با درخواست ایالات متحده مبنی بر اینکه ایران از موشکهای بالستیک خود صرفنظر کند، این کشور تعهد نظامی بلندمدتی برای حفظ برتری موشکی اسرائیل ایجاد کرده است.
از میان بسیاری از سوالات نگرانکننده پیرامون جنگ با ایران، یکی از آنها برجسته است—چرا اکنون؟ چه نیازی به این اقدام وجود داشت؟ آیا دولت استدلالی دارد که بتواند نظر اکثریت مردم آمریکا و کنگره را جلب کند؟ ما واقعاً قبل از آغاز خصومتها بحث کاملی در این مورد نداشتیم که منجر به وضعیتی تاریخی و نادر شده است که جنگی بدون حمایت عمومی اکثریت در آغاز آن آغاز شود.
خارج از قوه مجریه، کسانی که بیشترین دسترسی به اطلاعات حساس را دارند، گروه هشت نفره هستند، گروه دوجانبه و دوکامرهای از رهبران کنگره که بیشترین جلسات توجیهی و دسترسی را دریافت میکنند. یکی از آنها، سناتور مارک وارنر (D-VA)، در شب ۳ مارس در برنامه PBS NewsHour حاضر شد. وقتی از او پرسیده شد که آیا اطلاعاتی که به آن دسترسی دارد، تهدیدی قریبالوقوع برای ایالات متحده محسوب میشود، او پاسخ داد: “بههیچوجه.” او همچنین گفت: “زمانبندی این جنگ توسط بیبی نتانیاهو تعیین شده است… ما باید خطرات مستقیم و فوری برای آمریکا را نشان دهیم. اینطور نبود.”
بر اساس این اطلاعات و آنچه در گزارشهای عمومی و گزارشهای دورهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) منتشر شده، رویکرد ایران در بازسازی برنامه غنیسازی هستهای خود از زمان جنگ کوتاهمدت در ژوئن گذشته، نسبتاً محتاطانه بوده است. قطعاً هیچ چیزی وجود ندارد که بهطور منطقی موجب نگرانی درباره حرکت به سمت تولید کلاهک یا داشتن مواد شکافتپذیر با درجه تسلیحاتی شود.
آنچه تغییر کرد، جایی بود که ایالات متحده اهداف خود را برای جنگ پیشگیرانه (نه پیشدستانه) قرار داد. بخش عمدهای از این تغییر به بازدید نسبتاً کمتوجهی از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از کاخ سفید در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ برمیگردد. در آن جلسه، نتانیاهو به رئیسجمهور دونالد ترامپ استدلال کرد که با وجود عدم وجود هرگونه دلیل برای نگرانی در جبهه هستهای، ایران در حال پیشرفتهای زیادی در بازسازی و گسترش برنامههای موشکی بالستیک خود است.
اگر این برنامهها جمع شوند، آسیب ناشی از یک تبادل آینده میتواند بسیار بدتر از ژوئن باشد. ترامپ به نتانیاهو “چراغ سبز” اصولی برای یک حمله آینده داد که بهطور ضمنی باید شامل ایالات متحده میشد، با توجه به نیاز اسرائیل به کمکهای ایالات متحده برای دفاع در برابر موشکهای بالستیک و پهپادها.
گزارشهای اخیر اسرائیلی نشان میدهد که هر دو رهبر در جلسه دسامبر جزئیات یک کمپین نظامی جدید را آغاز کردند، هرچند با زمانبندی فرضی مه ۲۰۲۶. اعتراضات، که از اواخر دسامبر آغاز و تا ژانویه ادامه یافت، به ویژه پس از اینکه ترامپ وعده “کمک در راه است” را صادر کرد، شتاب بیشتری گرفت. با این حال، زیرساختهای ساختاری این تصمیم بیشتر به برنامههای موشکی مربوط میشود.
بدیهی است که برای اسرائیل در منافعش نیست که ایران هیچ سلاحی داشته باشد که بتواند علیه آن استفاده شود. اما بر خلاف برنامه هستهای ایران، که قبلاً محدودیتهای سختی را تحت برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در سال ۲۰۱۵ پذیرفته است، صرفنظر کردن از موشکهای بالستیک با برد کافی برای هدف قرار دادن اسرائیل، ایران را از هرگونه وسیله مؤثر برای بازدارندگی اقدام خصمانه از سوی اسرائیل محروم میکند. مقایسه قابلیتهای اسرائیل و ایران در حال حاضر بهطور قابل توجهی نابرابر است، به ویژه با توجه به زرادخانه هستهای قابل توجه اسرائیل.
استراتژیستهای اسرائیلی اغلب درباره حفظ “آزادی عمل” خود در قبال ایران صحبت میکنند—توانایی انجام اقدامات تهاجمی به دلخواه خود بدون نگرانی از انتقامجویی مستقیم و فوری ایران با زرادخانه موشکی. به وضوح، برای اسرائیل، این یک وضعیت بسیار مطلوب است، اما همچنین به این معنی است که این موضوع چیزی نیست که ایران بخواهد آن را مورد مذاکره قرار دهد.
برای ایالات متحده، این یک معضل بزرگتر است. اگر دولت ترامپ تنها بر اساس تهدید متعارف ایران و حفظ “آزادی عمل” اسرائیل، موضوع جنگ را به کنگره و مردم آمریکا ارائه میکرد و اعتراف میکرد که هیچ دلیلی برای نگرانی فوری درباره برنامه هستهای وجود ندارد، این موضوع به هیچ وجه به اندازه تهدید هستهای برای اکثر مردم قانعکننده نبود.
در واقع، رئیسجمهور ترامپ سعی کرد در سخنرانی سالانهاش تهدید موشکی ایران را مطرح کند، حتی اگر آژانس اطلاعات دفاعی هر گونه تهدید بالقوه را در آیندهای دور ببیند، اگر آنها تصمیم به توسعه موشکهای بینقارهای از وسایل پرتاب ماهوارهای موجود خود بگیرند. در حال حاضر هیچ نشانهای وجود ندارد که آنها قصد انجام این کار را داشته باشند.
با توجه به توانایی اثباتشده ایران در بازسازی برنامه موشکی خود پس از جنگ، این به این معنی است که اسرائیل باید به طور دورهای “چمن را کوتاه کند” تا آن را تحت کنترل نگه دارد. همچنین، بر اساس تجربیات اخیر، اسرائیل به پشتیبانی آمریکایی برای این نوع حمله نیاز دارد، بنابراین ما میتوانیم به رهگیری موشکها با موشکهای رهگیر THAAD و SM-3 کمک کنیم، که در جنگ ژوئن گذشته و در درگیریهای اخیر ایالات متحده با حوثیها در یمن تقریباً یکچهارم از آنها کاهش یافته است. انجام این کار به طور مکرر در طول زمان گزینهای جذاب برای ایالات متحده نیست و در هیچ نرخ تولید واقعی موشکهای رهگیر پایدار نخواهد بود.
از آنجا که اسرائیل به حمایت و مشارکت مداوم ایالات متحده نیاز خواهد داشت، اینجا یک “درخواست ضمنی” بسیار بزرگ و بلندمدت از ایالات متحده وجود دارد. این قطعاً نیازمند تغییراتی در توزیع نیروها و منابع نظامی ایالات متحده خواهد بود که نیاز به بحث جدی در واشنگتن دارد، نه تسلیم منفعلانه.
شاید به همین دلیل است که اسرائیل و ایالات متحده به نظر میرسد بر روی تغییر رژیم در ایران متمرکز شدهاند. این هدف چقدر واقعبینانه است؟ آیا هر نوع تغییر رژیم میتواند ایران را با دولتی باقی بگذارد که نخواهد خود را حتی به طور متعارف مسلح کند؟ بیشتر ناظران نتیجه کوتاهمدت محتملتر را در صورت تغییر سیستم فعلی حکومت به عنوان تقویت رهبران نظامی میبینند.
رهبران اسرائیل ممکن است نسبت به تجزیه ایران بیشتر از ایالات متحده باز باشند—سناریویی که در آن جداییطلبان قومی توسط ایالات متحده و اسرائیل مسلح و تقویت میشوند، حتی به قیمت داشتن یک دوره طولانی از خشونت و آشفتگی داخلی، مدتها پس از کاهش اقدام نظامی مستقیم ایالات متحده و اسرائیل. دولت ترامپ به نظر میرسد به این موضوع باز است، با توجه به گزارشهای اخیر مطبوعات درباره تماسهای آژانسهای اطلاعاتی ایالات متحده با جداییطلبان کرد.
این یک شرط بسیار پرخطر است، زیرا میتواند برخی از ملیگرایان ایرانی را به آغوش رژیم بازگرداند، با امید به جلوگیری از تجزیه ملی. اسرائیل به نظر میرسد که بیش از حد مایل است با عواقب تبدیل ایران به یک دولت شکستخورده زندگی کند. با این حال، با توجه به منافع واضح ایالات متحده در ثبات و جریان آزاد کالاهای انرژی از خلیج، منافع ایالات متحده به طور قابل توجهی متفاوت به نظر میرسد.
اداره ترامپ به وضوح در ارزیابی منافع ایالات متحده، منافع اسرائیل، تفاوتهای واضح بین آنها در برخی زمینهها و تلاش برای رسیدن به یک ترکیب سیاستی که درجه معقولی از امنیت را برای اسرائیل تضمین کند در حالی که ایالات متحده را به جنگهای مکرر در منطقه که حاشیهای برای منافع ایالات متحده هستند، نکشاند، کار بسیار بدی انجام میدهد. “درخواستهای ضمنی” که اسرائیل از ما برای آینده مطرح میکند با درخواست اینکه ما سطح جنگ پیشگیرانه را از سلاحهای هستهای به موشکهای بالستیک کاهش دهیم و “آزادی عمل” آنها در برابر ایران را حفظ کنیم، بسیار بزرگ است.
این موارد شامل تعهد به منابع نظامی قابل توجه و نیاز به مصالحه با سایر منافع خواهد بود. به طور خاص، واشنگتن باید شرکای عرب خلیج فارس خود را متقاعد کند که برای تضمین منافع اسرائیل، ثبات منطقهای را قربانی کنند. اداره ترامپ، با وجود ناتوانیاش، به وضوح برای تفکر در مورد پیچیدگیهای متعادلسازی این مسائل آماده نیست. بر عهده رهبران کنگره خواهد بود—به شما، سناتور وارنر، نگاه میکنیم—که سعی کنند بر اداره تأثیر بگذارند و محدودیتهایی بر تعهدات نظامی ایالات متحده تعیین کنند.

