چشمانداز دیپلماتیک تعامل معاون رئیسجمهور جی دی ونس با ایران واقعیتی بسیار خطرناکتر را پنهان میکند: دولت میلیاردها دلار برای یک امتیاز رویهای که چندین دهه پیش بهطور قانونی الزامآور بود، پرداخت میکند. این توافق بازرسی ایران، در حالی که بهعنوان یک پیروزی جدید به تصویر کشیده میشود، تنها بستهبندی مجددی از تعهدات پیشین NPT است و آزمون واقعی این توافق بازرسی ایران نه در امضای تهران، بلکه در ظرفیت آن برای اجرای انطباق در سایتهای نظامی اعلامنشده نهفته است.
سابقه توافق بازرسی ایران هزینههای خطرناکی را تعیین میکند
معاون رئیسجمهور جی دی ونس مسئول مذاکرات با ایران در سوئیس درباره اجرای یادداشت تفاهم رئیسجمهور دونالد ترامپ با ایران در مورد برنامه هستهای آن است.
آنچه ونس بهعنوان یک پیروزی یا نشانهای از پیشرفت توصیف میکند، هیچچیز جز این نیست. بسیاری از منتقدان ترامپ تلاش میکنند تا با اشاره به اینکه ونس به سادگی بازرسیهایی را که قبل از خروج ترامپ از توافق هستهای ۲۰۱۵ انجام میشد، بازمیگرداند، امتیاز سیاسی کسب کنند.
اما مشکل عمیقتر است. بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نه در برنامه جامع اقدام مشترک، بلکه در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) ریشه دارد که هنوز بر ایران اعمال میشود. در واقع، دشواری IAEA در تضمین انطباق ایران با NPT بود که نخستین بار آن را وادار به ارجاع ایران به شورای امنیت سازمان ملل بیش از دو دهه پیش کرد و زنجیرهای را به راه انداخت که در نهایت به عملیات خشم حماسی منجر شد.

بار تاریخی توافق بازرسی ایران
آنچه ونس به عنوان یک پیروزی دیپلماتیک میبیند، زمانی که درک میشود که ایران اکنون میلیاردها دلار برای پذیرش چیزی که سالها پیش زمانی که پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (NPT) را امضا و بعداً تصویب کرد، دریافت میکند، از درخشش آن کاسته میشود. سوابق میتوانند هزینهبر باشند. با توجه به اینکه گسترش تسلیحات دوباره به یک خطر در سراسر منطقه تبدیل شده است، آیا ممکن است مصر، ترکیه یا عربستان سعودی بخواهند ۲۴ میلیارد دلار تحت سوابق ونس اخاذی کنند؟
حتی اگر عملگرایی به معنای پذیرش برخی جذابیتها برای ایران باشد، درک سطحی ونس از آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) باید نگرانی ایجاد کند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی برخی رهبران شایسته داشته است که، برخلاف دیگر سران آژانسهای سازمان ملل، از پنهان کردن حقایق ناخوشایند به دلایل دیپلماتیک خودداری کردهاند.
با این حال، مشکل در جزئیات نهفته است. مشکل با بازرسیهای IAEA این است که آنها محدود به سایتهای هستهای اعلام شده هستند. اگر ایران سایتی را اعلام نکند، IAEA نمیتواند آن را بازرسی کند. این موضوع حتی اگر اطلاعاتی از سوی آمریکا یا اسرائیل به فعالیتهای هستهای مشکوک در یک سایت مشکوک اشاره کند، صادق است.
درک ناقص از توافق بازرسی ایران
در واقع، در حالی که ونس به پذیرش موقت و نظری ایران از بازرسیهای IAEA به عنوان دستیابی به یک هدف نگاه میکند، او درک کمی از تاریخ ایران در ممانعت از IAEA و محدودیتهای خود آژانس دارد.
قبل از جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، رئیسجمهور عراق، صدام حسین، به طور مکرر بازرسیهای IAEA را معلق کرد که به عنوان مثال منجر به راهاندازی عملیات روباه صحرا توسط رئیسجمهور بیل کلینتون، یک کمپین بمباران چند روزه در سال ۱۹۹۸ شد.
در حالی که ونس ممکن است امیدوار به بهترینها باشد، امنیت ملی ایالات متحده نیاز به تعیین چگونگی جلوگیری از اتخاذ همان استراتژی توسط ایران و در صورت رفتن تهران به آن مسیر، چگونگی پاسخگویی دارد.
توافق بازرسی ایران نشاندهنده کوری استراتژیک است
دیپلماسی ایالات متحده در ضعیفترین حالت خود است زمانی که دولت معتقد است که شکستهای قبلی آن به عدم توانایی پیشینیان آمریکایی آن مربوط میشود نه به استراتژی و نهادهای رقبای آن. ونس ممکن است یک پیروزی آسان ببیند، اما یک قاعده کلی با دیپلماتهای ایرانی این است که اگر یک توافق آسان و کامل به نظر برسد، مشکلی یا درب تلهای وجود دارد که واشنگتن از آن غافل است.
به هر حال، آژانس بینالمللی انرژی اتمی را وارد کنید، اما توافق ونس پیروزی نیست مگر اینکه او بتواند توضیح دهد که اگر ایران بازرسیها را معلق کند یا بازرسان را اخراج کند، چه اتفاقی میافتد و چگونه ایالات متحده و آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایران را مجبور خواهند کرد تا سایتهای اعلامنشده و مشکوک خود را به بازرسیهای دقیق که همیشه قبلاً از آنها امتناع کرده، باز کند.

