ابتکار همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل روابط دفاعی دوجانبه را به یک پارادایم ساختاری غیرمتعارف و بسیار یکپارچه منتقل میکند. این همکاری فناوری دفاعی از پروتکلهای استاندارد دپارتمانی عبور کرده و از یک عامل اجرایی با قدرت منحصر به فرد برای ادغام خطوط صنعتی در حوزههای حیاتی جنگ استفاده میکند. با گنجاندن این مکانیزم در چارچوبهای امنیتی، این ابتکار نظارت نهادی را به خطر میاندازد در حالی که خطوط تأمین داخلی را به بخشهای دفاعی بینالمللی بدون ساختار معاهدهای رسمی متصل میکند.
همکاری فناوری دفاعی نظارت استراتژیک را تنظیم میکند
ابتکار “همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل” در قانون مجوز دفاع ملی برای سال مالی 2027 که توسط مجلس تدوین شده است، به دنبال تسریع شراکت فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل است، از جمله اشتراکگذاری فناوری، تولید مشترک سیستمهای تسلیحاتی و تحقیق و توسعه دوجانبه در چندین حوزه جنگ، از جمله بیوتکنولوژی، سیستمهای خودران، هوش مصنوعی، جنگ سایبری و غیره.
بهویژه، این ابتکار همکاری (که قبلاً به عنوان بخش 224 و سپس بخش 219 شناخته میشد) به وزیر دفاع دستور میدهد که یک عامل اجرایی، یا EA، را برای گسترش ادغام بخشهای صنعتی دفاعی ایالات متحده و اسرائیل تعیین کند.
اختیار EA این بند را بهطور قابل توجهی از توافقهای موجود همکاری فناوری دفاعی با دیگر کشورهای همپیمان متمایز میکند. اختیار EA بر اختیار سایر سرپرستان اجزای وزارت دفاع، یا DoD، طبق دستورالعمل DoD 5101.01 اولویت دارد، به این معنی که EA قادر خواهد بود تصمیمات سایر آژانسهای DoD مانند اداره امنیت فناوری دفاعی، یا DTSA، که خطرات ناشی از انتقال بینالمللی فناوری دفاعی و اطلاعات حیاتی را مدیریت میکند، نادیده بگیرد.
خطرات این ساختار فراتر از تعصبی است که ساختار EA به فرآیندهای تأمین دفاعی وارد میکند. این اقدام خطر وابسته کردن ارتش ایالات متحده به همتای اسرائیلی خود از نظر فناوری را به همراه دارد و در صورت تغییر شرایط، ریشهکن کردن آن را دشوار میسازد.
تحلیلگران همچنین نگرانیهایی را مطرح کردهاند که این ابتکار ممکن است کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل را غیرشفافتر کند و با تبدیل کمکها به همکاری، رابطه امنیتی را از رأیگیریهای منظم کنگره و نظارت دور نگه دارد.
راههای موجود برای همکاری در فناوری دفاعی
حامیان این ابتکار استدلال میکنند که این اقدام در نهایت جان آمریکاییها را نجات میدهد و به ارتش ایالات متحده کمک میکند تا به فناوری دفاعی اسرائیل و ترتیبات تولید مشترک دسترسی پیدا کند. فناوری دفاعی اسرائیل در حوزههای خاصی ارزش نظامی قابلتوجهی دارد، از جمله سیستمهایی برای مقابله با سیستمهای هواپیمای بدون سرنشین، یا UAS؛ سیستمهای حفاظت فعال؛ و دفاع موشکی.
این موضوع مورد مناقشه نیست. سوال این است که آیا سازوکار نهادی که ابتکار همکاری ایجاد خواهد کرد برای دسترسی به آن ارزش ضروری است یا خیر، و پاسخ منفی است. از طریق اختیارات موجود تحت 22 U.S.C. § 2767(j)(1)، 10 U.S.C. § 2350a، و فروشهای نظامی خارجی استاندارد، یا FMS، و فروشهای تجاری مستقیم، یا DCS، ایالات متحده میتواند به فناوری دفاعی اسرائیل که نیاز دارد، دست یابد.
ایالات متحده برای دههها تحت قوانین موجود فناوری اسرائیل را تأمین کرده است. گنبد آهنین، سیستم حفاظت فعال Trophy برای تانکهای آبرامز، و سیستمهای موشکی باراک همگی تحت اختیارات قانونی موجود به دست آمدهاند که بسیار گسترده است:
تحقیقات و توسعه مشترک، یا R&D، با اسرائیل تحت 22 U.S.C. § 2767(j)(1) مجاز است، که اختیارات توافقنامه پروژههای مشترک رئیسجمهور را به کشورهای دوست خارجی که عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، یا ناتو نیستند، گسترش میدهد. برنامههای توسعه مشترک دفاع موشکی، از جمله Arrow و David’s Sling، از طریق تخصیصهای سالانه NDAA برای دفاع موشکی و تأمین مالی نظامی خارجی تأمین میشوند، با توافقنامههای پروژه مشترک که چارچوب قانونی برای R&D و ترتیبات تولید مشترک را فراهم میکنند. برنامههای همکاری ضد UAS بهطور خاص از طریق مفاد NDAA که اختیارات § 2767(j)(1) را شامل میشود، مجاز شدهاند. ایالات متحده میتواند امروز بیشتر از این کارها را بدون ابتکار همکاری رسمی انجام دهد.
سرمایهگذاریهای مشترک، مجوزها و تولید مشترک با صنعت اسرائیل تحت اختیارات موجود FMS و DCS مجاز است — قانون کنترل صادرات تسلیحات، یا AECA، بهطور کلی — و سایر مفاد اختیارات معاملات مختلف.
خرید اقلام و خدمات دفاعی با منشاء اسرائیلی توسط وزارت دفاع ایالات متحده در حال حاضر برای اکثر دستهها مجاز است. محدودیت مربوطه 10 U.S.C. § 4864 است که خرید وزارت دفاع از برخی اقلام دفاعی را به منابع موجود در پایگاه فناوری و صنعتی ملی، یا NTIB، محدود میکند. این تنها حوزهای است که یک مانع قانونی وجود دارد، اما این محدودیت به طور خاص بر روی دستههای خاص اقلام متمرکز است و نه بر روی خرید کلی اقلام دفاعی اسرائیلی.
ادغام فناوریهای با منشاء خارجی در برنامههای ایالات متحده در حال حاضر تحت مقررات خرید جاری انجام میشود. مدیران برنامه به طور معمول اجزای همپیمان را ادغام میکنند.
تمرینات آموزشی مشترک و تبادل اطلاعات با اسرائیل تحت توافقات دوجانبه موجود، چارچوب 22 U.S.C. Chapter 93 و اختیارات کلی وزیر دفاع به طور کامل مجاز است. گروه کاری فناوری عملیات ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر وجود دارد؛ این ابتکار به سادگی EA را موظف میکند تا با آن هماهنگ شود.
همکاری در زمینه بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی، در حالی که دامنههای وسیعی دارد، تحت قوانین فعلی برای اسرائیل ممنوع نیست. محدودیتها در اینجا محدودیتهای سیاست و سطح طبقهبندی (به عنوان مثال، فهرستهای کنترل فناوری DTSA و کنترلهای دستهای در زمینه مقررات ترافیک بینالمللی تسلیحات، یا ITAR) هستند، نه ممنوعیتهای قانونی.

الزام ادغام از طریق همکاری فناوری دفاعی
بنابراین، اگر این ابتکار به ایالات متحده دسترسی به فناوریهای جدید نمیدهد یا اختیارات جدیدی اضافه نمیکند، هدف چیست؟ تأثیر واقعی این مقرره ساختاری است، با ایجاد نقش یک عامل اجرایی و تمرکز بر ادغام فناوریها و شرکتهای اسرائیلی در زنجیره تأمین ایالات متحده. این ابتکار همکاری EA را موظف میکند تا “تلاشهای مشترک بین ایالات متحده و اسرائیل را هماهنگ کند، تا تحقیق و توسعه فناوری دفاعی دوجانبه، آزمایش، ارزیابی، ادغام و همکاری صنعتی را گسترش و تسریع کند …”
این مقرره فرآیندهای داخلی وزارت دفاع را به سمت ادغام ایالات متحده و اسرائیل متمایل میکند.
data-path-to-node=”20″>عنوان EA دارای معنای قانونی خاصی تحت دستورالعمل 5101.01 وزارت دفاع ایالات متحده است. یک EA وزارت دفاع رئیس یک جزء وزارت دفاع است که وزیر دفاع یا معاون وزیر دفاع مسئولیتها، وظایف و اختیارات خاصی را به او محول کردهاند تا سطوح معینی از حمایت برای مأموریتهای عملیاتی یا فعالیتهای اداری یا دیگر فعالیتهای تعیینشده که شامل دو یا چند جزء وزارت دفاع میشود، فراهم کند. مهمتر از همه، در محدوده مسئولیتها و وظایف محولشده، اختیارات EA وزارت دفاع بر اختیارات دیگر مقامات وزارت دفاع که مسئولیتها و وظایف مرتبط را انجام میدهند، تقدم دارد.
برنامههای همکاری بینالمللی باید از طریق کانالهای نهادی شناساییشده و پاسخگو مانند آژانس همکاری امنیت دفاعی، یا DSCA؛ DTSA؛ اداره کنترلهای تجارت دفاعی، یا DDTC؛ و معاون وزیر دفاع برای سیاست، و دیگران، عمل کنند.
این ابتکار یک EA ویژه برای برنامههای همکاری اسرائیلی ایجاد میکند و درهای این نماینده را باز میکند، که ملزم به گسترش ادغام و همکاری و تأثیرگذاری بر ادغام در هر جا که از سوی دفاتر مربوطه وزارت دفاع مقاومت نهادی وجود داشته باشد، خواهد بود. EA دارای اختیاراتی خواهد بود که میتواند توصیههای وزارت دفاع را به نفع ادغام سریعتر و وسیعتر با شرکای احتمالی اسرائیلی نادیده بگیرد. در حالی که کانالهای وزارت امور خارجه — مانند DDTC — هنوز بهطور مستقل از EA عمل خواهند کرد و برنامهها ملزم به رعایت قوانین موجود هستند، EA تأثیر قابل توجهی بر تصمیمگیریهایی که انجام میشود، خواهد داشت.
EA یک هماهنگکننده ساده نخواهد بود. او دارای اختیارات تقدم بر تقریباً کل بوروکراسی وزارت دفاع در مسائل مربوط به همکاری فناوری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل — از جمله DTSA و دفاتر برنامه — بهطور خاص برای روابط ایالات متحده و اسرائیل خواهد بود. هیچ رابطه دوجانبه قابل مقایسهای با هیچ کشور شریک دیگری این ساختار را ندارد.

همکاری فناوری دفاعی استانداردهای اتحاد را بازتعریف میکند
ایالات متحده توافقهای دوجانبه قابل مقایسهای با کشورهایی مانند بریتانیا، ژاپن، استرالیا و با ناتو دارد. با این حال، تفاوتهای قابل توجهی در رویکردی که این ابتکار اتخاذ میکند وجود دارد.
<p
هیچ رابطه دیگری دارای “نماینده اجرایی” با اولویت و اختیاری که به ادغام در وزارت دفاع بپردازد، نیست. هیچ همکاری دفاعی دوجانبه با بریتانیا، ناتو، ژاپن یا استرالیا نماینده اجرایی خاصی از وزارت دفاع ندارد که اختیاراتش بر سایر اجزای وزارت دفاع اولویت داشته باشد و وظیفهاش ترویج مشارکت یک کشور خاص در مجموعهای وسیع از برنامههای حساس ایالات متحده باشد. ساختار استاندارد، معاون وزیر دفاع برای سیاست را به عنوان دستیار اصلی برای تمام همکاریهای امنیتی تعیین کرده است، با DSCA به عنوان بازوی اجرایی.
این ابتکار یک مسیر نهادی موازی برای یک کشور خاص ایجاد میکند، از طریق نماینده اجرایی.
تثبیت در زنجیره تأمین یک هدف است. برخلاف سایر ترتیبات، این ابتکار بهطور صریح همکاری صنعتی را در نظر میگیرد که فناوری اسرائیلی را در زنجیره تأمین دفاعی ایالات متحده ادغام میکند، به این معنی که سیاستگذاران آمریکایی با هزینههای بزرگ و تأخیرهای زمانی مواجه خواهند شد اگر روزی مشخص شود که این ترتیبات دیگر با منافع ایالات متحده همراستا نیست.
انتقال از کمک به همکاری در فناوری دفاعی بهطور عمیق
این ابتکار به عنوان بخشی از NDAA پیشنهادی FY 2027 نباید در خلأ دیده شود. این بخشی از یک تلاش بزرگتر است که توسط نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، حمایت میشود تا رابطه ایالات متحده با اسرائیل را از اعطای کمک به ادغام عمیقتر اسرائیل در بخش دفاعی ایالات متحده تغییر دهد.
علاوه بر ابتکار همکاری، تلاشهای مکملی به این منظور در چندین ابتکار قانونی ظاهر شده است که فراتر از همکاری صنعتی دفاعی به ادغام عمیقتر اطلاعات میپردازد:
NDAA FY2026 معاون وزیر دفاع برای خرید و نگهداری را موظف کرد تا “گروه کاری پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده-اسرائیل” را تشکیل دهد تا “پتانسیل ادغام پایگاه صنعتی دفاعی بین ایالات متحده و اسرائیل، از جمله امکان گنجاندن در پایگاه فناوری و صنعتی ملی …” را بررسی کند.
بخش 622 از پیشنویس لایحه مجوز اطلاعات سنا، رئیسجمهور را ملزم میکند که “[e]ntensify and enhance intelligence sharing with the Government of Israel” و محدودیتهای قابل توجهی بر قدرت رئیسجمهور برای محدود کردن آن اشتراک اطلاعات وضع کند.
قطعنامه مجلس 1339، که توسط نماینده مارلین استوتزمن، جمهوریخواه ایندیانا، معرفی شده است، امضای یک یادداشت تفاهم جدید با اسرائیل را برای توسعه “یک چارچوب برای توسعه مشترک دفاعی، تولید مشترک و سرمایهگذاری متقابل” تشویق میکند. حتی عنوان این قطعنامه اشاره میکند که این طرح “ابتکار نخستوزیر بنیامین نتانیاهو” است.
با در نظر گرفتن زمینه، این ابتکار بخشی از یک تلاش بزرگتر برای انتقال اسرائیل از دسته دریافتکنندگان عمده کمک و شریک امنیتی به چیزی نزدیکتر به — و حتی فراتر از — موقعیت ساختاری که تنها کشورهای موسوم به پنج چشم (استرالیا، کانادا، نیوزیلند، بریتانیا و ایالات متحده) اشغال کردهاند، است. با این حال، رابطه ارتقاء یافته ایالات متحده و اسرائیل بدون یک پیمان، بدون فرآیند عادی مشورتی که شامل ادغام پایگاه صنعتی فناوری ملی بریتانیا و استرالیا بود، و بدون بحث عمومی که چنین هدف دوربردی احتمالاً به وجود میآورد، خواهد بود.
در زمانی که مسیر رابطه ایالات متحده و اسرائیل نامشخص است، اقدامات اسرائیل به طور تاریخی با افکار عمومی آمریکاییها محبوبیت ندارد و منافع ایالات متحده و اسرائیل در مسائل عمدهای مانند جنگ ایران متفاوت است، آغاز نوعی ادغام دفاعی که تا کنون مختص متحدان پیمانی بود، غیرمعقول خواهد بود. هنگامی که بخشهای فناوری دفاعی نظامی ایالات متحده و اسرائیل به شدت ادغام شوند، بازگشت به عقب در این رابطه دشوار و پرهزینه خواهد بود.
اخراج ترکیه از زنجیره تأمین F–35 نمونه خوبی از هزینههای مرتبط با بازگشت به عقب در تلاشهای ادغام است. زمانی که ترکیه در سال ۲۰۱۹ پس از خرید یک سیستم موشکی سطح به هوا از روسیه حذف شد، حدود ۱۰۰۰ قطعه در زنجیره تأمین جهانی F–35 تولید میکرد. حذف ترکیه از این برنامه منجر به افزایش چشمگیر تأخیر در تحویل قطعات و در نهایت به افزایش قابل توجه تحویلهای معوق F–35 شد.
این اقدام بلافاصله بیش از نیم میلیارد دلار هزینه داشت و در نهایت به مالیاتدهندگان دهها میلیارد دلار هزینه خواهد داشت، علاوه بر اینکه برنامهای که قبلاً هم تأخیر داشت را بیشتر از زمانبندی عقب میبرد.
سیاستگذاران ایالات متحده — و دولت اسرائیل — به درستی احساس میکنند که بخش بزرگی از رأیدهندگان آمریکایی در حال از دست دادن صبر خود نسبت به کمک مستقیم ۳.۳ میلیارد دلاری در سال به اسرائیل هستند و از ارزیابی مجدد رابطه دوجانبه حمایت خواهند کرد. هم کنگره و هم قوه مجریه باید اطمینان حاصل کنند که سرعت و عمق همکاری دفاعی ایالات متحده و اسرائیل منعکسکننده این تغییرات باشد.
در این میان، مجوزهای قانونی برای برنامههای همکاری که برای امنیت ایالات متحده ضروری هستند و جایی که اسرائیل مزیت منحصر به فرد و ضروری دارد، به طور کامل کافی باقی میمانند. اما سیاستگذاران در هر دو شاخه دولت ایالات متحده باید به دقت در مورد خطرات زنجیره تأمین و دادهها (و همچنین فرصتهای تعصب نامناسب) در فرآیندهای تأمین که منافع ایالات متحده و اسرائیل در آن متفاوت است، فکر کنند — و به طور عمومی بحث کنند. فراهم کردن یک حامی برای شرکتهای فناوری دفاعی اسرائیل در پنتاگون شروع ضعیفی است، و بنابراین کنگره باید این ابتکار همکاری را از NDAA حذف کند.

