دلایل حضور نظامی ایالات متحده در خاورمیانه به تمریناتی در منطق دایرهای تبدیل شده است.
از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کردند، حملات ایران به پایگاههای ایالات متحده منجر به کشته شدن چندین نظامی آمریکایی، زخمی شدن بسیاری دیگر و آسیب به تجهیزات نظامی به ارزش میلیاردها دلار شده است، در حالی که در این درگیری کارایی محدودی داشته است.
این پایگاهها تجلی فیزیکی درگیری بیمورد ایالات متحده در منطقه هستند. حتی در حالی که ایالات متحده یک جنگ دیگر در خاورمیانه را انتخاب میکند، تهدیدات مستقیم بسیار کمی برای امنیت ملی ایالات متحده از این منطقه ناشی میشود. تنها دلیلی که ایران یا هر یک از متحدانش تهدیدی برای ایالات متحده به شمار میروند، وجود این پایگاهها و دهها هزار نیروی مستقر در منطقه است.
ایالات متحده باید از گسترش بیش از حد خود کاسته و بیشتر پایگاهها را به عنوان بخشی از یک بازگشت کلی از خاورمیانه ببندد. با توجه به اینکه چنین حرکتی در میانه جنگ از نظر سیاسی غیرعملی خواهد بود، ایالات متحده باید از خاتمه نهایی این درگیری به عنوان فرصتی برای کاهش و به طور قابل توجهی کاهش حضور خود در منطقه استفاده کند.
شکی نیست که ایالات متحده میداند این پایگاهها چقدر در معرض خطر هستند. در یک دوره تقریباً ۱۳ ماهه پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، پایگاهها و پرسنل ایالات متحده در منطقه با ۱۷۰ حمله از سوی گروههای وابسته به ایران مواجه شدند. یکی از این حملات در ژانویه ۲۰۲۴ سه نظامی آمریکایی را که در یک پایگاه به شدت دفاع نشده در شمال شرقی اردن مستقر بودند، کشت.
در هفتههای منتهی به آغاز این جنگ در ۲۸ فوریه، ایالات متحده یک تجمع نظامی وسیع انجام داد و پنتاگون به برخی از پرسنل در ستاد پیشرفته CENTCOM در پایگاه هوایی العُدَید در قطر توصیه کرد که تخلیه شوند. ستاد نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین نیز قبل از حمله، تعداد کارکنان را به سطح “مهمترین مأموریت” کاهش داد. به همین ترتیب، پیش از حملات خود به سایتهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده داراییها و پرسنل نظامی را از پایگاههای خاورمیانه منتقل کرد. اگر این پایگاهها اینقدر حیاتی هستند، چرا نیروی نظامی ایالات متحده قبل از جنگ تعداد پرسنل خود را کاهش میدهد؟
تنها در هفته اول جنگ، حملات موشکی و پهپادی ایران خسارات زیادی به پایگاههای ایالات متحده در منطقه وارد کرده است، از جمله حمله به ستاد نیروی دریایی پنجم در بحرین. ایران سیستمهای راداری گرانقیمت ایالات متحده در اردن، قطر و امارات متحده عربی که برای دفاع موشکی استفاده میشوند را نابود یا به شدت آسیبدیده کرده است. تا ۱۰ مارس، حداقل ۱۷ سایت آمریکایی در این جنگ آسیب دیدهاند. وجود این پایگاهها همچنین ایران را به حمله به کشورهای میزبان در منطقه ترغیب میکند و منجر به جنگی وسیعتر و به طور فزایندهای غیرقابل کنترل میشود.
در میان توجیهات متعدد دولت برای آغاز جنگ علیه ایران، به گفته مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این است که آنها انتظار داشتند اسرائیل ابتدا به ایران حمله کند و سپس تهران با حمله به پرسنل ایالات متحده در منطقه تلافی کند. بر اساس این منطق، اگر ایالات متحده چنین حضور بزرگی در منطقه نداشت، نیازی به پیوستن به جنگ اسرائیل نبود زیرا ایران هدفهای زیادی از ایالات متحده در دسترس نداشت.
حذف یا حداقل کاهش قابل توجه حضور ایالات متحده در منطقه مزایای استراتژیک زیادی برای ایالات متحده خواهد داشت. به طور عمده، این امر آسیبپذیری نیروهای آمریکایی را در برابر حمله کاهش میدهد و احتمال تشدید و درگیری عمیقتر در منطقه را کم میکند. خروج پرسنل ایالات متحده همچنین به این معنی خواهد بود که واشنگتن میتواند سایر داراییها، از جمله سیستمهای دفاع موشکی و گروههای ضربتی ناو هواپیمابر را نیز حذف کند.
این امر کشورهای خاورمیانه را تشویق میکند تا از سوار شدن رایگان دست بردارند، به دفاع خود جدیتر بپردازند و وابستگی به ایالات متحده را کاهش دهند. دولت ترامپ بهدرستی از اروپا خواسته است که بار بیشتری را در دفاع از خود به دوش بگیرد—این درخواست باید شامل شرکای خاورمیانهای نیز باشد. حضور ایالات متحده همچنین خطر اخلاقی را در رابطه ایالات متحده و اسرائیل ایجاد کرده است، بهطوریکه اسرائیل اقداماتی تهاجمی انجام میدهد زیرا به حمایت ایالات متحده اطمینان دارد. توجیه روبیو برای جنگ نمونهای بارز از این مشکل است.
منافع ایالات متحده در این منطقه محدود است و قطعاً توجیهکننده چنین حضور قابل توجهی نیست. کشورهای خاورمیانه باید به همان اندازه، اگر نه بیشتر، مسئولیت حفظ مسیرهای دریایی و اطمینان از جریان نفت را بر عهده بگیرند—در واقع، آنها انگیزه قوی برای انجام این کار دارند. همین امر در مورد تهدید گروههایی مانند داعش صدق میکند که تهدیدی بسیار بزرگتر برای کشورهای منطقه نسبت به ایالات متحده هستند. بهطور کلی، بیشتر چالشهایی که خاورمیانه با آن مواجه است، سیاسی هستند و نمیتوانند با حضور نظامی بیش از حد ایالات متحده در منطقه حل شوند.
چند روز قبل از آغاز جنگ با ایران، ایالات متحده اعلام کرد که بهطور کامل نیروهای آمریکایی را از سوریه خارج خواهد کرد. این یک شروع خوب است. متأسفانه، توجه و منابع ایالات متحده اکنون بر روی مبارزه با یک جنگ دیگر بیپروا در خاورمیانه متمرکز خواهد شد، بهجای اینکه به کاهش بیش از حد ایالات متحده در این منطقه بپردازد.

