با نزدیک شدن حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به هفته سوم خود، واکنش ایران در شلیک موشکها و پهپادها به سمت کشورهای خلیج فارس زنگ خطری بوده است. در حالی که به لحاظ آماری، کشورهای خلیج فارس کار قابل قبولی در رهگیری و نابود کردن اکثریت قریب به اتفاق حملات هوایی ایران انجام دادهاند، حتی چند حمله موفق میتواند در مقیاس منطقهای و حتی جهانی ویرانی به بار آورد. یک موشک که از دفاعها عبور کند و به زیرساختهای حیاتی ضربه بزند، میتواند اثرات زنجیرهای فراتر از خاورمیانه داشته باشد.
بسیاری از چالشهای مشابهی که کشورهای خلیج فارس در حال حاضر با آن مواجه هستند، همان چالشهایی است که اوکراین در اوایل حمله روسیه به آن کشور با آن روبرو بود، به ویژه گسترش پهپادهای تهاجمی طراحی و تولید شده توسط ایران. زمانی که روسیه تعداد زیادی از پهپادهای شاهد را به سمت شهرها و زیرساختهای اوکراین پرتاب کرد، کییف مجبور شد به سرعت دفاع هوایی، تاکتیکها و فناوریهای خود را برای مقابله با نوع جدیدی از تهدید تطبیق دهد.
بنابراین، اوکراین اکنون تیمهای کارشناسی را به کشورهای مختلف خلیج فارس فرستاده است تا در مورد بهترین روشها برای مقابله با این پهپادهای ایرانی مشاوره دهند. اوکراینیها سالها تجربه سختکوشی در رهگیری پهپادهای ایرانی و تطبیق سیستمهای دفاعی برای شکست آنها کسب کردهاند. این دانش دنیای واقعی به یک صادرات با ارزش تبدیل شده است. و این یک فرصت جدید برای همکاری نزدیکتر نه تنها بین اوکراین و کشورهای خلیج فارس بلکه همچنین به طور کلی با ناتو را باز میکند.
از زمان ایجاد ابتکار همکاری استانبول در اجلاس ناتو در سال 2004، تلاشهای مداومی برای تقویت روابط بین بروکسل و کشورهای خلیج فارس وجود داشته است. این ابتکار به منظور تعمیق همکاریهای امنیتی عملی بین ناتو و شرکای مایل در منطقه خلیج فارس، از جمله بحرین، کویت، قطر و امارات متحده عربی طراحی شده بود. پیشرفتهای اولیه شامل برنامههای آموزشی و تبادل افسران بود.
در حالی که در اوایل این ابتکار پیشرفتهایی حاصل شد، در سالهای اخیر این روند متوقف شده است. تغییر دینامیکهای منطقهای، اولویتهای دیپلماتیک متضاد و توجهات ژئوپولیتیکی در حال تغییر همگی به کندی این روند کمک کردهاند. با این حال، سه دلیل وجود دارد که چرا درگیری کنونی با ایران فرصتی جدید برای تجدید نظر در مورد چگونگی همکاری نزدیکتر ناتو و کشورهای خلیج فارس برای منافع مشترک ارائه میدهد.
نخست، تنها کشورهای خلیج فارس نیستند که مورد حمله پهپادها و موشکهای ایرانی قرار گرفتهاند، بلکه سرزمین ناتو نیز هدف قرار گرفته است. حداقل دو موشک بالستیک که به سمت ترکیه، یکی از اعضای این ائتلاف، هدفگذاری شده بودند، رهگیری شدهاند، در حالی که پهپادهای ایرانی که به مناطق پایگاههای حاکمیتی بریتانیا در قبرس، که از نظر قانونی سرزمین بریتانیا محسوب میشود، هدفگذاری شده بودند نیز رهگیری شدهاند. این حوادث تأکید میکند که تهدید ناشی از گسترش زرادخانه موشکی و پهپادی ایران محدود به منطقه خلیج فارس نیست.
بنابراین، هم ناتو و هم کشورهای خلیج فارس علاقهمند به اطمینان از این هستند که این تهدید به طور مناسب مورد رسیدگی قرار گیرد. دفاع هوایی و موشکی ذاتاً یک مشکل جمعی است. سیستمهای هشدار اولیه، اشتراکگذاری اطلاعات و شبکههای دفاعی یکپارچه زمانی که کشورها همکاری کنند، بسیار مؤثرتر میشوند. ناتو دههها تجربه در هماهنگی سیستمهای دفاع هوایی چندملیتی دارد، در حالی که کشورهای خلیج فارس دانش منطقهای و قابلیتهای عملیاتی مهمی را در اختیار دارند.
دوم، اجلاس ناتو در تابستان امسال پلتفرم مناسبی برای رسمی کردن برخی از ترتیبات ممکن ارائه میدهد. به طور تصادفی، این اجلاس در ماه ژوئیه در آنکارا، ترکیه برگزار خواهد شد. نمادگرایی این موضوع نباید نادیده گرفته شود. آخرین باری که اجلاس ناتو در ترکیه برگزار شد، در سال 2004 بود، زمانی که بزرگترین ابتکار این ائتلاف برای همکاری نزدیکتر با کشورهای خلیج فارس برای اولین بار تدوین شد.
سیاستگذاران در ناتو و کشورهای خلیج فارس باید از اجلاس پیش روی در آنکارا به عنوان فرصتی برای تأکید بر تعهد خود به تقویت ابتکار همکاری استانبول و ارتقاء روابط به سطح جدید استفاده کنند. این ابتکار نباید صرفاً به عنوان یک چارچوب روی کاغذ باقی بماند، بلکه باید به یک پلتفرم فعالتر برای هماهنگی استراتژیک، آموزش و همکاریهای فناوری متمرکز بر دفاع هوایی و موشکی تبدیل شود.
در نهایت، زمینه مشترک بین ناتو و کشورهای خلیج فارس همکاری با اوکراین است. اوکراین اکنون بیشتر از هر کشور دیگری در جهان در مقابله با پهپادهای ایرانی و موشکهای بالستیک تجربه دارد. به ضرورت، کییف تاکتیکهای نوآورانه، رویکردهای دفاع لایهای و فناوریهای جدیدی را به طور خاص برای شکست سیستمهای طراحی شده توسط ایران توسعه داده است.
با توجه به اینکه سرزمین ناتو و کشورهای خلیج فارس اکنون تحت حمله قرار گرفتهاند، اوکراین باید بخشی از گفتگو باشد. دعوت از اوکراین برای شرکت در بحثهای مربوط به همکاری در دفاع هوایی و موشکی، ارزش عملی برای هر دو طرف ناتو و کشورهای خلیج فارس فراهم میکند. این همچنین ایدهای را تقویت میکند که اوکراین تنها مصرفکننده کمکهای امنیتی نیست، بلکه به طور فزایندهای صادرکننده تخصص امنیتی است.
این یک راه سیاسی کمهزینه برای درگیر کردن اوکراین در اجلاس پیش رو خواهد بود، در حالی که مشارکتهای عملی کییف را نشان میدهد. تجربه اوکراین در رهگیری پهپادهای شاهد، تطبیق پوشش راداری و به کارگیری پهپادهای رهگیر تولید داخلی برای نابود کردن تهدیدات ورودی میتواند درسهای ارزشمندی برای شرکای خلیج فارس که اکنون با چالشهای مشابهی مواجه هستند، ارائه دهد.
مشخص نیست که جنگ هوایی علیه ایران چگونه به پایان خواهد رسید. و عواقب ژئوپلیتیکی گستردهتر همچنان نامشخص است. با این حال، واضح است که قیمتهای جهانی انرژی و همچنین تهدیدات علیه حمل و نقل بینالمللی از طریق تنگه هرمز، سیاستگذاران — از جمله رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ — را مجبور به بررسی راههایی برای در نهایت یافتن یک راه خروج از این درگیری میکند.
اما یک چیز مسلم خواهد ماند: تهدید موشکی و پهپادی ایران برای آینده قابل پیشبینی ادامه خواهد داشت. از خلیج عمان تا خلیج فنلاند، کشورها با چالشی مشترک مواجه هستند که نمیتوان آن را به صورت جداگانه حل کرد. تقویت همکاری بین ناتو، اوکراین و کشورهای خلیج فارس هم یک عمل دفاع از خود و هم یک اقدام از روی احتیاط استراتژیک خواهد بود.
اکنون زمان تفکر جسورانه و خلاقانه است. اجلاس پیش روی ناتو در آنکارا فرصتی به موقع برای احیای ابتکار همکاری استانبول و تعمیق همکاریهای امنیتی عملی بین ناتو و کشورهای خلیج فارس در پاسخ به تهدیدی که همه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، فراهم میکند.

