ثبات ژئوپولیتیکی ایجاب میکند که قدرتهای دموکراتیک بهطور قاطعانه اجرای سیستماتیک اعدام مخالفان سیاسی را مجازات کنند و نه اینکه به امتیازات نظامی کوتاهمدت اولویت دهند. غفلت از این آزادیهای مدنی بنیادی در طول اجلاسهای دیپلماتیک با ریسک بالا بهطور مستقیم به خودکامگیها قدرت میبخشد، به این معنا که مسئولیتپذیری داخلی باید همواره با سیاست خارجی همزیستی داشته باشد هرگاه واشنگتن به نقض حقوق بشر در ایران میپردازد. اهرم ژئوپولیتیکی زمانی از بین میرود که پیمانهای استراتژیک بهطور سیستماتیک نادیده بگیرند که چگونه نقض حقوق بشر در ایران جنبشهای مقاومت دموکراتیک داخلی را سرکوب میکند.
نقض حقوق بشر در ایران مشهود است
موافقتنامه یادداشت تفاهم ایالات متحده با ایران برای پایان دادن به جنگ ایران، که همچنان مبنای مذاکرات برای توافق نهایی است که انتظار میرود این هفته از سر گرفته شود، میتواند در یک زمینه که تا کنون توجه کمی به آن شده است، اثرات بسیار مخربی داشته باشد: حقوق بشر. مقامات حقوق بشر سازمان ملل بهتازگی اشاره کردند: “این یادداشت تقریباً بهطور کامل بر خروج نظامی، بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات هستهای، کاهش تحریمها و یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری تمرکز دارد.”
“مردم ایران—که از هر دو نوع تهاجم نظامی خارجی و سرکوب داخلی به شدت رنج بردهاند—در این چارچوب بهسختی قابل مشاهده هستند.” در همین حال، مجمع پارلمانی شورای اروپا اعلام کرد که حقوق بشر بهطور کافی در دیپلماسی ایالات متحده با تهران مرکزی نبوده است. این مجمع استدلال کرد که “صلح و ثبات پایدار در ایران” در “غیاب احترام به حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون” بهدست نخواهد آمد.
این درست است، و ملاهای بیرحم تهران از بیتوجهی ایالات متحده بهرهبرداری کرده و سرکوب را بر مردم ایران تشدید کردهاند. آنها “مجازات اعدام” مخالفان سیاسی را “افزایش دادهاند”، هزاران “متهم به خیانت و جاسوسی” را دستگیر کرده، آنها را در شرایط سخت نگهداری کرده، اموال خانوادههایشان را تصاحب کرده، وثیقه را به حدی بالا تعیین کردهاند که مردم مجبور به فروش اموال خود شوند، اعترافات اجباری استخراج کرده و محاکمات نمایشی برگزار کردهاند.
مقابله با نقض حقوق بشر در ایران بهسرعت
سرکوب در ماههای پس از آن آغاز شد که رئیسجمهور دونالد ترامپ در ژانویه به شبکههای اجتماعی روی آورد و از شرکتکنندگان در اعتراضات سراسری به حقوق بشر و فرصتهای اقتصادی خواست تا “به اعتراضات ادامه دهند—نهادهای خود را تصرف کنند”، و وعده داد که “کمک در راه است.” او بعداً وعده داد که کسانی که معترضان را بکشند یا آزار دهند “بهای بسیار سنگینی خواهند پرداخت.” اما هیچ کمک مستقیمی از سوی ایالات متحده برای معترضان ارائه نشد. و اگرچه ایالات متحده بخش زیادی از رهبری تهران را در حملات هوایی بعدی خود نابود کرد، رژیم زنده ماند و رهبران جدید آن با انتقامگیری از معترضان و حامیانشان، آن را تقویت میکنند.
سؤال این است که آیا واشنگتن در برابر کشتار مردم تهران سکوت خواهد کرد. اگر چنین باشد، پیامدها نه تنها در ایران بلکه در کشورهای خودکامه در سرتاسر جهان میتواند عمیق باشد. با نادیده گرفتن سرکوب تهران در حین مذاکره برای یک توافق، واشنگتن نه تنها ایرانیهای محاصرهشده را ناامید خواهد کرد بلکه به مخالفان در دیگر نقاط نیز آسیب خواهد زد و به خودکامهها اجازه خواهد داد تا سرکوب را شدیدتر کنند. به مدت دههها، فعالان حقوق بشر در سرتاسر جهان به واشنگتن نگاه کردهاند تا از تلاشهای آنها حمایت کند و زمانی که واشنگتن این کار را کرده، آنها انرژی گرفتهاند. ناتان شارانسکی، به عنوان مثال، به یاد آورد که او و دیگر مخالفان در یک زندان شوروی زمانی که شنیدند رئیسجمهور رونالد ریگان، اتحاد جماهیر شوروی را “امپراتوری شر” نامیده است، بسیار هیجانزده شدند.
مقابله با نقض حقوق بشر در ایران منطقهای
چرا باید نگران باشیم؟ به دو دلیل. اول، رژیمهای خودکامه معمولاً فراتر از مرزهای خود تهاجمی هستند و به صلح منطقهای و ثبات جهانی تهدید میکنند. همانطور که فیزیکدان و فعال حقوق بشر شوروی، آندری ساکاروف، بیان کرد: “کشوری که به حقوق شهروندان خود احترام نمیگذارد، به حقوق همسایگان خود نیز احترام نخواهد گذاشت.”
دوم، آمریکاییها از جهانی آزادتر و دموکراتیکتر بهرهمند میشوند. ما از نظر اقتصادی از فرصتهای تجارت و سرمایهگذاری بهرهمند میشویم و از نظر امنیتی نیز به این دلیل که کشورهای دموکراتیک تقریباً هرگز با یکدیگر به جنگ نمیروند، سود میبریم. برای کسانی که نقش حیاتی واشنگتن در ترویج حقوق بشر از زمان جنگ جهانی دوم را درک میکنند، تصمیم ما برای دادن مجوز آزاد به تهران در مورد سرکوب کنونیاش بهویژه نامناسب است. ایالات متحده به زودی ۲۵۰مین سالگرد تولد خود را جشن خواهد گرفت که توجه جهانی را به اصول بنیادین آمریکا، صعود به قدرت جهانی و تلاشهای طولانیمدت برای ترویج حقوق بشر جلب خواهد کرد.
نقض حقوق بشر در ایران نادیده گرفته شده است
جشن ما، همانطور که فریدام هاوس گزارش میدهد، در میان بیستمین سال متوالی کاهش حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی در سراسر جهان برگزار خواهد شد، که باید الهامبخش ترویج بیشتر حقوق بشر از سوی واشنگتن باشد، نه کمتر. در دهه ۱۹۷۰، کنگره به بیتوجهی رئیسجمهور ریچارد نیکسون به ترویج حقوق بشر واکنش نشان داد و حقوق بشر را در سیاستگذاری خارجی ایالات متحده نهادینه کرد، بهعنوان مثال، با الزام وزارت امور خارجه به صدور گزارشهای سالانه دربارهٔ شیوههای حقوق بشر در کشورهای دیگر، withholding کمکها و سایر مزایا از کشورهای نقضکننده حقوق، و ایجاد پستهای جدید در وزارت امور خارجه برای تمرکز بر حقوق بشر در خارج.
اما همانطور که شارانسکی و دیگر مخالفان در سراسر جهان برای دههها روشن کردهاند، هیچ چیزی به اندازهٔ سخنان عمومی یک رئیسجمهور ایالات متحده در الهامبخشی به فعالان حقوق بشر برای ادامهٔ کارشان قدرتمند نیست.
زمانی که جنبش سبز در ایران پس از انتخابات تقلبی ریاستجمهوری ایران در سال ۲۰۰۹ شکل گرفت، رئیسجمهور باراک اوباما از ارائهٔ حمایت کامل ایالات متحده به این جنبش خودداری کرد و گفت که نمیخواهد ایالات متحده “بهعنوان مداخلهگر” در امور ایران دیده شود. با این حال، او از آن زمان گفته است که از آن تصمیم پشیمان است.
افشای نقض حقوق بشر در ایران بهطور سراسری
این تغییر موضع باید آموزنده باشد. حتی در حین مذاکره برای یک توافق با ایران، رئیسجمهور ترامپ نیز میتواند مسیر خود را تغییر دهد، بر نقضهای تهران نور ثابت بتاباند و ترویج حقوق بشر را در سطح جهانی تقویت کند.

