در یک کنفرانس خبری تلویزیونی در روز یکشنبه، وزیر امور خارجه، اسحاق دار، گفت که اسلامآباد “خوشحال” است که واشنگتن و تهران به گفتوگوهای صلحی که توسط این کشور آسیای جنوبی تسهیل میشود، در روزهای آینده توافق کردهاند. او افزود که این گفتوگوها “گفتوگوهای معناداری” برای “یک توافق جامع” خواهد بود.
دار پس از یک نشست چندجانبه با همتایان خود از ترکیه، مصر و عربستان سعودی، که قدرتهای منطقهای هستند و در تلاشند تا ثبات را به خاورمیانه بازگردانند، صحبت میکرد. این نشست در حالی برگزار شد که جنگ علیه ایران که توسط ایالات متحده و اسرائیل یک ماه پیش آغاز شده، در حال تشدید است.
وزیر گفت: “پاکستان بسیار خوشحال است که هم ایران و هم ایالات متحده اعتماد خود را به پاکستان برای تسهیل گفتوگوهایشان ابراز کردهاند.”
دار افزود که اسلامآباد همچنین “در تلاشهای خود برای کاهش تنشها و یافتن راهحلی برای این درگیری با رهبری ایالات متحده در ارتباط است.”
تا کنون نه واشنگتن و نه تهران نقش اسلامآباد را به عنوان میانجی بالقوه تأیید نکردهاند.
پاکستان خود را به عنوان یک بازیگر بزرگ در میانجیگری صلح در مهمترین درگیری جهان معرفی کرده است و از روابط بهبود یافته با ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ و دوستی دیرینهاش با ایران بهرهبرداری میکند.
با این حال، ظهور آن به عنوان یک میانجی بالقوه بسیاری را شگفتزده کرده است، با توجه به ناپایداری و عدم اعتماد به نفس این کشور آسیای جنوبی در صحنه بینالمللی.
چیتیگ باجپایی، پژوهشگر ارشد در امور جنوب آسیا در چتم هاوس، به روزنامه ایندیپندنت میگوید که تلاش میانجیگری پاکستان جاهطلبانه اما به شدت محدود است.
او میگوید: “فکر میکنم که تناقضات داخلی زیادی وجود دارد و چالش این است که اطمینان حاصل کنیم که جاهطلبی پاکستان برای ایفای نقش میانجی تحت وزن این تناقضات، چه داخلی و چه در زمینه منطقهای وسیعتر، فرو نریزد.”
او ادامه میدهد: “از نظر منطقهای، پاکستان در میانه یک درگیری با افغانستان قرار دارد و این یک تناقض است که پاکستان پیشنهاد میانجیگری بین ایالات متحده و ایران را میدهد و ایران نیز پیشنهاد میانجیگری بین افغانستان و پاکستان را میدهد. همچنین پس از درگیری چهار روزه سال گذشته، روابط ضعیفی با هند دارد.”
باجپایی میگوید که آنچه تلاشهای پاکستان را awkward میکند این است که این کشور هیچ رابطه دیپلماتیکی با اسرائیل، یکی از طرفهای کلیدی در این درگیری، ندارد، در حالی که روابط نزدیکی با ایالات متحده و کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله یک توافق دفاعی با عربستان سعودی، دارد که وضعیت بیطرفی آن را تضعیف میکند.
او میگوید: “سخت است که آن را به عنوان یک میانجی بیطرف ببینیم.” “این کشور در برخی مواقع روابط تیرهای با ایران داشته است، همانطور که در درگیریهای کوتاهمدت در سال 2024 بر سر جنبشهای جداییطلب بلوچ در دو طرف مرز مشاهده شد.”
یک تحلیلگر دیگر این را به عنوان یک چرخش دیپلماتیک برای کشوری میبیند که زمانی به دلیل پناه دادن به اسامه بن لادن از سوی ایالات متحده منزوی شده بود و در دوران نخستوزیری ترامپ به عنوان یک بازیگر بدخواه که چیزی جز “دروغ و فریب” به واشنگتن نداده بود، رد شده بود.
کامران بخاری، پژوهشگر ارشد در شورای سیاست خاورمیانه در واشنگتن، میگوید: “میزبانی پاکستان از گفتوگوهای ایالات متحده و ایران نمایانگر یک ارتقاء عمده در موقعیت استراتژیک اسلامآباد است.” “پس از دههها به عنوان یک کشور مشکلدار، پاکستان به نظر میرسد که دوباره به عنوان یک متحد بزرگ آمریکایی در غرب آسیا ظهور میکند.”
با وجود تاریخ محدود در میانجیگری بحرانهای با پروفایل بالا، تحلیلگران میگویند که پاکستان به دلیل روابط کارآمدش با هر دو کشور ایالات متحده و ایران “اعتبار غیرمعمولی” دارد.
پاکستان روابط ثابتی با ایران به عنوان همسایه دارد و مرز حساسی را در استان بلوچستان جنوب غربی خود به اشتراک میگذارد، جایی که درگیریهایی در هر دو طرف وجود دارد. دو طرف در ژانویه 2024 در مرز با یکدیگر درگیر شدند اما روابط به سرعت ترمیم شد.
در عین حال، پاکستان پایگاههای نظامی آمریکایی را در خود ندارد، بر خلاف میانجیگران سنتی خلیج فارس مانند قطر یا عمان، که به همین دلیل همچنان با تهدید حملات ایرانی مواجه هستند.
روابط اسلامآباد با ایالات متحده در دوران دوم ریاستجمهوری ترامپ به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافته است و نخستوزیر شهباز شریف به آرامی در حال جلب نظر رئیسجمهور ایالات متحده است.
شریف یکی از نخستین رهبران جهانی بود که به هیئت بینالمللی صلح ترامپ پیوست. او پیشتر رئیسجمهور ایالات متحده را به خاطر میانجیگری در آتشبس بین هند و پاکستان برای پایان دادن به جنگ چهار روزه سال گذشته ستایش کرده بود، بر خلاف هند که منکر نقش عمده واشنگتن در این زمینه شد.
رئیس قدرتمند ارتش پاکستان، عاصم منیر، نیز موفق شده است نظر ترامپ را جلب کند، که او را به عنوان میداندار پاکستانی مورد علاقهاش توصیف کرده است.
آدام واینستین، معاون مدیر برنامه خاورمیانه در مؤسسه کوئینسی، میگوید: “پاکستان اعتبار غیرمعمولی به عنوان یک میانجی دارد و روابط کارآمدی با واشنگتن و تهران حفظ کرده است، در حالی که تاریخچه روابط تیره با هر یک به آن فاصله کافی میدهد تا به عنوان یک واسطه معتبر دیده شود.”
با این حال، در هند همسایه، ظهور پاکستان به عنوان یک تسهیلگر باعث ایجاد نگرانیهای استراتژیک شده است و اپوزیسیون دولت نرندرا مودی را به ایجاد شرمندگی دیپلماتیک متهم کرده و استدلال میکند که نقش فعال اسلامآباد تأثیر رو به کاهش دهلی را در صحنه بینالمللی نشان میدهد، با وجود اندازه بسیار بزرگترش.
وزیر امور خارجه هند، اس. جایشانکار، هفته گذشته در یک جلسه همهحزبی گفت که هند “کشور دلالی مانند پاکستان نیست”، با استفاده از واژه هندی برای دلال، و هرگونه تصوری مبنی بر اینکه دهلی باید نقش میانجی را ایفا کند، رد کرد و آن را زیر سطح هند دانست.
باجپایی میگوید هند در واقع در موقعیت بهتری نسبت به پاکستان برای عمل به عنوان یک میانجی قرار دارد، با توجه به موضع بیطرفانهتر و روابطش با تمام طرفهای کلیدی، از جمله ایالات متحده، اسرائیل، ایران و کشورهای خلیج فارس.
ترامپ روز یکشنبه به خبرنگاران در هواپیمای نیروی هوایی یک گفت که ایالات متحده “بهطور مستقیم و غیرمستقیم” با ایران در حال مذاکره است، اگرچه تهران تأکید کرد که هیچ مذاکرهای با واشنگتن نداشته است.
او گفت: “ما در این مذاکره بهطور فوقالعادهای خوب عمل میکنیم، اما هرگز نمیدانید با ایران چون ما با آنها مذاکره میکنیم و سپس همیشه باید آنها را منفجر کنیم.”
در یک اظهار نظر قبلی، رئیس مجلس ایران، محمد باقر قالیباف، مذاکرات در پاکستان را به عنوان پوششی برای استقرار نیروهای بیشتر آمریکایی در منطقه رد کرد.
او گفت که نیروهای ایرانی “در انتظار ورود نیروهای آمریکایی به زمین هستند تا آنها را به آتش بکشند و شرکای منطقهای آنها را برای همیشه مجازات کنند”، به گفته رسانههای دولتی.
با توجه به اینکه طرفهای درگیر در یک بنبست قرار دارند و به نظر میرسد که درگیری در حال گسترش است، چالشهای پاکستان در پر کردن فاصله بین تهران و واشنگتن قرار دارد.
باجپایی میگوید که “ریسک این وجود دارد که این موضوع به ضرر آنها تمام شود” با توجه به کنترل محدود اما در معرض عواقب بالای ذاتی در این درگیری.
او میگوید: “ریسک واقعی وجود دارد که این ممکن است به ضرر آنها تمام شود. تا کنون، ایران چندین کشور در منطقه را هدف قرار داده است اما پاکستان را نه، احتمالاً به این دلیل که پاکستان پایگاههای نظامی دائمی ایالات متحده را در خود ندارد.” او ادامه میدهد: “با این حال، اگر پاکستان به عنوان همراستا با ایالات متحده دیده شود، آن درک ممکن است تغییر کند.”
پیمان دفاع متقابل اسلامآباد با ریاض – که در سپتامبر گذشته امضا شد – شانسهای آن را برای به عنوان یک میانجی معتبر و مؤثر مطرح شدن پیچیده میکند و آن را به یک راهپیمایی بر روی طناب تبدیل میکند، او اضافه میکند.
تهران خواستار پرداخت غرامت از سوی ایالات متحده برای خسارات جنگ، خروج پایگاههای نظامیاش از خلیج فارس و توافق بر سر یک چارچوب امنیتی جدید برای تنگه هرمز شده است.
ترامپ روز یکشنبه به فایننشال تایمز گفت که ایالات متحده میتواند هاب صادرات نفت ایران در جزیره خارک را تصرف کند در حالی که ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی به منطقه وارد شده و یک گروه مشابه در راه است.
ایران در حال بهرهبرداری از توانایی خود برای مختل کردن تنگه هرمز، یک مسیر کلیدی نفت و گاز، است و قیمتها را بالا میبرد و باعث کمبود در آسیا میشود، در حالی که عبور محدود نفتکشها از کشورهای خاص را مجاز میداند.

