در روز دوشنبه، ۱۶ مارس، کارشناسان بروکینگز، سامانتا گروس و کایتلین تالمج، با ملانی و. سیسون نشستی برگزار کردند تا درباره آنچه که هنگام تداخل عملیات نظامی با عملیات تجاری در تنگه هرمز اتفاق میافتد، بحث کنند.
ملانی و. سیسون
سامانتا، وضعیت حرکت نفت از طریق تنگه چیست؟
یک گلوگاه برای نفت و گاز جهانی
سامانتا گروس
من ابتدا میگویم که این موضوع بسیار مهم است. این چیزی است که تحلیلگران امنیت انرژی نه تنها در مورد نفت، بلکه همچنین در مورد بازارهای جهانی گاز طبیعی، همیشه نگران آن بودهاند. به طور کامل ۲۰٪ از عرضه نفت جهان و ۲۰٪ از عرضه گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از طریق تنگه هرمز عبور میکند. در حال حاضر، در روز دوشنبه، ۱۶ مارس، تنگه به طور مؤثر بسته است. در ۲۴ ساعت گذشته هیچ کشتیای از آن عبور نکرده است. در ۲۴ ساعت قبلی، به نظر میرسید که دو کشتی عبور کردهاند. این در مقایسه با بیش از ۱۰۰ کشتی در یک روز عادی است. ایران اجازه میدهد کشتیهایی که محصولات خود را حمل میکنند، عبور کنند در حالی که دیگر کشتیها را متوقف میکند.
ملانی و. سیسون
کایتلین، دلیل اینکه تنگه به طور مؤثر بسته است این است که ایالات متحده به همراه اسرائیل، جنگی علیه ایران آغاز کرده است و ایران تسلیم نشده است: آنها در حال مقابله هستند. بنابراین، دینامیکهای نظامی در اطراف تنگه مانع یا دلسردکننده کشتیهای تجاری از عبور هستند. وضعیت تصویر نظامی چیست؟
یک منطقه جنگی فعال و نفتکشهای بیمیل
کایتلین تالمج
کمپین نظامی ایالات متحده در حال ادامه است، اگرچه رابطه بین آن کمپین و دستیابی به اهداف استراتژیک و سیاسی ایالات متحده هنوز مشخص نیست. ایالات متحده در حال حمله به قابلیتهای کلیدی نظامی ایران—مانند پرتابگرهای موشکی و موشکها، قابلیتهای پهپادی و قابلیتهای دریایی آنها—است، اما ما نمیدانیم که چقدر پیشرفت حاصل شده است. به عنوان مثال، ما میدانیم که تخریب پرتابگرهای موشکی ایران صورت گرفته است، اما نمیدانیم چندتا باقی مانده است. بدون اطلاعات درباره آن عدد، ارزیابی اینکه کمپین چقدر خوب پیش میرود یا چقدر طول خواهد کشید دشوار است. و در حالی که درست است که پرتابهای موشکی و پهپادی ایران از روزهای اول جنگ کاهش یافته است، اما وضعیت ایران هنوز هم حالت سرسختی دارد.
در این زمینه، ما دینامیکهای ترافیک در تنگه را که سامانتا به تازگی توصیف کرد، مشاهده میکنیم. با وجود یک جنگ فعال در هر دو سمت، میتوانید درک کنید که چرا نفتکشها به ویژه reluctant هستند که از تنگه عبور کنند. نه تنها به این دلیل که نگران آسیب دیدن هستند، بلکه به این دلیل که افرادی در این کشتیها وجود دارند که میتوانند به روشهای بسیار وحشتناک توسط داراییهای ایرانی کشته یا زخمی شوند و ایالات متحده نمیتواند تضمین کند که آنها را به طور کامل از بین برده است.
سامانتا گروس
من اضافه میکنم که شما نیازی به بستن تنگه به صورت نظامی یا مینگذاری آن به گونهای ندارید که هیچ چیزی نتواند عبور کند. تهدید به آسیب رساندن به کشتیها به این معنی است که کشتیها برای عبور از تنگه به سختی میتوانند بیمه بگیرند. این به این معنی است که خدمه آنها نمیخواهند از تنگه عبور کنند و بنابراین راههایی وجود دارد که میتوانید بدون قدرت نظامی زیاد، فقط به خاطر ترس، آسیبهای زیادی به بار آورید.
ملانی و. سیسون
کایتلین، سامانتا به این احتمال اشاره کرد که ایران ممکن است تنگه را مینگذاری کند. مینگذاری تنگه به چه معناست و ایران چه امکاناتی برای انجام آن دارد؟
قابلیتهای نامتقارن دریایی و مینگذاری ایران
کایتلین تالمج
برای چندین دهه، ایران تلاش کرده است تا قابلیتهای دریایی نامتقارن را برای چنین سناریویی توسعه دهد. این شامل یک زرادخانه از حدود ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین از انواع مختلف و سطوح مختلف پیچیدگی، همراه با چندین پلتفرم است که میتوانند این مینها را تحویل دهند. برخی از این پلتفرمها کشتیهای بزرگتری هستند که احتمالاً توسط حملاتی که ما از CENTCOM در مورد آنها مطلع میشویم غرق شدهاند. اما نگرانی این است که ایران همچنین ممکن است صدها کشتی کوچکتر داشته باشد: زیردریاییهای کوچک، قایقهای تهاجمی سریع، حتی قایقهای غیرنظامی از نوع خاصی که میتوانند برای قرار دادن تعداد کمی مین استفاده شوند و احتمالاً بسیار سخت پیدا میشوند زیرا در تمام این بندرهای کوچک در طول سواحل قرار دارند. برخی از آنها ممکن است در یک شبکه تونل وسیع که ایران در طول سواحل ساخته است، پنهان شده باشند و تا زمانی که به آب وارد شوند، دیده نشوند. بنابراین، گفتن داستانی درباره اینکه چگونه، اگر بخواهد، ایران میتواند یک کمپین قابل توجه مینگذاری در تنگه انجام دهد، چندان سخت نیست. فقط احتمال این موضوع—یا حداقل ناتوانی ایالات متحده در تأیید اینکه هیچ مین وجود ندارد—یک بازدارنده برای ترافیک نفتکشها است.
ملانی و. سیسون
سامانتا، ترافیک نفتکشها مقدار زیادی نفت حمل میکند، اما نه تنها نفت. چه داراییهای انرژی دیگری در آنچه در تنگه در حال وقوع است، درگیر هستند و اثرات ترکیبی آنها در بخش انرژی گستردهتر چگونه احساس میشود؟
LNG، کود و امنیت غذایی
سامانتا گروس
قطر سومین تولیدکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در جهان است و تمام تولید آن باید از طریق تنگه هرمز خارج شود. این تولید اکنون به طور کامل متوقف شده است. بنابراین، ما نه تنها عرضه نفت را از دست دادهایم، بلکه ۲۰٪ از تجارت گاز طبیعی دریایی جهان را نیز از دست دادهایم.
چند محصول دیگر که از طریق تنگه عبور میکنند نیز واقعاً مهم هستند. یکی از آنها کودهای نیتروژنی است که به نوعی فقط گاز طبیعی در فرم دیگری است. کود ممکن است یکی از مهمترین کالاهای غیرانرژی باشد که به بازار نمیرسد. فصل کاشت در نیمکره شمالی است، بنابراین بسیاری از کشورها به آن کود نیاز خواهند داشت. و ممکن است به اندازهای که میخواهند نداشته باشند، و آنچه میتوانند به دست آورند ممکن است بسیار گران باشد که این موضوع تأثیراتی بر قیمتهای غذا دارد. نه تنها قیمتهای فوری غذا، بلکه قیمتهای غذا در ماههای آینده، زمانی که آنها محصولات خود را برداشت میکنند.
ملانی و. سیسون
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اشاره کرده است که ایالات متحده تمام نفتی را که ممکن است نیاز داشته باشد تولید میکند، و بنابراین اگر نفت از طریق تنگه عبور نکند، این برای ایالات متحده مشکل بزرگی نیست. آیا رئیسجمهور درست میگوید؟
چرا یک ایالات متحده «خودکفا» هنوز آسیب میبیند
سامانتا گروس
نه، او در ارزیابی خود از اینکه این توقف چه معنایی برای ایالات متحده دارد، درست نیست، اما بیشتر از این نیز باید گفت. نفت و گاز طبیعی به طور کلی حدود ۷۲٪ از تأمین انرژی ایالات متحده را تشکیل میدهند. حدود نیمی از آن نفت است و حدود نیمی دیگر گاز طبیعی. اما نحوه تأثیر این عرضه محدود از این دو سوخت بر ما بسیار متفاوت خواهد بود.
بیایید با گاز طبیعی شروع کنیم. ما تمام گاز طبیعی مورد نیاز خود را در ایالات متحده تولید میکنیم و بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در جهان هستیم. اما تأسیسات صادرات LNG ما در حال حاضر در حداکثر ظرفیت خود کار میکنند. بنابراین حتی اگر تقاضا برای LNG در سایر نقاط افزایش یابد، ما قادر به تأمین آن نخواهیم بود.
بازار نفت متفاوت است. ما یک صادرکننده خالص هستیم اگر نفت خام و محصولات نفتی را ترکیب کنیم. اما اینها در یک بازار جهانی قیمتگذاری میشوند و بنابراین مصرفکنندگان در ایالات متحده قیمت جهانی نفت و سوختهای تولید شده از نفت را پرداخت میکنند. هرگونه کمبود عرضه در بازار جهانی نفت به صورت افزایش قیمت ظاهر میشود و قیمتها تا زمانی که عرضه و تقاضا متعادل شوند، افزایش خواهند یافت.
با توجه به کاهش قابل توجه عرضه، من متعجبم که قیمت نفت بالاتر نیست. فکر میکنم به این دلیل است که هنوز امیدی در بازارها وجود دارد که تنگه به زودی دوباره باز شود.
ملانی و. سیسون
کیتلین، آیا تنگه میتواند به زودی دوباره باز شود؟ آیا راهی برای نیروی دریایی ایالات متحده وجود دارد تا تنگه را باز کند؟
ریسکها و محدودیتهای اسکورتهای دریایی
کیتلین تالمج
ما از روزهای اولیه این جنگ شنیدهایم که خواستار اسکورتهای دریایی ایالات متحده برای ترافیک در تنگه هستیم. میتوانم درک کنم که ایده داشتن ناوهای جنگی ایالات متحده که در کنار ترافیک در تنگه حرکت کنند، برای بازارها اطمینانبخش به نظر میرسد، اما واقعیت، متأسفانه، چندان جذاب نیست. شما میتوانید یک ناو جنگی را به تنگه بفرستید یا هلیکوپترهای تهاجمی را به تنگه بفرستید، اما در حین انجام این کار، در واقع پلتفرمهای گرانقیمت و کمیاب ایالات متحده را بسیار نزدیک به سواحل ایران منتقل میکنید، جایی که ایران یکی از بهترین فرصتهای خود را برای هدف قرار دادن آنها با سلاحهایی که ممکن است هنوز توسط کمپین بمباران ایالات متحده نابود نشده باشند، خواهد داشت. اسکورتها آسیبپذیر هستند. انجام این مأموریت در وسط یک جنگ تیراندازی بسیار دشوار است.
این همچنین از نظر تعداد پلتفرمهایی که باید درگیر شوند، بسیار چالشبرانگیز است، با توجه به حجم ترافیک دریایی که برای از سرگیری تجارت لازم است. اگر شما در نظر دارید که بیش از ۱۰۰ کشتی در روز از تنگه عبور کنند، به قدرت سطحی و هوایی زیادی نیاز خواهید داشت. اما ممکن است بخواهیم از این داراییها برای انجام کارهای دیگر در جریان جنگ استفاده کنیم. بنابراین این کار به سادگی ارسال چند ناوشکن از طریق تنگه و اعلام باز شدن تنگه نیست.
و البته، مسئله دیگر مینهاست. اگر ایران تنگه را مینگذاری کرده باشد—و دوباره، نمیتوانیم تأیید کنیم که آنها این کار را نکردهاند یا اینکه این کار را نخواهند کرد—ایالات متحده میتواند کشتیهای مینروبی را به آنجا بفرستد، اما آنها نیز در معرض حملات ایرانیان قرار خواهند گرفت.
ملانی و. سیسون
عواقب یک اسکورت ناموفق چه خواهد بود، اگر نیروی دریایی ایالات متحده سعی کند مسیری را باز کند و یک کشتی تجاری را از آن عبور دهد و مورد حمله قرار گیرد؟
چگونه یک اسکورت ناموفق میتواند به ضرر بیفتد
کیتلین تالمج
از نظر نظامی، احتمال واقعی برای تلفات و خسارات گرانقیمت به ناوهای جنگی ایالات متحده وجود دارد. من به هیچ وجه نیروی دریایی ایالات متحده را دست کم نمیگیرم، اما وقتی نیروهای گرانقیمت خود را به سمت داراییهای ساحلی ایران و داراییهای دریایی نامتقارن میفرستید و این کار را به مقیاسی انجام میدهید که در اینجا مرتبط باشد، به ایرانیان فرصتهای زیادی برای یک شلیک خوششانس میدهد. و سپس ایالات متحده در موقعیتی قرار میگیرد که باید دو برابر شود و کمپین را ادامه دهد و هزینههای بیشتری را متحمل شود، یا در جهت دیگری تشدید کند، یا تسلیم شود. اما فکر نمیکنم هیچیک از این گزینهها مشکل بازار را حل کند.
سامانتا گروس
من کاملاً با این موضوع موافقم. بخشی از آنچه که مانع از عبور کشتیها از این تنگه میشود، ترس است. اگر ما یک کمپین اسکورت ارائه دهیم و آن کمپین شکست بخورد، شما عامل ترس را افزایش دادهاید به جای اینکه آن را کاهش دهید. بازارها نه تنها به کمبود واقعی که در حال وقوع است و با گذشت زمان بدتر میشود، بلکه به این ترس نیز واکنش نشان میدهند. اگر کمپین اسکورت شما شکست بخورد، ممکن است قیمتها بالاتر برود و نگرانیهای بیشتری در بازار برای مدت طولانیتر ایجاد شود. زیرا به جای کاهش ترس، شما آن را افزایش دادهاید. بنابراین فکر میکنم احتمال اینکه این موضوع به نتیجه معکوس منجر شود، نه تنها از منظر نظامی بلکه از منظر بازار نیز بسیار بالا است.
ملانی و. سیسون
بنابراین اسکورت نظامی به نظر شما هر دو غیرقابل اجراست، حداقل در حال حاضر، با وجود توجه زیادی که به آن میشود. اما شما همچنین گفتید، سامانتا، که بازارها به لحاظ قیمتگذاری به گونهای که فکر میکردید واکنش نشان ندادهاند. چرا؟
بازارها، «اطمینان» و ذخایر استراتژیک
سامانتا گروس
فکر میکنم بخشی از آنچه که باعث این موضوع میشود، عدم ارتباط بین جنبه انرژی و جنبه نظامی معادله است. بازارها به طور کاملاً منطقی به دنبال اطمینان هستند که دینامیکهای نظامی قابل مدیریت هستند. همانطور که کایتلین گفت، به ظاهر، اسکورتها به عنوان یک راه معقول برای خروج از وضعیتی که در آن هستیم به نظر میرسند. اما همانطور که او نیز گفت، از منظر نظامی، اسکورتها واقعاً به اندازهای که ما آرزو داریم آماده نیستند.
ملانی و. سیسون
اگر اسکورتهای دریایی و نظامی قرار نیست در کوتاهمدت راهحلی برای مشکل تأمین باشند، درباره آزادسازی ذخایر نفتی استراتژیک چه میگویید؟
سامانتا گروس
متأسفانه، نه. یک سازمان وجود دارد به نام آژانس بینالمللی انرژی (IEA) که پس از شوکهای نفتی دهه 1970 تأسیس شد و از اعضای خود میخواهد که مقادیر معینی از ذخایر نفتی را نگه دارند. در واکنش به انسداد در تنگه، IEA در حال برنامهریزی برای آزادسازی بزرگترین مقدار ذخایر نفت خام از سوی تعدادی از کشورهای خود است. این مقدار قرار است 400 میلیون بشکه در حدود دو ماه باشد. این به نظر مقدار زیادی نفت میآید و واقعاً هم هست، اما اگر به طور یکنواخت در طول آن دو ماه آزاد شود، به حدود 7% از تقاضای جهانی میرسد. به یاد داشته باشید که با بسته شدن تنگه، بازار بیشتر از 15 تا 17% از تقاضای جهانی را از دست داده است، با توجه به اینکه برخی از نفتها میتوانند از طریق خطوط لوله تنگه را دور بزنند. بنابراین آزادسازی نفت مهم است و سیگنال درستی ارسال میکند و موضوع بسیار بزرگی است. اما این نمیتواند جای خالی در بازار را پر کند.
یک نکته دیگر که باید به آن توجه کرد این است که دولتها معمولاً ذخایر را به بازار میفروشند. ما آن را آزادسازی مینامیم، اما واقعاً منظور ما این است که دولت نفتی را که نگه داشته است میفروشد—آنها آن را زمانی میفروشند که کمبود وجود دارد و قیمت بالا است. وقتی شوک تمام شد، عرضه و تقاضا به تعادل جدیدی میرسند و قیمت دوباره پایین میآید، سپس دولت بشکههایی را برای تجدید ذخیره خریداری میکند.
این چیزی نیست که ایالات متحده بخواهد این بار انجام دهد. این بار، آنها در حال تنظیم یک مبادله هستند. این به این معناست که آنها میخواهند شرکتها توافق کنند که اگر اکنون، در زمان کمبود، نفت بگیرند، همان مقدار نفت، به علاوه مقدار اضافی، را زمانی که شوک بازار تمام شد، بازگردانند.
این از نظر لجستیکی دشوارتر از فقط فروش نفت و خرید نفت دوباره در زمانی است که قیمتها پایین میآید. و به نظر من کمی فریبنده است، به عنوان تلاشی برای پیدا کردن راهی برای گفتن اینکه بازگرداندن نفت برای مالیاتدهندگان هزینهای نخواهد داشت.
به نظر میرسد که دولت ایالات متحده میگوید، هی، بازار، ما تنگه هرمز را شکستیم. ما فکر نمیکنیم که بتوانیم از نیروی نظامی برای بازگرداندن آن به حالت قبل استفاده کنیم و صنعت شما را به مسیر درست برگردانیم، اما ما ذخایر خود را به شما خواهیم داد تا کمبود عرضه را کاهش دهیم. شما نیازی به پرداخت پول برای این نفت ندارید—فقط باید آن را به ما برگردانید، به علاوه چند بشکه بهره، زمانی که جنگ به پایان رسید. ما نمیتوانیم به شما بگوییم که این زمان چه زمانی خواهد بود، یا اینکه قیمت آن بشکهها در زمان درخواست ما بالا خواهد بود یا پایین. آیا درست متوجه شدم؟
سامانتا گروس
خب، در این توصیف مقداری حقیقت وجود دارد. به نظر من، این مبادله دسترسی بازار به نفتی را که همه ما در آنجا میخواهیم، به طور غیرضروری دشوار میکند، با توجه به این اختلال عظیم. و بله، میتوانم ببینم که چرا ممکن است این موضوع برای شما کمی غنی به نظر برسد که این آزادسازیهای ذخیره به دلیل جنگی است که ما آغاز کردیم. شما اشاره میکنید که دلیل این کمبود این است که ما به جنگی انتخابی روی آوردیم، به وضوح بدون مشورت با بازار، و اکنون به دنبال این هستیم که صنعت به کاهش عواقب کمک کند. اما به خاطر داشته باشید که همیشه این حقیقت وجود دارد که این ذخایر برای زمانهایی که اختلالاتی وجود دارد، نگهداری میشوند، صرف نظر از اینکه دلیل آن اختلالات چه باشد.
ایران «حق رأی» دارد که این وضعیت چقدر طول بکشد
ملانی و. سیسون
کیتلین، چه چیزی باید از نظر نظامی اتفاق بیفتد تا ثبات کافی برای عبور امن وجود داشته باشد—یا حداقل ترس کافی کاهش یابد—که صنعت ممکن است مایل به تلاش برای عبور باشد؟
کیتلین تالمج
من نمیبینم که بازارها آرام شوند و ترافیک به سطوح قبل از جنگ بازگردد تا زمانی که خود جنگ به پایان برسد. فکر میکنم سوال این است که چه عملیاتی میتوانیم در طول این جنگ انجام دهیم تا حجمهای عادی ترافیک دریایی را متقاعد کنیم که از تنگه عبور کنند، که به دلایل مختلفی که درباره آن صحبت کردهایم، اساساً غیرممکن است. سپس واقعاً سوال این میشود که، خوب، خود جنگ چقدر طول خواهد کشید؟ و ما فقط نمیدانیم.
ما نمیدانیم، نه فقط به این دلیل که نمیدانیم ایالات متحده و اسرائیل چه قصدی از نظر نظامی دارند، بلکه به این دلیل که همچنین نمیتوانیم فراموش کنیم که ایرانیها در این اختلال حق رأی دارند که این وضعیت چقدر طول بکشد. و در واقع، استراتژی نظامی آنها درباره بازی برای زمان است، prolonging the economic and military pain that’s inflicted on adversaries. آنها ممکن است به داراییهای نظامی زیادی نیاز نداشته باشند تا فقط چند موشک پرتاب کنند و ترافیک نفتکشها را آزار دهند. این ممکن است کافی باشد تا ترافیک را حداقل از جایی که معمولاً باید باشد، پایین نگه دارد. پرسیدن اینکه ایالات متحده چه زمانی تصمیم به اعلام پیروزی و بازگشت به خانه خواهد گرفت، سوالی متفاوت از پرسیدن اینکه ایران چه زمانی تصمیم خواهد گرفت که به گونهای رفتار کند که بازارها را در تنگه هرمز آرام کند، است. تصور میکنم که ایران فقط به این جنگ فکر نمیکند، بلکه همچنین به این فکر میکند که چگونه از جنگ بعدی جلوگیری کند. و بخشی از راهی که شما از دور بعدی جلوگیری میکنید، این است که به دشمنان قدرتمندتر آموزش دهید که آنها کنترل نمیکنند که رقص چه زمانی متوقف میشود، زمانی که موسیقی شروع میشود.
سامانتا گروس
در سمت انرژی معادله، هرچه این وضعیت طولانیتر شود، کمبود بیشتر تثبیت میشود. برای تأکید، فقط گفتن اینکه تنگه باز است، کافی نخواهد بود. این به تنهایی برای آرامش خدمهای که آن کشتیها را اداره میکنند و خود را در معرض خطر قرار میدهند، یا بیمهگرانی که منافع مالی زیادی در سلامت این نفتکشها و کالاهای موجود در آنها دارند، کافی نخواهد بود. رسیدن به جایی که اعتماد وجود داشته باشد، زمان میبرد—بیشتر از زمان خود عمل نظامی، صرف نظر از اینکه چگونه و چه زمانی جنگ تیراندازی در نهایت حل و فصل میشود.
