضوع اهمیت میدهند که آیا تنگه واقعاً برای تردد باز است یا اینکه ترامپ چنین ادعایی دارد.
به طور عمومی، کشورهای خلیج فارس حاضر به پذیرش “عوارض” ایرانی بر حمل و نقلهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، نیستند. به طور خصوصی، احتمالاً آنها مایل به تسهیل نوعی پرداخت به ایران هستند به شرطی که حمل و نقل به طور نسبی بدون مانع ادامه یابد. شایعات حاکی از آن است که دولت سعودی مبالغ قابل توجهی به نیروهای حوثی در یمن پرداخت میکند—دلیلی که کمتر مورد توجه قرار گرفته و باعث شده است که این گروه مسلح عمدتاً از درگیری دور بماند. در حالی که این پرداختها ممکن است به شکل عوارض نباشد، درخواستهای ایران شامل درخواست از عمان برای مدیریت مشترک یک سیستم هزینه است. (وزیر حمل و نقل عمان ادعا کرده است که کشور نمیتواند عوارض را تحت توافقات بینالمللی بپذیرد، اما این اظهارات توسط مقامات بالاتر تکرار نشده و از گزارشهای داخلی کشور حذف شده است.)
پاکستان و سایر میانجیها چه نقشی ایفا میکنند؟
عمر حمزاوی: دیپلماتها و مقامات امنیتی مصری و ترکیهای پیامهایی بین ایالات متحده و ایران منتقل کردند، در حالی که پاکستان نقش مرکزیتری را بلافاصله قبل از آتشبس ایفا کرد. نظامیسازی منطقه نه به نفع مصر است و نه ترکیه و نه امنیت ملی آنها، و تلاشهای میانجیگری آنها احتمالاً ادامه خواهد یافت. انتظار میرود اسلامآباد میزبان دور دیگری از مذاکرات بین واشنگتن و تهران در روزهای آینده باشد.
برعکس، عمان و قطر—که historically نقشهای فعالی در میانجیگری بین ایالات متحده و ایران ایفا کردهاند—به طور مؤثری در سایه تنشهای اخیر قرار گرفتهاند. عمان، به ویژه، به عنوان یک میانجی خوشبین در مورد چشمانداز قریبالوقوع یک توافق دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران باقی ماند، درست تا چند ساعت قبل از آغاز عملیات اپیک فیوری. در واقع، وزیر امور خارجه عمان از واشنگتن درباره یک توافق دیپلماتیک قریبالوقوع صحبت کرده بود، درست قبل از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه. از آن زمان، هر دو کشور هدف حملات ایرانی قرار گرفتهاند.
این تجاوزات ایرانی علیه کشورهای خلیج فارس اعتماد آنها را به امکان نزدیکی با ایران و چشمانداز کاهش تنشهای بلندمدت تضعیف کرده است. پیامدهای این حملات به این معناست که آنکارا، قاهره و اسلامآباد احتمالاً به ادامه تلاشهای میانجیگری بدون مشارکت فعال دیگران در منطقه ادامه خواهند داد.
آتشبس—و آینده منطقه—بسیار شکننده به نظر میرسد. ایران و همسایگانش چگونه میتوانند به جلو حرکت کنند؟
اریک لوب: ترامپ همچنان خواستار عدم غنیسازی اورانیوم از سوی ایران است. این موضوع برای تهران غیرقابل قبول بوده و این کشور بر حق خود برای غنیسازی در سطوح غیرنظامی یا صلحآمیز به عنوان یک امضاکننده پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای تأکید دارد. ایران همچنین دارای ذخایر اورانیوم با غنای بالا است که ممکن است به عنوان یک بازدارنده در برابر حملات آینده آمریکا و اسرائیل به سلاح تبدیل شود. چنین اقداماتی برای ایالات متحده و اسرائیل غیرقابل قبول خواهد بود و در صورت شناسایی، احتمالاً منجر به حملات هوایی بیشتری خواهد شد.
ایران خواستار آن شده است که آتشبس نه تنها شامل خود این کشور شود، بلکه همچنین شامل نیابتیها و شریک خود، حزبالله لبنان نیز باشد. اینکه آیا ترامپ میتواند اسرائیل و حزبالله را تحت فشار قرار دهد تا به آتشبس شکننده پایبند باشند، احتمالاً جزء کلیدی دور بعدی مذاکرات خواهد بود.
اندرو لیبر: کشورهای سلطنتی خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی تا کنون نشان دادهاند که توانایی کمی برای محدود کردن ترامپ یا بازدارندگی ایران دارند. بخش زیادی از جمعیت این کشورها بهطور قابلفهمی از حملات ایران به زیرساختهای اقتصادی خلیج فارس عصبانی هستند، اما سیستمهای دفاع هوایی این کشورها از بروز تلفات انسانی قابل توجه در این کشورها جلوگیری کردهاند (اگرچه مهاجران با مشکلات زیادی مواجه شدهاند). اکنون این کشورها باید از هر نفوذی که با ترامپ دارند استفاده کنند تا مواضع ایران و آمریکا را به سمت صلحی پرچالش (اما قابل اجرا) سوق دهند و او را متقاعد کنند که اهداف اسرائیل در لبنان باید در اولویت کمتری نسبت به آتشبس معنادار در خلیج فارس قرار گیرد.
ماروان معشر: اسرائیل امروز احساس میکند که میتواند بدون توجه به نتیجه جنگ ایران، به دنبال سیاستهای توسعهطلبانه خود باشد. شواهد معتبری وجود دارد که نشان میدهد اقدام بعدی اسرائیل اشغال جنوب لبنان و درخواست از دولت لبنان برای امضای یک پیمان صلح ناعادلانه است که تنها به نفع منافع خود اسرائیل خواهد بود.
اسرائیل همچنین استراتژی خود را برای الحاق هر چه بیشتر کرانه باختری پنهان نکرده و قصد دارد فلسطینیان را در جزایر جداگانهای با عدم پیوستگی جغرافیایی و حقوق سیاسی رها کند (بهعلاوه تلاشهایی برای وادار کردن آنها به مهاجرت به اردن). اسرائیل دههها منتظر این لحظه بوده و بعید است که هرگونه درخواست ایرانی مبنی بر توقف جنگ در تمام جبههها، از جمله لبنان و فلسطین را بپذیرد.
عمر حمزاوی: مصر، ترکیه و دیگر قدرتهای میانجی در خاورمیانه وضعیت را به شدت بحرانی میبینند. عملیات نظامی در این منطقه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بهطور روزانه در حال وقوع است و دولت ترامپ دو بار ایالات متحده را در یک درگیری با ایران درگیر کرده است. ثبات شکنندهای که زمانی از آبراههای خلیج فارس، دریای سرخ و کانال سوئز محافظت میکرد، اکنون در معرض تهدیدات مکرر قرار دارد. تمام اینها در حالی رخ میدهد که شرایط در سرزمینهای اشغالی فلسطینی و لبنان همچنان رو به وخامت است.
با توجه به این شرایط و با درک نقش منطقهای خود به عنوان نقشی مبتنی بر حل و فصل صلحآمیز و مذاکرهای اختلافات، قاهره و آنکارا احتمالاً تلاش خواهند کرد تا اطمینان حاصل کنند که هر توافق احتمالی بین ایالات متحده و ایران به پایان تمام عملیات نظامی در سراسر خاورمیانه، از جمله تجاوزات اسرائیل به لبنان و سرزمینهای فلسطینی منجر شود. علاوه بر این، آنها احتمالاً برای دستیابی به اجماع جمعی در مورد تضمینهای امنیتی کافی برای کشورهای خلیج فارس، عراق و اردن تلاش خواهند کرد—تضمینهایی که بهطور همزمان امنیت ایران را نیز تأمین کند، همانطور که امنیت اسرائیل در حال حاضر با برتری نظامی چشمگیرش تأمین میشود.
با این حال، دستیابی به این هدف فرآیندی زمانبر خواهد بود، بنابراین منطقه ممکن است دورهای طولانی از ناامنی و بیثباتی را تجربه کند. در این زمان، برخی بازیگران ممکن است تلاش کنند تا همکاریهای امنیتی خود را با ایالات متحده عمیقتر کنند، در حالی که دیگران به دنبال گزینههایی از طریق همکاری با قدرتهای جهانی دیگر یا از طریق اتحاد با نیروهای منطقهای خواهند بود.

