برای حال، پاکستان تصمیم گرفته است که از جنگ ایران دور بماند. با این حال، نزدیکی جغرافیایی آن به این درگیری و تعهدات ائتلافی، این کار را دشوار خواهد کرد.
با گسترش درگیری بین اسرائیل و ایران، شرکای منطقهای واشنگتن تحت فشار فزایندهای برای انتخاب طرف قرار دارند. اما اسلامآباد در حال دنبال کردن استراتژی متفاوتی است: حفظ ارتباط سیاسی با هر دو واشنگتن و تهران در حالی که از درگیری نظامی در جنگی که درست در مرزهایش در حال وقوع است، اجتناب میکند.
پاکستان حملات اسرائیلی را مورد انتقاد قرار داده و از حاکمیت ایران حمایت کرده است. در عین حال، رهبری پاکستان در تلاش است تا از سرایت این درگیری به مرزهای غربیاش جلوگیری کند یا از مختل شدن مسیرهای انرژی دریایی که کشور به آنها وابسته است، جلوگیری کند. برای پاکستان، این جنگ یک رقابت ژئوپولیتیکی دور نیست، بلکه یک بحران نزدیک با پیامدهای اقتصادی و امنیتی فوری است.
جغرافیای پاکستان یک محدودیت استراتژیک است
جغرافیای پاکستان، نه ایدئولوژی آن، موضع این کشور را در بحران ایران شکل میدهد. دو جمهوری اسلامی حدود 900 کیلومتر (660 مایل) مرز مشترک دارند. بخش زیادی از این مرز از طریق زمینهای ناهموار و بهندرت ادارهشدهای میگذرد که در آن نفوذ دولت ضعیف است. بنابراین، تشدید تنشها پیامدهای امنیتی مستقیم به همراه دارد.
بیثباتی در امتداد مرز میتواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. جریانهای پناهندگی، فعالیتهای شبهنظامی، عملیاتهای اطلاعاتی یا حوادث تصادفی مرزی میتوانند شرایط امنیتی در مناطق مرزی که قبلاً با چالشهای حکمرانی و توسعه مواجه هستند، پیچیدهتر کنند. حتی بیثباتی محدود نیز میتواند فشار بیشتری بر مقامات محلی و نیروهای امنیتی وارد کند.
جغرافیا همچنین پاکستان را در نزدیکی یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان قرار میدهد. بخش زیادی از انرژی وارداتی پاکستان از طریق تنگه هرمز، یک آبراه باریک که حدود یکپنجم مصرف نفت جهانی از آن عبور میکند، میگذرد. هرگونه ناامنی طولانیمدت در این آبها به سرعت بر قیمتهای سوخت، سطوح تورم و فشارهای تراز پرداختهای پاکستان تأثیر خواهد گذاشت.
برای اسلامآباد، این واقعیتها به این معناست که تشدید تنشها در خلیج فارس صرفاً یک موضوع دیپلماتیک نیست. این یک بحران با پیامدهای اقتصادی فوری است.
محدودیتهای همراستایی غربی پاکستان
روابط پاکستان با ایالات متحده و عربستان سعودی لایه دیگری از پیچیدگی را به محاسبات استراتژیک آن اضافه میکند. اسلامآباد بهطور تاریخی تلاش کرده است که حتی در دورههای تنش در خاورمیانه، روابط کاری خود را با واشنگتن حفظ کند. از سوی دیگر، عربستان سعودی بهمدت طولانی یک شریک اقتصادی مهم بوده و در زمانهای دشواری اقتصادی، حمایت مالی و سرمایهگذاری ارائه کرده است.
این روابط انتظاراتی را ایجاد میکند که پاکستان باید با نگرانیهای امنیتی غرب و خلیج فارس همراستا شود. با این حال، همراستایی محدودیتهایی دارد. ورود به یک درگیری نظامی با ایران هزینههای بالایی برای ثبات داخلی و موضع منطقهای پاکستان به همراه خواهد داشت.
مداخله مستقیم در این درگیری میتواند تلافیجویی را در مرز ایران و پاکستان تحریک کند. همچنین میتواند تنشهای فرقهای را در داخل پاکستان شعلهور کند، جایی که رقابتهای منطقهای گاهی در سیاست داخلی طنینانداز میشود.
بنابراین، رهبری پاکستان با یک عمل دیپلماتیک حساس مواجه است. از یک سو، حفظ روابط مثبت با عربستان سعودی برای همکاریهای اقتصادی و امنیتی مهم است. از سوی دیگر، اسلامآباد باید از اقداماتی که میتواند به شدت روابط با تهران را آسیب بزند، پرهیز کند.
پاکستان اغلب تلاش کرده است که روابط خود را با بازیگران منطقهای رقیب حفظ کند و به دنبال استراتژی است که تحلیلگران آن را بهعنوان تعادل روابط بین عربستان سعودی و ایران توصیف میکنند.
عامل دیگری که موضع محتاطانه پاکستان را شکل میدهد، رقابت استراتژیک گستردهتر میان قدرتهای خارجی در منطقه است. اسلامآباد روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با چین دارد و در عین حال همکاریهای امنیتی با ایالات متحده را ادامه میدهد. در عین حال، ثبات خلیج فارس برای منافع چندین بازیگر جهانی که تأمین انرژی آنها به جریانهای دریایی بدون وقفه وابسته است، مرکزی باقی میماند. بنابراین، یک جنگ منطقهای وسیعتر پاکستان را در موقعیت حساسی قرار میدهد که بین روابط استراتژیک رقیب گرفتار شده و با خطرات اقتصادی فوری ناشی از اختلالات در مسیرهای انرژی خلیج فارس مواجه است.
آسیبپذیریهای اقتصادی پاکستان
نگرانیهای اقتصادی نقش مرکزی در موضع محتاطانه پاکستان ایفا میکند. این کشور در حال حاضر با فشارهای مالی قابل توجهی مواجه است و نوسانات در بازارهای انرژی جهانی میتواند به سرعت به فشار اقتصادی داخلی تبدیل شود. پاکستان حدود 85 درصد از نفت خام خود را وارد میکند که بخش عمدهای از آن از تولیدکنندگان خلیج فارس است و این کشور را بهویژه در برابر اختلالات در مسیرهای انرژی از طریق تنگه هرمز آسیبپذیر میسازد.
اگر خصومتها در خلیج فارس ترافیک دریایی را مختل کند، پاکستان احتمالاً عواقب فوری را تجربه خواهد کرد. واردات انرژی ممکن است گرانتر شود و این امر به افزایش تورم و فشار بیشتر بر ذخایر ارزی منجر خواهد شد.
از آنجا که بیشتر تجارت پاکستان از طریق دریا انجام میشود، ناامنی دریایی همچنین بر فعالیتهای تجاری گستردهتر تأثیر خواهد گذاشت. افزایش هزینههای بیمه برای حمل و نقل، تأخیر در حمل و نقل دریایی و عدم قطعیت در زنجیره تأمین میتواند فشار اقتصادی را عمیقتر کند.
تنشهای اخیر در خاورمیانه قبلاً به افزایش قیمت سوخت و نگرانیهای تورمی در پاکستان کمک کرده است.
چه چیزی ممکن است محاسبات پاکستان را تغییر دهد
چندین تحول میتواند فضای مانور پاکستان را محدود کند.
اول، احتمال بیثباتی در امتداد مرز ایران و پاکستان وجود دارد. افزایش فعالیتهای شبهنظامی، حرکتهای پناهندگان یا حوادث مرزی میتواند مقامات پاکستانی را وادار کند تا اقدامات امنیتی قویتری اتخاذ کنند.
دوم، سناریویی وجود دارد که در آن ایران علیه عربستان سعودی تشدید اقدامات کند. اگر سرزمین یا زیرساختهای انرژی عربستان تحت حملات مداوم قرار گیرد و ریاض بهطور رسمی درخواست کمک کند، پاکستان تحت فشار قابل توجهی برای پاسخگویی قرار خواهد گرفت.
سوم، تشدید در دریا نیز میتواند محاسبات اسلامآباد را تغییر دهد. اگر حملات به کشتیرانی تجاری تهدیدی برای واردات انرژی یا جریانهای تجاری پاکستان ایجاد کند، این کشور ممکن است خود را ملزم به شرکت در تلاشهای گستردهتر برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس ببیند.
استراتژی پاکستان در فاصله کنترلشده از جنگ ایران
در حال حاضر، پاکستان به نظر میرسد که مصمم است استراتژی فاصله کنترلشدهای از این درگیری را دنبال کند. اسلامآباد نگرانی خود را درباره بیثباتی منطقهای نشان میدهد در حالی که بهدقت از تعهداتی که کشور را به رویارویی مستقیم با ایران میکشاند، اجتناب میکند.
این تعادل تا چه حد قابل حفظ باشد، عمدتاً به نحوه تکامل درگیری بستگی دارد. اگر خصومتها محدود و جغرافیایی باقی بمانند، پاکستان ممکن است بتواند موضع فعلی خود را حفظ کند. اما تشدید وسیعتر منطقهای میتواند گزینههای اسلامآباد را بهطور قابل توجهی محدود کند.
پاسخ پاکستان واقعیت گستردهتری از درگیری در حال گسترش اسرائیل و ایران را نشان میدهد. بسیاری از کشورهای منطقه بهجای انتخاب طرف، در تلاشند تا در معرض درگیری که ثبات اقتصادی و امنیتی خودشان را تهدید میکند، مدیریت کنند. برای اسلامآباد، اولویت این است که درگیر دیپلماتیک باقی بماند در حالی که فاصله نظامی از جنگی را حفظ کند که عواقب آن میتواند به سرعت به مرزهایش برسد.

