محاسبات استراتژیک کرملین اولویت را به تنشهای منطقهای پایدار به جای صلح قطعی میدهد، زیرا درگیری ایالات متحده و ایران منافع مالی و ژئوپلیتیکی فوری را به همراه دارد. در حالی که آتشبس پایدار میتواند به درآمدهای کلان مسکو از بازارهای ناپایدار نفت آسیب برساند، هرج و مرج کنونی اطمینان میدهد که وابستگی تهران به حمل و نقل و حمایت نظامی روسیه روز به روز عمیقتر میشود. این درگیری ایالات متحده و ایران به طور مؤثری توجه غرب را به اوکراین معلق نگه میدارد و ایران را در یک کریدور وابستگی در سراسر دریای خزر قفل میکند.
درگیری ایالات متحده و ایران و درآمد نفتی
عدم قطعیت جاری در خاورمیانه به مسکو این امکان را میدهد که هم نفوذ خود را در تهران افزایش دهد و هم از منافع مالی ناشی از افزایش قیمت نفت بهرهمند شود.
پایان جنگ بین ایالات متحده و ایران خبر خوبی برای مسکو نخواهد بود. افزایش قیمت نفت ناشی از درگیری به روسیه کمک کرد تا برخی از مشکلات مالی خود را حل کند و کاهش هزینههایی که در غیر این صورت اجتنابناپذیر به نظر میرسید را به تعویق انداخت. این درگیری همچنین توجه جهان را از اوکراین منحرف کرده و جریان تسلیحات ایالات متحده به کییف را مختل کرده است.
در حال حاضر، با این حال، تمام توافقات بین واشنگتن و تهران مقدماتی بوده یا به سرعت فروپاشیدهاند. این نوع هرج و مرج به نفع روسیه است. از همه مهمتر، کرملین نمیخواهد که دو طرف به یک توافق جامع دست یابند.
بدون شک، بزرگترین منفعت روسیه از جنگ در ایران افزایش قیمت نفت بوده است. در ماه مه به تنهایی، روسیه 175 میلیارد روبل (2.3 میلیارد دلار) درآمد اضافی از نفت و گاز دریافت کرد. اگرچه این مبلغ نمیتوانست کسری بودجه فزاینده روسیه را جبران کند، اما به این معنی بود که مقامات توانستند برخی از کاهشهای هزینه برنامهریزی شده را به تعویق بیندازند.

تغییرات تجاری در عمق درگیری ایالات متحده و ایران
اثر جنگ بر روابط روسیه و ایران، با این حال، تصویری مختلط را ارائه میدهد. از یک سو، روسیه مجبور شد ساخت نیروگاه هستهای بوشهر در ایران را متوقف کند و کارکنان خود را تخلیه کند. همچنین مجبور شد سایر پروژههای ساختمانی، از جمله راهآهن رشت–آستارا و نیروگاه سیریک را متوقف کند. از سرگیری کار در این سایتها به دلیل آسیبهای شدید زیرساختهای ایران پیچیده خواهد بود.
از سوی دیگر، اقدام نظامی و محاصره ایالات متحده، ایران را وادار کرده است تا همکاری خود را با روسیه در زمینههای دیگر افزایش دهد. تهران که قادر به استفاده کامل از بنادر خود در خلیج فارس نیست، به دنبال راههای دیگری برای دسترسی به جهان وسیعتر بوده است. یکی از این راهها، تجارت از طریق دریای خزر بوده است.
به گزارش نیویورک تایمز، ۲ میلیون تن گندم روسی که قبلاً از طریق دریای سیاه ارسال میشد، اکنون از طریق دریای خزر به ایران ارسال میشود. وزیر حمل و نقل روسیه اعلام کرده است که صادرات غلات به ایران تا کنون در سال ۲۰۲۶، ۸۱ درصد افزایش یافته است. و تمامی بنادر روسی در منطقه خزر از ژانویه تا مه، رکورد بالاترین گردش را تجربه کردهاند: در آستراخان و اولیا این رقم دو برابر شده، در حالی که در ماخاچکالا ۵۰ درصد افزایش یافته است.
در حالی که پتانسیل تجارت روسیه و ایران به دلیل مقدار نسبتاً کمی از کالاهایی که دو کشور میخواهند از یکدیگر خریداری کنند، محدود است، رشد ترافیک بار سیاسی برای مسکو یک پیروزی محسوب میشود. هرچه ایران تجارت خود را از خلیج فارس به دریای خزر هدایت کند، وابستگیاش به روسیه بیشتر میشود.

وابستگی به تسلیحات و درگیری ایالات متحده و ایران
وضعیت مشابهی در مورد فروش تسلیحات وجود دارد. در حالی که جنگ روسیه را به تأمینکننده اصلی ایران تبدیل نکرده است، موقعیت مسکو به طور قابل توجهی تقویت شده است. روسیه در حال حاضر قطعات پهپاد را به تهران تأمین میکند—از جمله قطعات مربوط به پهپادهای گرن-۲ که توسط مسکو بر اساس پهپادهای شاهد-۱۳۶ ایران توسعه یافتهاند. تمامی این تجارت از طریق دریای خزر انجام میشود، که ایران سعی دارد آن را به “جاده زندگی” تبدیل کند که غذا و تسلیحات را وارد کند.
آتشبس بین واشنگتن و تهران احتمالاً به معنای از دست دادن بزرگترین مزیت روسیه از درگیریها خواهد بود: افزایش قیمتهای انرژی. پس از اعلام یک توافق چارچوبی بین ایالات متحده و ایران در ۱۵ ژوئن، قیمتهای نفت خام کاهش یافت. این اتفاق دوباره در ۲۲ ژوئن رخ داد، زمانی که ایالات متحده تحریمها را معلق کرد و فروش نفت ایران را به مدت شصت روز مجاز دانست.
بدون شک، باز شدن تنگه هرمز و لغو تحریمهای ایالات متحده بر نفت ایران تأثیر بزرگی بر بازارهای انرژی خواهد داشت. به هر حال، این تحریمها از ابتدای دهه ۲۰۱۰ برقرار بودهاند (به جز بین توافق ایالات متحده و ایران در ۲۰۱۶ و کنار گذاشتن آن توافق توسط رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در ۲۰۱۸). اگر این تحریمها لغو شوند، ایران قادر خواهد بود نفت خام را به کشورهای مختلف در سراسر جهان تأمین کند—نه فقط چین.
قبل از اینکه ترامپ تحریمها را دوباره اعمال کند، ایران روزانه حدود ۲.۷ میلیون بشکه نفت صادر میکرد. در سالهای اخیر، صادرات سالانه آن حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز بود. البته، چنین حجمهایی برای شوک به بازار کافی نیست، اما حتی انتظارات برای بازگشت نفت ایران نیز فشار کاهشی بر قیمتها وارد میکند.
خطرات وابستگی در منازعه آمریکا و ایران
در گفتگوهای غیررسمی، وزارت خارجه روسیه دو استدلال علیه توافق ۲۰۱۵ بین ایران و ایالات متحده که تحت ریاستجمهوری باراک اوباما مذاکره شده بود، ارائه داد: از سرگیری صادرات نفت ایران و خطر گرایش بیشتر تهران به سمت غرب. دومی امروز به شدت غیرمحتمل است با توجه به آسیبهای ناشی از کمپین نظامی اخیر ایالات متحده و همچنین فروپاشی روابط با اتحادیه اروپا. همچنین سرمایهگذاران غربی عجلهای برای سرمایهگذاری در ایران نخواهند داشت حتی اگر بخش عمدهای از تحریمهای غربی لغو شود (خاطرات از آنچه در سال ۲۰۱۸ زمانی که ترامپ توافق اوباما را پاره کرد، بسیار تازه است).
با این حال، بازگشت درآمدهای قابل توجه صادرات نفت میتواند به تهران فرصتی برای بهبود موقعیت اقتصادیاش بدهد. حداقل، تهران میتواند به سرمایهگذاری آسیایی امیدوار باشد که تمایل بیشتری به همکاری با رژیمهایی مانند رژیم ایران دارد. و این بدان معناست که ایران قادر خواهد بود روابط اقتصادی خود را متنوع کند و وابستگی خود به روسیه را کاهش دهد.
در حالی که مذاکرات کنونی بین تهران و واشنگتن به نوعی نوسان داشته است، دو طرف موفق شدهاند نقشه راهی برای رسیدن به توافق نهایی توافق کنند، مکانیزمی برای کمک به دستیابی به آتشبس در لبنان ایجاد کنند، خط جلوگیری از حوادث برای تنگه هرمز راهاندازی کنند و تحریمهای ایالات متحده بر نفت ایران را لغو کنند.
در عین حال، وضعیت همچنان حساس باقی مانده است. جلسات لغو و به تعویق میافتند؛ در لبنان درگیریها به طور منظم از سر گرفته میشود؛ ترامپ به طور دورهای تهدید به حملات جدید میکند؛ و گزارشهای متعددی وجود دارد که تهران در حال از سرگیری محاصره تنگه هرمز است.
هرج و مرج ایدهآل در منازعه آمریکا و ایران
این نوع وضعیت آشفته—که در جایی بین حالت جنگ و حالت صلح قرار دارد—به شدت در منافع مسکو است. از یک سو، عدم قطعیت در خلیج فارس به این معنی است که قیمتهای نفت به شدت کاهش نخواهد یافت. از سوی دیگر، به نظر نمیرسد که این درگیری به جنگی تمامعیار تبدیل شود که بتواند منافع وسیعتر روسیه را آسیبپذیر کند (به خطر انداختن سرمایهگذاری در سایر کشورهای خلیج فارس و بیثبات کردن کشورهای همسایه در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی). حتی اگر تهران و واشنگتن موفق به دستیابی به یک توافق جامع شوند، تردیدها در مورد دوام آن تقریباً مطمئناً توسعه تماسهای ایرانی با غرب و بازگشت قیمتهای نفت به سطوح پیش از جنگ را مختل خواهد کرد.

