وحشت فزاینده بحران سودان نیازمند یک تغییر فوری و قاطع در استراتژی جهانی است، به دور از محکومیتهای منفعل و به سمت مداخله مالی و لجستیکی تهاجمی. در حالی که نهادهای دیپلماتیک سنتی توافقات بیخاصیتی ارائه میدهند، ساختار واقعی این درگیری بر پایه خطوط تأمین فرامرزی و مصونیت مطلق حامیان دولتی خارجی بنا شده است.
متوقف کردن این مسیر فاجعهبار نیازمند آن است که جامعه بینالمللی فراتر از علائم سطحی جنگ در سودان حرکت کند و به طور مستقیم خطوط حیات خارجی را که جنگ طولانیمدت را به یک کسبوکار سودآور برای هر دو جناح داخلی تبدیل کرده، از بین ببرد.
جنگ در سودان به طور خارجی پایدار است
سه سال از آغاز درگیری بین دو مرکز قدرت مسلح در سودان میگذرد: نیروهای مسلح سودان (SAF) و نیروهای پشتیبانی سریع (RSF). این جنگ یک بحران انسانی ایجاد کرده است که به گفته سازمان ملل، بدترین بحران در جهان است و ۱۴ میلیون نفر آواره شدهاند.
چرا جنگ ادامه دارد؟ اگرچه ریشههای آن داخلی است، اما بازیگران غیرسودانی هستند که جنگ را زنده نگه داشتهاند. سلاحهای تأمینشده از خارج و خطوط لجستیکی فرامرزی ظرفیت میدان نبرد هر دو طرف SAF و RSF را حفظ کردهاند. این حمایت محاسبات هر طرف را شکل میدهد و ادامه جنگ را منطقیتر از یک خروج مذاکرهای به نظر میآورد.
این تشخیص به طور فزایندهای توسط سیاستگذاران و دیپلماتها بیان میشود. با این حال، یک استراتژی بینالمللی منسجم برای مختل کردن جریانهای سلاح و تأمین مالی به سودان هنوز شکل نگرفته است.

گسترش ژئوپلیتیکی تغییر دینامیکهای جنگ در سودان
کنفرانس برلین در آوریل ۲۰۲۶ این شکست را به وضوح نشان داد. این کنفرانس ۱.۵ میلیارد یورو تعهدات انسانی را به همراه داشت. و اصول برلین برای سودان، صریحترین فراخوان چندجانبه تا کنون برای حامیان خارجی است تا حمایت خود را از SAF و RSF متوقف کنند. اما این اصول احتمال کنترل این طرفهای درگیر بر انتقال سودان به صلح را رد نکرد. همچنین از نام بردن از حامیان خارجی آنها خودداری کرد. این اصول هیچ توصیهای در مورد چگونگی مختل کردن خطوط تأمین سلاح ارائه نداد و هیچ هزینه واقعی بر روی تسهیلکنندگان جنگ تحمیل نکرد.
گروه چهارگانه – شامل ایالات متحده، مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، که هدف آن رهبری تلاشها برای پایان دادن به جنگ است – عملکرد بهتری نداشته است. نقشه راه آن در سپتامبر هیچ مکانیزم اجرایی نداشت و قبل از اینکه مورد آزمایش قرار گیرد، توسط نیروهای مسلح سودان رد شد.
این موضوع نشاندهنده نارسایی ساختاری گروه چهارگانه است: امارات و مصر متهم به تسهیل درگیریهای طرفهای جنگ سودان هستند، اما انتظار میرود که نقش رهبری در تلاشها برای تأمین آتشبس ایفا کنند.
صرفنظر از این ناکامیها، ایالات متحده و شرکای آن ابزارهای لازم برای فشار به کسانی که جنگ را شعلهور میکنند دارند تا به تعهدات خود برای پایان دادن به آن عمل کنند. آنچه که کمبود دارد، اراده است.
خطوط تأمین تسلیحات خارجی نقش امارات در تداوم جنگ از همه مهمتر و مستندتر است. یک تحقیق از وال استریت ژورنال، مستندات میدانی عفو بینالملل و گزارشهای کارشناسان سازمان ملل همه ادعا میکنند که امارات تسلیحات، از جمله سیستمهای پیشرفته پهپاد چینی، به نیروهای مسلح سودان منتقل کرده است. ابوظبی به شدت ادعاهای حمایت از نیروهای مسلح سودان را رد کرده و هیچ تنبیه رسمی را تجربه نکرده است.
از سوی دیگر، گزارشها حاکی از آن است که ترکیه سیستمهای پهپاد نوع بایراکتار را با هزینه دیپلماتیک تقریباً صفر به نیروهای مسلح سودان تأمین کرده است (ترکیه تأمین پهپاد به نیروهای مسلح سودان را بهطور مستقیم انکار میکند). ایران نیز متهم به تأمین پهپاد به نیروهای مسلح سودان است – چیزی که نیروهای مسلح سودان آن را انکار میکنند.
یک چیز مسلم است: حملات پهپادی در سودان افزایش یافته و بیش از 80 درصد از حداقل 880 مرگ غیرنظامی مستند شده بین ژانویه و آوریل 2026 را شامل میشود.
همدستی منطقهای در تشدید جنگ در سودان
اما بررسی این تأمینکنندگان غیرآفریقایی نقش بازیگران منطقهای در تداوم جنگ را پنهان کرده است.
مصر بهطور علنی از تمامیت ارضی سودان حمایت میکند در حالی که از نیروهای مسلح سودان حمایت مینماید – و شبکههای کالایی خود را در اقتصاد جنگ نیروهای مسلح سودان ادغام کرده است. همچنین گزارش شده که یک پایگاه پهپاد در منطقه مرزی اوئینات با لیبی و سودان تأسیس کرده است. این میتواند نشانهای از درهمتنیدگی فزاینده در این درگیری باشد.
گزارشها حاکی از آن است که اریتره میزبانی و آموزش شبهنظامیان حامی نیروهای مسلح سودان را در شرق سودان انجام داده و به ارتش کمک کرده تا سال گذشته مرکز سودان و خارطوم را از نیروهای مسلح سودان بازپسگیرد. در همین حال، اتیوپی گزارش شده که اجازه داده تا از سرزمینش برای آموزش جنگجویان نیروهای مسلح سودان استفاده شود. و در این ماه، نیروهای مسلح سودان اتیوپی – و امارات – را به ارتباط با حمله پهپادی به فرودگاه بینالمللی خارطوم متهم کردند: هر دو کشور دخالت را انکار کردند.
اتیوپی همچنین در شورای صلح و امنیت اتحادیه آفریقا (PSC) به همراه اوگاندا قرار دارد – که نیروهای مسلح سودان (SAF) آن را به حمایت از نیروهای واکنش سریع (RSF) متهم میکنند: رئیسجمهور اوگاندا، یوری موسوینی، اوایل امسال با فرمانده RSF معروف به «حمیدتی» دیدار کرد. این وضعیت باعث میشود که PSC به طور ساختاری قادر به پاسخگویی به هیچ یک از طرفین درگیر در جنگ نباشد.
کشورهای دیگر نیز نقشهای قابل توجهی دارند. سازمان ملل تأیید میکند که از خاک لیبی برای تسهیل حرکتهای مرزی جنگجویان، سلاحها و تجهیزات به RSF استفاده شده است. و سازمان ملل خطوط تأمین مشابهی را از طریق چاد شناسایی میکند. اوایل امسال، کنیا نمایندگان RSF را در نایروبی میزبانی کرد و به آنها اجازه داد تا تشکیل یک دولت موازی را اعلام کنند. SAF کنیا را به حمایت از RSF متهم میکند اما رئیسجمهور ویلیام روتو به شدت این ادعاها را رد میکند.
این جنگ منطقی تجاری ایجاد کرده است که اکنون خودکفا شده است. چتم هاوس مستند کرده است که طلا به عنوان پیوند دهنده جنگ عمل میکند و از طریق کریدورهای غیررسمی در شرق آفریقا از سودان خارج میشود، با سودان جنوبی به عنوان یک گره لجستیکی کلیدی برای RSF.

جنگ در سودان نیازمند دپروکسیفیکیشن است
آنچه سودان اکنون به آن نیاز دارد «دپروکسیفیکیشن» است: پایان فرآیندهایی که در آن بازیگران خارجی جنگ را تغذیه میکنند، با SAF و RSF به عنوان نمایندگان آنها عمل میکنند. این باید شامل مختل کردن هماهنگ هر مسیر تسلیحاتی، محموله طلا و کریدور لجستیکی باشد که جنگ را زنده نگه میدارد.
ایالات متحده بزرگترین نفوذ را دارد اما هنوز تمایلی به استفاده از آن نشان نداده است. تحریمها میتوانند هزینههای واقعی را برای امارات متحده عربی به خاطر حمایت از RSF تحمیل کنند. اما واشنگتن به راحتی چنین اقدامی را انجام نخواهد داد: این کشور روابط خوب با امارات را برای موفقیت سیاست خود در مورد غزه، ایران و توافقات ابراهیم ضروری میداند.
دولت ترامپ باید به طور جدی به واگذاری پرونده سودان به معاون رئیسجمهور جی دی ونس فکر کند. هم تام پریلو (فرستاده ویژه رئیسجمهور بایدن) و هم مسعد بولوس (مشاور ارشد ترامپ در امور عربی و آفریقایی) در ابوظبی وزن کافی نداشتهاند. ونس احتمالاً به طور جدیتری مورد توجه قرار خواهد گرفت، زیرا دیپلماسی پنهانی با ریسک بالا در مورد جنگ ایران را انجام داده است. او توجه رسانههای بینالمللی را به جنگ جلب خواهد کرد. و به عنوان معاون رئیسجمهور، او قدرت بیشتری برای هماهنگی اقدامها در وزارت خزانهداری ایالات متحده، وزارت امور خارجه و دیگر نهادها دارد.

تحریمهای جهانی در حال مختل کردن جریان جنگ در سودان
اما واشنگتن نمیتواند به تنهایی عمل کند. بریتانیا باید تحریمها را بر روی تأمینکنندگان سلاح، واسطههای مالی و بازرگانان طلا که نامگذاری شدهاند، هدف قرار دهد و این کار باید با نظارت همراه باشد. در عین حال، اتحادیه اروپا باید محدودیتهای بانکی را بر روی واسطههایی که اقتصاد جنگ سودان را حمایت میکنند، تشدید کند. چنین اقدام هماهنگی هم بازدارندگی و هم اهرم ایجاد خواهد کرد. عمل به صورت جداگانه نتیجه چندانی نخواهد داشت.
اتحادیه آفریقا باید خود را با تلاشهای بینالمللی گستردهتر هماهنگ کند. کمیسیون اتحادیه آفریقا به تازگی دو رئیسجمهور سابق با تجربه در امور شاخ آفریقا – جکایا کیکوتی و اولوسگون اوباسانجو – را منصوب کرده است، اما هیچکدام مسئولیت مستقیم برای سودان ندارند. اتحادیه آفریقا باید مأموریت کیکوتی را گسترش دهد تا سودان و سودان جنوبی، دو درگیری مرزی مرتبط با جریانهای سلاح، جنگجویان و طلا را پوشش دهد. در غیر این صورت، باید یک فرستاده خاص برای سودان با درجهای مشابه منصوب کند که مأموریتش مقابله با تسهیلکنندگان آفریقایی به طور مستقیم و تعامل با پایتختهای خلیج فارس با یک استراتژی منسجم اتحادیه آفریقا باشد.
فقط شناسایی مشکل مداخله خارجی در جنگ سودان یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه جایگزینی برای آن بوده است. مردم سودان نمیتوانند یک سال دیگر از سردرگمی جامعه بینالمللی را تحمل کنند.
بدون اقدام متحد بینالمللی برای تحمیل یک انتقال دموکراتیک، آن کشورهایی که جنگ را تغذیه میکنند به ترویج برخی باورها ادامه خواهند داد: اول، اینکه پیروزی واضح برای یک طرف – یا حتی تقسیم – تنها نتیجه واقعی در سودان است. و دوم، اینکه این نتیجه باید بر اساس منافع ملی خودشان شکل بگیرد. ایالات متحده، اتحادیه آفریقا و دیگر بازیگران بینالمللی باید اقدام کنند تا این محاسبه را بشکنند و انتقال دموکراتیک را به تنها راهحل شناختهشده بینالمللی تبدیل کنند – و با ایجاد هزینه واقعی برای موانع در این مسیر.

