تغییرات سریع در همراستایی ژئوپولیتیکی درون جناحهای سنتی جنگطلب واشنگتن، نشاندهنده یک تکهتکه شدن ساختاری عمیق است که نیاز به بازنگری در دکترینهای مداخلهگرایانه دیرینه را اجتنابناپذیر میسازد. با غیرقابل پنهان شدن ناکامیهای استراتژیک کمپین منطقهای کنونی، معماران برجسته تغییر رژیم بهطور فعال در حال فاصلهگیری از پیامدها هستند و در تلاشند تا پروژه ایدئولوژیک وسیعتر خود را از یک درگیری بهطور فزایندهای نامحبوب ایزوله کنند.
این چرخش تاکتیکی شکاف عمیقتری را بین یکجانبهگرایان مستقر و برنامهریزان اداری کنونی نشان میدهد و نشان میدهد که بحث دیگر درباره اخلاق پیشبرد نیست، بلکه این است که آیا ما شاهد تغییر موضع نئوکانها در برابر جنگ با ایران هستیم یا خیر. از طریق ابراز عمومی و انتقادات تند از اجرای کنونی دولت، این شخصیتها در تلاشند تا نفوذ خود را نجات دهند، حتی در حالی که جناحهای جایگزین درون جنبش محافظهکار، جنگطلبی کلاسیک را با بلاغت پوپولیستی ترکیب میکنند تا کمپین را حفظ کنند و یک تغییر پارادایمی واضح را با تغییر موضع نئوکانها در برابر جنگ با ایران بهعنوان ویژگی تعیینکننده همراستایی مدرن برقرار کنند.
تغییر موضع نئوکانها در برابر جنگ با ایران اجماع را میشکند
در یک مقاله اخیر در آتلانتیک، رابرت کاگان، پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز، اعلام میکند که ایالات متحده در جنگ خود علیه ایران از قبل شکست خورده است.
کاگان مینویسد: “فکر کردن به زمانی که ایالات متحده در یک درگیری شکست کامل را متحمل شده باشد، دشوار است؛ شکست بهقدری تعیینکننده که از دست دادن استراتژیک نه قابل ترمیم باشد و نه قابل نادیده گرفتن.”
او ادامه میدهد: “شکست در رویارویی کنونی با ایران از نوعی کاملاً متفاوت خواهد بود. نه قابل ترمیم است و نه قابل نادیده گرفتن.” هیچ بازگشتی به وضعیت قبل از آن وجود نخواهد داشت، هیچ پیروزی نهایی آمریکایی که آسیبهای وارد شده را جبران کند یا برطرف سازد.”
کاگان کار خود را بهعنوان مشاور سیاست خارجی برای جک کِمپ آغاز کرد و سپس در دهه ۹۰ بهدنبال جنگهای متعدد ایالات متحده در خاورمیانه بود و بهطور مداوم ادعا میکرد که عراق تهدید نظامی برای ایالات متحده است.
در یک مقاله اخیر دیگر، کاگان بهطرز قابل توجهی به خوداندیشی نزدیک میشود و مینویسد که “مبارزان اسلامی علاقهای به حمله به” ایالات متحده نداشتند اگر این کشور حضور نظامی در منطقه نداشت. او مینویسد: “برخلاف بسیاری از افسانهها، آنها ما را نه بهخاطر ‘کی هستیم’ بلکه بهخاطر جایی که هستیم، نفرت دارند.”

ایدئولوگها در حال هدایت نئوکانها به سمت تغییر در جنگ ایران
کاگان تنها نئوکانسرواتیو برجستهای نیست که به جنگ ایران انتقاد میکند. بیل کریستول، بنیانگذار Weekly Standard و منتقد دیرینه ترامپ، میگوید ایالات متحده در خاورمیانه “تحقیر شده” است. کریستول اعلام کرد: “مهم است که ترامپ را به خاطر جنگ بیپروا و ناتوانش مسئول بدانیم و بر هزینههای آن تأکید کنیم.”
در سال 1996، کاگان و کریستول مقالهای اساسی در Foreign Affairs با عنوان “به سوی یک سیاست خارجی نئو-رگانیستی” نوشتند که به تردیدهای دولت کلینتون در مورد جنگهای تغییر رژیم انتقاد کرد و خواستار دو برابر شدن بودجه نظامی ایالات متحده شد. کمتر از یک دهه بعد، بسیاری از آرزوهای آنها به لطف جورج بوش محقق شد. یک سال بعد، آنها پروژهای به نام Project for the New American Century تأسیس کردند که یک اندیشکده حامی جنگ در سوریه، افغانستان، ایران و عراق بود.
پس، این چه معنایی دارد که آنها به حملات کنونی علیه ایران انتقاد میکنند؟ آیا واقعاً، به گفته یک تیتر اخیر در Spectator، “نبرد برای روح نئوکانها” وجود دارد؟
اندرو دی، سردبیر ارشد American Conservative، میگوید که بیشتر نئوکانها هرگز طرفدار ترامپ نبودهاند و خوشحالند که او را در میان یک جنگ نامحبوب قربانی کنند.
اختلافات ایدئولوژیک در مورد نئوکانها و جنگ ایران
“نئوکانهای Never Trump، مانند کریستول و [نویسنده سخنرانی بوش و تحلیلگر محافظهکار دیوید] فروم، همیشه به مشکلات شخصیتی ترامپ و فساد بالقوهاش اعتراض کردهاند و نگران بودند که او ملیگرایی افراطی و هویتگرایی سفیدپوستان را تحریک کند، بنابراین آنها به طور طبیعی تمایل دارند که به اقدامات او انتقاد کنند”، دی به موندویس گفت. “دیگر نئوکانها زمانی که مشخص شد او به طور قابل اعتمادی طرفدار اسرائیل است با ترامپ کنار آمدند، اما حتی آنها نیز او را به جمهوریخواهان سنتی یا دموکراتهای جنگطلب ترجیح نمیدهند. هیچیک از این گروهها از ترامپ به قیمت آسیب دیدن پروژه ایدئولوژیک خود حمایت نخواهند کرد–دوباره–از ارتباط با یک رئیسجمهور نامحبوب.”
“رابرت کاگان احتمالاً باهوشترین فرد در این جمع است و به عنوان یک تحلیلگر تیزبین امور خارجی، میتواند ببیند که جنگ چه فاجعهای برای ثبات جهانی و موقعیت جغرافیایی آمریکا بوده است.” او افزود: “فقط به این دلیل که نئوکونها در گذشته از بلایای سیاست خارجی حمایت کردهاند، به این معنا نیست که احمق هستند. و شما باید احمق باشید که نتوانید ببینید جنگ ایران چقدر بد پیش میرود. قطعاً، ترامپ، روبیو و ونس به نظر میرسد که میدانند اوضاع بد است.”
دیوید کلیون، یک روزنامهنگار و ویراستار مشارکتی Jewish Currents که در حال حاضر بر روی تاریخ نئوکونها کار میکند، میگوید که این گروه به طور مؤثری بین کسانی که به طور قاطع مخالف MAGA هستند و کسانی که معتقدند ارزش دارد با ترامپ همراستا شوند تا چپ را سرنگون کنند، تقسیم شده است.
تقسیمات فرقهای در میان نئوکونها که به روایت جنگ ایران میپردازند
“در سیاست خارجی به طور خاص، NeverTrumpers بیشتر به اولویتهای تأسیس لیبرال دوران جنگ سرد متعهد هستند، مانند حفظ اتحادهای سنتی و کنترل روسیه در اوکراین، در حالی که نئوکونهای دوستدار MAGA به شدت با راست اسرائیلی همراستا هستند و از تهاجم ترامپ علیه ایران حمایت میکنند.” او به تازگی به The Spectator گفت.
نئوکونهای دوستدار MAGA که کلیون به آنها اشاره میکند، در طراحیهای سیاستگذاری دولت ترامپ ریشهدار باقی ماندهاند. به عنوان مثال، جنایتکار جنگی معروف الیوت آبرامز در حال حاضر ریاست ائتلاف واندنبرگ، یک اندیشکده نئوکونزده با ارتباطات مستقیم به کاخ سفید را بر عهده دارد. علاوه بر این، تحلیلگران نئوکون مانند برت استیونز به رغم همه چیز به حمایت از جنگ ادامه میدهند.
همانطور که پروفسور و نویسنده عبدالجواد عمر در ماه گذشته در Mondoweiss مشاهده کرد، تأثیر نئوکونها بر سیاست خارجی ایالات متحده به راهاندازی کمپین کنونی کمک کرده است.
مشاور Quincy Institute و مدیر تحریریه Responsible Statecraft، کلی ولهاس اشاره میکند که در میان وعدههای توخالی کمپین ترامپ درباره پایان دادن به درگیریهای بینالمللی، برخی از حامیان مداخله به طور موقت لحن خود را تغییر دادند.

محبوس در میان نئوکونها که به استراتژی جنگ ایران میپردازند
“جنگجویان جنگ سرد و حتی نوع قدیمی نئوکونها مانند تام کاتن شروع به صحبت بیشتر درباره اینکه رویکرد سیاست خارجی ‘جکسونی’ راهی است که باید پیش گرفت: تقویت یک دفاع ملی قدرتمند و استفاده نکردن از آن تا زمانی که تحریک شوید، کردند. جنگهای طولانی و تغییر رژیم کنار گذاشته شد — جنگهای کوتاه و تند، به آنها ضربه بزنید و به آنها بگویید که رئیس کیست، در دستور کار قرار گرفت.” او به Mondoweiss گفت.
Vlahos میگوید که به وضوح، اینطور پیش نرفت، زیرا بسیاری از همین افراد به طور وظیفهشناسانه از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمایت کردند.
“مشخص شد که بسیاری از افرادی که درباره «آمریکا اول» جکسونی صحبت میکردند، در واقع همان تغییر دهندگان رژیم قدیمی بودند که در پوشش «صلح از طریق قدرت» ظاهر شده بودند و وقتی به ایران رسید، هیچ شکی نبود که ما به آینده بازمیگشتیم.” Vlahos افزود. “با در آغوش گرفتن اسرائیل، آنها به سرعت به سمت سرنگونی رژیم رفتند و اکنون برای یک جنگ طولانی آمادهاند.”
Day میگوید که در نهایت، حامیان ترامپ و بسیاری از منتقدان نئوکون او اهداف یکسانی در سیاست خارجی را در آغوش میگیرند و تنها در مورد تاکتیکها اختلاف نظر دارند.
“سیاست خارجی به اصطلاح MAGA و سیاست خارجی نئوکونها در این مورد مشترک هستند: آنها به منافع کشورهای خارجی، به ویژه اسرائیل، خدمت میکنند و نه به منافع مردم آمریکا.” او به Mondoweiss گفت.

