به عنوان صنعت تسلیحات جشن میگیرد و نظرسنجیها نشاندهنده خوشبینی عمومی تازهای است، تهاجم اسرائیل در سراسر منطقه اعتیادی به خشونت را فاش میکند که هیچ پیروزی نظامی نمیتواند آن را درمان کند.
چه کسی از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران هیجانزده است؟
در حالی که خاورمیانه در آتش میسوزد، از تهران تا منامه، صنعت تسلیحات اسرائیل به چشمانداز فروشهای آینده به کشورهای خلیج فارس چشم دوخته است، بسیاری از این کشورها اخیراً هدف حملات مستقیم موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتهاند.
بخش دفاعی اسرائیل نقاط ضعف کشورهای خلیج را شناسایی کرده و میخواهد به سرعت برای بهرهبرداری از آنها وارد عمل شود.
“باید بهطور صادقانه اعتراف کنیم که از منظر باریک اسرائیلی، وضعیت برای ما در حال حاضر بد نیست”، یک مقام ارشد دفاعی سابق به رسانه تجاری اسرائیلی کالکالیست گفت.
این روزنامه گزارش داد که این فرد پس از پایان جنگ به خلیج سفر خواهد کرد تا سیستمهای دفاعی جدید، سپرهای دفاع موشکی و سایر تسلیحات را به دولتهای خسته از جنگ خلیج بفروشد. سیستمهای دفاع هوایی اسرائیل در این جنگ توسط قبرس، امارات متحده عربی و آذربایجان به کار گرفته شدهاند.
در هیچیک از این داستانها به این موضوع اشاره نشده یا حتی بحث نشده است که کشورهایی مانند امارات متحده عربی تقریباً بهطور کامل به واشنگتن و تلآویو وابسته شدهاند – و هفتههای اخیر حماقت این تصمیم را فاش کرده است.
“این برای همه مقاصد و اهداف یک جشنواره خواهد بود”، یک مقام دفاعی اسرائیلی دیگر گفت.
این خوشبینی توجیهپذیر است. اسرائیل اکنون هفتمین صادرکننده بزرگ تسلیحات در جهان است. بر اساس دادههای جدید از موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم، اسرائیل ۴.۴ درصد از تجارت جهانی تسلیحات را به خود اختصاص داده است. این کشور یهودی از بریتانیا در ردهبندی ۱۰ کشور بزرگ صادرکننده تسلیحات پیشی گرفته است.
این تنها یکی از دلایلی است که چرا اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلیها از جنگ علیه ایران حمایت میکنند و به لفاظیهای دولت اسرائیل باور دارند که انحلال یا خفگی روحانیون در تهران وضعیت استراتژیک اسرائیل را در خاورمیانه بهبود خواهد بخشید.
تا کنون، هیچ نشانهای وجود ندارد که این اتفاق بیفتد – و به طور غیرقابل پیشبینی، اکثر فلسطینیها در اسرائیل احساس نمیکنند که از حملات موشکی ایران در امان هستند به دلیل کمبود پناهگاهها برای آنها. در نهایت، این یک دموکراسی برای یهودیان تنها است.
روحیه اسرائیلیها از زمان آغاز جنگ افزایش یافته است، بر اساس یک نظرسنجی اخیر. حدود ۳۷ درصد از اسرائیلیها قبل از جنگ نسبت به آینده کشورشان خوشبین بودند، اما امروز این رقم حدود ۵۰ درصد است.
روزنامه حامی جنگ “جرusalem Post” این تغییر را به این صورت بیان کرد: “با وجود جنگ، بسیاری از اسرائیلیها حس خوشبینی تازهای را نشان دادهاند و در برابر سختیها مقاومت کردهاند.”
این یک توهم راحت است اما کاملاً از واقعیت دور است.
به جنگ معتاد
اسرائیلیها به جنگ اعتیاد دارند و به دروغ این باور فرو رفتهاند که تنها یک درگیری دیگر امنیت را برای آنها به ارمغان خواهد آورد.
هر جنگی از سال 1948، زمانی که نیروهای یهودی در حین ایجاد اسرائیل، روستاها و شهرهای فلسطینی را پاکسازی قومی کردند، به توهم پیروزی منجر شده است.
این یک باور است که یهودیان مردم برگزیده هستند و هیچکس در جهان حق ندارد، بهویژه پس از هولوکاست، به اقدامات اسرائیل سوال یا چالش وارد کند. این تنها به این دلیل ممکن شده است که تقریباً تمام رسانههای غربی و نهادهای سیاسی به آن دامن زدهاند.
«هیچ جنگی در تاریخ اسرائیل، به جز اولین جنگ، دستاورد بلندمدتی برای آن به ارمغان نیاورده است»، گیدئون لوی، روزنامهنگار اسرائیلی، در هاآرتص نوشت. «هیچکدام. صفر. بیشتر آنها جنگهای انتخابی بودند و انتخاب برای آغاز آنها همیشه بدترین بوده است.»
شاهد ادعای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هستیم که میگوید جنگ علیه ایران اسرائیل را به یک «ابرقدرت جهانی» تبدیل میکند.
اطاعت از ارتش اسرائیل در رسانههای اصلی اسرائیل نهادینه شده است. سوالات کمی، اگر اصلاً، درباره اخلاق، قانونی بودن یا ضرورت استراتژیک آغاز جنگهای بیپایان علیه تعداد فزایندهای از کشورها در خاورمیانه مطرح میشود.
امروز، «دشمن» حزبالله، تهران و حوثیها هستند. در دهه آینده، اگر این نیروها شکست بخورند، موجودیتهای دیگری ظهور خواهند کرد – زیرا این نتیجه اجتنابناپذیر بارش مرگ اسرائیل در سراسر منطقه است.
من اغلب میشنوم که تحلیلگران رسانههای غربی درباره پویایی بحث در رسانههای اسرائیلی و در خیابان صحبت میکنند. این یک دروغ خطرناک است، در گذشته و بهویژه امروز.
حمایت تقریباً همگانی از نسلکشی اسرائیل در غزه و پاکسازی قومی فلسطینیها از غزه و کرانه باختری وجود داشته است. نارضایتی نادر است. حمایت از ارتش اسرائیل دین دولتی است. تأیید برتری یهودی قانون کشور است.
جاذبه دیاسپورا
من در حال حاضر در حال بررسی ریشههای صهیونیسم در قرن نوزدهم و چگونگی برخورد آن با حضور جمعیت بزرگ عربی در فلسطین هستم.
چند صدای معدود نگرانی خود را درباره احتمال درگیری با غیر یهودیان ابراز کردند. اما احساس غالب این بود که زندگی برای یهودیان در دیاسپورای اروپایی غیرقابل تحمل است، آنتیسمیتیسم بهطور غیرقابل انکاری در سرتاسر قاره رواج داشت و خودمختاری یهودی تنها راهحل بود.
بیش از 120 سال پس از این مباحثات، جاذبه دیاسپورا در برابر یک دولت یهودی دوباره به وضوح نمایان شده است. دلیل آن واضح است، زیرا موقعیت اسرائیل در خاورمیانه تنها با خشونت بیرحمانه و بیوقفه علیه تعداد بیپایانی از دشمنان تضمین میشود.
تنها یک جنگ دیگر. تنها یک «پیروزی» دیگر. تنها یک ترور هدفمند دیگر. با وجود همه اینها، مشروعیت بهطور کامل غایب است.
دانستن اینکه اسرائیل و ایدئولوژی پشت آن – صهیونیسم – هرگز نمیتواند با چیزی غیر از تسلیم رقبایش راضی باشد، نیازمند بودجههای نظامی کلان و بلاغت نسلکشی متناسب است.
اوزی دایان، ژنرال بازنشسته اسرائیلی، که اخیراً در کانال 14 اسرائیل صحبت میکرد، به تازگی مراحل بعدی اسرائیل در لبنان را اینگونه ترسیم کرد: «ما باید سریع و با تمام قدرت عمل کنیم – سرزمین را اشغال کنیم، همه را از آنجا اخراج کنیم، همه چیز را در آنجا نابود کنیم و آن را به یک منطقه مرگ تبدیل کنیم، به این معنی که هیچکس در آنجا حرکت نکند.»
این همان نوع زبانی است که میتوانست در زمان حمله به لبنان در سال 1982 یا علیه حزبالله در سال 2024 استفاده شود.
سال جدید، همان خشونت، نتایج توهمی.
این معمای اسرائیل است و هرگز حل نخواهد شد در حالی که دولت یهودی بهطور کامل از قدرتهای غربی و عربی حمایت میشود. تهدید اسرائیل بزرگ واقعی و در حال رشد است.
بزرگترین تهدید برای صلح در خاورمیانه امروز دولت اسرائیل است.

