وضعیت سیاسی و اقتصادی عراق غیرقابل تحمل است و نیروهای حشد شعبی مجبور خواهند شد انتخابهای سختی انجام دهند و نفوذ خود را حفظ کنند.
جنگ ایران حبابی در عراق ایجاد کرده است—وضعیتی موقتی که در آن سرنوشت سیاسی تمام احزاب به سرعت بالا میرود و به همان اندازه به طور اجتنابناپذیری سقوط میکند. اعضای نیروهای حشد شعبی (PMF) در تلاش برای بازپسگیری اهمیت خود به نیروهای آمریکایی حمله میکنند و ایالات متحده با هدف قرار دادن این گروههای مسلح با حملات هوایی پاسخ میدهد. با این حال، زمانی که جنگ به پایان برسد، هر دو طرف باید به واقعیت تلخی که نمیخواهند به آن اعتراف کنند، بازگردند. واشنگتن نفوذ کمی بر حشد شعبی دارد، که به شدت در اقتصاد و جامعه ریشه دوانده است و نمیتوان به سادگی آن را نادیده گرفت.
در آخرین گزارش مرکز منافع ملی (CFTNI)، الفاضل احمد، نویسنده مهمان، و جاشوا یافه، پژوهشگر ارشد، آینده این نیروی حیاتی در سیاست و جامعه عراق را بررسی میکنند. حشد شعبی با چالشهای جدی مرتبط با مشارکت سیاسی، انگیزه نیروها و پایداری مالی مواجه است، که همه اینها میتواند منجر به رقابت میان گروههای مسلح برای بقا شود. یک بحران سیاسی یا اقتصادی بزرگ میتواند هر لحظه تعادل را به هم بزند. این ممکن است به معنای درگیری میان شبهنظامیان باشد، در حالی که دولت از ظرفیت و اراده سیاسی برای مداخله برخوردار نیست.
پس از پایان جنگ ایران، ایالات متحده باید رویکرد خود را برای تشویق تدریجی انزوا و حاشیهنشینی حشد شعبی از سر بگیرد، در حالی که به دنبال فرصتهایی برای تعامل با اعضای حشد شعبی است که واقعاً میخواهند از نظامیگری به سیاست منتقل شوند. در این حین، مقامات واشنگتن باید درک کنند که شرایط ساختاری که به حشد شعبی اجازه میدهد فعالیت کند و شکوفا شود، برای همیشه ادامه نخواهد داشت. برخی از این گروههای مسلح احتمالاً در حال حاضر با خطر انقراض مواجه هستند.
دولت ترامپ باید از ابزارهای موجود خود نه به عنوان ابزاری برای تنبیه دولت عراق، بلکه برای شکلدهی به شرایطی استفاده کند که این گروههای مسلح را بیشتر از نظامیگری دور کند، به طوری که فشار برای تغییر و تعدیل از درون جامعه عراق بیاید.

