رئیس CFR، مایکل فرومن، وضعیت جنگ ایران را با همکاران CFR خود، استیون کوک و ری تاکیه تحلیل میکند.
روز سهشنبه، رئیسجمهور دونالد ترامپ آتشبس ایالات متحده با ایران را بهطور نامحدود تمدید کرد و به اختلافات داخلی در این کشور اشاره کرد.
پس آخرین وضعیت چیست؟ در حال حاضر، مذاکرات صلح متوقف شده است زیرا همپوشانی کمی بین خواستههای ایالات متحده و ایران وجود دارد. ترافیک در تنگه هرمز به شدت متوقف شده است. ایران دو کشتی را نزدیک تنگه توقیف کرده است، در حالی که ایالات متحده به اجرای محاصره بنادر ایرانی ادامه میدهد و بیش از سی کشتی را به بازگشت هدایت میکند. تواناییهای نظامی ایران به طور قابل توجهی کاهش یافته است، با این حال، نیویورک تایمز برآورد میکند که ۴۰ درصد از زرادخانه پهپادهای پیش از جنگ و حدود ۶۰ درصد از تواناییهای پرتاب موشک آن هنوز سالم است. نیازی به گفتن نیست، این مقدار برای ادامه ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی در صورت انتخاب ایران کافی است.
من با همکاران CFR خود، استیون کوک، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه و آفریقا، و ری تاکیه، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه، نشستی داشتم تا درباره وضعیت جنگ، مذاکرات و دینامیکهای سیاسی در ایران گفتوگو کنیم.
مایکل فرومن: بیایید با تمدید آتشبس شروع کنیم. پس از تعیین مهلتهای مختلف، اکنون بهطور نامحدود تمدید شده است. آیا ترامپ نخستین کسی بود که عقبنشینی کرد؟ پیامدهای این تمدید برای هر نوع توافقسازی آینده و صلح بلندمدت چیست؟
استیون کوک: هم رئیسجمهور ترامپ و هم رهبری ایران فکر میکنند که در حال پیروزی هستند، بنابراین ما در تنگه به بنبست رسیدهایم. ترامپ نمیخواهد محاصره را تا زمانی که ایران به مجموعهای از شرایط خاص توافق نکند، لغو کند؛ ایرانیها هم موافقت نمیکنند. به وضوح، رئیسجمهور نمیخواست به خصومتها بازگردد، بنابراین تمدید آتشبس را اعطا کرد و گفت که منتظر پیشنهادی از ایرانیها است. بنابراین بله، او عقبنشینی کرد. سوال این است که آیا محاصره به اندازهای فشار به ایرانیها وارد خواهد کرد که آنها را مجبور به انعطافپذیری بیشتری کند. من نسبت به این موضوع بدبین هستم زیرا آنها سختگیر هستند و تا کنون حاضر به تسلیم در میدان نبرد یا میز مذاکره نبودهاند.
فرومن: ایران از شرکت در آخرین دور مذاکرات صلح خودداری کرد. ترامپ تمدید آتشبس را به رهبری شکسته رژیم نسبت داد. شما چگونه تقسیمات بین رهبری غیرنظامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) را ارزیابی میکنید؟
ری تاکیه: امروز، رژیم فاقد یک رهبر عالیقدر قاطع است که بتواند اجماعی بر سیستم تحمیل کند. تا جایی که میتوانیم تعیین کنیم، کشور از طریق نوعی ائتلاف اداره میشود. در زمان جنگ، غیرمعمول نیست که رهبری نظامی در هر گونه چنین مذاکراتی صدای قویتری داشته باشد. نسبت به مذاکرات درجهای از بدبینی وجود دارد زیرا دورهای قبلی مذاکرات به دلیل بمبگذاریها مختل شده است.
COOK: من مدتهاست که به استدلال «میانهروها در برابر تندروها» درباره رهبری ایران شک دارم. شما تندروها را دارید و سپس افرادی که سعی میکنند این تندروی را به رهبران غربی بفروشند و لبههای خشنتر رویکرد ایران به یک موضوع را نرم کنند. شایعات مختلفی درباره شکاف بین احمد وحیدی که رهبری سپاه پاسداران را بر عهده دارد و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که در اسلامآباد مذاکره کرده، وجود دارد. اگر این موضوع درست باشد، من فکر نمیکنم که خیلی مهم باشد. ایرانیها هنوز دلیلی برای کاهش خواستههای حداکثری خود ندارند.
FROMAN: من قبلاً به این موضوع اشاره کردهام، اما ایران میتواند یکی از دو درس را بگیرد. ممکن است اکنون بیشتر از هر زمان دیگری احساس کند که به یک سلاح هستهای نیاز دارد، یا ممکن است نتیجهگیری کند که تسلیح جغرافیای خود—تنگه هرمز—کافی است، حداقل به عنوان یک بازدارنده برای بمبارانهای بیشتر توسط ایالات متحده. شما کدام یک را محتملتر میدانید؟ آیا ایران پس از استفاده از این منبع جایگزین فشار، موافقت خواهد کرد که از آرزوهای هستهای خود دست بردارد؟
TAKEYH: هیچ شکی نیست که استفاده از تنگه برای تحمیل هزینهها بر جامعه بینالمللی و همچنین استخراج درآمدها به عنوان عوارض بر کشتیها به محاسبات استراتژیک ایران وارد شده است. با توجه به دشواری بازسازی برنامه هستهای، حتی اولویت بیشتری پیدا کرده است. اما این به این معنا نیست که پروژه سی و پنج ساله رسیدن به حداقل وضعیت یک کشور آستانه رها شده است.
COOK: ایرانیها احتمالاً هر دو کار را انجام خواهند داد. تنگه هرمز اکنون یک نقطه فشار است که از آن ممکن است پول درآورند و به برنامه هستهای خود اختصاص دهند. و بر خلاف یک سلاح هستهای، تنگه میتواند بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرد. در عین حال، درسی از کره شمالی وجود دارد. اگر ایرانیها سلاحی داشتند، احتمالاً عملیات اپیک فیوری انجام نمیشد. همچنین، بدون بمب، ایالات متحده ممکن است در آینده سعی کند کنترل ایران یا کنترل جزئی آن بر تنگه را تضعیف کند.
FROMAN: هدف دولت ترامپ بازگشایی تنگه است، که قبل از جنگ باز بود. گزارشها حاکی از آن است که ایران اولین هزینه خود را از عوارض دریافت کرده است. آیا باید انتظار داشته باشیم که ایران در آینده به تسلیح نقطه تنگه خود ادامه دهد؟
COOK: ایران به تسلیح نقطه تنگه تا جایی که بتواند ادامه خواهد داد. کشورهای حاشیه خلیج فارس سعی خواهند کرد از مسیرهای جایگزین از طریق خطوط لوله استفاده کنند و تلاش کنند زیرساختهایی در اطراف تنگه بسازند تا منابع انرژی را به بازار برسانند. با این حال، آن زیرساختها در برابر حمله ایران آسیبپذیر خواهد بود.
FROMAN: سطح حمل و نقل در تنگه باب المندب تنها نصف آنچه قبل از 7 اکتبر 2023 بود، است. آیا حمل و نقل در تنگه هرمز هرگز به سطوح قبل از جنگ بازخواهد گشت؟
TAKEYH: به نظر من، تنها راهی که میتوان waterways را به وضعیت قبلی خود بازگرداند، تمرکز داراییهای دریایی آمریکایی برای یک دوره نامحدود است.
COOK: باب المندب موضوعی مرتبط، اما عمدتاً جداگانه است. متحد ایران، حوثیها، در دریای سرخ بین نوامبر ۲۰۲۳ و آتشبس در غزه به کشتیرانی حمله کردند. از آغاز جنگ، آنها بیست و هشت موشک بالستیک و تعداد زیادی پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کردهاند، اما هیچ اقداماتی برای بستن “باب” انجام ندادهاند. حوثیها با حزبالله متفاوت هستند، که به طور فزایندهای به بازوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبدیل شده است. حوثیها خودمختاری بیشتری دارند. آنها میتوانند این آبراه را ببندند، اما بر اساس محاسبات خود از منافع، نه به دستور تهران.
FROMAN: وقتی جنگ در ابتدا آغاز شد، اشاره کردم که تعداد کمی از کشورها برای رژیم و آیتاللهها اشک خواهند ریخت، اما این جنگ در نهایت بر اساس این قضاوت خواهد شد که آیا به منطقهای پایدار و صلحآمیز منجر میشود یا به هرج و مرج و درگیری. در حال حاضر، جنگ چگونه در منطقه طنینانداز است؟ آیا این موضوع کشورهای خلیج را به ایالات متحده نزدیکتر میکند یا آنها را دورتر میسازد؟
COOK: برخی از کشورهای خلیج به رئیسجمهور توصیه کردند که به طور زودهنگام به خصومتها پایان ندهد، زیرا آنها نگران هستند که ایران که بر تنگه هرمز تسلط دارد و توانایی شلیک موشکها و پهپادها به سمت آنها را حفظ میکند، منجر به بیثباتی مزمن شود که مدل توسعه آنها را تضعیف خواهد کرد. ما شاهد تکهتکه شدن در خلیج هستیم. اماراتیها گفتهاند که به ایالات متحده و دیگران نزدیکتر خواهند شد، که شامل سعودیها نمیشود. سعودیها، قطریها، ترکها، مصریها و پاکستانیها (که قدرتی در خاورمیانه نیست) به همگرایی منافع دست یافتهاند که ممکن است پس از پایان جنگ آن را رسمی کنند.
TAKEYH: به نظر من، این ایده که کشورهای خلیج اکنون تمایل دارند به ایالات متحده نزدیکتر شوند با توجه به رفتار ایران، اغراقآمیز است. آسیبپذیریهای شیخنشینهای خلیج تشدید شده و نحوه برخورد آنها با هر وضعیت پس از جنگ احتمالاً این خواهد بود که دوباره سعی کنند روابط خود را با ایالات متحده و ایران متعادل کنند. به طور تاریخی، آنها از همسایگان شمالی خود احتیاط کردهاند، اما همچنین مراقب بودهاند که آنها را بیش از حد تحریک نکنند. در ارزیابی آنها، آمریکا غیرقابل اعتماد و ایران سرکش است. این باعث میشود که من باور داشته باشم آنها با احتیاط عمل خواهند کرد.
FROMAN: از فناوری تا گردشگری، کشورهای خلیج به دنبال سرمایهگذاریهای قابل توجه برای مدلهای توسعه خود بودهاند. جنگ چه تأثیری بر مدلهای توسعه خلیج تا کنون داشته است؟ شما به چه چیزی توجه میکنید؟
COOK: اخیراً مقالهای در مورد همین موضوع برای Foreign Policy نوشتم. در این مقاله، استدلال میکنم که اکنون سوالات جدی در مورد آسیبپذیری خلیج در برابر موشکها و پهپادهای ایران وجود دارد. باید انتظار داشته باشیم که رهبران در ریاض، ابوظبی و دوحه سرمایهگذاریها در توسعه را به سمت قابلیتهای دفاعی قویتر منحرف کنند.
FROMAN: هر دو ایالات متحده و ایران بر این باورند که زمان به نفع آنهاست. از برخی جهات، هر دو درست میگویند. هرچه این بنبست طولانیتر شود، احتمال اینکه ایران ظرفیت ذخیرهسازی نفت خود را از دست بدهد و مجبور به تعطیلی تولید نفت شود، بیشتر میشود. چاههای بسته شده ماهها طول میکشد تا دوباره به حالت آنلاین برگردند و با توجه به سن برخی از چاههای ایران، ممکن است ایران نتواند ظرفیت کامل خود را بازگرداند. این یک منبع جدی از نفوذ بر ایران است. بنابراین، از این نظر، زمان به نفع ایالات متحده است. از سوی دیگر، باز نگهداشتن تنگه ممکن است نیاز به تعهد بلندمدت منابع دریایی و هوایی ایالات متحده داشته باشد در زمانی که این دولت به وضوح اعلام کرده است که باید اهداف سیاست خارجی خود را با منابع محدود خود هماهنگ کند. اکنون برای اولین بار در چند دهه، سه گروه ضربت ناو هواپیمابر در خاورمیانه داریم. تصور اینکه بتوانیم این نوع حضور را در منطقه بهطور بلندمدت حفظ کنیم در حالی که اولویتهای بالایی را در اقیانوس هند-آرام و نیمکره غربی شناسایی کردهایم، دشوار است. بنابراین، از این نظر، ایران زمان به نفع خود دارد. این کشور میتواند سعی کند ایالات متحده را منتظر بگذارد، که میداند منافع دیگری در سراسر جهان دارد.

