رهبران خارجی اغلب عملیاتهای نظامی علیه ایران را دنبال میکنند که اشتباهات مرگبار دوران باستان را بازتاب میدهد. تاریخ نشان میدهد که این کمپینهای مدرن، مشابه آنچه در دنیای باستان رخ داده، بهطور مکرر تحت فشار خودخواهی فرو میپاشند. زمانی که رژیمهای کنونی واقعیتهای جغرافیایی را نادیده میگیرند یا به اطلاعات نادرست تکیه میکنند، همان شکست فاجعهبار را دعوت میکنند که بهطور مداوم تلاشهای فاجعهبار روم برای فتح ایران را تعریف کرده است.
ایران و شکستهای نظامی تاریخی
دونالد ترامپ بهدور از نخستین حاکم خارجی است که پس از آغاز یک عملیات نظامی نادرست علیه ایران به شکست میرسد.
حداقل چهار تریومویر و امپراتور رومی، که بهدلیل خودخواهی و نادانی به این کار دست زدند، حملات نظامی به ایران را آغاز کردند که به فاجعه انجامید. در هر یک از این شکستها درسهایی برای زمان ما وجود دارد.
کراسیوس، ایران و فراتر رفتن از مرزهای امپراتوری
کراسیوس: یک نقش در یک تراژدی یونانی در سال ۵۳ پیش از میلاد، تریومویر رومی و سرمایهدار املاک مارکوس لیشینیوس کراسیوس کمپینی علیه پارتیها بهمنظور دستیابی به شکوه نظامی مشابه با همتریومویرهایش، سزار و پومپی، آغاز کرد. طبق روایت پلوتارک، کراسیوس مشاوره همپیمان ارمنیاش، شاه آرتاوازدس، را نادیده گرفت که به او توصیه کرد نیروهایش را از سوریه به پارتیها از طریق یک مسیر شمالی از ارمنستان بفرستد، جایی که زمین کوهستانی به نفع پیادهنظام رومی خواهد بود.
کراسیوس، که تنها تجربه نظامیاش سرکوب یک شورش بردهها بود، خود را بهعنوان یک نابغه نظامی در سطح همتریومیرهایش متقاعد کرد. او به توصیه آرتاوازدس توجه نکرد و لژیونهایش را مستقیماً به سمت شرق در دشتهای شمال سوریه رهبری کرد. در نبرد معروف کارهای (حاران امروزی در ترکیه جنوبی)، پارتیها ارتش کراسیوس را در فضای باز گرفتار کردند و کمانداران سوارکارشان، که مجهز به رکاب و زنجیره تأمین مؤثر تیرها بودند، هفت لژیون رومی را نابود کردند.
در روایت پلوتارک، پارتیها کراسیوس را کشتند و یک پیامرسان سر او را به پادشاه ایران برد که در حال بازدید از پایتخت ارمنستان برای جشن ازدواج بین پسرش و خواهر شاه آرتاوازدس بود. در آنجا، سر کراسیوس به یک نقش در اجرای درام یوریپیدس، باکخه، تبدیل شد.
هزینه استراتژیک ایران
مارک آنتونی: شکست خورده توسط جنرال زمستان هفده سال بعد، در سال ۳۶ پیش از میلاد، تریومیر دیگری، مارک آنتونی، بهدنبال شکوه نظامی و انتقام برای کارهای بود زمانی که او یک اکتشاف علیه پارتیها را رهبری کرد.
شاه آرتاوازدس ارمنستان، که بار دیگر جانب خود را تغییر داده بود، از پیشروی آنتونی از طریق سرزمینش به استان پارسی ماد آتروپاتن (آذربایجان امروزی ایران) حمایت کرد. اما ارتش آنتونی در پی حملات پارتیان، بار و بنه خود را از دست داد و با تأمینات محدودی مواجه شد. پس از یک حمله ناموفق به مرکز استانی پراسپا (ماراگه امروزی، در شمال غربی ایران)، رومیها مجبور شدند به طور فاجعهآمیزی از طریق کوههای آذربایجان و ارمنستان به عقبنشینی زمستانی بپردازند.
در نهایت، مارک آنتونی نه تنها نتوانست انتقام کاره را بگیرد، بلکه حماقت او حدود ۳۰,۰۰۰ جان رومی را نیز به بهای خود داشت. نزدیک به ۳۰۰ سال بعد، در اوایل قرن سوم، دودمان قدرتمند ساسانیان پارتیان را در ایران جایگزین کردند. روم در زمانی که با هرج و مرج داخلی و جنگهای داخلی مواجه بود – آنچه که به “بحران قرن سوم” معروف است – با این رقیب قوی روبرو شد.

در حالی که روم با شورشهای نظامی مکرر و تغییرات امپراتور مواجه بود، شاهان قدرتمند اردشیر اول (سلطنت ۲۲۴-۲۴۲) و شاپور اول (سلطنت ۲۴۰-۲۷۰) رهبری پارسیان را بر عهده داشتند. سوریه، ارمنستان و شهرهای مرزی مانند امیده (دیاربکر امروزی در جنوب شرقی ترکیه) به میدانهای نبرد تبدیل شدند.
تا میانه قرن، یک ایران در حال ظهور و یک روم تضعیف شده برای کنترل ارمنستان که مدتها تحت سلطه پارتیان، دشمنان سرسخت ساسانیان بود، میجنگیدند. شاپور اول ابتدا امپراتور گوردیان را در سال ۲۴۴ شکست داد و جانشین او، فیلیپ عرب (سلطنت ۲۴۴-۲۴۹) را مجبور به پرداخت خراج و واگذاری ارمنستان و میانرودان کرد. به یاد ماندنیترین، در سال ۲۶۰، شاپور یک ارتش رومی را در ادسا (اورفا امروزی) شکست داد و امپراتور والریان را به اسارت گرفت.
اسارت یک امپراتور رومی رویدادی مهم در دنیای باستان بود و شاپور میخواست این واقعه به درستی گرامی داشته شود. تعداد زیادی کندهکاری روی فلات ایران، شاپور سوار بر اسب را در حال پیروزی بر دو رومی شکستخورده: والریان و فیلیپ عرب به تصویر میکشد.
در جریان نبردهای اخیر در ایران، جمهوری اسلامی این تصویر را برای جشن گرفتن “پیروزیهایش” بر ایالات متحده و اسرائیل احیا کرد. این تناقض واضح بود: یک دولت تئوکراتیک که بر اساس اسلام و مخالفت با هر دو سلطنت و ملیگرایی بنا شده بود، مجبور شد به عمق تاریخ پیش از اسلام خود برود تا قهرمانی از مقاومت ایرانی پیدا کند — یک پادشاه مطلقه که دودمان او بعدها به خاطر مقاومت در برابر گسترش اسلام به سرزمینهای ایرانی شناخته شد.
ایران خواستار تغییر رژیم با احتیاط است
جولیان: افسانه تغییر رژیم در قرن چهارم، رومیها اشتباهات قبلی را با پیگیری تغییر رژیم در ایران تکرار کردند. آنها از یک مدعی تبعیدی ساسانی، شاهزاده هرمزد (که در منابع غربی به عنوان هرمیداس شناخته میشود)، که خویشاوند شاه شاپور دوم (سلطنت ۳۰۹–۳۷۹) بود، حمایت کردند.
هرمزد دههها در قسطنطنیه زندگی کرده بود، جایی که دوستان تأثیرگذاری پیدا کرد و به زبان یونانی مسلط شد. او حامیان رومی و امپراتور جولیان (سلطنت ۳۶۰–۳۶۳) را متقاعد کرد که اگر با حمایت نظامی رومی به ایران بازگردد، مقاومت فرو خواهد ریخت، نجبای ایرانی علیه شاپور شورش خواهند کرد و او را به عنوان پادشاه خواهند پذیرفت. با وجود نشانههای نامطلوب از قربانیها در انطاکیه، جولیان در سال ۳۶۳ حمله خود را آغاز کرد.
بر اساس روایت سرباز و تاریخنگار رومی، آمیانوس مارسلینوس، که جولیان را در عملیات شرقیاش همراهی میکرد، این کمپین به فاجعه انجامید. شهرهای ایرانی به شاپور وفادار ماندند و درهای خود را به روی هرمیداس بستند.
به جای اینکه در محاصرهها گرفتار شود، جولیان به سمت پایتخت ساسانی، تیسفون در نزدیکی بغداد کنونی ادامه داد. پس از نبردهای بینتیجه در آنجا، او به سمت شمال عقبنشینی کرد و در نبردی نزدیک سامرا به شدت مجروح شد. جانشین او، جوویان، به عقبنشینی به سمت شمال ادامه داد.
اما، با مسدود شدن از عبور از دجله به قلمرو رومی، جوویان صلحی تحقیرآمیز (یک یادداشت تفاهم؟) با ایرانیها امضا کرد. در ازای یک عقبنشینی بدون مانع، جوویان از منافع روم در ارمنستان چشمپوشی کرد، از پنج استان عقبنشینی کرد و قلعههای مرزی مهمی، از جمله شهر استراتژیک نیسیبیس (امروزه نصیبین در جنوب شرقی ترکیه) را واگذار کرد.
درسهای باستانی برای ایران مدرن
درسهایی که باید آموخته شود حداقل چهار امپراتور رومی در ایران با فاجعه مواجه شدند و سرنوشت آنها باید درسهایی برای زمان ما باشد. کراسوس به دلیل نادیده گرفتن متحدش، وسواس بر پیروزیهای رقبایش و تصور اینکه ثروتمند شدنش از طریق سرمایهگذاری در املاک او را به یک نابغه نظامی تبدیل کرده، به هلاکت رسید. مارک آنتونی جغرافیا را نادیده گرفت و دشمنش را دست کم گرفت. والریان هم دشمن را دست کم گرفت و هم قدرت نظامی روم را بیش از حد ارزیابی کرد. جولیان زمانی که یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دههها در خارج زندگی کرده و به زبان یونانی مسلط بود، ادعا کرد که ایران او را به عنوان یک آزادیبخش خواهد پذیرفت، فریب خورد.
شاید انتظار زیادی باشد، اما آیا امروز یک رهبر اسرائیلی که خود را کارشناس تاریخ میداند و یک رهبر آمریکایی که خود را نابغه نظامی میداند، میتوانند از این استعدادها برای جلوگیری از اشتباهات پیشینیان رومی خود استفاده کنند؟ تا کنون آنها همان مسیرها را با همان نتایج فاجعهبار طی کردهاند.

