چه چیزی توضیحدهنده عدم وجود شواهد مستند از پرتاب موشکها از یمن به سمت اسرائیل است؟
با توجه به اینکه محور مرکزی “محور مقاومت” تحت رهبری ایران در معرض تهدید یک کمپین مشترک آمریکایی-اسرائیلی علیه رژیم ایران قرار دارد، طبیعی است که این سوال مطرح شود که چرا ستاره در حال صعود این محور در یمن در حاشیه نشسته است. حوثیها، در نهایت، خود را به عنوان جنگجویانی بیباک و عمیقاً رادیکالیزه شده معرفی میکنند که به طور فعال به دنبال تقابل با ایالات متحده، اسرائیل و شرکای منطقهای خود هستند. اما بررسی دقیقتر دلایل ایدئولوژیک، استراتژیک و عملی روشنی را نشان میدهد که چرا حوثیها به دفاع از تهران نمیشتابند. در حالی که رویدادها میتوانند به گونهای پیش بروند که انگیزه حوثیها برای حمله افزایش یابد، اگر این کار را انجام دهند، منافع اصلی آنها نشان میدهد که احتمالاً این کار را به گونهای انجام میدهند که ضربات کمتری را در عوض متحمل شوند.
حوثیها یک سیستم اعتقادی محلی توسعه یافته دارند که از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران الهام گرفته است، اما به آن وابسته نیست. آنها در سال ۲۰۰۴ به یک گروه مسلح تبدیل شدند که عمدتاً به واسطه نارضایتیهای محلی و با الهام از پیشینه تاریخی یمن هدایت میشوند. تا جایی که محلی بر فراملی غلبه دارد، آرزوهای حوثیها بر معکوس کردن نظم اجتماعی ایجاد شده توسط انقلاب ۱۹۶۲ یمن متمرکز است، که در آن امام بدر برکنار شد و طبقه هاشمی (نوادگان پیامبر محمد) به حاشیه رانده شدند. با وجود تأکید عمومی حوثیها بر اینکه آنها نماینده ادامه جمهوری یمنی تأسیس شده در ۱۹۶۲ هستند، حس مشروعیت آنها برای حکومت بر یمن بیشتر بر اساس هزاره پیشین کنترل امامتی در شمال یمن است تا بر اساس ۴۷ سال گذشته حکومت تئوکراتیک در ایران.
این به معنای انکار این نیست که حوثیها تحت تأثیر عمیق و به شدت مسلح شده توسط ایرانیها قرار نگرفتهاند. شخصیتهای کلیدی در این جنبش در زمان شکلگیری سازمان سفرهای متعددی به ایران داشتند. خانوادههای بنیانگذار، از جمله الحوثیها، الحمراها و الحمزیها، قبل از اینکه در سال ۲۰۰۴ علیه دولت یمن سلاح به دست بگیرند، به ایران سفر کردند. برند رادیکال تفکر شیعه ضدغربی و فعال ایران به شکلگیری جهانبینی پارانوئید و افراطی بنیانگذار این جنبش، حسین الحوثی، کمک کرد که سخنرانیهای او به عنوان مبنای ایدئولوژیک گروه امروز عمل میکند. از زمان مرگ حسین در سال ۲۰۰۴، این روابط به طور قابل توجهی عمیقتر شده است. در دهه گذشته، تهران و شرکای محور آن به حوثیها آموزش و تسلیحات پیشرفته، از جمله موشکهای بالستیک، موشکهای ضدکشتی و پهپادهای دوربرد ارائه دادهاند.
اما حوثیها هرگز ایران را به عنوان مرکز ثقل، هاب فرماندهی و کنترل یا متحدی در یک پیمان دفاعی مشترک ندانستهاند. در عوض، آنها جمهوری اسلامی را به عنوان یک شریک ایدئولوژیک و نظامی مهم در حمایت از یک مؤلفه بهطور خاص یمنی از “مقاومت” پاناسلامی تلقی کردهاند. این رابطه نوعی تعهد را به همراه ندارد که حوثیها را مجبور کند برای نجات حامی خود، جان خود را به خطر بیندازند.
حتی اگر استدلال ایدئولوژیک برای مشارکت حوثیها قویتر بود، لحظه کنونی به ویژه برای حوثیها نامناسب است تا علیه یک ائتلاف قدرتمند تحت رهبری ایالات متحده سلاح به دست بگیرند. اقتصاد تحت کنترل حوثیها در شمال یمن به شدت تحت تأثیر طوفان کاملی از فشارها قرار گرفته است و جنبههای مشخصی از بحران وجود دارد که نمیتوان آنها را با ایدئولوژی یا سرکوب پوشش داد.
تخریب بنادر تحت کنترل حوثیها بهدست حملات اسرائیلی و آمریکایی، کاهش کمکهای خارجی بهدلیل نگرانی از انحراف، تحریمهای قوی از سوی واشنگتن، جابجایی نهادهای مالی کلیدی به مناطق تحت کنترل دولت و بهطور کلی محدودیتهایی که به نظر میرسد خزانه دولت، بانکها و جمعیت میتوانند مورد غارت قرار گیرند، همگی به بحران درآمدی قریبالوقوع برای رژیم کمک کردهاند که هیچ راهحل کتابدرسی برای آن در دسترس نیست. در حالی که حوثیها توانستهاند رژیم خود را با وجود پرداخت تنها بخشی از حقوق معوقه کارکنان بخش عمومی برای سالها، حفظ کنند، این امر تضمینی برای تداوم آن نیست. بحران رو به وخامت میتواند مردم یمن را به نقطه شکست برساند، باعث شود مزدوران رژیم از جنگیدن دست بکشند یا حتی به صفوف مخالفان بپیوندند، یا گروه را از مواد لازم برای تجدید تسلیحاتش محروم کند.
با توجه به اینکه حوثیها به تازگی شروع به بازسازی بنادر دریایی کردهاند که اقتصادشان به آن وابسته است، منطقی است که آنها عجلهای برای تحریک دور جدیدی از حملات که احتمالاً هدف آنها خواهد بود، نداشته باشند. و با وجود شهرتی که بهعنوان جستجوگران دائمی درگیری کسب کردهاند، حوثیها تاریخچهای مستند از پذیرش توقفهای استراتژیک دارند زمانی که از لحاظ نیروی نظامی عقبنشینی کرده و نیاز به زمان برای استراحت و تجدید قوا قبل از دور بعدی دارند. محاسبات استراتژیک گروه به شدت به سمت احتیاط متمایل است.
در سطح عملی، حوثیها احتمالاً تحت تأثیر حملات اخیر موفقیتآمیز آمریکایی و اسرائیلی که مقامات نظامی ارشد آنها را در زمستان و تابستان ۲۰۲۵ و بهتازگی رهبران ارشد ایرانی را در عملیات خشم حماسی/شیر غران به قتل رساندند، قرار گرفتهاند. در حالی که جنبش حوثیها به مرور زمان بیشتر نهادینه شده است، اما همچنان به شدت شخصیسازی شده و بر اساس روابط خانوادگی و تاریخ و روابط شخصی است. یک کمپین از نوعی که چندین لایه از رهبری ارشد حزبالله و ایران را حذف کرد، میتواند در دینامیکهای قدرت داخلی حوثیها هرج و مرج ایجاد کند. مدیریت چنین بحرانی در زمانی که گروه بهطور کلی از منابع مالی معمولی برای جذب مخالفان در یمن محروم است، بسیار دشوارتر خواهد بود.
در روزهای اخیر، رهبر حوثیها، عبدالملک الحوثی، بیانیهای غیرمتعهد صادر کرد که در آن گفت “انگشت ما روی ماشه است” و اگر شرایط ایجاب کند، به جنگ خواهند پیوست. اما این بیانیه مبهم نشاندهنده نیتهای آنها نیست و ممکن است بهمنظور بازدارندگی دشمنان از بهرهبرداری از ضعف محور باشد تا نشاندهنده نیت واقعی برای پیوستن به جنگ.
حتی پس از ورود حزبالله به جنگ، حوثیها به نظر میرسد که از دور با ایران ابراز همبستگی میکنند. این تفاوت کلیدی را نشان میدهد: مبارزه جمهوری اسلامی برای بقا برای حزبالله وجودی است، گروهی که از نظر عملی و ایدئولوژیک از تهران جداییناپذیر است. در مقابل، برای حوثیها، مداخله میتواند بقا پروژه آنها را به خطر بیندازد. در حالی که حوثیها به خاطر ترور خامنهای عزاداری کردند و از میراث او ستایش کردند، اما به او یا رژیمی که او به جا گذاشت، وابسته نیستند.
class=”MsoNormal”>با این حال، محاسبات حوثیها ممکن است تغییر کند. به عنوان مثال، در یک لحظه ناامیدی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میتواند به حوثیها مشوقهای عمدهای برای شرکت در درگیریها ارائه دهد که ممکن است به آنها فرصتی برای جلوگیری از بحران اقتصادی بدهد. در این صورت، یا اگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به طور مستقیمتر در حملات به ایران دخالت کنند، حوثیها ممکن است سعی کنند بین فعالیت و احتیاط تعادل برقرار کنند و به هدف ایجاد واکنشی محدود، به اهداف خلیجی حمله کنند (به جای اهداف آمریکایی یا اسرائیلی). صرفنظر از اینکه سیاست حوثیها در حال حاضر در کجا قرار دارد، این تهدید باید به دقت زیر نظر باشد، زیرا یکی از مزایای کلیدی که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به طور مداوم مورد بهرهبرداری قرار گرفته، غافلگیری بوده است.

