بازارها و خزانهداری به خروج سریع قیمتگذاری میکنند. بدون یک پایان سیاسی معتبر، دونالد ترامپ نمیتواند یکی ارائه دهد.
هرچه که “توقف” دونالد ترامپ باشد، آتشبس نیست. حملات موشکی ایران روز سهشنبه به اسرائیل، کشورهای عربی خلیج فارس و شمال عراق هدف قرار گرفت، در حالی که جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی در سراسر ایران حمله کردند. آنچه که بیانیه آقای ترامپ انجام داد، محدود کردن اهداف ایالات متحده به استثنای نیروگاهها و زیرساختهای انرژی برای آرام کردن بازارهای نگران بود. اما درگیری ادامه دارد. با گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده در حال بررسی اعزام نیرو به زمین است، واشنگتن در حال جنگ است در حالی که به دنبال خروج میباشد – بدون یک موضع مذاکره معتبر یا متحد، در حالی که بنیامین نتانیاهو از اسرائیل به دنبال دستور کار خود است.
استراتژی آقای ترامپ، اگر استراتژی داشته باشد، ممکن است این باشد که اکنون بازارها را آرام کند – و یک حمله بزرگ تشدیدی را در طول آخر هفته زمانی که دفاتر معاملاتی بسته هستند، آغاز کند، به امید اینکه رژیم ایران را مجبور به شکست یا تسلیم کند. این بر این ایده استوار است که تهران شکننده است و تحت “شوک و وحشت” آمریکایی ترک خواهد خورد. قضاوت ضمنی سر کیر استارمر این است که ایران تسلیم نخواهد شد. این اختلاف نظر ممکن است کافی بوده باشد تا او را به خانه سگ آقای ترامپ بفرستد. بریتانیا باید از ماجراجوییهای ایالات متحده و اسرائیل دور بماند. محدودیت جنگ نه توانایی است – واشنگتن قدرت هوایی زیادی دارد و ایران اهداف زیادی را ارائه میدهد. اما هیچ چیزی بدون یک هدف سیاسی قابل دستیابی حل نخواهد شد.
نخستوزیر بریتانیا این هفته به نمایندگان پارلمان گفت که فرض کردن پایان سریع جنگ “راحتی کاذب” است. سر کیر به چیزی پی برده است. این ممکن است یک درگیری طولانیمدت باشد، با این احتمال که تنگه هرمز به زودی دوباره باز نشود و خطرات اقتصادی در حال حاضر شکل گرفتهاند. رشد فعالیتهای تجاری در بریتانیا کند شده است، هزینههای ورودی تولیدکنندگان بیشترین افزایش خود از سال 1992 را تجربه کرده و وامهای مسکن در حال گرانتر شدن هستند زیرا جنگ به نگرانیهای انرژی و تورم دامن میزند. وزیران در حال تهیه برنامههای اضطراری هستند – مانند کاهش محدودیتهای سرعت – برای کاهش مصرف سوخت.
با توجه به دیدگاههای سر کیر، عجیب به نظر میرسد که صدراعظم او طوری صحبت میکند که گویی هر شوکی قابل کنترل در چارچوبهای خودتحمیل شدهاش خواهد بود. ریچل ریوز حمایت عمومی جهانی از هر “ترامپفلاسیون” را رد کرده و اصرار دارد که کمکها در چارچوبهای مالی “آهنین” او باقی خواهد ماند. این یک قمار است در زمانی که حتی رئیس بانک انگلستان، اندرو بیلی، در جلسات بحران شرکت میکند – نشانهای واضح که دولت به خطر اقتصادی ممکن است سیستماتیک باشد، پی برده است. شاید خانم ریوز نمیخواهد رأیدهندگان را بترساند. یا شاید او فکر میکند که ذخایر استراتژیک انرژی جهانی قیمتها را تعدیل خواهد کرد. بازارها انتظارات را قیمتگذاری میکنند – بالاتر از همه، اینکه آقای ترامپ به سرعت از رویارویی با ایران عقبنشینی خواهد کرد. به وضوح، برخی از معاملهگران ممکن است این حرکات را بهتر از دیگران پیشبینی کنند – یا از اطلاعاتی که در حال نشت است، بهرهمند شوند.
اما بسیاری ممکن است با یک بیداری ناگهانی مواجه شوند اگر محدودیتهای فیزیکی نفت و گاز – جریانها مختل شده، محمولهها به دام افتاده و موجودیها خالی – تأثیر بگذارد. جیسون بوردوف از دانشگاه کلمبیا استدلال میکند که درس این بحران نه تنها استفاده کمتر از سوختهای فسیلی است، بلکه وابستگی کمتر به بازارهای انرژی جهانی به طور کلی است. این به معنای یک شوک موقتی نیست بلکه یک شوک ساختاری است – و ظهور یک سیستم استفاده از انرژی جهانی بیشتر تکهتکه شده. اروپا ممکن است به سمت سبز برود؛ آسیا ممکن است به زغالسنگ روی آورد. اگر اینگونه باشد، سوال برای خانم ریوز این نیست که آیا قوانین مالی او برای بازارها معتبر است، بلکه این است که آیا آنها با واقعیتی که اکنون در حال شکلگیری است، تماس زنده میمانند. بریتانیا نمیتواند انتقال انرژی پاک را به طور ارزان در دنیای ناپایدار با تأمین مختل شده و هزینههای بالاتر به دست آورد. سر کیر هشدار داده است که این درگیری ممکن است ادامه یابد. خزانهداری به گونهای رفتار میکند که گویی اینگونه نخواهد بود.

