یک توافق هستهای که تهران را تأمین مالی میکند در حالی که قدرتمندترین نیروی نیابتی آن را نادیده میگیرد، دیپلماسی نیست—این یک پیشپرداخت برای جنگ بعدی لبنان است. هر توافق موفقی با ایران باید بهطور مستقیم به شبکههای مالی و نظامی حزبالله بپردازد. بدون این ارتباط، توافق با ایران در معرض خطر تبدیل شدن به مکانیزمی است که لبنان را در بیثباتی دائمی و اجبار خارجی قفل میکند.
توافق با ایران نمیتواند حزبالله را نادیده بگیرد
با ظهور گزارشها، حتی در میان حملات مجدد ایالات متحده به ایران، که واشنگتن و تهران ممکن است به توافق دیگری نزدیک شوند، توجه بهطور چشمگیری بر سطوح غنیسازی اورانیوم، کاهش تحریمها، امنیت دریایی و بازگشایی جریانهای انرژی از طریق خلیج فارس متمرکز شده است. اما یک خطر خطرناک وجود دارد که بعد destabilizing قدرت منطقهای ایران ممکن است بار دیگر بهعنوان یک بعد ثانویه تلقی شود: شبکه نیروهای نیابتی مسلح آن، که حزبالله در صدر آنها قرار دارد.
امروز، یک تلاش شکننده از سوی ایالات متحده برای کمک به تثبیت لبنان و کاهش خطر جنگ منطقهای فاجعهبار دیگر وجود دارد. زمانبندی نمیتواند بحرانیتر باشد. هر توافقی که به تهران تسهیلات مالی قابل توجهی ارائه دهد در حالی که نتواند بهطور معناداری جریان پول، سلاح و حمایت عملیاتی به حزبالله را محدود کند، در معرض خطر تضعیف یکی از معدود فرصتهای بالقوه سازندهای است که در حال حاضر در خاورمیانه در حال ظهور است.
چرا لبنان اکنون به توافق با ایران نیاز دارد
برای اولین بار در دههها، لبنان و اسرائیل در حال گفتوگوهای مستقیم تحت میانجیگری فعال ایالات متحده هستند. این روند شکننده باقی مانده و از صلح فاصله دارد. عملیاتهای اسرائیلی در بخشهایی از کشور بدون وقفه ادامه دارد. حزبالله هنوز مسلح و بهطور عمیق ریشهدار است. جنوب لبنان اکنون ویران شده است. اما دیپلماسی با وجود تمام موانع به جلو میرود و فرصتی باریک برای تغییر مسیر لبنان از تشدید دائمی به سمت یک چارچوب ساختاریتر برای ثبات ایجاد میکند.
این فرصت به یک مسئله کلیدی بستگی دارد: آیا دولت لبنان میتواند بهتدریج اقتدار را از یک سازمان مسلح که برای دههها خارج از کنترل دولت عمل کرده است، بازپس گیرد. در اینجا، مسئله نیابت ایران غیرقابل اجتناب میشود.
حزبالله تنها یک همپیمان ایرانی نیست: بلکه جواهر تاج شبکه منطقهای تهران است، پیشرفتهترین، به شدت مسلح و سیاسیترین بازیگر غیر دولتی در خاورمیانه. زیرساخت نظامی، شبکههای مالی و خودمختاری استراتژیک آن به ایران این امکان را میدهد که نفوذ خود را فراتر از مرزهایش گسترش دهد در حالی که انکارپذیری معقول را حفظ میکند.
آزمایش نیابتی توافق ایران
به همین دلیل است که پرونده هستهای و تلاشها برای محدود کردن برنامه هستهای ایران نمیتوانند بهطور تمیز از ساختار منطقهای وسیعتر ایران جدا شوند. هر توافقی که بر غنیسازی تمرکز کند در حالی که شبکههای مالی، نظامی و نیابتی که تهران از طریق آنها نفوذ منطقهای خود را گسترش میدهد، دستنخورده باقی بمانند، خطر کاهش تهدید هستهای را در حالی که زیرساخت منطقهای که بیثباتی را حفظ میکند، تقویت میکند، به همراه دارد.
سقوط لبنان ناشی از دههها فساد، سوءمدیریت مالی و زوال نهادها بود. با این حال، هیچ تلاش جدی برای بازگرداندن اقتدار دولتی، بازسازی اقتصاد یا جذب سرمایهگذاری پایدار و بلندمدت نمیتواند موفق شود در حالی که یک ساختار نظامی و مالی موازی به فعالیت خود خارج از اقتدار دولت لبنان ادامه میدهد. این موضوع از نظر اقتصادی نیز صادق است.
نقطه کور مالی توافق ایران
لبنان در حال حاضر در تلاش است تا یک بخش بانکی فروپاشیده را بازسازی کند، شفافیت را احیا کند، مالیاتهای غیرقانونی را محدود کند و گسترش یک اقتصاد نقدی عظیم که در میان فروپاشی نهادها و دور زدن تحریمها شکوفا شده است را معکوس کند. دولت لبنان و شرکای بینالمللی متعهد به تقویت نیروهای مسلح لبنان، احیای کنترل مرزی و تقویت مشروعیت نهادهای دولتی هستند.
یک بادآورده مالی بزرگ برای تهران همه اینها را در معرض خطر قرار میدهد. حتی اگر وجوه بهطور مستقیم به حزبالله منتقل نشود، نقدینگی قابل تبدیل است. افزایش درآمدهای نفتی ایران، کاهش تحریمها یا دسترسی به داراییهای مسدود شده بهطور حتم موضع منطقهای وسیعتر تهران را تقویت کرده و توانایی آن را برای حفظ همان شبکههایی که واشنگتن ادعا میکند میخواهد محدود کند، افزایش میدهد.
خطر این است که نه تنها حزبالله میتواند از نظر نظامی قویتر شود، بلکه کشور بار دیگر در وضعیتی معلق بین جنگ و صلح، حاکمیت و فروپاشی گرفتار میشود و به طور دائمی در معرض اجبار و دستکاری خارجی قرار میگیرد. چنین نتیجهای تنها بحران بعدی را به تعویق میاندازد.
لبنان بدون اصلاح توافق ایران شکست میخورد
واشنگتن سالها تلاش کرده است تا حزبالله را از طریق تحریمها، اقدامات ضد پولشویی، فشار بر شبکههای مالی غیرقانونی و حمایت از نهادهای دولتی لبنان مهار کند. اگر یک توافق منطقهای گسترده بهطور ناخواسته اکسیژن مالی را به همان ساختارهایی که این سیاستها برای تضعیف آنها طراحی شدهاند، بازگرداند، این تناقض غیرقابل انکار خواهد شد.
بنابراین، هر توافق جدی باید فراتر از توهمی حرکت کند که ثبات منطقهای میتواند در حالی که ساختارهای نیابتی دستنخورده باقی بمانند، اتفاق بیفتد. حداقل، یک توافق آینده باید شامل مکانیزمهای قابل اجرا برای محدود کردن انتقال سلاح، مختل کردن شبکههای دور زدن تحریم، محدود کردن کانالهای مالی به شبکه گروههای مسلح ایران و تقویت نهادهای دولتی آسیبپذیر در برابر نفوذ ایرانی باشد.
در غیر این صورت، واشنگتن در معرض تکرار یک چرخه آشنا قرار میگیرد که در آن کاهش تنش موقت را تأمین میکند در حالی که همان ساختارهای منطقهای را تقویت میکند که بیثباتی را در زمین ایجاد میکنند. و لبنان، شاید بیشتر از هر جای دیگری، عواقب آن را خواهد پرداخت.

