کمبود موشکهای ایالات متحده شروع به تغییر محاسبات استراتژیک در چندین جبهه کرده و نقاط ضعف در مواضع دفاعی متحدان را که مدتها قبل از درگیری کنونی وجود داشته، نمایان کرده است. کاهش موجودیهای پاتریوت و تاد، همراه با زمانهای تولید چند ساله، شکاف عرضه و تقاضا را ایجاد میکند که نه واشنگتن و نه شرکای آن نمیتوانند به سرعت آن را پر کنند.
کمپین موشکی و پهپادی ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسرائیل و فرماندهی مرکزی ایالات متحده را وادار کرده است که در نرخهای بسیار بالاتر از ظرفیت جایگزینی، از سامانههای رهگیری استفاده کنند. در عین حال، متحدان اروپایی که به دلیل جنگ در اوکراین تحت فشار هستند، با تأخیر در تأمین مجدد و انتخابهای دشوار درباره پوشش دفاع هوایی خود مواجهاند. فشار ناشی از این وضعیت فراتر از لجستیک میدان نبرد فوری میرود. این امر نحوه ارزیابی متحدان از قابلیت اعتماد ایالات متحده، نحوه تفسیر آمادگی آمریکاییها توسط رقبایی مانند چین و روسیه و همچنین نحوه سنجش گزینههای امنیتی توسط شرکای کوچکتر در آفریقا و آمریکای لاتین را تغییر میدهد. بنابراین، کمبود موشکهای ایالات متحده تنها یک مشکل موجودی نیست؛ بلکه یک نشانگر ساختاری از این است که چگونه فرسایش طولانیمدت میتواند بازدارندگی را تضعیف کند.
در حالی که بیانیههای رسمی شدت کاهشهای گزارش شده را رد میکنند، تنش زیرین بین ذخایر محدود و تعهدات در حال گسترش، تأثیرات قابل توجهی بر تأمین، مدیریت اتحاد و وضعیت نیروها در سالهای آینده خواهد داشت. تقاطع سامانههای رهگیری با تقاضای بالا و ظرفیت تولید محدود، واشنگتن را در یک نقطه عطف عملیاتی و دیپلماتیک قرار میدهد.
چرا کمبود موشکهای ایالات متحده به اتحادها فشار میآورد
از فوریه، جنگ ایران بهطور گزارششده تا سهپنجم از ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت ایالات متحده و تا نیمی از ذخایر موشکهای ضد بالستیک تاد را کاهش داده است. کارشناسان برآورد میکنند که پر کردن کامل این ذخایر ممکن است سالها طول بکشد.
کاهش عرضه موشکهای دفاع هوایی بهطور گزارششده به یک عامل در بحثهای کاخ سفید درباره اینکه چقدر سریع و تحت چه شرایطی، دولت ترامپ باید با تهران توافق کند، تبدیل شده است. در عین حال، مقامات ایالات متحده گزارشهای مربوط به کاهش مهمات ناشی از جنگ ایران را بهعنوان “غلطفهمی” توصیف کردهاند.
آنچه متحدان اکنون باید بدانند
وضعیت مهمات ایالات متحده تأثیرات بسیار بیشتری فراتر از درگیری با ایران دارد. متحدان، شرکا و رقبای سراسر جهان در حال نظارت بر پاسخ به چندین سوال مهم هستند: آیا مهمات موجود به مکانهای دیگر منتقل خواهد شد؟ واشنگتن چگونه برای احتمال بروز بحرانهای دیگر قبل از بهبود کامل موجودیها آماده میشود؟ آیا کمبود فعلی مهمات بر درکهای بلندمدت درباره بازدارندگی و اعتبار نظامی ایالات متحده تأثیر خواهد گذاشت؟
پاسخها بسته به منطقه متفاوت است و با درگیریهای همزمان اضافی تشدید خواهد شد. بنابراین، ارزش دارد که به جایی نگاه کنیم که کمبود مهمات در حال حاضر محاسبات را تغییر میدهد و جایی که تأثیرات مهم آن ممکن است هنوز در پیش باشد.

خاورمیانه: آزمون فوری استقامت
در خاورمیانه، تأثیر شدید است زیرا ایالات متحده و شرکای آن در حال استفاده از سامانههای رهگیری هستند در حالی که حملات ادامه دارد.
از فوریه، کشورهای خلیج فارس هزاران حمله پهپادی و موشکی ایرانی را تحمل کردهاند و به شدت به دفاع هوایی و موشکی ایالات متحده وابستهاند. قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی همه از سامانههای دفاعی ساخت ایالات متحده، از جمله موشکهای پاتریوت، استینگر و تاد استفاده میکنند. کشورهای خلیج فارس همچنین به سامانههای تهاجمی ساخت ایالات متحده، مانند سامانههای موشکی راکتی با تحرک بالا (HIMARS) و سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) وابستهاند.
زمانی که ایران موج به موج موشکها و پهپادها را اوایل امسال ارسال کرد، کشورهای خلیج فارس به سامانههای رهگیری ساخت ایالات متحده روی آوردند تا از زیرساختهای حیاتی و مراکز جمعیتی محافظت کنند. در نتیجه، عربستان سعودی بهطور گزارش شده موجودی رهگیر PAC-3 MSE خود را حدود ۸۶ درصد کاهش داده است. و در حالی که در هفتههای اخیر حملات ایرانی کمتر شده است، تهدید به هر حال دوباره گسترش یافته است: یک حمله پهپادی حوثیها به پالایشگاه جازان عربستان سعودی در این ماه نشان میدهد که تقاضای فوری برای رهگیرها احتمالاً حتی اگر واشنگتن و تهران به توافق برسند، ادامه خواهد داشت.
رویکرد ایران هم ویرانگر و هم پرهزینه بوده است. این کشور یاد گرفته است که چگونه سامانههای ایالات متحده و خلیج فارس را با ترکیب موشکهای پیشرفته با پهپادهای ارزان که سرنگونی آنها هزینهبر است، تحت فشار قرار دهد. در حالی که مذاکرات را به درازا میکشد، تهران بهطور قطع آگاه است که موجودیهای مهمات ایالات متحده اکنون عاملی در توانایی واشنگتن برای ادامه مبارزه و دفاع از شرکایش است.
اسرائیل در منطقه یک مورد منحصر به فرد است اما با محدودیتهای مشابهی مواجه است. قابلیتهای دفاع موشکی بومی آن—از جمله Arrow 3، Arrow 2 و David’s Sling—به آن گزینههایی میدهد که سایر شرکای ایالات متحده در منطقه ندارند. با این حال، سامانههای رهگیر THAAD ایالات متحده در حملات ژوئن 2025 و همچنین در مراحل اولیه جنگ ایران برای دفاع از اسرائیل استفاده شدند.
کشورهای خلیج فارس در حال ارزیابی مراحل بعدی خود هستند. تلاشهای تنوع در ائتلاف، مانند توافقنامه دفاع مشترک مکه که هفته گذشته توسط عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، نشان میدهد که ریاض در تلاش است تا رهبری منطقهای خود را نشان دهد و وابستگی خود به ایالات متحده را کاهش دهد. اگرچه این توافق شامل انتقال تسلیحات یا تولید مشترک مهمات نمیشود، اما تلاشهای آن برای پیشبرد همکاریهای منطقهای، همراه با دوره طولانی تجدید مهمات ایالات متحده، میتواند کشورهای خلیج فارس را به دنبال چنین توافقاتی برای برطرف کردن کمبودهای دفاعی ترغیب کند.

اروپا: مسابقه برای بازسازی اول
جنگ تمامعیار روسیه علیه اوکراین، که اکنون در سال پنجم خود قرار دارد، بهطور قطع فشار زیادی به متحدان اروپایی وارد کرده است تا موجودیهای ناکافی مهمات را تحویل دهند. آلمان حدود یکسوم از سیستمهای پاتریوت خود را به اوکراین اهدا کرده است، در حالی که گزارشها حاکی از آن است که لهستان پنج رهگیر PAC-3 را به کییف منتقل کرده است. مادرید و آتن تحت فشار سایر پایتختهای اروپایی برای ارائه نسخههای قدیمیتر رهگیرهای خود به اوکراین قرار دارند. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، این هفته تأکید کرد که کشورش به شدت به رهگیرهای PAC-3 و PAC-2 نیاز دارد زیرا روسیه به حملات بیرحمانه موشکی بالستیک علیه غیرنظامیان اوکراینی و زیرساختهای حیاتی ادامه میدهد.
اگرچه سیستمهای دفاع هوایی و رهگیرها در هر دو جنگ مرکزی بودهاند، نیازهای اوکراین فراتر از سیستمهایی است که در خاورمیانه به وضوح کاهش یافتهاند. کییف همچنین به توپخانه، حملات دوربرد، زره، تواناییهای هوایی و دریایی نیاز دارد. با توجه به اینکه یک بررسی وضعیت نیروی اروپایی به رهبری پنتاگون در حال انجام است، سطح اضطراب در اروپا همچنان بالا باقی مانده است، حتی در حالی که شرکتهای دفاعی ایالات متحده و اروپا در تلاشند تا مسائل تولید و نوآوری را برای برآورده کردن نیازهای کنونی و آینده حل کنند.
هدف ناتو برای صرف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی بر روی دفاع تا سال ۲۰۳۵ بخشی از داستان مهمات است، زیرا این سؤال را مطرح میکند که آیا افزایش هزینهها به شرکتهای دفاعی آمریکایی یا اروپایی خواهد رفت. به عنوان مثال، آلمان در دو سال گذشته توانایی تولید مهمات را به طور قابل توجهی افزایش داده است، هرچند که تمرکز آن بر روی مهمات با کالیبر متوسط بوده است. کمیسیون اروپا به طور جداگانه خواستار این شده است که اروپا تا سال ۲۰۳۰ به وضعیت دفاعی کافی برسد، که به طور تقریبی با ارزیابیهایی همخوانی دارد که نشان میدهد روسیه ممکن است در موقعیت قویتری برای استفاده از زور علیه ناتو در پنج سال آینده باشد.
اینکه ایالات متحده نیز خود را در وضعیت بیش از حد گسترش یافته مییابد، ریاضیات و سیاست را برای پایتختهای اروپایی دشوارتر میکند، بسیاری از آنها نیازهای دفاع ملی را در اولویت قرار دادهاند. در آوریل، ایالات متحده به متحدان اروپایی خود از تأخیر در برخی تحویلهای مهمات به دلیل جنگ ایران اطلاع داد.
روسیه قطعاً در حال نظارت بر آنچه در هر دو طرف اقیانوس اطلس در حال وقوع است، میباشد. مسکو میداند که آنها نیز در برابر قوانین فیزیک در مورد عمق مهمات خود قرار دارند، اما سیاست کمبود را درک میکند. اگر ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده درست باشد که پوتین قصد دارد “عزم ناتو را آزمایش کند” در سالهای آینده، آنگاه زمان تجدید مهمات در هر دو طرف اهمیت دارد—و روسیه در تلاش است تا در حالی که در حال جنگ تمامعیار است، خود را دوباره تأمین مالی کند.

منطقه هند-پاسیفیک: یک مشکل میانمدت، مگر اینکه بحران تایوان زودتر پیش بیاید
سطوح موشکی ایالات متحده همچنین بحثهای جدیدی را درباره پیامدهای یک درگیری ممکن با چین دامن زده است. چنین درگیری احتمالاً نیاز به ترکیب متفاوتی از سلاحها خواهد داشت، به ویژه موشکهای دریایی، دور ایست و موشکهای هدایتشونده با دقت بلندبرد. اما موشکهای پاتریوت، تاد، SM-3 و SM-6 همچنان مورد نیاز خواهند بود اگر پکن بخواهد حمله یا محاصرهای به تایوان انجام دهد.
تایپه در حال حاضر فشار را احساس میکند. در ماه مه، هونگ کائو، سرپرست نیروی دریایی ایالات متحده اعلام کرد که بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری برنامهریزی شده برای تایوان به دلیل حفظ مهمات برای جنگ ایران به حالت تعلیق درآمده است، هرچند که وزارت امور خارجه ایالات متحده بعداً گفت که این بسته در حال بررسی است نه به حالت تعلیق درآمده.
اولویت اعلام شده دولت ترامپ برای متحدان در منطقه هند-پاسیفیک، خوداتکایی است و کره جنوبی و ژاپن به این درخواست به طور متفاوتی پاسخ دادهاند. کره جنوبی به یک تأمینکننده بزرگ تسلیحات جهانی تبدیل شده و در رتبه دهم جهان قرار دارد و به طور خاص بر فروش حجم بالای پرتابگرهای موشکی، تانکها و موشکها تمرکز کرده است. شرکتهای دفاعی کره جنوبی به لهستان، استونی، فنلاند، ترکیه و نروژ و دیگر متحدان و شرکای ایالات متحده فروش دارند.
از سوی دیگر، ژاپن در آوریل ممنوعیت طولانیمدت خود بر صادرات تسلیحات کشنده را لغو کرد و راه را برای گسترش صنعت دفاعی خود هموار کرد، در حالی که تنشها با چین و کره شمالی افزایش مییابد. با این حال، در حال حاضر، ژاپن به فروشهای نظامی خارجی ایالات متحده وابسته است در حالی که قابلیتهای بومی قویتری را ایجاد میکند. خرید برنامهریزی شده توکیو از چهارصد موشک تاماهاوک که قرار بود در سال ۲۰۲۸ تحویل داده شود، به دلیل نگرانیهای مربوط به موجودی ایالات متحده به تعویق افتاده است. برای کشورهایی مانند ژاپن، پایداری مهمات مدتها قبل از آغاز هرگونه درگیری منطقهای یک مسئله برنامهریزی بوده است.
چین برای بهرهبرداری از فشار نیاز ندارد که ایالات متحده از تسلیحات خالی شود. این کشور به تولید مهمات و تسلیحات پیشرفته ادامه میدهد و به ذخایر قابل توجه خود میافزاید. تا زمانی که زمانهای تجدید و تحویل ایالات متحده نامشخص باقی بماند، پکن احتمالاً به دنبال نقاط ضعف ایالات متحده خواهد بود و در مورد قابلیت اعتماد واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی تردید ایجاد خواهد کرد.

آفریقا و آمریکای لاتین: یک مسئله اعتبار بلندمدت
آفریقا و آمریکای لاتین عمدتاً در حاشیه بحث تسلیحات قرار دارند. اما کشورهای هر دو منطقه نظارهگر خواهند بود که ایالات متحده چقدر سریع ذخایر خود را بازسازی میکند و در این فرآیند چقدر به عنوان یک شریک برای فروشهای نظامی قابل اعتماد به نظر میرسد. این موضوع در حالی که چین به ارائه گزینههای جایگزین در برخی از دستههای تسلیحاتی و ترتیبات امنیتی ادامه میدهد، حائز اهمیت خواهد بود.
مصر، الجزایر، مراکش، نیجریه و آفریقای جنوبی همچنان بزرگترین هزینهکنندگان دفاعی در آفریقا هستند، هرچند با اولویتهای امنیتی و خرید متفاوت. اما ایالات متحده باید همچنین بر حفظ یا گسترش روابط دفاعی در کشورهایی مانند آنگولا، موزامبیک، غنا، نیجریه و حتی لیبی تمرکز کند تا به چالشهای امنیتی مشترک پرداخته و فرصتهای اقتصادی را با توجه به اهمیت ژئوپولیتیکی رو به رشد قاره ایجاد کند.
در عین حال، آفریقا در سطوح بالاتر نیز اهمیت دارد. از طریق چندین ابتکار و دستور اجرایی، دولت ترامپ تلاش کرده است تا شراکتهای خود در زمینه مواد معدنی حیاتی را عمیقتر کند. نئودیمیم، ایتریم و سایر عناصر نادر معمولاً در مغناطیسها برای تولید تسلیحات مانند PAC-3 استفاده میشوند. تقویت روابط ایالات متحده با کشورهایی که عناصر نادر را صادر میکنند، امروز هیچ کمبودی در تسلیحات را حل نخواهد کرد، اما میتواند به مرور زمان به ساخت تابآوری کمک کند.
در نیمکره غربی، قراردادهای دفاعی ایالات متحده به طور کلی کوچکتر از سایر مناطق بودهاند، اما هنوز هم برای اعتبار ایالات متحده اهمیت دارند. توافقات اخیر، از جمله قرارداد ۳.۴۲ میلیارد دلاری F-16 پرو و بسته نزدیک به ۹۵۰ میلیون دلاری آرژانتین برای تسلیح F-16های خود، نشانههای مهمی برای روابط ایالات متحده با شرکای آمریکای لاتین هستند در حالی که چین به کسب پایگاههای اقتصادی و سیاسی در سراسر منطقه ادامه میدهد.
کمبود موشکهای ایالات متحده شکلدهنده بازدارندگی بلندمدت
حتی در حالی که به گزارشهای کمبودهای جدی تسلیحات اعتراض میکند، دولت ترامپ اعلام کرده است که میخواهد “پایه صنعتی دفاعی” را “به شدت تقویت کند”. برای دستیابی به این هدف، ایالات متحده نیاز دارد تا یک پایه صنعتی دفاعی بسازد که بتواند در جنگهای امروز به متحدان و شرکا تسلیحاتی ارائه دهد و در عین حال برای بحران بعدی آماده شود. اعتبار استراتژیک ایالات متحده تا حدی به این بستگی دارد که آیا متحدان، شرکا و رقبای آن باور دارند که واشنگتن میتواند این شکاف تأمین را در یک زمانبندی استراتژیک مرتبط پر کند.

