یک ماه پس از آغاز جنگ ایران، ایالات متحده یک طرح ۱۵ مادهای برای پایان دادن به خصومتها ارائه کرده است که شامل مجموعهای گسترده از خواستهها در مورد برنامههای هستهای و موشکی ایران و تضمینهایی در مورد آزادی ناوبری در تنگه هرمز میباشد. ایالات متحده همچنین بر تعهدات ایران برای متوقف کردن تأمین مالی و حمایت از شبکههای نیابتی خود، از جمله حزبالله، حماس و شبهنظامیان حوثی در یمن، تأکید دارد و به این نکته اذعان میکند که این گروههای تروریستی یکی از نیروهای اصلی ایجاد هرج و مرج کنونی در منطقه بودهاند.
در حالی که ایالات متحده حق دارد تهران را به شدت تحت فشار قرار دهد، باید انتظارات را در مورد این مشکل چند دههای که به زودی حل خواهد شد، کاهش دهد.
اولاً، به توافق ایران با شرایط ایالات متحده امیدی نداشته باشید. در طول ۳۷ سال سلطنت خود، آیتالله علی خامنهای فقید یکی از اولویتهای اصلی خود را ساخت و تقویت شبهنظامیان و گروههای تروریستی وابسته به ایران قرار داد که میتوانستند نفوذ رژیم را گسترش دهند و قدرت آن را در سراسر خاورمیانه به نمایش بگذارند. این میراث احتمالاً از خامنهای فراتر خواهد رفت. علاوه بر این، در حالی که این نیابتیها هنوز به حمایت ایران، به ویژه حزبالله، وابسته هستند، همه آنها همچنین شبکههای تروریستی، تأمین مالی و لجستیکی مستقل و جهانی خود را توسعه دادهاند. تهدیدی که این گروهها برای منطقه و فراتر از آن ایجاد میکنند، به احتمال زیاد با پایان جنگ ایران از بین نخواهد رفت — و ایالات متحده و شرکای آن باید آماده باشند.
به حزبالله، وفادارترین و قدیمیترین شریک ایران، توجه کنید. در طول دههها، حزبالله شبکهها و زیرساختهای تروریستی را در سراسر جهان توسعه داده است که به طور مستقل از ایران عمل میکنند. فعالیتهای تروریستی حزبالله در قبرس، پرو، کلمبیا، تایلند، لندن و ایالات متحده، در میان بسیاری از مکانهای دیگر، کشف و مختل شده است — که تهدید آن فراتر از خاورمیانه را نشان میدهد. و در حالی که حماس هرگز حمله تروریستی موفقی خارج از اسرائیل، کرانه باختری یا غزه انجام نداده است، پروندههای جنایی اخیر در آلمان و دانمارک نشان میدهد که حماس قبل از حملات ۷ اکتبر برنامههای اضطراری برای حملات در اروپا داشته و تسلیحات سبک را برای operatives خود در چندین کشور اروپایی ذخیره کرده است. این یک روند خطرناک است که ارزش پیگیری دارد.
حزبالله و حوثیها همچنین شبکههای تأمین بینالمللی قوی خود را برای به دست آوردن فناوریهای پیشرفته ارتباطات، الکترونیک و دیگر فناوریهای دو منظوره و تسلیحاتی ایجاد کردهاند. همه اینها برای ساخت نیروهای پهپادی حزبالله و حوثیها که اکنون در برنامههای جنگی آنها مرکزی هستند، حیاتی بوده است. برای پنهان کردن فعالیتهای خود، هم حزبالله و هم حوثیها شرکتهای پوششی متعددی ایجاد کردهاند که توسط افرادی بدون ارتباط شناخته شده با این گروهها اداره میشوند. این شرکتها به ویژه در چین و امارات متحده عربی فعال بودهاند، اگرچه آنها همچنین تأمینکنندگان را از اروپا، سایر نقاط آسیا و حتی ایالات متحده تأمین کردهاند.
در برخی موارد، فروشندگان به خوبی از اینکه با چه کسانی سر و کار دارند آگاه هستند و آمادهاند تا به فرار از شناسایی کمک کنند. به عنوان مثال، دو شرکت چینی که توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ تحریم شدهاند — Hubei Chica Industrial Co. و Shenzhen Shengnan Trading Co. — به طور ادعایی به حوثیها در جعل اسناد حمل و نقل برای تسهیل معاملات کمک کردهاند. بر اساس گزارش وزارت خزانهداری، Hubei به حوثیها “مقادیر عمدهای از پیشسازهای شیمیایی” برای “موشکهای بالستیک، مواد منفجره و دیگر سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته” تأمین کرده است، در حالی که Shenzhen Shengnan تجهیزات الکترونیکی مورد استفاده در پهپادها را فراهم کرده است.
تابستان گذشته، مقامات اروپایی یک شبکه تأمین بزرگ حزبالله را که در اسپانیا، آلمان، فرانسه و بریتانیا فعالیت میکرد، مختل کردند. بر اساس گزارشهای رسانهای، شرکتهای پوششی مرتبط با حزبالله در حال تأمین قطعات پهپاد (از جمله موتور، ترکیبات شیمیایی و سیستمهای الکترونیکی) برای استفاده در هدفگیری اسرائیل بودند. اتهامات جنایی علیه مظنونان در هر چهار کشور مطرح شد.
حزبالله، حماس و حوثیها همه میتوانند بهطور مستقل از ایران منابع مالی جمعآوری کنند. در سالهای اخیر، حوثیها یک منبع درآمد جدید و غیرمنتظره پیدا کردهاند: فروش سلاح به الشباب، گروه تروریستی وابسته به القاعده در سومالی. این همکاری نه تنها خلاقیت حوثیها در جمعآوری منابع مالی را نشان میدهد بلکه مازاد سلاحهای آنها در یمن را نیز نمایان میکند. حوثیها همچنین از جمعیت محلی مالیات میگیرند و پول اخاذی میکنند و به قاچاق و سایر روشهای جمعآوری منابع مالی میپردازند.
حماس زیرساخت مالی گستردهتری در خارج از کشور دارد. حماس سازمانهای خیریه و سایر سازمانهای غیردولتی به اصطلاح تأسیس کرده است تا منابع مالی خود را جمعآوری کند. به گفته دولت اسرائیل، اروپا بهویژه کانون این نوع فعالیتهای حماس بوده است. ایالات متحده تخمین زده است که حماس در ماههای منتهی به حملات ۷ اکتبر، ماهی ۱۰ میلیون دلار از این خیریههای جعلی جمعآوری میکرد که با آنچه از ایران دریافت میکرد، رقابت میکرد. با توجه به کمپینهای موفق جمعآوری منابع مالی حماس در غزه پس از ۷ اکتبر، این ارقام ممکن است حتی از زمان حملات افزایش یافته باشد.
در حالی که حزبالله بهمراتب بیشتر از حماس و حوثیها به ایران برای تأمین مالی خود وابسته است، این میلیشیا همچنین مکانیزمهای جمعآوری منابع مالی خود را دارد. حزبالله شبکههای مستحکم و قدیمی در آمریکای جنوبی و غرب آفریقا دارد که برای سازمان تأمین مالی ایجاد میکنند. این شامل تأمین مالی از کسبوکارهای قانونی و غیرقانونی متعلق به تأمینکنندگان مالی حزبالله و کمکهای مالی از حامیان در جوامع بزرگ مهاجر در این مناطق است. این تأمین مالی بهتنهایی نمیتواند حزبالله را پایدار نگه دارد یا به آن اجازه دهد از حملات اسرائیل بازسازی شود. اما حزبالله احتمالاً میتواند به این شبکهها برای جمعآوری منابع مالی بیشتر متکی باشد اگر ایران نتواند یا نخواهد سطوح قبلی منابع خود را حفظ کند.
قطع ارتباط بین ایران و نمایندگانش قطعاً یک گام بزرگ به جلو خواهد بود، اگرچه انتخاب پسر سختگیر آیتالله، مجتبی، بهعنوان رهبر جدید، نشانهای قوی است که ایران به سمت بهتری حرکت نمیکند.
اما فرض نکنید که حتی اگر ایران حمایت خود را قطع کند، تهدید را از بین میبرد. حتی در حالی که ایالات متحده در تلاش است تا از تهران وعدههایی بگیرد، باید از شرکای خود در سراسر جهان نیز بخواهد که فشار را بر روی شبکههای مستقل نمایندگان، بهویژه در مکانهایی که حزبالله، حماس و حوثیها فعالترین بودهاند، حفظ کنند. اگر جامعه بینالمللی نتواند بهطور جدی بر این شبکهها فشار بیاورد، ممکن است آیتالله فقید آخرین خنده را داشته باشد.

