نظرسنجیهای بینالمللی اخیر نشاندهنده کاهش چشمگیر اعتماد به مراکز قدرت سنتی غرب است. در حالی که اتحادهای سنتی دچار خستگی عمیق شدهاند، رهبری جهانی آمریکا به یک رقابت آشکار تبدیل شده است که در آن فرضیات قبلی دیگر معتبر نیستند. واشنگتن دیگر نمیتواند بر تسلط خود اطمینان داشته باشد و این امر فرصتی نادر برای قدرتهای جایگزین ایجاد میکند تا از طریق تعامل دیپلماتیک مستمر، رهبری جهانی آمریکا را به دست آورند.
شکاف در اعتماد به رهبری جهانی آمریکا
یک جمله در یک گزارش خبری اخیر توجه من را جلب کرد. در استرالیا، “سطوح اعتماد به هر یک از آمریکا یا چین برای ‘عمل کردن به طور مسئولانه’ در جهان اکنون تقریباً برابر است”.
این ارقام از یک نظرسنجی سالانه که توسط مؤسسه لویی در سیدنی انجام شده است، به دست آمده است. این نظرسنجی امسال همچنین نشان داد که ۶۱ درصد از استرالیاییها چین را بیشتر به عنوان یک شریک اقتصادی نسبت به یک تهدید امنیتی میبینند – که این یک افزایش ۱۱ امتیازی نسبت به سال گذشته است.
از یک جنبه، این موضوع شگفتانگیز به نظر میرسد. تنها چند سال پیش، روابط بین دو کشور در وضعیت یخزدهای بود، به طوری که پکن تعرفهها و ممنوعیتهای تنبیهی بر روی طیف وسیعی از کالاها از استرالیا، از جمله گوشت گاو، جو، شراب، زغالسنگ، چوب، پنبه و لابسترها، به دلیل اختلاف بر سر منشأ ویروس کووید-۱۹ وضع کرد.
اما این تغییر با یک الگوی وسیعتر همخوانی دارد.
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ و رئیسجمهور چین، شی جینپینگ در ژونگنانهای، مقر حزب کمونیست حاکم، در پکن ملاقات میکنند. گتی ایماژ
چرا تغییراتی در رهبری جهانی آمریکا رخ میدهد
در ماه مارس، یک نظرسنجی از سوی Politico نشان داد که در آلمان، فرانسه، بریتانیا و کانادا – همه متحدان آمریکا، مانند استرالیا – اکثریت قابل توجهی گفتند که بهتر است به چین نسبت به آمریکا تحت رهبری دونالد ترامپ تکیه کنند. در ماه آوریل، مؤسسه نظرسنجی گالوپ نتایج نظرسنجیهایی را که در ۱۳۰ کشور در طول سال گذشته – قبل از آغاز جنگ ایران – انجام داده بود، منتشر کرد و دریافت که در حالی که ۳۶ درصد از رهبری چین حمایت کردند، تنها ۳۱ درصد از رهبری آمریکا حمایت کردند.
برای انصاف، هیچ یک از این ارقام بسیار بالا نیستند، اما همانطور که این شرکت اشاره کرد: “مزیت پنج درصدی چین نسبت به ایالات متحده، وسیعترین مزیتی است که گالوپ در تقریباً ۲۰ سال گذشته به نفع چین ثبت کرده است.” و کشورهایی که چین بالاترین نرخهای تأیید خالص را داشت، تنها دوستان نزدیک و شرکای تجاری مانند روسیه و پاکستان نبودند: دولتی که دومین بالاترین تأیید خالص را داشت، سنگاپور بود که کتابخانه کنگره آن را به عنوان “یک شریک ثابتقدم ایالات متحده در همکاریهای تجاری و امنیتی و … یک حامی نقش قوی ایالات متحده در منطقه هند-پاسیفیک” ستایش کرده است.
این تنها ناشی از این نیست که ایالات متحده به نظر میرسد تحت رهبری آقای ترامپ به طور غیرقابل پیشبینی و نامنظم عمل میکند. رهبری عالی چین پایدار بوده و رئیسجمهور شی جینپینگ مدتهاست بر لزوم پایبندی به قوانین بینالمللی تأکید کرده است.
جستجوی رهبری جهانی جدید آمریکا
البته، برخی کشورها با پکن اختلافات جدی دارند، به ویژه فیلیپین در مورد دریای چین جنوبی، جایی که اختلافات بر سر مالکیت صخرهها و جزایر به رویاروییها منجر شده است. اما بسیاری از کشورها چین را به عنوان یک شریک مفید و قابل اعتماد میبینند؛ در واقع، در جهان در حال توسعه، این کشور اغلب شریک ضروری در پیشبرد پروژههای زیرساختی مورد نیاز است.
اکنون درخواستهای فزایندهای برای مشارکت بیشتر چین در دیپلماسی بینالمللی وجود دارد.
پکن به خاطر میانجیگری در نزدیکی روابط عربستان سعودی و ایران در سال ۲۰۲۳ و همچنین به خاطر نقش اخیرش در حمایت پنهانی از فرآیندی که به توافقنامه چارچوب ایالات متحده و ایران منجر شد، مورد تحسین قرار گرفت (هرچند به نظر میرسد این توافق در خطر لغو شدن است). همین هفته، نروژ از چین خواسته است تا از نفوذ خود برای کمک به برقراری مذاکرات و آتشبس در اوکراین استفاده کند.
مدتهاست که از دوستانم در حوزه صلحسازی و میانجیگری میشنوم که امیدوارند چین بتواند نقش بزرگتری در کمک به ایجاد توافقات جدید و پایدارتر در خاورمیانه ایفا کند و لزوم مشارکت آن در ایجاد سازوکارهای جدید بینالمللی برای حل اختلافات دریایی را تأکید میکنند.
رهبری جهانی آمریکا نیازمند ثبات است
ممکن است چندین دلیل برای تردید در پکن وجود داشته باشد. چین هنوز با اتهامات تند و تیز مواجه است که میگوید در تلاش است نظام حکومتی خود را بر کشورهای دیگر تحمیل کند، هرچند که این کلیشه خستهکننده به نظر نمیرسد که از هیچ مدرکی حمایت شود. وقتی، همانطور که اخیراً اتفاق افتاد، یک موشک جدید را در اقیانوس آرام آزمایش میکند – که ایالات متحده به طور منظم این کار را انجام میدهد – متحدان آمریکایی دچار نگرانی میشوند و “نگرانی” خود را ابراز میکنند.
پکن نمیخواهد در موقعیتهایی گرفتار شود که پتانسیل عواقب نظامی را دارند، به همین دلیل ممکن است نخواهد ضامن یک توافق صلح جدید در خاورمیانه باشد. هنوز هم نشانهای از گفتهای که به رهبر فقید چین، دنگ شیائوپینگ نسبت داده میشود وجود دارد: “قدرت خود را پنهان کن، زمان خود را بگذران.”
در واقع، چین در چند سال گذشته در کارهای میانجیگری زیادی درگیر بوده است – شما ممکن است درباره آن نشنیده باشید – از میانجیگری توافقهای موقتی بین ارتش و گروههای شورشی در شمال میانمار، تا برگزاری نشستی در دسامبر گذشته برای تلاش به منظور تحکیم آتشبس بین تایلند و کامبوج، و میزبانی مذاکرات با نمایندگان پاکستانی و افغان در اورومچی در آوریل گذشته برای بررسی راهحلی برای درگیری که در اکتبر گذشته آغاز شد.

چگونه رهبری جهانی آمریکا عمل میکند
این جلسات ممکن است توجه زیادی را جلب نکرده باشند، اما یک تحلیل اخیر از مؤسسه کشورهای عرب خلیج در واشنگتن بیان کرد که پکن در “تسهیل توافقی” برتر است، جایی که “نیازی به اجبار برای آوردن یا نگهداشتن طرفها در میز مذاکره نیست” – که همچنین به عنوان “قدرت عدم استفاده از قدرت” توصیف شده است. با این حال، این تحلیل اضافه کرد: “پکن به استفاده از اجبار آشکار برای آوردن یا نگهداشتن طرفها در میز مذاکره زمانی که آنها نمیخواهند در آنجا باشند، اعتقادی ندارد” – و نتیجهگیری کرد که این “محدودیتهای پکن را نشان میدهد”.
این به نظر میرسد یک انتقاد باشد، اما من فکر میکنم اکثر مردم موافقند که ما میتوانیم با رفتارهای اجبارآمیز کمتری مواجه شویم و اینکه تقویت جهانی که از طریق توافق کار میکند، به جای قدرتهای نظامی که تصمیمات یکجانبه شتابزده میگیرند، بسیار مطلوب است.
چین به آرامی در حال افزایش نقش خود به عنوان یک میانجی است. میدانم که تنها نیستم در این باور که این یک مورد است که پکن دیگر نیازی به “گذران زمان” ندارد. در دیپلماسی بینالمللی یک خلأ اعتماد وجود دارد و فضایی برای یک بازیگر بزرگ برای پر کردن آن وجود دارد. چین، که تأکید آن بر صلح، ثبات و حقوق بینالملل به طور فزایندهای در سطح جهانی مورد تقدیر قرار میگیرد، نباید در این زمینه خجالت بکشد.

