جنگها اغلب قدرت و محدودیتهای واقعی اتحادها و شراکتهای بینالمللی را آشکار میسازند. در طول جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، ایران عمدتاً مجبور بود به تنهایی بجنگد.
علاوه بر حمایت از حوثیهای یمن، که بهطور رسمی به عنوان انصار الله شناخته میشوند، بهندرت بازیگران دیگری به کمک تهران آمدند. عدم اقدام معنادار از سوی چین و روسیه بسیاری در ایران را به شدت ناامید کرد.
اکنون، در حالی که ایالات متحده و اسرائیل دوباره علیه ایران جنگ به راه انداختهاند، این درگیری مجبور به بازنگری مجدد در شراکتهای تهران با پکن و مسکو شده و به بررسی این موضوع میپردازد که چقدر چینیها و روسها آمادهاند در کنار جمهوری اسلامی بایستند.
واکنشهای اولیه پکن و مسکو
در پاسخ به آغاز عملیات خشم حماسی در اواخر ماه گذشته، مقامات چینی و روسی به شدت ایالات متحده و اسرائیل را محکوم کردند.
در ۲۸ فوریه، مقامات چینی نگرانی عمیق خود را ابراز کردند اما تا روز بعد منتظر ماندند تا وزیر خارجه چین، وانگ یی، بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل را غیرقابل قبول اعلام کند.
او خواستار آتشبس فوری و بازگشت به مذاکرات دیپلماتیک شد. در گفتوگوی تلفنی با همتای روسی خود، سرگئی لاوروف، وانگ همچنین ترور رهبر عالی ایران، علی خامنهای، را به عنوان “قتل آشکار یک رهبر مستقل” محکوم کرد.
یک هفته بعد، دیپلمات ارشد پکن هشدار داد که “طراحی یک انقلاب ‘رنگی’ یا تلاش برای تغییر دولت در ایران هیچ حمایتی از سوی مردم نخواهد یافت” و از جامعه بینالمللی خواست تا به حاکمیت ایران احترام بگذارد و از واشنگتن و تلآویو خواست تا بلافاصله عملیات نظامی خود را متوقف کنند.
مسکو نیز به همین شیوه پاسخ داد. وزارت امور خارجه روسیه حمله آمریکایی-اسرائیلی به ایران را به عنوان “عملی از پیش برنامهریزی شده و غیرموجه از سوی یک کشور مستقل و عضو سازمان ملل” محکوم کرد. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، نیز ترور خامنهای را به عنوان “قتل ریاکارانه” محکوم کرد.
در ۹ مارس، پوتین پیامی حمایتی برای رهبر جدید ایران، مجتبی خامنهای، ارسال کرد. “میخواهم حمایت بیقید و شرط خود را از تهران و همبستگی با دوستان ایرانیمان تأکید کنم”، نوشت رهبر روسی، که افزود “روسیه شریک قابل اعتمادی برای ایران بوده و خواهد ماند.”
“در زمانی که ایران با تهاجم مسلحانه مواجه است، تصدی شما در این مقام عالی قطعاً به شجاعت و فداکاری زیادی نیاز خواهد داشت”، پوتین اضافه کرد.
در طول این جنگ، رهبری ایران بر اهمیت شراکت تهران با مسکو تأکید کرده است. در ۸ مارس، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، به برنامه “ملاقات با مطبوعات” شبکه NBC News گفت که “همکاری بین ایران و روسیه چیز جدیدی نیست، این یک راز نیست” و اینکه روسها “در بسیاری از جهات به ما کمک میکنند”.
چرا چین و روسیه محتاط باقی میمانند
حتی کمتر از دو هفته به آغاز جنگ، پیشبینی چگونگی پیشرفت رویدادها در منطقه بسیار دشوار است. با این حال، احتمالاً دلایل خوبی وجود دارد که انتظار میرود چین و روسیه با احتیاط عمل کنند تا از درگیر شدن بیش از حد در درگیری ایالات متحده-اسرائیل-ایران جلوگیری کنند.
در مورد پکن، ظرفیت آن برای بازدارندگی اتحاد آمریکایی-اسرائیلی بسیار محدود است. در حالی که چین نفوذ اقتصادی قابل توجهی در خاورمیانه دارد، تمایل آن برای مداخله در بحرانهای منطقهای از طریق اقدامات سختافزاری پایین است.
یک عامل کلیدی تمایل پکن به اجتناب از رویارویی مستقیم با واشنگتن است. بنابراین، هرچند برنامه موشکی ایران به فناوری چینی وابسته است، هیچ تضمینی وجود ندارد که پکن در حین ادامه جنگ، موشکهایی به تهران تأمین کند.
رئیسجمهور شی جینپینگ از ۳۱ مارس تا ۲ آوریل میزبان ترامپ در چین خواهد بود و رهبری پکن احتمالاً از پاسخ به دینامیکهای درگیری خاورمیانه به گونهای که مسائل حساس در روابط چین و ایالات متحده را پیچیدهتر کند، خودداری خواهد کرد؛ مسائلی که دو رهبر قرار است بهطور حضوری به آنها بپردازند.
“برای چینیها، جنگ اولویت کمتری نسبت به دیدار ترامپ-شی در پایان مارس دارد، جایی که انتظار میرود تعرفهها و مسائل دیگر مورد بحث قرار گیرد. دوباره، حمایت علنی از ایران با کمکهای نظامی تنها به خطر انداختن این دیدار خواهد بود”، دکتر لی-چن سیم، پژوهشگر همکار در مؤسسه خاورمیانه مستقر در ایالات متحده، در مصاحبهای با The New Arab توضیح داد.
“چین ذخایر کافی از نفت در ذخایر استراتژیک و تجاری دارد – به اندازهای که برای سه تا چهار ماه کافی باشد – و آنها میتوانند از سوختهای LNG به زغالسنگ/گاز خط لوله از روسیه و میانمار در نیروگاهها برای کاهش هرگونه مشکل تأمین طولانیمدت از قطر استفاده کنند”، او افزود.
به نظر میرسد روسیه بیشتر از چین در کمک به ایران بهطور ملموس عمل میکند. گزارشها حاکی از آن است که مسکو به تهران اطلاعاتی درباره مکانها و تحرکات نیروهای آمریکایی، کشتیها و هواپیماها ارائه میدهد.
این افشاگریها اولین نشانهای است که نشان میدهد مسکو ممکن است در تلاش باشد تا خود را در جنگ ایالات متحده-اسرائیل-ایران درگیر کند. بخش عمدهای از اطلاعات به اشتراک گذاشته شده بهطور گزارششده از شبکه پیشرفته ماهوارههای شناسایی روسیه آمده است.
با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا روسیه در ازای این کمک چه چیزی دریافت میکند یا اینکه آیا هر حمله ایرانی بهطور مستقیم به اطلاعات هدفگیری مسکو قابل ردیابی است یا خیر.
با این وجود، چندین پهپاد ایرانی به مکانهایی که نیروهای نظامی ایالات متحده در آنجا حضور داشتند، حمله کردهاند. در ۱ مارس، یک پهپاد ایرانی به تأسیساتی که پرسنل آمریکایی در آنجا بودند، حمله کرد و شش نظامی آمریکایی را کشت.
به هر حال، چنین گزارشهایی درباره کمک روسیه به ایران در زمینه اشتراکگذاری اطلاعات نشان میدهد که مسکو همچنان رابطه نزدیکی با تهران حفظ میکند، بهویژه در زمینه حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین.
با این حال، همانطور که برخی تحلیلگران اشاره کردهاند، مشارکت روسیه در این درگیری، مانند چین، عمدتاً به صدور بیانیههایی در محکومیت تجاوز واشنگتن و تلآویو علیه ایران مربوط میشود.
محاسبات کلی مسکو این است که از حواسپرتی قدرتهای غربی به این جنگ در خاورمیانه میتوان بهرهبرداری کرد، زیرا این بدان معناست که “تحریمهای ثانویه کمتری بر تجارت نفت آنها اعمال خواهد شد – و این به چین و هند، مشتریان سابق آن، فضای بیشتری برای خرید نفتش بدون ترس از مجازاتها خواهد داد”، دکتر سیم به TNA گفت.
“هرچه جنگ طولانیتر شود، موشکهای کمتری از ایالات متحده، اروپا و بریتانیا میتوانند به اوکراین فروخته یا منتقل شوند، جبههای که برای روسیه مهمتر از خاورمیانه است. در نتیجه، ایالات متحده، اروپا و بریتانیا اولویت را به تجدید ذخایر موشکی خود نسبت به تأمین تجهیزات برای اوکراین خواهند داد”، او اشاره کرد.
علاوه بر این، دکتر سیم اشاره کرد که مسیر دریای شمالی از طریق روسیه بهعنوان یک گزینه جذابتر میشود زیرا عدم قطعیت در مورد تنگه هرمز ادامه دارد و در نهایت این امر به روسها کمک میکند تا به مرور زمان منابع نفت و LNG خود را بهعنوان گزینههای معتبر برای تأمین هیدروکربنهای خاورمیانه دوباره برقرار کنند.
“[روسیه] در حال حاضر با کمک نظامی آشکار به ایران، تمام این ملاحظات را به خطر میاندازد,” او به TNA گفت.
“تنها چیزی که ایران میتواند به آن تکیه کند، تلاشهای دیپلماتیک از مسکو و پکن است. آنها قرار نیست به نفع ایران به میدان بیایند,” جان ففر، مدیر سیاست خارجی در مؤسسه مطالعات سیاست در واشنگتن، دیسی، توضیح داد.
“البته، روسیه به ایران سلاح میفروشد و چین برخی فناوریهای دو منظوره را تأمین میکند. اما اسرائیل این حملات را به این دلیل رهبری کرده که محاسبه کرده ایران به شدت منزوی است,” او افزود.
منافع اقتصادی و ثبات منطقهای
هیچ یک از این موارد نشان نمیدهد که چین و روسیه در این درگیری منافع بالایی ندارند. پکن به شدت نگران بیثباتی بلندمدت در خلیج فارس است، عمدتاً به دلایل اقتصادی. به عنوان بزرگترین واردکننده نفت خام در جهان، چین به شدت به خاورمیانه به عنوان سنگ بنای تأمین انرژی خود وابسته است.
در سالهای اخیر، تقریباً 90 درصد از صادرات نفت ایران به چین هدایت شده است، اغلب با قیمتهای تخفیفخورده که به پکن اجازه میدهد ریسکهای مرتبط با تحریمها و نوسانات در بازارهای جهانی را کاهش دهد.
با این حال، همانطور که برخی تحلیلگران اشاره میکنند، آنچه زمانی به عنوان یک مزیت استراتژیک عمل میکرد، به طور فزایندهای به منبعی از آسیبپذیری تبدیل شده است. حتی تنها احتمال اختلال در تنگه هرمز میتواند حق بیمههای بیمه را به شدت افزایش دهد، تانکرها را به مسیرهای طولانیتر سوق دهد و نوسانات جدیدی را به بازارهای جهانی وارد کند.
اقتصادهای تولیدی آسیایی به ویژه به افزایش پایدار قیمت نفت حساس هستند. مدل اقتصادی چین به شدت به تولید صنعتی و صادرات وابسته است، به این معنی که افزایش هزینههای انرژی با ریسکهای سیاسی ملموس همراه است.
برای روسیه، یکی از بزرگترین نگرانیها احتمال فروپاشی دولت ایران است، که ترامپ به تازگی بیان کرده است که نتیجهای محتمل از این جنگ است. بیثباتی ناشی از یک ایران تکهتکه شده میتواند به کشورهای همسایه سرایت کند و احتمالاً بر قفقاز و آسیای مرکزی تأثیر بگذارد. به طور ساده، برای مسکو، احتمال هرج و مرج در ایران به طرز ناخوشایندی نزدیک به خانه است.
چین و روسیه همچنین منافع قوی در حفظ صلح و ثبات در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دارند – که همه شش کشور هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گرفتهاند.
با توجه به اینکه پکن و مسکو روابط اقتصادی و دیپلماتیک گستردهای با سلطنتهای خلیج فارس دارند و بسیاری از شهروندان آنها در دبی و دیگر شهرهای GCC زندگی میکنند، نمیتوان انکار کرد که اقدامات ایران از 28 فوریه هر دو قدرت را نگران کرده است.
تمام این عوامل کمک میکند تا توضیح دهد چرا پوتین تلاش کرده است ترامپ را متقاعد کند که پایان دادن به این جنگ هر چه سریعتر ضروری است. در 9 مارس، دو رهبر اولین مکالمه تلفنی خود را از زمان آغاز جنگ کنونی علیه ایران داشتند.
در آنچه ترامپ آن را “یک تماس بسیار خوب” توصیف کرد، او و پوتین به موضوع ایران و اوکراین پرداختند. به گفته مشاور سیاست خارجی رئیسجمهور روسیه، یوری اوشاکوف، پوتین “چندین پیشنهاد” برای پایان دادن به درگیری ایالات متحده-اسرائیل-ایران مطرح کرد.
خاورمیانهای با گرایش بیشتر به چین؟
با وجود منافع خود در پایان دادن به این درگیری، چین و روسیه احتمالاً قضاوت خواهند کرد که حفظ فاصله از جنگ ایالات متحده-اسرائیل-ایران بهترین خدمت را به اهداف استراتژیک آنها میکند، با توجه به ریسکهای درگیری عمیقتر.
در عین حال، هر دو قدرت ممکن است از چشمانداز یک جهان چندقطبی و کمتر غربمحور که پس از آرام شدن اوضاع ظهور میکند، دلگرم شوند.
با رهبر سوم جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، اکنون در راس، ایران به شدت بعید است که در هر زمانی در آینده قابل پیشبینی، فرصتی برای ارتباط با غرب داشته باشد. این بدان معناست که تهران به شدت بر سیاست خارجی «نگاه به شرق» خود تأکید خواهد کرد.
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، در حالی که از واشنگتن به خاطر آغاز جنگی که عربهای خلیج فارس به طور گستردهای آن را جنگی غیرضروری و بیپروا میدانند و امنیت آنها را تضعیف کرده است، عصبانی هستند، با وجود تلاشهای دیپلماتیک اعضای شورای همکاری، به ویژه عمان، برای جلوگیری از آن، احتمالاً احساس فوریت بیشتری برای دستیابی به سطح بالاتری از خودمختاری از ایالات متحده خواهند داشت.
اینکه این دینامیک تا چه حد کشورهای خلیج فارس را به چین و روسیه نزدیکتر خواهد کرد، هنوز نامشخص است، اما با توجه به کاهش اعتماد آنها به توانایی واشنگتن در عمل به عنوان یک ضامن امنیت قابل اعتماد و ترویج ثبات منطقهای، این یک احتمال جدی است.
فراتر از خلیج فارس و دنیای عرب، جنگ اخیر واشنگتن در خاورمیانه پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجهی دارد که فراتر از درگیری فوری گسترش مییابد.
«جنوب جهانی به دنبال قدرتی است که بتواند به ایالات متحده بیثباتی که رفتارهای غیرقابل پیشبینی دارد، تعادل بخشد. چین، بیشتر از بریکس، سیاستهای منسجم و منابعی دارد که میتواند به عنوان نیروی ثباتبخش در ژئوپلیتیک عمل کند. این جنگ ایران میتواند نقطه عطفی در زمینه تعادل قدرت در مسائل جنگ و صلح باشد»، نتیجهگیری کرد ففر.

