دبیرکل سازمان ملل متحد باید در زمانی که بحرانها در هر سه رکن این نهاد: صلح و امنیت، توسعه و حقوق بشر وجود دارد، رهبری کند. نامزد رافائل گرسی به CFR میگوید چرا برای این لحظه مناسب است.
سازمان ملل نیاز به بازسازی و احیا دارد در حالی که با چالشهای فزایندهای در برابر مأموریت اصلی خود مواجه است. این چالشها شامل درگیریها در ایران و اوکراین، کاهش شدید کمکهای توسعهای از سوی کشورهای ثروتمند و بازگشت استبدادی به حقوق بشر است که در طول دههها به دست آمده است. فردی که مسئول رهبری این احیا خواهد بود، دبیرکل بعدی است که قرار است در پاییز امسال توسط مجمع عمومی سازمان ملل با تأیید شورای امنیت سازمان ملل انتخاب شود. این نامزد باید تأیید یا حداقل رضایت همه پنج عضو دائمی شورای امنیت را داشته باشد.
شورای روابط خارجی سری نامزدهای دبیرکل سازمان ملل را با برگزاری یک گفتگوی رسمی با یکی از چهار نامزد معرفی شده، رافائل گرسی، که در حال حاضر ریاست آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) را بر عهده دارد، آغاز کرده است. در اینجا نکات اصلی از گفتگوی او در تاریخ ۲۳ آوریل در CFR آمده است.
سازمان ملل به یک مدیر بحران مؤثر نیاز دارد. گرسی گفت که تجربیاتش در IAEA او را به خوبی برای نقش دبیرکل آماده کرده است، به ویژه در مدیریت وضعیتهای اضطراری پیچیده. او به تجربهاش در رهبری تیمهای IAEA در میدانی اشاره کرد. او به رهبری تیم IAEA که به نیروگاه هستهای زاپوریژیا رفت تا از وقوع یک حادثه هستهای در حین تعمیرات تأسیسات آسیبدیده جلوگیری کند، اشاره کرد. او به اوکراین اشغالی رفت و با رهبران روسی و اوکراینی مذاکره کرد، حتی اگر هر دو طرف نسبت به نیاز به یک طرف بیطرف تردید داشتند. او اشاره کرد که از زمان حمله تمامعیار روسیه در سال ۲۰۲۲ چندین بار به اوکراین رفته و در حالی که تحت آتش بود، از خطوط مقدم عبور کرده است. IAEA اولین سازمان بینالمللی بود که در طول آن جنگ در سرزمینهای اشغالی اوکراین فعالیت کرد.
گرسی توصیف کرد که چگونه استراتژی مذاکرهاش در زاپوریژیا را از تعیین مرزها به شناسایی اقدامات غیرمجاز تغییر داد. او گفت که مذاکرات توانستند پیشرفت کنند با روشن کردن اینکه طرفین نمیتوانند چه کارهایی انجام دهند: به یک نیروگاه هستهای شلیک نکنید و یک نیروگاه هستهای را نظامی نکنید. او هدفش این بود که یک مذاکرهکننده عملگرا باشد که از مجموعهای از ابزارهای دیپلماتیک استفاده کند. او بر نیاز به مشورت و توضیح تأکید کرد—اما هرگز نباید طرف مقابل را غافلگیر کند.
مشارکت ماهرانه با شورای امنیت ضروری است. با استناد به تجربه میدانی خود، گروسسی گفت که اگر او دبیرکل بود، منتظر نمیماند تا کشورهای عضو او را مأمور کنند؛ بلکه خود پیشقدم میشد تا از بروز درگیری جلوگیری کند. او همچنین تأکید کرد که دبیرکل باید به طور مداوم با شورای امنیت—قدرتمندترین نهاد سازمان ملل—در ارتباط باشد، حتی در مواجهه با مخالفتها و تناقضات. او از فقدان اجماع میان پنج عضو دائمی دارای حق وتو شورای امنیت (P5) در مورد اهمیت بنیادی عدم گسترش تسلیحات هستهای ابراز تأسف کرد. یک دهه پیش، P5 میتوانستند بر نیاز به محدود کردن برنامه هستهای کره شمالی توافق کنند. در آن دوران، شورای امنیت میتوانست چنین قطعنامهای را به اجماع تصویب کند. اکنون، حتی اگر آنها بتوانند به توافق برسند، فرآیند بیشتر “معاملهای” خواهد بود، او گفت. اعضا به صورت موردی رأیگیری خواهند کرد و نه اینکه یک اصل مشترک را تأیید کنند. اما او گفت که شورا هنوز نشاندهنده برخی از تواناییها برای اقدام در مورد ابتکارات بزرگ صلح است؛ او اشاره کرد که چین و روسیه از رأیگیری در مورد قطعنامه 2803 شورای امنیت که طرح صلحی برای غزه را تأیید میکرد، خودداری کردند و این اجازه را داد تا تصویب شود.
این یک لحظه با ریسک بالا برای سازمان ملل است. در این زمان پرآشوب، گروسسی معتقد است که دوره دبیرکل بعدی میتواند به اندازه دوره اول مهم باشد. کشورهای عضو و عموم مردم آنها به این سازمان اعتماد خود را از دست دادهاند. یک دبیرکل فعال میتواند اعتماد به نهادها را بازگرداند. به نظر گروسسی، دبیرکل “قدرت” ندارد؛ دبیرکل “اختیار” دارد. او با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه این کشور در مسکو و با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین در پکن دیدار کرده است. او معتقد است که این کشورها به طور کامل یک دبیرکل فعال سازمان ملل که اختیار دارد را رد نخواهند کرد. او در جمعبندی رویکرد خود گفت: “من در هر معنای کلمه یک واقعگرا هستم.” او مشاهده کرد که نقش دبیرکل “خدمت به صلح” است، اما این کار بیقدردانی و تنهایی است.
گروسسی مطمئن است که بحران مالی سازمان ملل میتواند با یک میانجی خوب که گفتوگوهایی با قدرتهای بزرگ داشته باشد و اعتماد و اطمینان آنها را بازگرداند، پایان یابد. او اشاره کرد که سازمان ملل همچنین برای ایالات متحده خوب است.
سرانجام، وقتی از او درباره نهادهای عملکردی درون سیستم سازمان ملل پرسیده شد، او اشاره کرد که سازمانهای بینالمللی که مسائل مشترک را حل میکنند و اهداف قابل تشخیصی دارند که تنها به صورت بینالمللی قابل حل هستند، به خوبی عمل میکنند. او سازمان بینالمللی هواپیمایی کشوری و اتحادیه بینالمللی مخابرات را به عنوان مثال ذکر کرد.

