دونالد ترامپ به گفتن این که اوکراین در جنگ فرسایشی خود با روسیه هیچ کارتی ندارد، علاقهمند است. اما رئیسجمهور ایالات متحده با سوالات فزایندهای درباره قدرت دست خود در جنگ با ایران مواجه است.
بهطور ظاهری، ایالات متحده با بیش از سه برابر جمعیت ایران و قدرتمندترین ارتش و اقتصاد جهان، در توازن قدرت برتری چشمگیری دارد. اگر نیروی نظامی آزمایششده و دستگاه اطلاعاتی همهجانبه اسرائیل را نیز به این معادله اضافه کنیم، به نظر میرسد که این یک مبارزه ناعادلانه است.
اما ایران — با تبدیل کردن چند منطقه از مزایای خود به نقاط فشار دردناک برای ایالات متحده و وادار کردن مردم سرکوبشدهاش به تحمل مجازاتهای سنگین — بیشتر از این که فقط زنده بماند، عمل کرده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که ایران ابتکار استراتژیک را به دست گرفته است.
یک ماه از جنگ گذشته و این جنگ به یک مسابقه برای کسب نفوذ تبدیل شده است. ترامپ ممکن است قدرت بیشتری داشته باشد، اما دستیابی به یک پیروزی قاطع احتمالاً نیازمند پذیرش سطحی از آسیبهای سیاسی و اقتصادی است که او از تحمل آن اکراه دارد.
ایران نمیتواند ایالات متحده و اسرائیل را شکست دهد، اما با بستن تنگه هرمز، که یک نقطه کلیدی برای صادرات انرژی است، کارتی نهایی را بازی کرده و به این ترتیب اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته و هزینههای سیاسی برای ایالات متحده ایجاد کرده است.
یک پیروزی توخالی برای دیپلماسی ترامپ
نقاط ضعف استراتژیک که برتری نظامی ایالات متحده را تضعیف میکند، در یک تبادل نظر در یک کنفرانس خبری کاخ سفید در روز دوشنبه مورد تأکید قرار گرفت.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، به تمایل ایران برای اجازه دادن به عبور ۲۰ نفتکش اضافی از تنگه هرمز در روزهای آینده به عنوان یک پیروزی برای “دیپلماسی رئیسجمهور” اشاره کرد. با این حال، این تصویر نگرانکننده است، زیرا ایالات متحده به عنوان قدرت بزرگتر نباید در موقعیت مذاکره برای اعطای امتیاز قرار گیرد.
این ناوگان ۲۰ نفتکش در مقایسه با میانگین روزانه بیش از ۱۰۰ نفتکش در روز قبل از جنگ، به شدت ناچیز است، همانطور که توسط سازمان ملل متحد در زمینه تجارت و توسعه محاسبه شده است. اگر جنگی در کار نبود، تنگه باز بود. بنابراین، به گفته لیویت، اولین پیروزی ظاهری دیپلماتیک ترامپ تنها معکوس کردن بخشی از تأثیر منفی خود اوست.
واقعیت ناخوشایند برای ترامپ این است که ایالات متحده بدون شک توان نظامی لازم برای باز کردن تنگه را دارد. اما ارسال نیروی دریایی ایالات متحده از طریق تنگه به ایران یک پیروزی تبلیغاتی میدهد اگر این کشور به یک کشتی آمریکایی حمله کند یا حتی آن را غرق کند. او احتمالاً همچنین باید نیروهای زمینی را برای مقابله با نیروهای ایرانی فرود آورد که خطر تلفات نظامی ایالات متحده را افزایش میدهد و میتواند موقعیت سیاسی او را که هماکنون نیز پایین است، تضعیف کند.
همین محدودیتها به گزینههای دیگر ترامپ نیز اعمال میشود، زیرا او در نظر دارد آیا باید مرکز عصبی صادرات نفت ایران در جزیره خارک در خلیج فارس شمالی را تصرف کند یا خیر. او به فایننشال تایمز در روز یکشنبه گفت که شاید بخواهد نفت ایران را تصرف کند. چنین حرکتی ممکن است اقتصاد ایران را خفه کند. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این اقدام باعث تسلیم رژیم شود و نه اینکه به تلافی بپردازد. و این کار حتی انگیزه کمتری به آن برای کاهش کنترلش بر تنگه هرمز میدهد.
در حالی که او به دنبال تقویت موقعیت خود است، ترامپ ادعا میکند که دیپلماسی سازندهای در پشت صحنه با ایران در حال شکلگیری است، با وجود انکارهای ایران مبنی بر اینکه مذاکرات مستقیم در حال انجام است. اما او همچنین به خشونت بیسابقهای تهدید میکند تا تهران را به میز مذاکره بکشاند.
ورود هزاران تفنگدار دریایی ایالات متحده به منطقه — و اعزام بیش از ۱۰۰۰ نیروی هوایی — برخی تحلیلگران را متقاعد کرده است که صبر ترامپ به پایان خواهد رسید و او دستور خواهد داد که نیروهای آمریکایی جزیره خارک یا جزایر موجود در تنگه را تصرف کنند. ایان برمر، رئیس و بنیانگذار گروه اوراسیا، در برنامه CNN News Central در روز دوشنبه گفت: “این خیلی دور از یک خروجی است. به نظر میرسد که تقریباً به طور قطع یک دوره تشدید در پیش است.”
ترامپ قبلاً هشدار داده بود که اگر ایران توافقی نکند، او برتری نظامی ایالات متحده را با “نابود کردن کامل تمام نیروگاههای تولید برق، چاههای نفت و جزیره خارک (و احتمالاً تمام تأسیسات آب شیرینکن!)” به سلاح تبدیل خواهد کرد.
بدون شک، ارتش ایالات متحده میتواند این کار را انجام دهد. اما حملات تلافیجویانه ایران بر روی اهداف مشابه در سرزمینهای متحدان خلیج فارس ایالات متحده اجتنابناپذیر خواهد بود. بازارهای جهانی به شدت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. خطر از پیش بالای رکود جهانی افزایش خواهد یافت. و احتمال بمباران تأسیسات آب شیرینکن که برای حمایت از زندگی در شرایط خشک و بیابانی خلیج حیاتی هستند، خبرنگاران را وادار به پرسش از لیویت در مورد احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط ترامپ کرد.
واشنگتن یک کارت مهم دارد که هنوز بازی نکرده است. این کشور ظرفیت این را دارد که در نهایت تحریمها را بر صادرات نفت ایران و چندین بخش از اقتصاد آن بردارد. جمهوری اسلامی به دلیل عدم توانایی در فروش نفت از طریق کانالهای عادی به زانو درآمده است. آخرین قیام علیه رژیم — که به شدت توسط نیروهای امنیتی سرکوب شد — بخشی از این محرومیت بود.
یکی از تاکتیکهای احتمالی ایالات متحده میتواند قطع صادرات نفت ایران باشد. اما این ممکن است به اندازه ایران به ترامپ آسیب برساند. این معمای شگفتانگیز در اوایل این ماه زمانی که دولت اقدام غیرمعمولی به رفع تحریمها بر کشتیهای ایرانی در دریا کرد، زیرا از افزایش قیمتهای نفت به شدت ترسیده بود، مورد تأکید قرار گرفت.
در غیر این صورت، کاخ سفید به ایران چیزی برای شیرین کردن دیپلماسی خود ارائه نمیدهد.
فهرست ۱۵ مادهای خواستههای آن برای یک توافق صلح شامل بسیاری از مواردی است که تهران هرگز نمیپذیرد — از جمله محدودیتهای سخت بر برنامههای موشکیاش و کاهش بدون قید و شرط کنترلش بر تنگه.
و دولت مصمم است که به این درگیری از تنگترین دیدگاه نظامی نگاه کند.
بهروزرسانی روزانه آن از تعداد حملات به اهداف ایرانی — که در روز دوشنبه به ۱۱۰۰۰ رسید — خطر مقایسه با شمار تلفات در جنگ ویتنام را به همراه دارد که دامنه آسیبزا جنگ را بهطور کلی پنهان میکند.
لیویت به خبرنگاران گفت: “تعجبی ندارد که ما شاهد افزایش تمایل عناصر باقیمانده رژیم برای پایان دادن به ویرانی و آمدن به میز مذاکره در حالی که هنوز میتوانند، هستیم.”
این خلاصهای از جنگ نیست که به نظر میرسد با واقعیت مطابقت داشته باشد.
ایران یک کارت استراتژیک کوچک اما بسیار ارزشمند برای بازی دارد.
ایران ممکن است از نظر نظامی برتری نداشته باشد، اما بسته شدن تنگه به آن قدرت نامتناسبی میدهد.
این اقدام قبلاً بحرانهای اقتصادی و سوختی را تا دوردستهایی مانند آفریقا و آسیا به راه انداخته است. هفتههای بیشتری از ترافیک دریایی مختل میتواند یک فاجعه اقتصادی را به همراه داشته باشد — و به نوبه خود هزینههای سیاسی شدیدی را بر ترامپ تحمیل کند.
طولانی کردن جنگ توسط ایران همچنین عواقب بزرگی بر همسایگان خلیج فارس متحد ایالات متحده دارد، زیرا آنها در تلاشند تا اقتصادهای مبتنی بر کربن خود را با ساخت مراکز گردشگری، ترانزیت و ورزشی جهانی تغییر دهند.
ایالات متحده و اسرائیل احتمالاً درست میگویند که بیشتر پهپادها و ظرفیت موشکی ایران را نابود کردهاند. اما تهران تنها باید چند موشک به تنگه یا به مناظر شهری خلیج پرتاب کند تا هزینه اقتصادی نامتناسبی را تحمیل کند.
به نظر میرسد که اهرم ایران نیز با گذشت زمان در حال افزایش است. هر چه جنگ طولانیتر شود، هزینهها برای رئیسجمهور بیشتر میشود، به این معنی که او ممکن است به توافقی فکر کند که او را بیشتر شبیه یک درخواستکننده تا یک مرد قدرتمند نشان دهد.
با این حال، بقای بلندمدت رژیم نیازمند رفع تحریمها خواهد بود.
و زمان برای تحمل ترامپ در حال سپری شدن است. اگر دیپلماسی واقعی به زودی انجام نشود، او ممکن است به طور اجتنابناپذیری به سمت تشدیدی سوق داده شود که امکان بازگشت و پذیرش توافق را برای او غیرممکن میسازد — هرچه هزینهها باشد.
تریتا پارسی از مؤسسه کوئینسی برای دولتداری مسئول گفت: “زمانی که او آن قابلیت را از دست بدهد، انگیزههای او برای یک خروجی، در مقایسه با انگیزههای او برای دو برابر کردن، دوباره به سمت اشتباه تغییر خواهد کرد.” “بنابراین ایرانیها باید درک کنند که آنها تمام وقت را در اختیار ندارند، حتی اگر احتمالاً بیشتر از ترامپ زمان در اختیار داشته باشند.”
در نهایت، اهرم در یک جنگ تنها در صورتی ارزشمند است که یک پیروزی استراتژیک به همراه داشته باشد. هم ایالات متحده و هم ایران مزایایی دارند که میتواند تعیینکننده باشد. اما آنها باید کارتهای خود را با احتیاط بازی کنند. عدم موفقیت هر یک در ارائه راهی برای خروج به دیگری میتواند آنها و جهان را به سمت فاجعه سوق دهد.
