اگر حمایت تهران از بین برود، حوثیها با کاهش شدید تواناییهای مالی و نظامی خود مواجه خواهند شد که پیامدهای قابل توجهی برای امنیت دریای سرخ خواهد داشت. حمایت ایرانی مدتهاست که از زرادخانه موشکی و تابآوری عملیاتی این گروه حمایت کرده است، اما این حمایت به طور فزایندهای تحت تأثیر اولویتهای پس از جنگ ایران و فشارهای اقتصادی فزاینده قرار دارد.
وابستگی به حمایت ایرانی آسیبپذیریهای حوثیها را تشدید میکند
گروه تروریستی یمنی بدون ایران با آسیبپذیریهای بحرانی مواجه است. ایالات متحده و متحدانش باید به این موضوع توجه کنند.
انصار الله—جنبش حوثی—در یمن به مدت چندین دهه نیرویی بیثباتکننده بوده است که ثبات را مختل کرده، تجارت جهانی را تهدید کرده و افراطگرایی را ترویج کرده است. الزامات و محدودیتهای منحصر به فرد این گروه آن را بسیار مقاوم کرده است. با این حال، با وجود ادامه تابآوری، این گروه پس از جنگ ۲۰۲۶ در ایران به شدت آسیبپذیر خواهد شد. ایالات متحده باید این کاهش را از طریق تقسیم بار با شرکای منطقهای و بهرهبرداری از آسیبپذیریهای مالی این گروه تسهیل کند.
تا کنون در جنگ ایران، حوثیها نقش کوچکی ایفا کردهاند و بیشتر به عنوان تهدیدی عمل کردهاند تا سلاحی. اگر آتشبس فرو بپاشد، ایران میتواند از این گروه برای تشدید درگیری استفاده کند و ایالات متحده و اقتصاد جهانی را بیشتر مجازات کند. هر تهدیدی از سوی حوثیها علیه اقتصاد جهانی احتمالاً باعث تلافیجویی از سوی ایالات متحده و اسرائیل خواهد شد که سعی خواهند کرد تواناییهای آنها را کاهش دهند. با این حال، هرگونه حمله به دلیل تابآوری حرکتی این گروه عمدتاً بیاثر خواهد بود.
یک رکن مرکزی تابآوری حوثیها حمایت ایرانی است. این گروه از طریق واسطههای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) آموزش، تأمین و تأمین مالی دریافت میکند. این همکاری تهدیدی formidable برای هر دو تنگه باب المندب و تنگه هرمز به شمار میرود. با این حال، این یک همکاری رو به زوال از روی ضرورت است که حوثیها بر اساس آن یک شبکه مالی آسیبپذیر ساختهاند. با احتمال کاهش حمایتکنندهاش از یک محور مقاومت ناکارآمد، این گروه مجبور خواهد شد شبکه مالی خود را متنوع کند که در حال حاضر به یک ارز دیجیتال آسیبپذیر وابسته است.
برای بهرهبرداری از محدودیتها و آسیبپذیریهای آینده حوثیها، واشنگتن باید با شرکای منطقهای، بهویژه عربستان سعودی و شورای رهبری ریاستجمهوری (PLC) که بهطور بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، همکاری کند. ایالات متحده باید رهبری کاهش شبکه مالی غیرقانونی حوثیها را بر عهده بگیرد، در حالی که شرکای آن به تقویت توانمندیهای میدانی میپردازند.

چرا تابآوری حوثیها به حمایت ایرانی وابسته است
حمله موشکی حوثیها به اسرائیل در مارس ۲۰۲۶ نماد تابآوری این گروه است. با وجود چندین کمپین از سوی قدرتهای منطقهای و جهانی برای تضعیف این گروه، آنها همچنان یکپارچه باقی مانده و تواناییهای تهاجمی برای پیوستن به بزرگترین درگیری منطقهای در قرن بیست و یکم را دارند. تابآوری این گروه ناشی از توپوگرافی، منابع رانتزا، ساختار سازمانی و انعطافپذیری مالی آنهاست.
توپوگرافی شمال شرق یمن، محل قدرت حوثیها، کوهستانی و دارای درههای عمیق است. ارتفاعات شمالی در کوههای سَرَوَت عمق استراتژیک و استحکامات طبیعی را برای این گروه فراهم میکند. درهها مکانهای زیادی را برای انجام کمین علیه هر نیروی مهاجم به گروه میدهند، در حالی که زمین ناهموار پوشش لازم را از حملات هوایی فراهم میکند.
یمن دارای دو منبع رانتزا است: نفت و نزدیکی به دریای سرخ. حوثیها از دریای سرخ رانت استخراج میکنند، در حالی که نفت کشور که در مرکز آن واقع شده، تحت کنترل قبایل محلی و PLC است. حوثیها از نزدیکی خود به مسیر دریایی ارزش کسب میکنند که به آنها یک حامی قدرتمند، یعنی ایران، داده است.
تئوکراسی شیعه به حوثیها بیشتر مهمات پیشرفته خود را، به همراه تأمین مالی و آموزش، ارائه داده است. آموزشهای ارائه شده نه تنها برای نبرد است، بلکه شامل تقویت دکترین سازمانی تابآور گروه نیز میشود. مهم است که تأکید شود ایران به گروه سلاح و آموزش میدهد، اما حوثیها بهطور عمده باید درآمد خود را تولید کنند. این گروه سلاحها را قاچاق میکند، عوارضی بر حمل و نقل دریایی در دریای سرخ وضع میکند و از جمعیت محلی مالیات میگیرد.
برای افزایش درآمد، این گروه به طور فزایندهای در حال تجارت مهمات با سایر بازیگران غیر دولتی، از جمله الشباب و القاعده، در منطقه دریای سرخ است. این تجارت غیرقانونی به حوثیها اجازه میدهد تا درآمد، اطلاعات و نفوذ خود را در این آبراه افزایش دهند—که جنبهای مهم در توانایی آنها برای تهدید دریای سرخ و استخراج ثروت از آن است. برای دور زدن تابآوری کینتیک حوثیها و محدود کردن این درآمد، ایالات متحده بیش از یک دهه است که تحریمهایی علیه این سازمان وضع کرده است.
این گروه که از اقتصاد جهانی خارج شده و به منابع خود وابسته است، شبکه مالی نامشخصی را ایجاد کرده است که قادر به تأمین نیازهای مادی آنها باشد. این شبکه به ارزهای دیجیتال سختردیابی متکی است تا از تحریمها فرار کند. شبکه مالی پنهان حوثیها که منابع تأمین مالی متنوع آنها را محافظت میکند، به این گروه اجازه میدهد تا تابآوری کینتیک خود را حفظ کند.
از دست دادن حمایت ایرانی
چرا حوثیها آسیبپذیر هستند
رابطه آنها با ایران به حوثیها قوت میبخشد، اما پیکربندی کنونی آنها به حمایت ایران وابسته است. یمن کشوری بسیار فقیر است و اقتصاد آن به شدت تحت تأثیر بیش از یک دهه جنگ داخلی قرار گرفته است. در شرایط اقتصادی کنونی، حوثیها ظرفیت محدودی برای توسعه سلاحهای داخلی دارند و این امر سلاحهای ایرانی را برای موضع تهاجمی آنها حیاتی میسازد.
بیشتر مهمات پیشرفته این گروه که برای تهدید اسرائیل و دریای سرخ استفاده میشود، از ایران تأمین میشود. حوثیها قابلیتهای تولید سلاح بسیار محدودی فراتر از پهپادهای کوچک دارند. آنچه میتوانند تولید کنند به واردات ایرانی وابسته است. به موازات مهمات پیشرفته، ایران و دیگر نیابت آن، حزبالله، به عنوان راهنمایان سازمانی عمل میکنند و به طور مداوم به ساختار فرماندهی غیرمتمرکز و بسیار مقاوم حوثیها مشاوره میدهند. بدون این جنبههای کلیدی، حوثیها آسیبپذیر خواهند بود.
با ویرانی “محور مقاومت” خود، ایران نه تنها منابع را از حوثیها دور خواهد کرد زیرا این محور به طور عمده در تأمین امنیت ایران ناکارآمد بوده است، بلکه با دو ضرورت اصلی نیز مواجه است: نیاز به مذاکره برای پایان دادن به درگیری و نیاز به رسیدگی به اقتصادی در بحران. اولین امتیازات ایران در مذاکرات صلح احتمالاً از ارزش کمتری برای رژیم و ارزش بالاتری برای ایالات متحده برخوردار خواهد بود. محور مقاومت در این زمینه قرار میگیرد. ایالات متحده به دنبال از بین بردن آن است و حمایت از این گروه احتمالاً در استراتژی دفاعی پس از جنگ ایران جای نخواهد داشت.
وضعیت مالی ضعیف ایران همچنین توانایی این کشور را برای حمایت از حوثیها محدود خواهد کرد. اقتصاد ایران به دلیل سالها تحریم و حملات هوایی اخیر به شدت آسیب دیده است. اگر به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودجه کمتری اختصاص یابد، توانایی آن برای قاچاق مهمات و قطعات به یمن به شدت محدود خواهد شد.
بدون حمایت از حامی خود و جریان ثابت تجهیزات، حوثیها باید بیشتر به خرید مهمات از منابع جایگزین تکیه کنند. این معاملات احتمالاً با استفاده از ارزهای دیجیتال انجام خواهد شد. حوثیها عمدتاً با ارزهای دیجیتال تجارت میکنند و به استیبلکوین تتر (USDT) تمایل دارند که به آنها اجازه میدهد سودها را شستشو دهند، تجارت کنند و تجهیزات تأمین کنند. بر خلاف بیتکوین، صادرکنندگان تتر قابل شناسایی هستند و با درخواست دولت ایالات متحده برای پیگرد سکههای مورد استفاده در فعالیتهای غیرقانونی همکاری کردهاند، که این امر وضعیت مالی حوثیها را آسیبپذیر میسازد.
با محدود شدن زنجیره تأمین تجهیزات و تضعیف مالی، این گروه احتمالاً به دیگر منبع رانتخیز یمن—نفت—جذب خواهد شد. اگر حوثیها نتوانند راه دیگری برای تأمین سلاح پیدا کنند، مجبور خواهند شد از قابلیتهای تهاجمی خود صرفنظر کنند و به موضع دفاعی در سرزمینهای کوهستانی خود محدود شوند. تنوع به دیگر منبع رانتخیز یمن احتمالاً به گروه کمک خواهد کرد تا وضعیت مالی خود را تثبیت کند. یمن دارای ذخایر طبیعی نفت قابل توجهی است و اگرچه جنگ داخلی ظرفیت تولید آن را کاهش داده است، اما هنوز هم درآمد قابل توجهی را فراهم میکند.
شورای رهبری سیاسی (PLC) و قبایل محلی در حال حاضر منابع نفتی یمن را کنترل میکنند. شورای انتقالی جنوبی (STC)، یکی دیگر از گروههای درگیر در جنگ داخلی یمن، در اواخر سال 2025 بخش زیادی از کشور، از جمله میادین نفتی را تصرف کرد. با این حال، در اوایل سال 2026، عربستان سعودی از PLC در بازپسگیری سرزمین حمایت کرد و امارات متحده عربی، حامی STC، از درگیری خارج شد.
کلید این درگیریها، جغرافیا بود. میادین نفتی یمن در دشتهای خشک و فلاتهای مسطح واقع شدهاند. طبیعت باز این سرزمینها به حملات هوایی عربستان اجازه داد تا هرگونه قابلیت STC در منطقه را تضعیف کند. با تضعیف این گروه، PLC توانست سرزمینهای از دست رفته را دوباره تصرف کند، STC را از درگیری خارج کند و کنترل را تجمیع کند. در حالی که حوثیها قابلیتهای بسیار بیشتری نسبت به STC دارند، این درگیری دوباره به جغرافیا بستگی خواهد داشت.
حوثیها در شمال شرق کوهستانی کشور به خوبی فعالیت میکنند و عمدتاً از حملات هوایی قدرتهای بزرگ و منطقهای در امان هستند. با این حال، میدانهای نفتی کشور از این سطح حفاظت برخوردار نیستند و حوثیها تواناییهای دفاع هوایی محدودی دارند. هرگونه درگیری بین حوثیها و PLC خارج از کوهها احتمالاً به نفع PLC خواهد بود، به شرطی که از نیروی هوایی عربستان سعودی حمایت شود.
[caption id="attachment_22731" align="alignleft" width="1024"]
مردی بر روی ویرانههای یک ساختمان که در حملات هوایی ایالات متحده در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۲۵ در صنعا، یمن، تخریب شده است، نشسته است. محمد حمود/گتی ایمیجز
استراتژی کاهش حمایت ایرانی
چگونه ایالات متحده میتواند تهدید حوثیها را کاهش دهد
حوثیها پس از جنگ ایران آسیبپذیر خواهند بود و ایالات متحده باید اقدام کند. ایالات متحده در منطقه یک متحد نزدیک دارد که به شدت در این موضوع سرمایهگذاری کرده و همراستا است: پادشاهی عربستان سعودی. ریاض تقریباً دو دهه است که تلاش میکند تهدید حوثیها را به حداقل برساند، با همکاری شرکای خود علیه این گروه فعالیت کرده و منابعی را در یمن سرمایهگذاری کرده است. سرمایهگذاریهای آن علیه این گروه به دو دلیل ناموفق بوده است: تابآوری حوثیها بسیار قوی بوده و ائتلاف دولت مورد شناسایی بینالمللی بسیار متلاشی شده است.
با حمایت حامی خود، حوثیها با تابآوری بالایی عمل کردهاند، در حالی که PLC در تشکیل یک دیوار دفاعی منسجم دچار مشکل بوده است. این شورا یک ائتلاف سست بوده و متلاشی شده و مجبور به رقابت با STC بوده است. پس از جنگ ایران در سال ۲۰۲۶، این پارادایم احتمالاً تغییر خواهد کرد. حوثیها آسیبپذیر خواهند بود، در حالی که PLC به دلیل حاشیهنشینی STC ظرفیت بیشتری خواهد داشت.
ایالات متحده باید از کمپینهای قبلی علیه حوثیها درس بگیرد و با عربستان سعودی همکاری کند تا از PLC حمایت کرده و تواناییهای اقتصادی این گروه را کاهش دهد. کمپینهای هوایی قبلی علیه حوثیها ناموفق بودهاند و با وجود کاهش تواناییهای تهاجمی حوثیها، توپوگرافی سرزمین اصلی آنها هنوز هر کمپین هوایی خالصی را غیرموثر میسازد. برای کاهش مؤثر تواناییهای حوثیها، ایالات متحده باید:
۱-تقویت اشتراکگذاری اطلاعات: ایالات متحده باید اشتراکگذاری اطلاعات خود را با عربستان سعودی در مورد حوثیها گسترش دهد. در حالی که ساختار فرماندهی حوثیها بسیار پایدار است، اطلاعات با کیفیت، کارایی حملات هوایی عربستان را در دشتها و فلاتهای خشک کشور افزایش خواهد داد و تواناییهای این گروه را به شدت کاهش خواهد داد.
2-تقویت حمایت از شرکا: برای تقویت پارادایم معکوس PLC و حوثیها، ایالات متحده باید با عربستان سعودی همکاری کند تا PLC را تقویت نماید. عربستان سعودی به شدت به دنبال کاهش بیثباتی در مرز جنوبی خود است که توسط حوثیها تحریک میشود و با فروش تجهیزات به عربستان سعودی، ایالات متحده به یک شریک ثروتمند منطقهای اجازه میدهد تا هزینهها را تأمین کند.
3-قرار دادن شرایط بر حمایت از PLC: حمایت ایالات متحده باید مشروط به رعایت قوانین بینالمللی جنگ توسط عربستان و PLC باشد. یمن با قحطی دست و پنجه نرم کرده و از جنگ داخلی ویران شده است. خسارت بیش از حد به جمعیت غیرنظامی یا زیرساختها میتواند جامعه بینالمللی را علیه شرکای منطقهای برانگیزد و قدرتهای آنها را کاهش دهد. برای اطمینان از اینکه این اتفاق نیفتد، ایالات متحده باید حمایت خود را مشروط کند.
4-فشردهسازی استفاده از استیبلکوینها: ایالات متحده باید بر روی معاملات استیبلکوین گروه تمرکز کند و هر سکهای که به گروه وابسته است را ضبط و مسدود کند. فشار بیشتر بر استفاده گروه از استیبلکوینها احتمالاً آنها را به استفاده از جایگزینها سوق خواهد داد—جایگزینهایی که با معایب قابل توجهی در معاملات همراه هستند. استیبلکوینهایی که بدون صادرکننده هستند، مستعد از دست دادن ناگهانی ارزش، دشواری در استفاده برای معاملات و قابلیت ردیابی عمومی هستند. از سوی دیگر، ارزهای دیجیتال سنتی، بدون پیوند و بسیار نوسانی هستند و آنها را به ارزی درجه دوم برای انجام معاملات تبدیل میکند. دلسرد کردن حوثیها از استفاده از Tether یا هر استیبلکوین شناساییشده دیگر—از طریق همکاری با صادرکنندگان برای مسدود کردن و ضبط سکهها—ظرفیت مالی گروه را در زمانی که بیشتر به آن نیاز دارد، کاهش خواهد داد.
این توصیهها به این واقعیت اشاره دارد که جنبش حوثی، که مانعی برای تجارت آزاد و عاملی برای بیثباتی در منطقه دریای سرخ است، در مقایسه با سالهای گذشته آسیبپذیرتر خواهد بود. ایالات متحده و شرکای منطقهای آن فرصتی برای محدود کردن این گروه دارند و میتوانند پیشرفتهای معناداری در راستای تثبیت یک مسیر تجاری کلیدی و منطقهای که در آن افراطگرایی اسلامی گسترش مییابد، داشته باشند. در حالی که حوثیها آسیبپذیر خواهند بود، این گروه بسیار خلاق و سازگار است و هر پنجرهای از فرصت محدود است. اگر ایالات متحده به چشمانداز استراتژیک جدید سازگار نشود، حوثیها این کار را خواهند کرد.

