بررسی اجمالی
در تاریخ ۲۸ فوریه، ایالات متحده به همراه اسرائیل جنگی انتخابی علیه ایران آغاز کرد. این درگیری از آن زمان به یک جنگ منطقهای تبدیل شده است که هدف و مأموریت روشنی برای نیروهای نظامی ایالات متحده و تلاشهای دیپلماتیک آن وجود ندارد. به گزارشها، دولت ترامپ درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار اضافی در بودجههای مکمل برای پوشش هزینههای جنگ خواهد کرد.
این عدم وضوح، برآورد هزینههای این جنگ — که در هر درگیری دشوار است — را به یک فعالیت حتی خطرناکتر از معمول تبدیل کرده است. با این حال، اطلاعات کافی در مورد جنگ جاری و همچنین هزینههای عملیاتهای نظامی گذشته ایالات متحده وجود دارد که میتواند برآوردهای اولیهای از هزینهها ارائه دهد و مشاهدات معقولی در مورد اینکه چقدر و چقدر سریع باید تأمین مالی برای پوشش آنها پیدا شود، ارائه کند.
این موضوعات در این یادداشت با تمرکز بر پنج سؤال خاص بررسی میشوند:
آیا کنگره باید بودجههای مکمل برای جنگ را تصویب کند؟
هزینههای جنگ در ماه اول چقدر بوده است؟
هزینههای جنگ در آینده چقدر خواهد بود؟
آیا هزینههای جنگ ممکن است امسال به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد؟
هزینه یک حمله تمامعیار به ایران چقدر خواهد بود؟
یافتههای کلیدی از این تحلیل مختصر عبارتند از:
هزینههای این جنگ تا کنون بالا اما قابل مدیریت است. اما اگر جنگ تشدید شود، این هزینهها به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت و در صورت حمله تمامعیار، هزینهها بسیار زیاد خواهد بود.
با توجه به بودجه بالای نظامی پایه و ۱۵۴ میلیارد دلار اضافی تخصیصیافته در قانون One Big Beautiful Bill Act یا OBBBA که هنوز هزینه نشده است، در حال حاضر نیازی فوری به تأمین مالی اضافی برای این درگیری وجود ندارد.
تا زمانی که دولت نتواند یک مسیر منطقی و واقعگرایانه برای پیگرد و در نهایت خروج از این درگیری، بر اساس اهداف استراتژیک روشن و قابل دستیابی، بیان کند، کنگره نباید تأمین مالی اضافی برای جنگ را فراهم کند.
بحث
سؤال ۱: هزینههای ماه اول جنگ برای وزارت دفاع چقدر بوده است؟
وزارت دفاع هنوز برآوردی از هزینههای جنگ تا به امروز ارائه نکرده است. با این حال، یک برآورد منطقی برای هزینههای تحمیلشده به وزارت در ماه اول جنگ ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار است. بالاترین حد این برآورد بر اساس تحلیلی و متدولوژی توسعهیافته توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی است.
پایینترین حد بر اساس تحلیلی از هزینههای مرتبط با کمپین هوایی ایالات متحده در طول حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است.
سؤال ۲: هزینههای جنگ در آینده برای وزارت دفاع چقدر خواهد بود؟
متأسفانه، در مورد برنامههای جنگی ایالات متحده، هزینههای تسلیحاتی و سایر ملاحظات، عدم قطعیت بسیار زیادی وجود دارد که حتی برآوردی بسیار تقریبی از هزینههای احتمالی آینده مرتبط با عملیات نظامی جاری ایالات متحده علیه ایران را غیرممکن میسازد. بهترین کاری که میتوان انجام داد، پیشنهاد برخی حدود تقریبی برای هزینههای آینده بالقوه است، بسته به اینکه جنگ چگونه پیشرفت کند (به شکل ۱ مراجعه کنید).
در ماه اول جنگ، عملیات نظامی ایالات متحده عمدتاً به حملات هوایی و موشکی محدود بود که توسط نیروهای هوایی و دریایی و همچنین فعالیتهای دفاع هوایی انجام میشد. این عملیات در هفته اول یا بیشتر از درگیری بسیار شدید بود و شامل تعداد زیادی از مهمات دقیق و بلندبرد بسیار گرانقیمت (مانند موشک کروز تام هاوک که از دریا شلیک میشود) بود که این چند روز اول را به طرز فوقالعادهای پرهزینه کرد. از آن زمان — حداقل تا آخر هفته قبل از انقضای مهلت ۶ آوریل رئیسجمهور ترامپ به دولت ایران — به نظر میرسد که سرعت عملیات و همچنین هزینه مهمات استفاده شده، هرچند هنوز قابل توجه است، به طور کلی کاهش یافته است.
با فرض اینکه در آینده، سرعت عملیات تقریباً همانطور که در این دوره اخیر بوده باقی بماند، یک برآورد هزینه معقول ممکن است روزانه ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار باشد، یا حدود ۷.۵ تا ۱۵ میلیارد دلار در ماه.
اگر عملیات نظامی ایالات متحده به سرعت کمتری کاهش یابد — شاید به دلیل کمبود اهداف مفید برای حمله، عقبنشینی هر دو طرف از لبه، یا سایر ملاحظات — هزینهها ممکن است همچنان کاهش یابد و به احتمال زیاد به چند میلیارد دلار در ماه برسد.
از سوی دیگر، هزینهها به همان اندازه میتوانند به سطوح بالاتری افزایش یابند اگر عملیات نظامی بیشتر تشدید شود — همانطور که دولت نشان میدهد اگر دولت ایران به آخرین اولتیماتوم آنها توجه نکند. در هفتههای گذشته، ارتش ایالات متحده شروع به انتقال تعدادی از واحدهای نیروی دریایی و ارتش به منطقه کرده است که میتوانند برای انجام عملیات زمینی در ایران مورد استفاده قرار گیرند. این واحدها شامل دو واحد اکتشافی نیروی دریایی (MEU) و یک تیپ از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش هستند. مشخص نیست که این نیروها چگونه به کار گرفته خواهند شد. با این حال، گزارشهای خبری و گمانهزنیهای تحلیلگران خارجی معمولاً بر تصرف ترمینال مهم صادرات نفت جزیره خارک یا سایر جزایر تحت کنترل ایران نزدیک به تنگه هرمز تمرکز دارند. به طور کلی، این نیروها به گزارشها شامل حداقل ۷۰۰۰ نیروی رزمی و همچنین تعداد قابل توجهی پرسنل پشتیبانی هستند.

انتظار میرود که چنین عملیاتی همچنین با عملیات هوایی و حملات موشکی بسیار شدیدتری از سوی نیروهای هوایی و دریایی پشتیبانیکننده ایالات متحده نسبت به آنچه در هفتههای گذشته رایج بوده، همراه باشد. علاوه بر این، بسته به مأموریت و اهداف آن، و همچنین نحوه پیشرفت وضعیت در زمین، ممکن است (شاید حتی محتمل باشد) که استقرار اولیه این نیروها با استقرار واحدهای اضافی قابل توجهی دنبال شود؛ به عنوان مثال، آوردن دو تیپ دیگر از لشکر ۸۲ هوابرد. تحت این شرایط، به جای کاهش به هزینه ماهانه ۷.۵ تا ۱۵ میلیارد دلار در آوریل — همانطور که در بالا پیشنهاد شد — این هزینهها ممکن است به طور تقریبی در سطح یا حتی به طور قابل توجهی بالاتر از ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار برآورد شده که در مارس متحمل شدهاند، باقی بماند.
سؤال ۳: آیا هزینههای جنگ میتواند در سال جاری به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد؟
گزارشها حاکی از آن است که کاخ سفید درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار اعتبار اضافی برای پوشش هزینههای جنگ ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران خواهد کرد. آیا هزینهها میتوانند در باقیمانده سال مالی (که در ۳۰ سپتامبر به پایان میرسد) به این سطح برسند؟ در سناریوی تشدید شدید، قطعاً ممکن است. با این حال، احتمالاً تنها در صورتی به این سطح خواهند رسید که جنگ به مراتب بیشتر از آنچه در مثالهای فرضی بالا مطرح شده، تشدید شود و/یا مدت زمان آن بسیار فراتر از دوره چهار تا شش هفتهای باشد که دولت برای مدت زمان مورد انتظار درگیری مطرح کرده است.
تحلیل فوق نشان میدهد که حتی یک درگیری دو ماهه که شامل یک مؤلفه زمینی متوسط باشد، احتمالاً در حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت، هرچند ممکن است کمتر باشد.
رسیدن به ۲۰۰ میلیارد دلار نیازمند گسترش چشمگیر، نسبت به فرضیات توصیف شده در بالا، در مقیاس و/یا مدت زمان درگیری خواهد بود.
در اینجا تلاشی برای گمانهزنی در مورد اینکه چنین تشدید و گسترشی چه چیزی را شامل میشود، انجام نخواهد شد. این میتواند به طرق مختلفی پیش برود — شامل استقرارهای بزرگتر از نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به درجات مختلف — و زمانبندیهایی که میتواند به چندین یا بسیاری از ماهها، به جای هفتهها، اندازهگیری شود. با این حال، برای زمینه، مفید است به یاد داشته باشیم که در اوج خود در سال ۲۰۰۸، جنگ در عراق هزینهای معادل ۲۱۱ میلیارد دلار به دلارهای FY2026 برای ایالات متحده داشت، که تنها کمی بیشتر از درخواست کنونی دولت ترامپ برای جنگ جاری علیه ایران است.
علاوه بر این، در آن سال، جنگ در عراق شامل به طور متوسط حدود ۱۶۰۰۰۰ سرباز آمریکایی با “پوتین بر زمین” بود.
سؤال ۴: آیا ارتش ایالات متحده میتواند یک حمله و اشغال بزرگمقیاس به ایران به سبک حمله ۲۰۰۳ به عراق را اجرا کند؟ اگر چنین باشد، هزینه آن چقدر خواهد بود؟
تصور اینکه رئیسجمهور ترامپ تصمیم به تلاش برای چنین حمله و اشغالی به ایران بگیرد، بسیار دشوار است. اما اگر او این کار را انجام دهد، هزینههای بودجهای به طرز فوقالعادهای بالا خواهد بود. همانطور که در بالا اشاره شد، در سال ۲۰۰۸، اوج سال اشغال عراق، ایالات متحده بهطور میانگین حدود ۱۶۰,۰۰۰ سرباز با “پوتین بر زمین” در این کشور داشت. ایران امروز بیش از سه برابر جمعیت عراق در آن زمان را دارد و از نظر جغرافیایی تقریباً چهار برابر بزرگتر است. این نشان میدهد که ارتش ایالات متحده ممکن است به حداقل ۵۰۰,۰۰۰ نفر پرسنل نیاز داشته باشد تا مأموریتی مشابه را انجام دهد؛ تعهدی که بهطرز فوقالعادهای دشوار خواهد بود که نه تنها اجرا شود، بلکه برای مدت طولانی نیز پایدار بماند.
با استناد به هزینه هر سرباز در عراق، انتظار میرود چنین نیرویی حدود ۵۵ میلیارد دلار در ماه یا بیش از ۶۵۰ میلیارد دلار در سال هزینه داشته باشد. و این ممکن است بهطور قابل توجهی هزینههای احتمالی را کمتر از حد واقعی نشان دهد. از جمله دیگر مسائل، عدم وجود (این بار) مناطق نسبتاً امن در منطقه خلیج فارس که از آنجا بتوان نیروهای زمینی ایالات متحده را مستقر و پشتیبانی کرد، میتواند بهطور قابل توجهی هزینهها را افزایش دهد.
سؤال ۵: آیا کنگره باید اعتبارهای اضافی برای جنگ تصویب کند؟
تا زمانی که دولت ترامپ نتواند بهوضوح اهداف خود را برای کمپین نظامی علیه ایران بیان کند، توضیح دهد که چگونه بهطور واقعی انتظار دارد به آنها دست یابد و شواهدی از تلاشهای دیپلماتیک جدی برای پایان دادن به درگیری ارائه دهد، کنگره باید هرگونه درخواست برای اعتبارهای اضافی بهمنظور پوشش هزینههای جنگ را رد کند. در غیاب یک برنامه استراتژیک واضح، تأمین بودجه اضافی در این زمان اجازه میدهد که جنگ به نقطهای غیرقابل تحمل فراتر از سطح کنونی خود گسترش یابد. تا آن زمان، دولت باید ملزم به پوشش هرگونه هزینه اضافی برای این جنگ انتخابی باشد که نه درخواست آن را کرده و نه مجوز کنگره را دریافت کرده است، از منابع موجود وزارت دفاع.
این امر باید قابل مدیریت باشد زیرا وزارت دفاع در سال گذشته ۱۵۴ میلیارد دلار بودجه اضافی در OBBBA دریافت کرده است که قرار است در یک دوره چندساله هزینه شود. این بودجه علاوه بر حدود ۹۰۰ میلیارد دلار ارائه شده در بودجه دفاعی عادی است که بهطور سالانه توسط کنگره تخصیص مییابد. تنها در ماه فوریه بود که وزارت دفاع طرح خود را به کنگره برای چگونگی هزینهکردن بودجه OBBBA ارائه داد.
بنابراین، اکثریت قریب به اتفاق آن پول هنوز در دسترس است و میتواند برای پوشش هر هزینه فوری جنگ مجدداً تخصیص یابد؛ هرچند انجام این کار ممکن است نیاز به تأیید کنگره برای اختیارات انتقال اضافی داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که بودجه میتواند به حسابهایی که بهدلیل جنگ نیاز به تجدید اعتبار دارند، تخصیص یابد.
هر تصمیمی در مورد احتمال تصویب اعتبارهای اضافی برای پوشش هزینههای جنگ ایالات متحده در ایران نیز باید تحت تأثیر درخواست بودجه پیشنهادی کاخ سفید برای سال ۲۰۲۷ قرار گیرد. این درخواست که در تاریخ ۳ آوریل ارائه شده، شامل ۱.۵ تریلیون دلار برای دفاع است که افزایش تقریباً ۵۰۰ میلیارد دلاری (حدود ۵۰ درصد) نسبت به امسال را نشان میدهد. این سطح از هزینهکرد بهطرز قابل توجهی از نیازها و برنامههای دفاعی موجود جدا شده است بهطوری که پنتاگون برای ماهها در تلاش بوده است تا راهی معقول برای اجرای این افزایش پیشنهادی پیدا کند.

