مجلس ملی چین طرحی را برای تقویت برتری خود در منابع انرژی بدون کربن که به طور فزایندهای در سطح جهانی با گرم شدن کره زمین حیاتی میشوند، تصویب کرده است. این طرح به شدت با رویکرد کوتاهمدت دولت ترامپ که به سوختهای فسیلی متکی بود، در تضاد است.
رهبران چین در بیست سال گذشته به طور جدی برای تسلط بر فناوریهای انرژی پاک کار کردهاند و در صنایع کلیدی مانند پنلهای خورشیدی، خودروهای برقی (EVs)، توربینهای بادی و دیگر صنایع مهم پیشرفتهای قابل توجهی داشتهاند. در برنامه پنجساله جدید که اوایل مارس در کنگره ملی مردم چین تصویب شد، سیاستگذاران نشان دادند که قصد دارند بر موفقیتهای خود تأکید کنند و در فناوریهای پیشرفتهای مانند هیدروژن و انرژی همجوشی پیشرو شوند.
تمرکز پکن بر این صنایع به روندهای اقلیمی و صنعتی توجه دارد. طبق آخرین گزارش اجماعی [PDF] از هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی، جهان در مسیر گرم شدن نزدیک به ۳ درجه سانتیگراد تا پایان این قرن قرار دارد—سطحی از گرم شدن که میتواند تولید غذا را به خطر بیندازد، سلامت عمومی را بدتر کند و تابآوری زیرساختها را در بخشهای وسیعی از جهان تهدید کند. فناوریهای انرژی پاک نه تنها به کاهش این و دیگر خطرات مرتبط با تغییرات اقلیمی کمک میکنند، بلکه تابآوری کشورها را در برابر شوکهای قیمتی در سوختهای سنتی مانند نفت و گاز که ناشی از بحرانهای خارجی مانند درگیریهای جاری در ایران است، بهبود میبخشند. به همین دلیل، آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که نصبهای انرژی تجدیدپذیر در پنج سال آینده دو برابر خواهد شد و شرکتهای چینی اکنون در موقعیت مناسبی برای بهرهبرداری از این فرصت قرار دارند.
تضاد با ایالات متحده به شدت مشهود است. دولت دونالد ترامپ از تعهدات بزرگ بینالمللی اقلیمی خارج شده و سرمایهگذاریهای داخلی خود در توسعه انرژی پاک را ریشهکن کرده تا بر اکتشاف و تولید سوختهای فسیلی تمرکز کند. ایالات متحده اکنون به شرکتها پول میدهد تا پروژههای انرژی تجدیدپذیر نساخته و این یک تغییر فوقالعاده نسبت به دولتهای قبلی است و تضاد واضحی با رویکرد چین به شمار میآید.
کارشناسان ابتکار عمل واقعگرایی اقلیمی، آلیس سی. هیل، دیوید ام. هارت و لیندسی آیویرسن، مهمترین پیامهای اقلیمی و انرژی از پانزدهمین برنامه پنجساله چین را بررسی کرده و بررسی میکنند که این پیامها چه معنایی برای ایالات متحده و جهان دارند.
برنامههای بلندمدت، تفکر کوتاهمدت
دیوید ام. هارت، پژوهشگر ارشد در زمینه آب و هوا و انرژی در شورای روابط خارجی (CFR) است.
برنامه پنجساله، آرزوهای چین را برای دفاع، انرژی و فناوری صنعتی و دیگر موارد مشخص میکند. اگرچه همه این آرزوها محقق نخواهند شد، این برنامه به عنوان ابزاری قدرتمند برای متمرکز کردن کل کشور، چه در بخش خصوصی و چه در بخش عمومی، بر اولویتهای میانمدت و بلندمدت عمل میکند. همانطور که در زمینه سازگاری با تغییرات اقلیمی، تضاد با رقیب جغرافیایی چین در فناوریهای «سخت» چشمگیر است. دولت ایالات متحده در تفکر بلندمدت با مشکل مواجه است، چه برسد به برنامهریزی بلندمدت، که میتواند نقصی مرگبار در رقابت ایالات متحده و چین باشد.
نتایج سیستم ترکیبی چین ناپایدار اما اغلب شگفتانگیز است. به عنوان مثال، تولید و استقرار انرژی پاک، به طور قابل توجهی فراتر از اهداف برنامه پنجساله قبلی که از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ اجرا شد، بود. ظرفیت تولید برق خورشیدی داخلی چین در این مدت چهار برابر شد و تقریباً به ظرفیت تولید کل ایالات متحده تا پایان ۲۰۲۵ رسید، در حالی که تولیدکنندگان خورشیدی چینی حدود همین مقدار ظرفیت را به سایر نقاط جهان صادر کردند. صنعت خودروهای برقی (EV) نیز به همین ترتیب، از ۶ درصد از خودروهای فروخته شده در چین در سال ۲۰۲۰ به بیش از ۵۰ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. چین در همان دوره به بزرگترین صادرکننده خودرو در جهان (شامل خودروهای برقی و معمولی) تبدیل شد.
چین تحت رهبری رئیسجمهور شی جینپینگ، قدرت رقابت را به شیوههایی به کار میگیرد که برنامهریزان شوروی هرگز تصور نمیکردند. وقتی دولت مرکزی صنعتی را به عنوان اولویت استراتژیک تعیین میکند، استانها و شهرداریها برای جلب حمایت پکن رقابت میکنند، در حالی که کارآفرینان و شرکتها در هر منطقه به دنبال جلب حمایت آنها هستند. رقابت شدید که در پی آن ایجاد میشود، کارآمد نیست—شرکتها در این صنایع اغلب ضرر میکنند اما به لطف روابط سیاسی خود زنده میمانند—اما مؤثر است، همانطور که این آمار نشان میدهد.
برنامه پنجساله بعدی به دنبال تعمیق نقاط قوت چین و ایجاد نقاط قوت جدید خواهد بود. آلومینیوم، که به طور گستردهای در دفاع، انرژی و کالاهای صنعتی استفاده میشود، در دسته اول قرار میگیرد. چین در حال حاضر تولیدکننده غالب جهانی است و از مقدار زیادی برق تولید شده از زغالسنگ استفاده میکند. این برنامه به حفظ تغییر به سمت منابع کمکربن ادامه خواهد داد و هدف آن این است که ۷۰ درصد از برق مورد استفاده در تولید آلومینیوم اولیه از منابع کمکربن تأمین شود، که از حدود ۲۵ درصد امروز افزایش مییابد. هیدروژن سبز یکی از صنایع نوظهوری است که این برنامه به دنبال تجاریسازی و مقیاسگذاری آن است. این تلاش شامل الکترولایزرها، که هیدروژن را با برق کمکربن تولید میکنند، و کاربردهای نهایی است که ممکن است شامل بخشهای انرژی، صنعتی و حمل و نقل باشد.
ایالات متحده بسیاری از همان بخشها را که چین دنبال کرده، اما با صبر بسیار کمتر، دنبال کرده است. انرژی خورشیدی در ایالات متحده اختراع و در ابتدا تجاریسازی شد، اما حمایت نامنظم دولت باعث شد که این فناوری به تولید انبوه در جاهای دیگر برسد. شرکت استارتاپ آمریکایی تسلا، خودروهای برقی بازار انبوه را پیشگام کرد، اما سرمایهگذاریهای زیرساختی محتاطانه و مشوقهای محدود مصرفکننده، تولید خودروهای برقی داخلی را متوقف کرده است.
برای بدتر کردن اوضاع، دولت فدرال ایالات متحده در سال گذشته شروع به کاهش بودجه و از بین بردن زیرساختهای علمی ساخته شده در طول چند دهه گذشته کرده است. به عنوان مثال، وزارت انرژی در سال ۲۰۲۵ پروژههای بیشتری را لغو کرد تا حمایت کند. رئیسجمهور ترامپ تعرفهها را به میزان قابل توجهی افزایش داد و آنها را به طور غیرقابل پیشبینی تغییر داد که برنامهریزی صنعتی را تضعیف کرد.
تفکر کوتاهمدت همیشه یک عیب نیست. انعطافپذیری امکان سازگاری را زمانی که شرایط تغییر میکند، فراهم میکند، همانطور که اغلب اتفاق میافتد. برنامههای بلندمدت میتوانند به نوعی دست و پاگیر باشند. اما رقابت بین ایالات متحده و چین برای رهبری جهانی در این قرن در نهایت به سیستمهای فناوری پیچیده و بسیار پرهزینهای بستگی خواهد داشت که دههها طول میکشد تا به بلوغ برسند—چیزی که برخی تحلیلگران به آن «زنجیره صنعتی الکتروتکنولوژی» میگویند. اگر ایالات متحده چند نکته از کتاب برنامهریزی چین یاد نگیرد و نتواند به جلوتر فکر کند، ممکن است به خوبی شکست بخورد.
چین مسیر رهبری را در سازگاری ترسیم میکند
آلیس سی. هیل، پژوهشگر ارشد در زمینه انرژی و محیط زیست در شورای روابط خارجی (CFR) است.
وقتی صحبت از تغییرات اقلیمی به میان میآید، چین و ایالات متحده به دلیل وضعیت خود به عنوان بزرگترین و دومین تولیدکننده گازهای گلخانهای در جهان، توجه زیادی را جلب میکنند. هیچیک از این کشورها برنامههای به اندازه کافی قوی برای کاهش انتشار گازها به منظور دستیابی به هدف بلندپروازانه توافق پاریس مبنی بر محدود کردن گرمایش به ۱.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیش از صنعتی شدن ندارند. با این حال، در زمینه آمادهسازی برای تأثیرات تغییرات اقلیمی، این دو کشور به شدت از یکدیگر فاصله دارند.
ایالات متحده و چین هر دو در برابر شرایط جوی شدید که به دلیل تغییرات اقلیمی بدتر شدهاند، آسیبپذیر هستند. برای سه دهه بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۲، چین در میان تمام کشورها از نظر تأثیرات اقتصادی و انسانی ناشی از افزایش فراوانی و شدت شرایط جوی شدید، در رتبه دوم قرار داشت، طبق تحلیلی از سازمان غیردولتی آلمانی Germanwatch. این تحلیل همچنین نشان داد که ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ هفتمین کشور آسیبپذیر بود. وزارت مدیریت اضطراری چین تخمین زده است که تنها در سال ۲۰۲۵، خسارات مستقیم چین از بلایای طبیعی به بیش از ۳۰ میلیارد دلار رسید که سیلابها بیشترین آسیب را به همراه داشتند. در همان سال، ایالات متحده ۱۱۵ میلیارد دلار خسارت مستقیم متحمل شد که بخش عمدهای از آن ناشی از آتشسوزیهای کالیفرنیا بود، طبق گزارش Climate Central، یک سازمان خبری غیرانتفاعی.
برای کاهش خسارات رو به رشد، چین به سازگاری با تغییرات اقلیمی روی آورده است. در استراتژی ملی سازگاری با اقلیم ۲۰۳۵ که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، چین خواستار ایجاد یک “جامعه سازگار با اقلیم” شد. با توجه به این آرمان، برنامه پنجساله پانزدهم چین به دنبال تقویت چارچوب سازگاری کشور با تأکید بیشتر بر رویدادهای جوی شدید است. در یک گزارش پیشنویس اخیر درباره کار دولت [PDF]، چین متعهد شد که تلاشها برای تقویت “زنجیرههای ضعیف در پیشگیری از سیلاب، تخلیه و پاسخ به بلایا” در شمال چین را تسریع کند. همچنین حمایت از بیمه بلایا و بهبود سیستمهای هشدار اولیه—عناصر حیاتی برای پاسخ به بلایای ناشی از تغییرات اقلیمی—را اعلام کرد.
تمرکز چین بر کاهش ریسک از نظر اقتصادی منطقی است. تحلیلهای هزینه-فایده برای سرمایهگذاری در کاهش ریسک و آمادگی، تخمین میزنند که هر ۱ دلار سرمایهگذاری در پاسخ به بلایا و بازسازی میتواند ۴ دلار یا بیشتر صرفهجویی کند. اتاق بازرگانی ایالات متحده تخمین میزند که در ایالات متحده، آمادگی پیش از بلایا میتواند نسبت ۱ به ۱۳ را به همراه داشته باشد.
با وجود توجیه اقتصادی برای سازگاری، ایالات متحده تلاشها برای توسعه یک استراتژی ملی سازگاری را رها کرده است. رئیسجمهور ترامپ در دوره دوم خود تغییرات اقلیمی را به عنوان “حقه” و “کلاهبرداری” رد کرده است. دولت او وبسایتهای فدرال را که به خطرات اقلیمی میپرداختند، پاکسازی کرده و تلاش کرده است برنامههای اعطای کمک مالی که به تلاشهای سازگاری در سطح ملی کمک میکردند، پایان دهد. استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ دولت ترامپ حتی فراتر رفت و بهطور صریح تغییرات اقلیمی را به عنوان یک نگرانی رد کرده و آن را یک ایدئولوژی “فاجعهبار” نامید. اگرچه برخی ایالتها برنامههای سازگاری اقلیمی خود را اتخاذ کردهاند، اما بخشهای وسیعی از کشور، از جمله مناطق سختزدهای مانند میسیسیپی، کارولینای جنوبی، تنسی و تگزاس، هیچ برنامهای در این زمینه ندارند.
سیاستهای متفاوت دو ابرقدرت غیرقابل انکار است. چین به طور جدی خطرات ناشی از تغییرات اقلیمی را در نظر میگیرد. در عین حال، دولت فدرال ایالات متحده تصمیم گرفته است که به آسیبهای اقلیمی که به سمت آن در حال حرکت است، بیتوجهی کند.
رهبری اقلیمی با ویژگیهای چینی
لینزی آیویرسن معاون مدیر ابتکار واقعگرایی اقلیمی در CFR است.
برای حامیان اقلیم که به دنبال اخبار خوب هستند، برنامه پنجساله جدید چین یک بوفه سالم ارائه میدهد. این برنامه خواستار گسترش “سیستم انرژی جدید” چین است که در حال حاضر در سطح جهانی پیشرو است و شامل افزودن جدید به تولید انرژی خورشیدی، بادی، هیدروالکتریک و هستهای و همچنین یک شبکه برق به شدت گسترشیافته برای تعادل عرضه و تقاضا در مقیاس ملی میباشد. این برنامه همچنین نشان میدهد که فناوریهای انرژی مرزی همچنان یک اولویت استراتژیک خواهند بود و هستهای و هیدروژن را به عنوان “حوزههای کلیدی که توسعه آینده را هدایت خواهند کرد” در کنار اولویتهای آشنا مانند محاسبات کوانتومی و علوم زیستی برجسته میکند.
البته، این خبر به طور یکسان خوب نیست. این برنامه روش حسابداری چین برای تعهدات انتشار گازهای گلخانهای را رقیق میکند و آن را آسانتر میسازد و از بیانیههای قبلی رهبری درباره کاهش مصرف زغالسنگ، یک سوخت فسیلی بسیار آلودهکننده که هنوز بیش از 60 درصد از تأمین انرژی آن را تشکیل میدهد، عقبنشینی میکند. با این حال، موفقیتهای غیرقابل انکار چین در نوآوری انرژی باعث شده است که بسیاری از ناظران اقلیمی آن را به عنوان رهبر جهانی در سیاستگذاری اقلیمی جشن بگیرند، به ویژه در حالی که ایالات متحده به کاهش تعهدات خود ادامه میدهد. به عنوان مثال، لی شوا، مدیر مرکز اقلیم چین در آسیا سوسایتی، در مصاحبهای با گاردین پیش از اجلاس اقلیمی سازمان ملل در سال 2025 گفت: “فقط یک بازیگر وجود دارد. ایالات متحده حتی در اتاق نیست.”
با این حال، برخی احتیاطها ضروری است.
در نهایت، هیچ تضمینی وجود ندارد که چین رهبری حاکمیت اقلیمی بینالمللی را به سمت یک توافق جهانی هماهنگ و بلندپروازانه هدایت کند. به عنوان مثال، در اجلاس اقلیمی سازمان ملل در سال گذشته در بلم، برزیل، چین در برابر فشارها برای تعهد به کاهش عمیقتر انتشار گازها مقاومت کرد و به طور موفقیتآمیزی در برابر تلاشها برای گنجاندن یک تعهد واضح به تدریج حذف استفاده از سوختهای فسیلی در بیانیه نهایی اجلاس ایستادگی کرد. همچنین تلاش کرد تا اطمینان حاصل کند که انتقاد ضمنی از مالیات تنظیم مرزی کربن اتحادیه اروپا در آن متن گنجانده شده است—این اولین بار بود که مسائل تجاری به این شکل گنجانده میشد و حرکتی بود که بیشتر با حفاظت از صنایع سنگین با کربن بالا خود همسو بود تا پیشبرد تجارت در کالاهای کمکربن.
به طور خلاصه، با وجود تسلط پکن بر فناوریهای انرژی پاک، این کشور از وزن خود در مذاکرات اقلیمی بینالمللی برای حفظ آزادی اقتصادی خود استفاده کرد—نه برای تشویق به کاهش سریعتر انتشار گازهای گلخانهای جهانی. این موضع با چارچوب کلی سیاست خارجی چین سازگار است که به شدت در برابر هرگونه تأثیر خارجی بر حوزه سیاست داخلی خود مقاومت میکند، بنابراین نباید تعجبآور باشد. اما این نشان میدهد که کسانی که امیدوارند چین رهبری اقدام جمعی اقلیمی را بر عهده بگیرد ممکن است ناامید شوند.

