پیروزی ایالات متحده در ایران به شدت شبکه حمایت بینالمللی روسیه را به خطر میاندازد.
در تاریخ ۲۸ فوریه، ایالات متحده و اسرائیل یک کمپین بمباران گسترده علیه ایران آغاز کردند که در روز اول، آیتالله علی خامنهای و دهها تن از رهبران ارشد کشور را به قتل رساند. به گفته دولت ترامپ، هدف این کمپین کاهش توانایی ایران در جنگ است. این شامل کاهش برنامه غنیسازی هستهای، سیستمها و قابلیتهای توسعه موشکی و توانایی تسلیح نیروهای نیابتی در سرتاسر خاورمیانه میشود. ایران در پاسخ به این حملات، پایگاههای ایالات متحده در سراسر منطقه و همچنین کشورهای همسایه را مورد حمله قرار داد.
بسیاری از تحلیلگران و مفسران بر این باورند که افزایش قیمت نفت و توجه دوباره آمریکا به خاورمیانه میتواند به روسیه در جنگش علیه اوکراین مزیتی بدهد. در حالی که این ممکن است در کوتاهمدت درست باشد، این دیدگاه یک پیامد استراتژیک بالقوه از تمایل دوباره ایالات متحده به استفاده از دیپلماسی قهری و نیروی نظامی هدفمند برای تغییر تعادلهای قدرت منطقهای را نادیده میگیرد. اگر ایالات متحده در کاهش قابل توجه قابلیتهای نظامی ایران و تضعیف رژیم موفق شود، این میتواند به تضعیف تدریجی اکوسیستم ژئو استراتژیک که به روسیه کمک کرده است تا از فشار غرب از زمان حمله به اوکراین مقاومت کند، کمک کند.
توانایی روسیه برای ادامه تلاشهای جنگیاش نه تنها به دینامیکهای میدان نبرد بستگی دارد، بلکه به یک شبکه از شراکتهای سیاسی، روابط اقتصادی و همکاریهای نظامی نیز وابسته است. این به مسکو کمک میکند تا از تحریمهای غربی فرار کند، فشار دیپلماتیک را کاهش دهد و روایت یک نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور را تقویت کند.
حملات علیه ایران در انزوا رخ نداد. همانطور که به تازگی در ونزوئلا با سرنگونی رئیسجمهور نیکلاس مادورو و از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایالات متحده نشان داده شد، اعضای این اکوسیستم ژئو استراتژیک وسیعتر ممکن است در حال تضعیف یا بازآرایی خود باشند. با فرض اینکه غرب به حمایت از اوکراین ادامه دهد و فشار بر مسکو را حفظ کند، تضعیف تدریجی شرکای ائتلاف روسیه میتواند محیط استراتژیک اطراف جنگ را تغییر دهد و بر مسیر بلندمدت آن تأثیر بگذارد.
شبکه حمایت بینالمللی روسیه
کرملین جنگ خود در اوکراین را بخشی از یک مبارزه بزرگتر علیه سلطه غرب میداند. این روایت در “جنوب جهانی” به ویژه در میان قربانیان استعمار یا مداخلات غربی جذابیت پیدا کرده است. توانایی مداوم روسیه در مقاومت در برابر فشارهای غربی به این ایده اعتبار میبخشد که یک نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور است که در آن غرب دیگر به اندازه کافی نفوذ برای شکلدهی به امور جهانی ندارد.
این ایده توسط بخش زیادی از جهان غیرغربی جشن گرفته میشود و به طور فعال توسط ائتلافی از کشورهای ضدغربی که برخی آن را گروه “CRINK” شامل چین، روسیه، ایران و کره شمالی نامیدهاند، حمایت میشود. این “CRINK” به عنوان یک محور عمل میکند که قدرت غرب را متعادل میسازد و به یکدیگر در فرار از تحریمهای غربی و مقاومت در برابر سلطه نظامی و هنجاری غرب کمک میکند.
در جنگ روسیه علیه اوکراین، کره شمالی به مسکو مهمات و نیرو ارسال کرده و ایران به آن پهپادهای شاهد و فناوری نظامی ارائه داده است. چین مقادیر زیادی نفت روسیه خریداری کرده و فناوری دو منظوره به کرملین ارائه داده است. این کشورها به همراه بسیاری دیگر در جنوب جهانی، به عنوان شرکای تجاری جایگزین برای روسیه عمل کرده و به کرملین در فرار از تحریمها کمک کردهاند.
اگرچه هدف صریح آنها حمایت از جنگ روسیه در اوکراین نیست، اما گروه “CRINK” به دنبال کمک به روسیه برای حفظ خود در برابر فشارهای غربی به منظور تضعیف قدرت نسبی غرب است. در نتیجه، روسیه توانسته است از انزوا دیپلماتیک و اقتصادی کامل اجتناب کند و کرملین را بهتر مجهز کند تا جنگ خود در اوکراین را ادامه دهد.
در مورد خاورمیانه، روسیه خود را به عنوان یک میانجی جایگزین برای قدرتهای غربی معرفی کرده است. این کشور در روابط خود با ایران و کشورهای خلیج فارس یک تعادل دقیق را حفظ کرده است. این رویکرد به روسیه اجازه داده تا نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد و منجر به تجارت و همکاری بیشتر شود و در عین حال روایت یک نظم چندقطبی در حال ظهور را تقویت کند که در آن برتری غرب به تدریج در حال محو شدن است.
جنگ اوکراین به خلیج فارس میرسد
پیامدهای احتمالی جنگ در ایران شامل تضعیف تعادل دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه و نفوذ آن بر یک شریک کلیدی است. حمایتهای اطلاعاتی گزارش شده روسیه از تهران، در حالی که حملات ایرانی به طور مستقیم بر کشورهای خلیج فارس تأثیر میگذارد، خطر تضعیف درک بیطرفی روسیه در منطقه را به همراه دارد. در عین حال، ناتوانی مسکو در ارائه حمایت مستقیمتر به ایران، محدودیتهای نفوذ منطقهای آن را نشان میدهد.
در همین حال، یک فرصت دیپلماتیک برای اوکراین به وجود آمده است. کییف اکنون به عنوان یک کارشناس پیشرو در مقابله با پهپادهای شاهد طراحی شده توسط ایران شناخته میشود به دلیل استفاده گسترده روسیه از آنها در میدان نبرد. اوکراین اکنون به ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس که با تهدیدات مشابهی مواجه هستند، کمک میکند که ممکن است موقعیت دیپلماتیک آن را در منطقه تقویت کرده و احتمالاً حمایت نظامی بیشتری را تأمین کند.
تهدید امنیتی آشکار که کشورهای خلیج فارس با آن مواجه هستند، احتمالاً آنها را به سمت ایالات متحده و اسرائیل نزدیکتر خواهد کرد. در این زمینه، تلاشهای دیپلماتیک اخیر روسیه برای میانجیگری در تنشهای منطقهای در حالی که به طور همزمان از ایران با اطلاعات حمایت میکند، تحتالشعاع ارائه حمایت نظامی و فنی اوکراین قرار گرفته است.
جنگ ایران و استراتژی کلان ایالات متحده
جنگ در ایران به نظر میرسد بخشی از یک تغییر سیاست خارجی گستردهتر در ایالات متحده باشد که بر محور دیپلماسی قهری، فشار اقتصادی و عملیات نظامی هدفمند برای شکلدهی به محیط بینالمللی در یک رقابت سنتی قدرتهای بزرگ متمرکز است. به جای تمرکز بر ترویج دموکراسی یا ابتکارات ملتسازی که بخش عمدهای از دوران پس از جنگ سرد را مشخص میکرد، به نظر میرسد این دولت در حال اعمال فشار مستمر بر رژیمهای مخالف است تا آنها را به همکاری با واشنگتن وادار کند.
هدف بزرگتر، بازسازی توازن قدرت در نیمکره غربی، اروپا و خاورمیانه به نفع ایالات متحده و متحدانش است، که به واشنگتن این امکان را میدهد تا منابع بیشتری را بر روی منطقه هند-پاسیفیک متمرکز کند، جایی که ایالات متحده با بزرگترین چالشکننده بلندمدت خود مواجه است.
در مورد جنگ در ایران، تغییر رژیم موفقیتآمیز یک اقدام بسیار پیچیده و نامشخص خواهد بود. با این حال، ایالات متحده و اسرائیل ممکن است در تضعیف توانایی ایران برای جنگ و کاهش دامنه کلی نظامی رژیم موفق شوند، حداقل برای آینده قابل پیشبینی. در جای دیگر، تعامل دیپلماتیک مجدد آمریکا با ونزوئلا پس از برکناری نیکلاس مادورو از قدرت، بر جهتگیری آن کشور تأثیر میگذارد، کشوری که قبلاً شریک مهمی برای روسیه در نیمکره غربی بود.
دولت ترامپ ادعا میکند که اکنون به کوبا چشم دوخته است، کشوری که با نزدیک به فروپاشی اقتصادی مواجه است زیرا منبع اصلی حمایت اقتصادیاش در ونزوئلا قطع شده است. به طور کلی، تضعیف یا تغییر جهت این کشورها میتواند نمایانگر تکهتکه شدن تدریجی ائتلاف سست کشورهایی باشد که از جاهطلبیهای ژئوپولیتیکی روسیه حمایت میکنند.
این سیاست جدید نیست. در طول جنگ سرد، ایالات متحده همچنین تلاش کرد تا توازن قدرت جهانی را از طریق تأثیرگذاری بر همراستایی دیگر کشورها شکل دهد و در برخی مواقع از اقدامات قهری بهطور صریح استفاده کرد. حتی اگر هدف اصلی مداخلات کنونی ایالات متحده بهطور صریح به این شکل بیان نشود، چنین اقداماتی میتواند عواقب استراتژیک گستردهتری تولید کند، مشابه آنچه در گذشته اتفاق افتاده است.
چگونه اراده ایالات متحده در ایران محاسبات روسیه در اوکراین را تغییر میدهد
جنگ در ایران و برکناری نیکلاس مادورو از قدرت در ونزوئلا اقداماتی هستند که ممکن است درک کرملین از اراده آمریکا را تغییر دهند. نمایشهای آمادگی ایالات متحده برای به کارگیری اقدامات سیاسی و نظامی قاطع علیه رژیمهای همسو با روسیه میتواند محاسبات ریسک کرملین را تغییر دهد و احتمالاً تمایل آن را برای تشدید در اوکراین یا فراتر از آن کاهش دهد.
در عین حال، این تحولات ممکن است ترس دیرینه مسکو را تأیید کند که ایالات متحده در نهایت به دنبال تغییر رژیم در کشورهایی است که با منافعش چالش دارند و بنابراین ممکن است به تدریج نسبت به تلاشهای دیپلماتیک فعلی برای پایان دادن به جنگ اوکراین بدبینتر شود.
در حالی که کرملین ممکن است نتیجهگیری کند که بهترین راه پیش رو ادامه کمپین نظامیاش است، دینامیکهای کنونی نشان میدهد که مسکو ممکن است در محیطی با محدودیتهای بیشتر بر رفتار خود عمل کند. با درک افزایشیافته از اراده ایالات متحده، روسیه ممکن است از تلاش برای آزمایش محدودیتهای ناتو یا تشدید سیگنالدهی هستهای خود منصرف شود. اگر ایالات متحده و شرکای غربیاش سطوح فعلی حمایت از اوکراین را حفظ کنند، این تغییرات میتواند به تدریج مسیر بلندمدت جنگ را شکل دهد.
توانایی روسیه برای ادامه جنگ در اوکراین نه تنها به دینامیکهای میدانی بستگی دارد بلکه به اکوسیستم استراتژیک که به آن کمک میکند تا از تحریمهای غربی دوری کند و از انزوای دیپلماتیک فرار کند نیز وابسته است. این ائتلاف به شکلگیری روایت کمک میکند که غرب دیگر در یک نظم جهانی چندقطبی در حال ظهور غالب نیست. اگر این ائتلاف به دلیل استفاده از قدرت سخت آمریکایی تضعیف یا دوباره تنظیم شود، محیط استراتژیک روسیه به ضرر آن تغییر میکند.
با تمایل تازه برای استفاده از تاکتیکهای قهری در رقابتهای قدرتهای بزرگ امروز، ایالات متحده میتواند شروع به شکلدهی مجدد به چشمانداز ژئوپلیتیکی وسیعتر کند و ائتلافهای رقیب را تضعیف کند. با فرض اینکه غرب سطوح فعلی حمایت از اوکراین و فشار بر روسیه را حفظ کند، این تغییرات ژئو استراتژیک میتواند بر چشماندازهای روسیه در جنگ تأثیر بگذارد.

