کرملین انتظار دارد که نه تنها از افزایش قیمتهای کودهای شیمیایی سود ببرد بلکه انتقام سقوط توافق غلات ۲۰۲۳ را نیز بگیرد.
با وجود اظهارات مکرر رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مبنی بر اینکه پیروزی در ایران نزدیک است، هیچ نشانهای از پایان خصومتها در خلیج فارس وجود ندارد. برعکس، رویکردهای جدیدی برای محدود کردن ترافیک از طریق تنگه هرمز به تدریج در حال اجراست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شروع به صدور مجوزهای عبور پرداختی برای کشتیهای غیرهمسو با ایالات متحده یا اسرائیل کرده است و تعداد فزایندهای از کشورها میخواهند درباره “عبور ایمن کشتیهای خود” بحث کنند.
عواقب محدودیتهای عبور برای بازار نفت به وضوح مشخص و شناخته شده است. توجه کمتری به تأثیر آن بر بازار جهانی کودهای شیمیایی معطوف شده است. تغییرات در آنجا تدریجیتر خواهد بود، اما غیرقابل برگشت. قیمتهای مواد غذایی شش تا نه ماه طول میکشد تا به شوک عرضه در بازار کودهای شیمیایی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز واکنش نشان دهند. در همین حال، روسیه ممکن است از مزایای پایدارتر از پر کردن موقتی جیبهای خود با پترو دلارها بهرهمند شود.
تنگه هرمز مهمترین مسیر عبور نه تنها برای نفت بلکه همچنین برای کودهای شیمیایی است. کشورهای خلیج فارس حدود ۴۶ درصد از حمل و نقل اوره دریایی جهانی و حدود ۳۰ درصد از حمل و نقل آمونیاک را تشکیل میدهند. این ترکیبات نیتروژنی برای کشت مؤثر تقریباً هر محصول غذایی ضروری هستند. با این حال، حمل و نقل آنها از خلیج فارس تقریباً به طور کامل مختل شده است.
اختلالات در عبور دریایی از طریق تنگه هرمز قبلاً باعث افزایش شدید قیمتهای کودهای نیتروژنی و فسفری شده است. طبق گزارش پلتس، تا تاریخ ۱۹ مارس، قیمت آزاد (FOB) اوره گرانول خاورمیانه به ۶۰۴–۷۱۰ دلار در هر تن افزایش یافته است، که از ۴۳۶–۴۹۴ دلار قبل از شروع جنگ بیشتر شده است. اوره گرانول جنوب شرق آسیا در تاریخ ۱۹ مارس به ۷۵۰ دلار در هر تن رسید، که از ۴۹۰–۴۹۸ دلار در اواخر فوریه بیشتر است. در حالی که این قیمتها هنوز زیر رکوردهای بالای ۲۰۲۲ هستند، اما همچنان در حال افزایشاند.
علاوه بر این، بر خلاف نفت، ذخایر استراتژیک اوره وجود ندارد، هیچ خط لوله جایگزینی برای آمونیاک وجود ندارد و هیچ برنامهای برای اسکورت نظامی وجود ندارد. عربستان سعودی زیرساختهایی برای صادرات نفت با دور زدن تنگه هرمز ایجاد کرده است، اما هیچ راهحل مشابهی برای کودهای شیمیایی وجود ندارد.
فاصله بین اختلالات در عرضه کودهای شیمیایی و افزایش قیمتهای مواد غذایی به جای روزها، به فصلها اندازهگیری میشود. کشاورزی که در آغاز فصل کاشت به اوره دسترسی ندارد ممکن است از کود کمتری استفاده کند، به محصول دیگری تغییر دهد یا از کاشت صرفنظر کند. این تصمیم بر برداشت در سه تا شش ماه تأثیر میگذارد و برای تأثیر بر قیمتهای سوپرمارکتها زمان بیشتری نیاز دارد. امروز ما در ابتدای این چرخه هستیم.
برنامه جهانی غذا سازمان ملل تخمین میزند که تعداد افرادی که با ناامنی غذایی حاد مواجه هستند ممکن است به ۴۵ میلیون نفر افزایش یابد و به رکورد ۳۶۳ میلیون نفر برسد اگر جنگ در ایران تا نیمه ۲۰۲۶ پایان نیابد و قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند.
توزیع جغرافیایی این افزایش قابل پیشبینی و از نظر سیاسی مهم است: ۱۷.۷ میلیون نفر اضافی در شرق و جنوب آفریقا، ۱۰.۴ میلیون نفر در غرب و مرکز آفریقا و ۹.۱ میلیون نفر در آسیا. بسیاری در این مناطق خوشحال خواهند بود که نه تنها کودهای شیمیایی روسی را بخرند، بلکه همچنین روایت کرملین را که مسکو بهترین ضامن امنیت غذایی برای جنوب جهانی است، بپذیرند.
دینامیکهای مشابهی در سال ۲۰۲۲ اتفاق افتاد، زمانی که حمله تمامعیار روسیه به اوکراین نیز بازار کودهای شیمیایی را به شدت تحت تأثیر قرار داد. با این حال، در آن زمان، اختلالات در حمل و نقل دریای سیاه به طور همزمان قیمتهای غلات را افزایش داده بود که بخشی از هزینههای رو به افزایش کودهای شیمیایی برای کشاورزان را جبران میکرد.
امروز، قیمتهای غلات تنها کمی در حال افزایش است، زیرا ایران تولیدکننده بزرگ کشاورزی نیست. بنابراین، هزینههای بالاتر برای کشاورزان در آغاز فصل کاشت با ارزشهای بالاتر محصولات جبران نمیشود و عواقب آن برای بازار مواد غذایی بعداً بروز خواهد کرد و مدت بیشتری ادامه خواهد داشت.
بهمانند بازار نفت، روسیه یکی از اصلیترین بهرهبرداران از آشفتگی در بازار کودهای شیمیایی است. روسیه حدود ۲۳ درصد از صادرات آمونیاک جهانی، ۱۴ درصد از صادرات اوره جهانی و بههمراه بلاروس، ۴۰ درصد از صادرات پتاس جهانی را به خود اختصاص داده است. علاوه بر این، زیرساختهای صادراتی آن کاملاً مستقل از تنگه هرمز است. مسکو به آتشبس، اسکورت نظامی یا پیشرفت دیپلماتیک برای افزایش تحویلهای خود نیازی ندارد. آنچه که نیاز دارد، فقط سفارشات است و این سفارشات بهطور فزایندهای در حال افزایش است.
واردکنندگان در نیجریه و غنا در حال حاضر در حال پیشخرید کودهای روسی برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ هستند. این یک واکنش منطقی بازار به ناپدید شدن عرضههای رقیب است و هنگامی که این ارتباطات برقرار شود، به وابستگیای تبدیل خواهد شد که میتواند از هر آتشبس فراتر رود.
مسکو قبلاً از این تاکتیک استفاده کرده است. در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳، کرملین از ابتکار غلات دریای سیاه بهعنوان اهرم دیپلماتیک در آفریقا و خاورمیانه استفاده کرد و کشورهای واردکننده را به سمت مواضع دوستانهتر و رأیهای مربوطه در سازمان ملل بهعنوان پیششرط غیررسمی برای از سرگیری تحویلها سوق داد.
کودها بهعنوان اهرم حتی راحتتر هستند. آنها در غرب کمتر از گندم مورد توجه رسانهها قرار میگیرند و برای بخش کشاورزی حیاتیتر هستند. بوروکراتهای مسئول تأمین کود در اتیوپی و بنگلادش وقتی به اوره نیاز دارند، به درگیری اوکراین فکر نمیکنند. آنها با کرملین تماس میگیرند و کرملین پاسخ میدهد.
مسکو بهخوبی از این فرصتهای جدید آگاه است. در مصاحبهای در تاریخ ۱۸ مارس با کامرسانت، دستیار رئیسجمهور نیکولای پاتروشف گفت که جنگ ایالات متحده با ایران یک بحران موقتی نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است که باید از آن بهرهبرداری شود. بهگفته پاتروشف، عملیات ایالات متحده-اسرائیل یک “کاتالیزور برای توزیع مجدد بازار انرژی جهانی و اختلال در لجستیک دریایی” است و “عواقب انسانی و اقتصادی غیرقابل پیشبینی” دارد.
پاتروشف در این مصاحبه هیچ اشارهای به اوکراین نکرد. با این حال، او پیشنهاد داد که کاروانهای دریایی برای حفاظت از کشتیهای تجاری فراهم شود. در آگوست ۲۰۲۴، پاتروشف بهعنوان رئیس هیئت دریایی جدید تأسیسشده روسیه منصوب شد. در همین حال، پسرش دیمیتری پاتروشف معاون نخستوزیر در امور کشاورزی و تولید کود است.
بسته شدن تنگه هرمز یک زنجیره واکنش از سه شوک متوالی در بخش کشاورزی را بهوجود میآورد. اولین شوک—افزایش قیمت کودها—در حال حاضر در حال وقوع است. حتی کشاورزان در کشورهای توسعهیافته نیز این افزایش را احساس میکنند، هرچند به دلیل موجودیهای موجود و دسترسی به تأمین مالی، این احساس کمتر است.
دومین شوک—کاهش عملکرد محصولات بهدلیل قیمتهای بالای کود—در پاییز رخ خواهد داد. تأثیر آن نابرابر خواهد بود: تولیدکنندگان کشاورزی در ایالات متحده و اتحادیه اروپا راحتتر میتوانند تأمینکنندگان خود را متنوع کنند تا تولیدکنندگان در بسیاری از کشورهای آفریقا و آسیا.
سومین شوک—تورم غذایی—در سال ۲۰۲۷ دنبال خواهد شد. غذا کالایی است که دارای کشش قیمتی بسیار پایینی است، بهویژه در کشورهای فقیر. یک شوک عرضه تقریباً بهطور کامل به افزایش قیمتها تبدیل میشود و نه کاهش مصرف، و کاهش مصرف خود یک فاجعه است: در کشورهای فقیر، کاهش مصرف به معنای قحطی است و نه فقط تغییر در ترکیب سبد مصرفکننده.
برای روسیه، هر یک از این سه شوک بهنحوی مهم است. مسکو در سال ۲۰۲۵ محدودیتهای صادراتی بر کودها وضع کرد تا بازار داخلی را تثبیت کند. افزایش سریع صادرات نیازمند تصمیمات دولتی مربوطه است و ممکن است با محدودیتهای زیرساختی در بنادر مواجه شود.
تاریخی، روسیه بزرگترین صادرکننده آمونیاک بدون آب در جهان بود؛ با این حال، خط لوله آمونیاک توگلیاتی–اودسا به دلیل جنگ در اوکراین در حال حاضر فعالیت نمیکند. یک ترمینال جدید در شبهجزیره تامان قرار بود به طور جزئی این مشکل را حل کند، اما جزئیات ظرفیت کامل آن هنوز نامشخص است. با این حال، کرملین قبلاً اعلام کرده است که “روسیه یکی از معدود کشورهایی است که میتواند تأمین بازار در حال رشد را تضمین کند.”
در درازمدت، کرملین از آشفتگی در خلیج فارس نه تنها منافع مالی بلکه منافع ژئوپلیتیکی نیز خواهد برد. درآمدهای اضافی نفتی محتمل است، اما ممکن است به پایان برسد. در عین حال، افزایش قیمتها در کودها و غذا پیروزی از نوع دیگری است. روسیه تنها از افزایش قیمتها سود نخواهد برد؛ بلکه این فرصت را خواهد داشت که قدرت بازار خود را به نفوذ سیاسی تبدیل کند و بر کشورهایی که بیطرفی آنها برای غرب حیاتی است، نفوذ پیدا کند.
جنگ در ایران احتمالاً قبل از آنکه بیشتر مردم ارتباط آن را با افزایش قیمت غذا در سال ۲۰۲۷ ببینند، به پایان خواهد رسید. تا آن زمان، روسیه قادر خواهد بود خود را به عنوان تأمینکنندهای ضروری معرفی کند که جهان را از قحطی نجات داده است. کرملین این برداشت را نکاشت، اما احتمالاً آن را درو خواهد کرد.

