بحث جاری درباره اینکه آیا جنگ ایران به باتلاقی تبدیل خواهد شد، به نکته اصلی نمیپردازد. رئیسجمهور ترامپ و آمریکا در حال حاضر در یک باتلاق هستند.
بله، ترامپ میتواند بمباران ایران را متوقف کند، اما ایران ممکن است به مسدود کردن نفت از عبور از تنگه هرمز ادامه دهد (حتی در حالی که نفتکشهای خود ایران بدون مانع عبور میکنند). قیمت نفت همچنان افزایش خواهد یافت، در حالی که کود، داروهای عمومی، هلیوم و سایر محصولاتی که به این تنگه وابسته هستند، کمیاب خواهند شد و اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار خواهند داد.
“تنها راه پایان دادن به این جنگ”، رئیسجمهور مسعود پزشکیان از ایران تأکید میکند، این است که آمریکا سه امتیاز بزرگ بدهد: “حقوق مشروع ایران” را به رسمیت بشناسد، که احتمالاً شامل غنیسازی اورانیوم است؛ غرامتهای جنگی به ایران پرداخت کند؛ و تضمینهای بینالمللی “در برابر تهاجمهای آینده” به ایران ارائه دهد.
من مشکوک هستم که این شرایط قابل مذاکره باشند. اما مقامات ایرانی بر این باورند که جنگ ادامه خواهد یافت تا زمانی که مطمئن شوند در آینده با حملات مواجه نخواهند شد. “پایان جنگ در دستان ماست”، گفت یک مقام ارشد نظامی ایرانی و افزود که این تنها در صورتی خواهد بود که نیروهای آمریکایی از خلیج فارس خارج شوند.
این وضعیت امیدوارکنندهای نیست و من نگرانم که ترامپ سعی کند با تشدید اوضاع خود را خارج کند. او دستور داده است که واحد ۳۱ تفنگداران دریایی از منطقه هند و اقیانوس آرام به این منطقه منتقل شود و یکی از کاربردهای محتمل این حدود ۲۵۰۰ تفنگدار، تصرف جزیره خارک، پایگاه عمده صنعت نفت ایران خواهد بود. در سال ۱۹۸۸، ترامپ به گاردین گفت که ایالات متحده خیلی ضعیف است و اگر او در راس بود، “من به جزیره خارک حمله میکردم. وارد میشدم و آن را میگرفتم.”
چند روز پیش، سناتور لیندسی گراهام، مشاور جنگطلب کاخ سفید، از ترامپ خواست تا به جزیره خارک حمله کند. “اگر ایران کنترل یا توانایی اداره زیرساخت نفتی خود از جزیره خارک را از دست بدهد، اقتصادش نابود میشود”، گراهام نوشت. “کسی که جزیره خارک را کنترل میکند، سرنوشت این جنگ را کنترل میکند.”
گزینه دیگری این است که تفنگداران دریایی چند جزیره تحت کنترل ایران در تنگه هرمز را تصرف کنند تا تلاش کنند تنگه را باز نگه دارند. اما در حالی که تفنگداران دریایی ممکن است بتوانند سرزمین ایرانی را تصرف کنند، بعداً چه خواهند کرد؟
اگر ایران تسلیم نشود، آیا تفنگداران دریایی به اشغال سرزمین ایرانی ادامه خواهند داد و ماه به ماه تلفات ناشی از موشکها و پهپادهای ایرانی را متحمل خواهند شد؟ در همین حال، ایران ممکن است بتواند به مسدود کردن نفت از عبور از تنگه ادامه دهد و مالکان کشتیها را با حملات پهپادی و موشکی یا مینهایی که توسط قایقهای کوچک یا حتی دهوهای سنتی گذاشته شدهاند، ترسانده و تحت فشار قرار دهد.
ایران میتواند با فراخواندن حوثیهای یمن به مسدود کردن ترافیک از طریق دریای سرخ تشدید کند — که صادرات نفت و تجارت بینالمللی را بیشتر مختل میکند — و با حمله به سایر زیرساختهای نفتی در منطقه. ما هنوز شاهد حملات سایبری یا تروریستی زیادی از سوی ایران نبودهایم، اما مشکوک هستم که خواهیم بود.
ترامپ همچنین به نظر میرسد که در حال بررسی اعزام نیروهای زمینی به اصفهان است تا سعی کند اورانیوم غنیشدهای که در آنجا ذخیره شده را بازیابی کند. این نیز بسیار پرخطر خواهد بود، زیرا حتی مشخص نیست که آیا اورانیوم قابل دسترسی است (و در هر صورت، تنها برخی از اورانیومها در اصفهان تصور میشود).
آیا جنگ ترامپ هنوز میتواند به خوبی پیش برود؟ البته. هیچیک از ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که چه خواهد شد. ایران ممکن است از پهپادها و موشکها خالی شود، یا مداخلات ما ممکن است به طور کامل مؤثر باشد، یا ممکن است فردا یک کودتا توسط افسران نظامی میانهرو ایرانی که به دنبال توافق با آمریکا هستند، رخ دهد.
اما در حال حاضر، به نظر میرسد ترامپ آمریکا را در وضعیت بدی قرار داده است و ممکن است تهدید هستهای از سوی ایران را افزایش دهد. رهبر پیشین عالیرتبه اشتباه غنیسازی اورانیوم را مرتکب شد اما هرگز سلاح هستهای نساخت؛ در واقع، برنامه هستهای او به اندازهای پیش رفت که غرب را به تحریمها و حملات نظامی وادار کرد اما به اندازهای پیش نرفت که حفاظت فراهم کند. رهبری جدید ممکن است سعی کند با شتاب به سمت سلاح هستهای برود تا واقعاً بازدارندگی ایجاد کند.
تهدید واقعی است، اما دو برابر کردن این جنگ ناموفق ممکن است ما را عمیقتر به این باتلاق بکشاند. این احساس شبیه به سال ۱۹۶۵ است، زمانی که لیندون جانسون تصمیم سرنوشتسازی گرفت که مداخله ایالات متحده در ویتنام به قدری درهم و برهم است که تنها راه بازگرداندن افتخار ما، غوطهور شدن بیشتر در سرزمینهای دور است.
ایالات متحده و اسرائیل تاکنون از موفقیتهای تاکتیکی مکرر در ایران بهرهمند شدهاند که به هیچ استراتژی منسجمی مرتبط نیستند. آنها رهبر عالیرتبه، آیتالله علی خامنهای را کشتند و به عنوان جانشین او پسر سختگیرش را به دست آوردند. اسرائیل علی لاریجانی، یکی از چهرههای برجسته رژیم را کشت و اکنون ممکن است ما یک همتای قوی برای مذاکره درباره صلح نداشته باشیم. با هر موفقیت، ما بیشتر در باتلاق فرو میرویم.
این اولین بار نیست که ایالات متحده در ایران هدفگیری دقیقی انجام داده و به پای خود شلیک کرده است. در دهه ۱۹۶۰، ایالات متحده توافقی سخت درباره وضعیت نیروها با ایران برای حفاظت از منافع نظامی آمریکاییها مذاکره کرد. اما یک روحانی شیعه به نام روحالله خمینی این پیمان نابرابر را محکوم کرد و گفت که یک سگ آمریکایی در ایران از یک شهروند ایرانی با ارزشتر است — و انتقاد او به او کمک کرد تا رهبری مخالفان را به دست آورد و در نهایت به انقلاب اسلامی منجر شود.
سپس در دهه ۱۹۹۰، ایالات متحده به مذاکره درباره نصب پایگاههای نظامی در عربستان سعودی پرداخت و فکر کرد که این به منافع امنیتیاش کمک خواهد کرد. این پایگاهها اوسا بن لادن را خشمگین کرد و به تمام آن سالها حملات تروریستی علیه آمریکاییها کمک کرد.
این مسائل دشواری برای مدیریت هستند، اما درس این است که همیشه باید از تاکتیکهایی استفاده کرد که اهداف استراتژیک را پیش ببرند — و دو برابر کردن در ایران این کار را نخواهد کرد.
“من نمیتوانم از اعزام نسل بعدی به جنگی که هیچ منفعتی برای مردم آمریکا ندارد، حمایت کنم”، جوزف کنت، مدیر مرکز ضدتروریسم ملی ترامپ، این هفته در حین استعفا به عنوان اعتراض به جنگ گفت.
پس ترامپ چه باید بکند؟
به نظر من، گزینه کمبدتر او این است که تقریباً همان کاری را انجام دهد که سال گذشته در سیاست خود نسبت به چین و یمن انجام داد. در هر مورد، او با جسارت پیروزی را اعلام کرد و سپس به طور frantic مذاکره کرد. ایالات متحده در نهایت بازنده شد، به ویژه در برابر چین، اما حداقل طوفانها آرام شدند.
ترامپ باید اعلام کند که اهداف جنگی او در ایران محقق شده است و او را به بزرگترین رهبر جنگی از زمان چرچیل تبدیل کند. سپس باید بر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، فشار بیاورد تا همچنین خصومتها را علیه حزبالله و همچنین علیه ایران پایان دهد. کاخ سفید سپس از عمان خواهش میکند تا ایران را به میز مذاکره برای گفتگوهای محرمانه بازگرداند.
نمیدانم آیا توافقی ممکن است یا نه، و این نیاز به ظرافت زیادی دارد. اما ایران به درآمد و سرمایهگذاری نیاز دارد و کاهش تحریمها بسیار جذاب خواهد بود؛ به همین دلیل، ایران پیشنهاد توافقی به نظر بسیار خوب در مورد برنامه هستهای را درست قبل از اینکه ترامپ آن را رد کند و حمله کند، ارائه داد.
احتمالاً نمیتوانیم امروز توافقی به خوبی آن زمان به دست آوریم، اما شاید نوعی توقف طولانی در غنیسازی با بازرسیهای تجدید شده ممکن باشد. اگر توافق جدیدی ممکن باشد، همچنین احتمال حملات سایبری یا تروریستی علیه آمریکاییها به تلافی قتل رهبر عالی را کاهش میدهد.
بنابراین امیدوارم که ترامپ، رهبران ایران و عربهای خلیج فارس آنقدر از کشتار و ویرانی خسته شده باشند که نوعی توافق غیرصادقانه به دست آید، شاید با مدارکی به زبانهای مختلف که همه چیز را کمی متفاوت بیان میکنند تا همه بتوانند پیروزی را ادعا کنند. گزینه تشدید و طولانی کردن این جنگ همه را بازنده خواهد گذاشت.

