جنگ ایالات متحده و ایران باعث افزایش قیمت نفت شده و تابآوری انرژی اتحادیه اروپا را آزمایش میکند، با وجود وابستگی کم آن به خاورمیانه. برای مدیریت این تأثیر، سیاستگذاران اتحادیه اروپا باید مسیرهای حمل و نقل را تأمین کنند، از ذخایر استراتژیک استفاده کنند و تلاشهای خود را برای رهایی از چنگال مسکو دوچندان کنند.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران قیمت نفت را در این هفته به بالای ۱۱۹ دلار در هر بشکه رسانده است—قیمتی که از زمان جنگ تمامعیار روسیه علیه اوکراین در سال ۲۰۲۲ دیده نشده بود. بحرین، عراق، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل آسیب یا محدودیتهای لجستیکی که توانایی آنها را برای حمل نفت خام به بازارهای بینالمللی محدود میکند، تولید خود را کاهش دادهاند. این امر حدود ۶.۲ تا ۶.۹ میلیون بشکه در روز از عرضه منطقهای را از بازار حذف کرده است—حدود ۶ تا ۷ درصد از تولید جهانی نفت. ظرفیت محدود ذخیرهسازی نفت در منطقه و ذخایر نسبتاً کم نفت در ایالات متحده این مشکل را تشدید میکند.
اگرچه اتحادیه اروپا مقادیر قابل توجهی نفت و گاز از کشورهای خاورمیانه خریداری نمیکند، آسیبپذیری واقعی آن در شوکهای غیرمستقیم نهفته است: رقابت آسیایی برای جایگزینی عرضههای گمشده خلیج و نفوذ دوباره روسیه. این بحران، به دور از منحرف کردن تنوع منابع انرژی، از اتحادیه اروپا میخواهد که بر آن تأکید بیشتری داشته باشد.
وابستگی مستقیم کم
جنگ ایران تهدید مستقیمی برای تأمین سوختهای فسیلی اتحادیه اروپا ایجاد نمیکند. نفت و گاز ۹۰ درصد از واردات انرژی اتحادیه اروپا را تشکیل میدهند (بیش از نیمی از نیازهای انرژی بلوک را پوشش میدهند)، اما در سال ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا تنها ۳.۵ درصد از گاز خود را از قطر، بزرگترین صادرکننده گاز خاورمیانه، وارد کرد. نروژ بیشتر گاز خط لوله اتحادیه اروپا را تأمین میکند و آمریکا نزدیک به ۶۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) را تأمین میکند.
وضعیت برای نفت خام نیز مشابه است. در سال ۲۰۲۵، کشورهای اتحادیه اروپا تنها ۶ درصد از نفت خام خود را از خاورمیانه وارد کردند—حدود ۲۵.۲ میلیون تن.
هرگز آزاد نیست
علاوه بر خطرات مستقیم، خطرات غیرمستقیم تأثیر بیشتری دارند. نوسانات در بازارهای جهانی اتحادیه اروپا را از طریق قیمتهای بالاتر و رقابت آسیایی برای تأمین کالا تحت فشار قرار میدهد. منطقه خاورمیانه نقش مهمی در تأمین نفت و گاز برای کشورهای آسیایی ایفا میکند؛ حدود ۶۰ درصد از نفت خام خاورمیانه به آسیا میرود و بیش از ۸۰ درصد از LNG قطری به خریداران آسیایی ارسال میشود.
محدودیتها یا تعلیق صادرات خلیج فارس کشورهای آسیایی را مجبور به جستجوی جایگزینها میکند و آنها را در برابر مصرفکنندگان اروپایی قرار میدهد و قیمتهای انرژی را افزایش میدهد. قطر انرژی، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان LNG در جهان، هفته گذشته تولید و صادرات خود را متوقف کرد و وزیر انرژی قطر هشدار داد که ممکن است صادرات LNG از کشورهای خلیج به طور کامل متوقف شود، که میتواند بحران را نه تنها در آسیا بلکه در اتحادیه اروپا تشدید کند. قیمت گاز در اروپا در حال حاضر به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۳ رسیده است، هرچند که هنوز به اوجهای سال ۲۰۲۲ نزدیک نیست.
این بحران در حال تشدید ممکن است در برخی از پایتختهای اروپایی درخواستهایی برای توقف تلاشهای اتحادیه اروپا برای پایان دادن به واردات سوختهای فسیلی از روسیه را احیا کند. اتحادیه اروپا در نهایت در ژانویه قانونی را تصویب کرد که واردات LNG روسیه را از ژانویه ۲۰۲۷ و گاز خط لوله را تا پاییز ۲۰۲۷ ممنوع میکند؛ پیشنهاد ممنوعیت نفتی نیز قرار است در آوریل ارائه شود. رهبران روسیه نیز در هفته گذشته تهدید کردهاند که ممکن است عرضه گاز به اتحادیه اروپا را قبل از مهلت بلوک برای پایان دادن به واردات روسی کاهش دهند. روسیه ممکن است در ماههای آینده تصمیم به کاهش یا تعلیق عرضه LNG به اروپا بگیرد که میتواند فشار انرژی را بیشتر کند.
در دستان اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا راهحلهای سریع کمی دارد، اما چند اقدام وجود دارد که میتواند انجام دهد. این اتحادیه باید از اقداماتی برای محدود کردن عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل و ابتکاراتی برای بازگرداندن عبور ایمن صادرات سوختهای فسیلی از طریق تنگه هرمز حمایت کند. تلاشهای دیپلماتیک باید نه تنها به سمت ایالات متحده، بلکه به سمت هند، چین و کشورهای خاورمیانه نیز معطوف شود، که وابستگی بیشتر آنها به سوختهای فسیلی از این منطقه آنها را به اقدام وادار خواهد کرد، چه برای پایان دادن به درگیری و چه برای کاهش تأثیر قیمتهای بالا. یک اقدام فوری مهم مشاوره گروه هفت در مورد آزادسازی ذخایر نفتی است که میتواند افزایش قیمت جهانی ناشی از کمبودها را کند کند.
در عین حال، اتحادیه اروپا باید به برنامه خود برای کاهش واردات سوختهای فسیلی از روسیه پایبند باشد. کمیسیون اروپا باید از کشورهای عضو بخواهد که واردات گاز را به طور کامل متوقف کنند و به جدول زمانی برای ممنوعیت نفت روسی پایبند باشند. بحران کنونی نه تنها این مسیر را مختل نمیکند، بلکه استدلال برای کنار گذاشتن تأمینکنندگان غیرقابل اعتماد را تقویت میکند. ولادیمیر پوتین در حال حاضر سعی دارد مانع از پیشرفت اروپاییها در این زمینه شود، با تهدید به منحرف کردن باقیمانده عرضههای LNG از اروپا و وسوسه کردن اروپاییها با افزایش صادرات انرژی در صورت نشان دادن تمایل به از سرگیری همکاریهای بلندمدت.
در بلندمدت، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن باید به پیشرفت در انتقال از نفت و گاز ادامه دهند. و باید از درگیری ایران برای چارچوببندی انتقال انرژی به عنوان یک انتخاب عملی استفاده کنند: انتخابی که وابستگی به سوختهای فسیلی را کاهش میدهد و به تبع آن، هزینههای سیاسی و اقتصادی نوسانات بازار را نیز کاهش میدهد.

