در مسیر یابی به سمت تکهتکه شدن ژئوپلیتیکی معاصر، مسیر قارهای احیا شده مسکو نمایانگر یک طرح حسابشده برای نمایش قدرت نامتقارن است. با کار کردن تحت محدودیتهای شدید کلان اقتصادی، کرملین بهطور موفقیتآمیزی یک معماری نفوذ چندلایه را به کار گرفته است که بهطور سیستماتیک هژمونی غرب را در کریدورهای کلیدی منطقهای به چالش میکشد. این استراتژی منسجم تضمین میکند که استراتژی روسیه در آفریقا بهطور بنیادی بهگونهای ساختاربندی شده است که استقرار حداقلی سرمایه را به دسترسی استراتژیک بلندمدت و با اهرم بالا تبدیل کند. با گنجاندن داراییهای امنیتی، انرژی و اطلاعات خود بهطور مستقیم در چارچوبهای حکومتی کشورهای آسیبپذیر، کرملین تضمین میکند که استراتژی روسیه در آفریقا بهعنوان یک وکتور دائمی و بسیار مختلکننده در رقابت جهانی منابع باقی بماند.
استراتژی روسیه در آفریقا: بنیادهای تاریخی
در دهههای جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی یکی از بازیگران خارجی بسیار تأثیرگذار در آفریقا بود. با این حال، پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، پروفایل روسیه کاهش یافت. محدودیتهای منابع به این معنا بود که مسکو نتوانست به همان مقیاس و سرعت فعالیت در قاره ادامه دهد. در عین حال، روابط با کشورهای آفریقایی در فهرست اولویتهای رهبران کرملین پس از جنگ سرد کاهش یافت.
این وضعیت اخیراً تغییر کرده است. امروز، با وجود وضعیت اقتصادی دشوار و وسایل نظامی و دیپلماتیک محدود، روسیه دوباره بهطور فزایندهای در قاره فعال و تأثیرگذار شده است. مداخلات امنیتی آن از طریق گروه واگنر (اکنون بهعنوان نیروهای آفریقا) بهعنوان برجستهترین فعالیتهای آن شناخته میشود. اما کرملین همچنین در حال اجرای مجموعهای از فعالیتهای دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی در میان کشورهای متعدد در سرتاسر آفریقا است. این رویکرد گسترده نشاندهنده اهمیتی است که روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین به قاره داده است. این همچنین عزم مسکو را برای باقی ماندن بهعنوان یک بازیگر در آنجا در بلندمدت نشان میدهد.

شورویها در آفریقای جنوبی
اتحاد جماهیر شوروی آفریقا را جبههای مهم در مبارزه خود برای نفوذ جهانی در جنگ سرد میدانست. این کشور مبارزات ضد استعماری قاره را به عنوان فرصتهایی برای تضعیف دشمن بزرگ خود، کشورهای آزاد و سرمایهداری غرب، میدید و با چین برای رهبری بخش آفریقایی انقلاب کمونیستی جهانی رقابت میکرد. همچنین، این کشور به مفید بودن قاره برای گسترش قدرت به اقیانوسهای اطلس و هند، از جمله بر روی مسیرهای دریایی کلیدی، پی برد و به دنبال تجارت و سرمایهگذاری با کشورهای آفریقایی نیز بود.
در طول این دههها، مداخلات دراماتیکتر اتحاد جماهیر شوروی عمدتاً مرتبط با امنیت بود. مشاوران نظامی آنها در سرتاسر قاره مستقر شدند، از جمله در درگیریهایی که اغلب با پرسنل امنیتی از کشورهای دیگر بلوک کمونیستی، به ویژه کوبا، هماهنگی میکردند. کوبا معمولاً بخش عمدهای از قدرت نظامی خارجی کمونیستی را تأمین میکرد؛ به عنوان مثال، هاوانا بیش از ۳۰۰,۰۰۰ نیرو را تنها در آنگولا در طول ۱۴ سال حضور خود در آنجا مستقر کرد.
ریشههای جنگ سرد استراتژی آفریقایی روسیه
در هماهنگی نزدیک با کوباییها، شورویها انواع دیگری از حمایتها را نیز ارائه کردند، از جمله تکنسینها و مشاوران نظامی، از جمله افسران KGB. و در حالی که معمولاً نیروهای خط مقدم نبودند، این مشاوران به اندازه کافی به صحنه نزدیک بودند که دچار حوادث دورهای شوند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۸، شورشیان اریتره سه شوروی، از جمله دو سرهنگ، را در پی پیروزی قاطع خود بر ارتش اتیوپی در نبرد آفات به اسارت درآوردند. مشاوران شوروی همچنین در درگیریها در اتیوپی، همچنین در آنگولا، مصر و احتمالاً موزامبیک جان باختند.
تعداد کل شورویهایی که در طول جنگ سرد به قاره اعزام شدند، مبهم باقی مانده است، اما احتمالاً به دهها هزار نفر میرسید. به طور کلی، بیش از ۱۱,۰۰۰ شوروی ممکن است تنها در اتیوپی فعالیت کرده باشند (از جمله در برابر اریترهایها در طول مبارزه آزادیخواهی و در برابر سومالی در طول جنگ اوگادن) که حدود ۸۰ نفر کشته شدند. همانطور که تعداد شورویهای اعزام شده مشخص نیست، تعداد دقیق کشتهشدگان در حین فعالیت در آفریقا نیز مبهم باقی مانده است.
در نقاط مختلف این دوره، اتحاد جماهیر شوروی از تأسیسات دریایی در، از جمله، الجزایر، آنگولا، مصر، اتیوپی (در منطقهای که اکنون اریتره است)، گینه و سومالی استفاده میکرد. کشتیهای آن به طور منظم به بنادر آفریقایی در اقیانوسهای اطلس و آرام و دریای مدیترانه مراجعه میکردند و از سال ۱۹۶۹، حتی یک گشت دریایی مداوم در آبهای غرب آفریقا حفظ کردند. کرملین همچنین انواع مختلفی از هواپیماها را در کشورهایی مانند آنگولا، اتیوپی و لیبی برای مقاصد شناسایی و حمل و نقل مستقر کرد.
اتحاد جماهیر شوروی همچنین تأمینکننده اصلی سلاح و تجهیزات نظامی برای کشورهای دوست و گروههای مسلح بود. از سال 1958 و در طول جنگ سرد، اتحاد شوروی میلیاردها دلار کمک نظامی به آفریقا ارسال کرد، هرچند که کمکهای آن متمرکز بود و مقیاس تأمین بسته به شرایط نظامی و سیاسی متفاوت بود.
به عنوان مثال، بین سالهای 1977 و 1978، این کشور کمکهای نظامی به اتیوپی را افزایش داد و در دو هفته در اکتبر 1973 نزدیک به 10,000 تن سلاح به سوریه و مصر ارسال کرد پس از اینکه آنها در پی حمله به اسرائیل با شکستهای شدید مواجه شدند. در آنگولا، شورویها در چند ماه در سال 1975 حدود 150,000 تن تجهیزات نظامی به MPLA ارسال کردند تا از دخالت آفریقای جنوبی در جنگ و ضعف ادراکشده ایالات متحده بهرهبرداری کنند.
شبکههای قدرت نرم و استراتژی آفریقای روسیه
در حالی که مداخلات مرتبط با امنیت آنها بیشترین وضوح را داشت، فعالیتهای شوروی در آفریقا شامل مجموعهای از فعالیتهای سنتی قدرت نرم بود—فعالیتهایی که تا به امروز ادامه دارد. دهها هزار آفریقایی از دانشگاهها یا آموزشهای فنی و نظامی در مدارس شوروی فارغالتحصیل شدند، اغلب با بورسهای تحصیلی شوروی.
در میان آنها، روسای آینده آنگولا، جمهوری آفریقای مرکزی، کومور، آفریقای جنوبی و نامیبیا و همچنین تعداد قابل توجهی از نخبگان احزاب حاکم آینده، مانند کنگره ملی آفریقا (ANC)، جنبش مردمی برای آزادی آنگولا (MPLA) و سازمان مردم جنوب غرب آفریقا (SWAPO) بودند. در اواخر دهه 1970، در واقع، اتحاد جماهیر شوروی بیشترین تعداد دانشجویان آفریقایی را بعد از ایالات متحده و فرانسه میزبانی کرد.
تا سال 1991، اتحاد شوروی همچنین حضور دیپلماتیک مقیم در تقریباً هر کشور مستقل آفریقایی را ایجاد کرده بود. همچنین مراکز فرهنگی در کشورهای کلیدی مانند الجزایر، آنگولا، مصر و اتیوپی تأسیس کرد و دهها توافقنامه تجاری و کمک اقتصادی با شرکای آفریقایی امضا کرد.
بیشتر آن زیرساختها با سقوط اتحاد جماهیر شوروی از بین رفت. روسیه که در پی آشفتگیهای سیاسی و اقتصادی ناشی از آن، سالها حضور کمی در آفریقا داشت، اما با تیزتر شدن رقابتش با غرب، بهویژه پس از حملهاش به گرجستان در سال 2008 و سپس حتی بیشتر پس از حمله تمامعیار خود به اوکراین در سال 2022، مسکو دوباره بر روی سودمندی آفریقا تمرکز کرد. با تکیه جزئی بر پیوندها و حسن نیتی که شورویها دههها در حال پرورش آن بودند، مسکو اکنون در تلاش است تا نفوذ خود را در آفریقا بازسازی کند تا فعالیت و نفوذ غربی را متوقف کند، از منافع اقتصادی بهرهبرداری کند و از انزوا دیپلماتیک و تحریمهای بینالمللی جلوگیری کند.
این تلاشها به اشکال سنتی و غیرسنتی در حال انجام است، اگرچه محدودیتهای اقتصادی و نظامی روسیه را وادار کرده است تا بر روی چندین حوزه کلیدی تمرکز کند. مهمترین این حوزهها همکاریهای امنیتی بوده است، بهویژه استقرار پیمانکار نظامی خصوصی گروه واگنر.
استراتژی روسیه در آفریقا: استقرارهای شبهنظامی
گروه واگنر در سال ۲۰۱۷ به آفریقا آمد، زمانی که دیکتاتور سودانی، عمر البشیر، آن را برای حفاظت از سایتهای معدنی و حمایت از رژیم خود استخدام کرد. از آنجا، عملیات واگنر به کشورهای دیگر آفریقایی که به دنبال خدمات مشابه بودند، گسترش یافت. این گروه بهطور عمیق در جمهوری آفریقای مرکزی با کمک به دولت رئیسجمهور فاستین-آرشانژ توادرا برای مقابله با گروههای شورشی مختلف، جا افتاد. واگنر عمدتاً با اعطای امتیازهای استخراج طلا و الماس و حقوق صادرات، امتیازهای جنگلداری و آزادی انجام فعالیتهای تجاری محلی مانند فروش الکل، پاداش گرفت.
به نظر میرسد که مشارکت واگنر با طلاهای آفریقایی بهویژه برای مسکو مفید بوده است. این کالا میتواند برای پرداختهای مستقیم که از تحریمهای بانکی غربی فرار میکند، استفاده شود و گزارشها حاکی از آن است که روسیه یک سیستم جهانی شستشوی طلا ایجاد کرده است که ارز سخت به دست میآورد. واگنر و روسیه از طلاهای آفریقایی بهویژه از جمهوری آفریقای مرکزی و سودان بیش از ۲.۵ میلیارد دلار درآمد کسب کردهاند—یک منبع درآمد مهم با توجه به سختیهای اقتصادی کنونی روسیه.
پس از مرگ یِوگنی پریگوژین، بنیانگذار واگنر، در یک سانحه هوایی در آگوست ۲۰۲۳ پس از حرکت ناموفق او به سمت مسکو در تابستان آن سال، وزارت دفاع روسیه بیشتر عملیاتهای واگنر در آفریقا را به عهده گرفت و این سازمان را به عنوان “سپاه آفریقا” بازbranding کرد. مسکو عمدتاً به ادامه عملیاتهای واگنر پرداخته است، اما دیگر سعی نمیکند که پوشش انکار را که واگنر فراهم میکرد، حفظ کند. بلکه بهطور علنی سپاه آفریقا را اداره میکند.
در حالی که کرملین انتقال را بهخوبی مدیریت کرد، برخی از عملیاتهای حاصل از آن با موانع جدی مواجه هستند، بهویژه در منطقه ساحل. به عنوان مثال، در ژوئیه ۲۰۲۴، یک نیروی ترکیبی تروریستی و شورشی یک کاروان واگنر و ارتش مالی را در شمال مالی منهدم کرد که احتمالاً بیش از صد سرباز مالی و جنگجوی واگنر، از جمله چندین فرمانده ارشد را کشته است. و در آوریل گذشته، سپاه آفریقا از شهر مهم کیدال در شمال شرقی مالی در حین یک حمله سراسری توسط شورشیان تخلیه شد.
فشار نامتقارن شکلدهنده استراتژی روسیه در آفریقا
در همین حال، گروه آفریقا احتمالاً مشکلات حکمرانی محلی را تشدید کرده و جذابیت ایدئولوژی تروریستی را افزایش میدهد. حضور خشن آن تقریباً بهطور قطع ناامیدی مردم از دولتهایشان را عمیقتر میکند و ادعاهای تروریستها مبنی بر اینکه تفسیر آنها از اسلام کلید نظم و تجدید است را جذابتر میسازد.
در حالی که گروه آفریقا شناختهشدهترین شکل همکاری امنیتی روسیه در آفریقا است، اما بههیچوجه تنها شکل آن نیست. بین سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲، روسیه بزرگترین تأمینکننده سلاح به آفریقا شد. چندین کشور (مانند الجزایر، آنگولا و مصر) سهم عمدهای از واردات را به خود اختصاص دادند، اما دامنه وسیعی از کشورهای آفریقایی سلاحهای روسی را بهدلیل ارزان بودن و سهولت در استفاده و همچنین آشنایی برخی از نیروهای نظامی آفریقایی با سلاحهای دوران شوروی خریداری کردهاند.
با این حال، تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تعداد سلاحهایی را که میتوانست به قاره ارسال کند، محدود کرد. چین اکنون بزرگترین تأمینکننده سلاح به آفریقا است، هرچند تمایل روسیه به فروش سلاح به رژیمهای خودکامه و سوءاستفادهگر، فروش به آفریقا را ادامه میدهد، هرچند در سطحی کاهشیافته.
مسکو همچنین همکاریهای امنیتی خود را با کشورهای مختلف آفریقایی رسمی کرده است. جزئیات این همکاریها مبهم است، اما در سال ۲۰۲۳، رئیسجمهور پوتین ادعا کرد که روسیه چنین توافقاتی با ۴۰ کشور آفریقایی دارد. این توافقات احتمالاً شامل آموزش نظامی است که روسیه بهطور منظم در مکانهایی مانند مالی، بورکینافاسو، جمهوری آفریقای مرکزی، گینه استوایی، لیبی، ماداگاسکار، جمهوری کنگو و توگو انجام میدهد. و حداقل برخی از آنها شامل حفاظت از رئیسجمهور یا آموزش برای گاردهای ریاستجمهوری است.
مشارکتهای دریایی بخش کوچکتری از همکاری امنیتی روسیه با کشورهای آفریقایی را تشکیل میدهد، اما الگوی رشد مشابهی را دنبال کرده است. در چند سال گذشته، مسکو نیروی دریایی خود را برای بازدید از بنادر به آنگولا، بنین، کامرون، جیبوتی، گینه استوایی، اریتره، کنیا، نامیبیا، سائو تومه و پرنسیپ و آفریقای جنوبی اعزام کرده است. نیروی دریایی روسیه همچنین در تمرینات مشترک یا چندجانبه با الجزایر، مصر، اریتره و آفریقای جنوبی شرکت کرده است. اولین چنین تمریناتی با مصر، که بهعنوان “پل دوستی” شناخته میشود، از سال ۲۰۱۵ بهطور منظم برگزار شده است. در سال ۲۰۲۰، این تمرینات برای اولین بار شامل بازدید نیروی دریایی مصر از دریای سیاه بود.
مسکو همچنین بهنظر میرسد که به دنبال یک پایگاه دریایی در آفریقا است، هرچند برخی از تلاشهای آن در این زمینه ممکن است حداقل تا حدی برای ایجاد نگرانی در پایتختهای غربی طراحی شده باشد. این کشور در حال حاضر از بندر طبرق در لیبی استفاده میکند، اما در یک نمایش غیرمعمول و قدرتمند برای یک بازدید معمولی از یک بندر آفریقایی، هیأتی روسی بهسرپرستی معاون فرمانده نیروی دریایی و با حضور یک ناوشکن مدرن در سال ۲۰۲۴ از ماساوا، اریتره بازدید کرد.
در حالی که هیچ نتیجهای از آن سفر حاصل نشده است، مسکو پیشرفتهای بیشتری با سودان داشته است. از حداقل سال ۲۰۱۷، مسکو در حال بحث با خارطوم درباره امکان تأسیس یک پایگاه دریایی در دریای سرخ بوده است. در سال ۲۰۲۵، نیروهای مسلح سودان (SAF) به گزارشها به روسیه اجازه دادند که خواستهاش را برآورده کند و حقوق پایگاهی در بندر سودان را به آن ارائه دادند. با این حال، این توافق باید به تصویب پارلمان سودان برسد که از سال ۲۰۱۹ تشکیل جلسه نداده و به احتمال زیاد به زودی نیز تشکیل جلسه نخواهد داد.
با توجه به منافع استراتژیک موجود، اما روسیه و سودان میتوانند این موضوع را صرفاً یک تشریفات تلقی کرده و به هر حال پیش بروند. سرعت توسعه این موضوع به وضعیت اقتصادی و سیاسی دشوار روسیه بستگی دارد. اما از آنجا که یک پایگاه دریایی چندین هدف کلیدی را در قاره تسهیل میکند، به احتمال زیاد این موضوع در فهرست آرزوهای برنامهریزان استراتژیک روسیه برای آینده قابل پیشبینی باقی خواهد ماند.

سرمایهگذاریهای کوچک، بازدههای بزرگ
مسکو میتواند به ادامه اولویتبندی همکاریهای امنیتی خود در آفریقا اعتماد کرد. اما در عین حال، این کشور در حال اجرای مجموعهای از فعالیتهای دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی در آنجا است که عزم خود را برای بازپسگیری نفوذ گسترده و پایدار نشان میدهد.
فعالیت اقتصادی روسیه در آفریقا جزئی است، به جز چند صنعتی که در آنها نقش معناداری ایفا کرده است. شرکتهای نفت و گاز روسی مانند لوکاویل، گازپروم و روسنفت به ویژه در شمال آفریقا برای چندین دهه فعال بودهاند، هرچند که در آفریقای زیر صحرای بزرگ نیز فعالیت میکنند. در حالی که تحریمها لوکاویل را مجبور به فروش داراییهای آفریقاییاش کرده است، سایر شرکتهای انرژی روسی به ادامه یا گسترش عملیات خود در آفریقا ادامه میدهند.
پس از تلاشهای اروپا برای تنوع بخشی به منابع نفت و گاز خود، روسیه به آسیا و آفریقا روی آورد تا بخشی از درآمدهای از دست رفته را جبران کند. از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳، فروش نفت این کشور به آفریقا بیش از ۱۴۰٪ افزایش یافته است. به گفته یک تحلیل دانشگاهی روسی، آفریقا اکنون حدود ۱۵٪ از کل صادرات نفت، گاز و محصولات نفتی روسیه را خریداری میکند.
در همین حال، آژانس هستهای دولتی روسیه، روساتم، بازیگر اصلی و شاید حتی غالب در صنعت نوپای انرژی هستهای آفریقا است. این آژانس توافقهای همکاری با حداقل ۲۰ کشور آفریقایی امضا کرده است، از جمله به تازگی با مالی و نیجر. با این حال، تنها حدود ۱۵ مورد از این توافقها به نظر میرسد که در حال حاضر فعال هستند. و تنها یک پروژه، پروژه الدابا مصر، واقعاً آغاز به کار کرده است. با این حال، حمایت از گسترش انرژی هستهای روسیه در آفریقا به بالاترین سطوح کرملین میرسد، بنابراین به طور حتم این موضوع همچنان یک اولویت باقی خواهد ماند.
محصولات دیگری که در رابطه روسیه-آفریقا به طور برجستهای مطرح هستند شامل غلات و کود میباشند. حمله تمامعیار روسیه به اوکراین به شدت به بسیاری از کشورهای آفریقایی که به صادرات گندم از این منطقه وابسته بودند آسیب زد. از آن زمان، روسیه کنترل خود را بر بازار جهانی تنگتر کرده و اکنون حدود ۴۰٪ از گندم وارداتی آفریقا را تأمین میکند. تأمین کود توسط روسیه برای آفریقا داستان مشابهی را روایت میکند. بین سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴، صادرات به آفریقا ۵۰٪ افزایش یافته و روسیه اکنون حدود ۲۰٪ از کود آفریقا را تأمین میکند، طبق منابع روسی.
در حالی که حجم تجارت روسیه با آفریقا نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر کوچک است، اما تمرکز آن بر کالاهای حیاتی به مسکو نفوذ زیادی در این منطقه میدهد. کشورهایی که به گندم، کود و نفت روسیه وابسته هستند، تمایل دارند روابط خوبی با مسکو حفظ کنند زیرا از پیامدهای احتمالی یک اختلاف دیپلماتیک میترسند. کرملین نیز به خوبی از اهرم قدرتی که در اختیار دارد آگاه است.
دیپلماسی باز، نفوذ پنهان
مسکو به وضوح میداند که در آفریقا پیروزیهای دیپلماتیک زیادی وجود دارد. بیش از نیمی از ۵۴ کشور قاره در آخرین قطعنامههای سازمان ملل که حمله تمامعیار روسیه به اوکراین را محکوم میکرد، علیه آن رأی دادند، abstained یا غایب بودند. رهبران آفریقایی به طور منظم به روسیه سفر میکنند، از جمله برای اجلاس دورهای روسیه-آفریقا که اکنون توسط کرملین برگزار میشود.
اولین اجلاس، در سوچی در سال ۲۰۱۹، بیش از ۴۰ رئیسجمهور آفریقایی را گرد هم آورد. دومین اجلاس، در سنپترزبورگ در سال ۲۰۲۳، تنها ۱۷ نفر را به دلیل پیامدهای دیپلماتیک ناشی از جنگ اوکراین گرد هم آورد. سومین دوره این رویداد احتمالاً در اکتبر امسال در مسکو برگزار خواهد شد و احتمالاً تعداد بیشتری از رؤسایجمهور نسبت به دوره قبلی را جذب خواهد کرد. این نوع تعامل دیپلماتیک سطح بالا و روتین آفریقا یک آتشبرق ارزشمند برای روسیه در برابر انزوا بینالمللی است.
در حالی که برخی از تردیدهای کشورهای آفریقایی در محکوم کردن روسیه، یا حمایت صریح آنها از مسکو، ناشی از نزدیکی ایدئولوژیک است، افزایش دیپلماتیک روسیه نیز ممکن است نقشی ایفا کند. وزیر امور خارجه سرگئی لاوروف به طور مکرر به این قاره سفر کرده و به تازگی اعلام کرد که مسکو به زودی ۴ سفارت جدید در آفریقا افتتاح خواهد کرد تا به ۴۵ سفارت موجود اضافه شود.
دیپلماسی روسیه با آفریقا شامل مجموعهای از ابتکارات قدرت نرم است که شامل تعاملات زیر ملی میشود. به گفته لاوروف، 81 منطقه روسی به نوعی با کشورهای آفریقایی همکاری میکنند، هرچند مشخص نیست که این روابط تا چه حد فعال هستند. مسکو همچنین 25 “خانه روسی” در قاره آفریقا ساخته است. در حالی که این مراکز به طور ظاهری برای آموزش زبان روسی و ترویج فرهنگ روسی طراحی شدهاند، گزارشها حاکی از آن است که خدمات اطلاعاتی این کشور نیز از آنها برای شناسایی استخدامهای بالقوه برای ارتش روسیه، راهاندازی عملیات اطلاعاتی و جذب داراییهای اطلاعاتی استفاده میکنند.

حضور کلیسای ارتدوکس روسی، که به طور گستردهای تحت تأثیر کرملین در نظر گرفته میشود، نیز به سرعت در آفریقا افزایش یافته است. این کلیسا ادعا میکند که در پایان سال 2021، تنها 4 کشیش در 4 کشور در 5 پارش در کل آفریقا فعالیت میکردند. اما تا آگوست 2025، این تعداد به بیش از 270 کشیش و دیacon در 36 کشور و 32 پارش افزایش یافته است.
انتقادات دولت روسیه و کلیسای ارتدوکس از غرب به عنوان فاسد و بیخدا احتمالاً به آفریقاییها که به طور کلی از نظر اجتماعی محافظهکار هستند، جذابیت دارد و بنابراین کلیسا میتواند به عنوان یک کانال ارزشمند برای تبلیغات و بهبود تصویر روسیه عمل کند. بخش آفریقا در سند رسمی مفهوم سیاست خارجی روسیه در سال 2023 در واقع “حفاظت از ارزشهای معنوی و اخلاقی سنتی” را به عنوان یکی از اولویتهای خود در تعامل با آفریقا ذکر کرده است.
مسکو همچنین با مجموعهای از عملیاتهای نفوذ به تأثیر غرب در آفریقا حمله کرده است. در حالی که اثربخشی این عملیات مورد بحث است، اما اغلب از نظر تاکتیکی پیچیده، قابل تطبیق و متناسب هستند. به عنوان مثال، در منطقه ساحل، عوامل روسی از احساسات ضد فرانسوی و ضد غربی گستردهتر بهرهبرداری کردهاند تا به خروج نیروهای ضدتروریسم غربی از این منطقه کمک کنند. مسکو همچنین از تأثیرگذاران آفریقایی که به شدت طرفدار روسیه و ضد غرب هستند، حمایت میکند. یکی از آنها، کمی سبا، به تازگی در آفریقای جنوبی به خاطر حمایت از یک کودتای ناکام در بنین دستگیر شد. او در اولین اجلاس روسیه-آفریقا شرکت کرد و در دومین اجلاس به همراه یک فعال برجسته “پانافریقایی” دیگر، ناتالی یامب سوئیسی-کامرونی، سخنرانی کرد.
وزارت امور خارجه ایالات متحده به شبکه گروه واگنر و یامب که سال گذشته تحت تحریم اتحادیه اروپا قرار گرفت، ارتباط میدهد. و درست همانطور که مسکو گروه واگنر را به وزارت دفاع خود ملحق کرد، سرویس اطلاعات خارجی آن، SVR، عملیات نفوذ پنهانی واگنر را به ارث برد. یک تلاش خواهر، “ابتکار آفریقایی”، عملیات نفوذ عمومی روسیه در قاره را متمرکز میکند، از آموزش روزنامهنگاری تا مراکز فرهنگی، در حالی که مسکو زیرساختهای نفوذ بلندمدت در قاره را ایجاد میکند.
عناصر دیگر عملیاتهای اطلاعاتی روسیه در آفریقا گاهی به صورت عمومی نمایان میشوند. به تازگی، گزارش شده است که سرویس امنیت فدرال روسیه به یک رهبر جداییطلب آفریکانر پول پرداخت کرده است تا به کیمی سبا کمک کند به زیمبابوه فرار کند. سال گذشته، پلیس آفریقای جنوبی همچنین تحقیقی را در مورد دودوزیل زوما-سامبودلا، دختر رئیسجمهور پیشین آفریقای جنوبی، جیکوب زوما، که در دهه 1970 در زمینه اطلاعات نظامی در اتحاد جماهیر شوروی آموزش دیده بود، به خاطر فریب مردان آفریقای جنوبی برای پیوستن به ارتش روسیه آغاز کرد.
روسیه همچنین به احزاب سیاسی آفریقایی کمک مالی کرده است. در سال 2022، ANC آفریقای جنوبی یک کمک مالی بزرگ از ویکتور وکسلبرگ، نزدیکترین متحد پوتین که توسط ایالات متحده تحریم شده است، دریافت کرد. مجموعهای از اسناد افشا شده که توسط رسانههای مخالف Forbidden Stories جمعآوری شده است، نشان داد که ANC به دنبال کمک از عوامل روسی برای تأثیرگذاری بر انتخابات در آفریقای جنوبی بوده و آن را دریافت کرده است. مسکو همچنین در برخی مواقع به طور ادعایی به مقامات ارشد ANC کمکهای ماهانه پرداخت کرده است.
موضع پرو-روسی برخی از این گروهها احتمالاً هنوز تحت تأثیر روابط دوران شوروی است. همراه با همراستایی ایدئولوژیکی که بسیاری هنوز با مسکو دارند، آنها به انگیزههای کمی برای عمل در همبستگی با روسیه نیاز دارند. اما احزاب جدیدتری مانند حزب “بیداری میهنپرستانه متحد ماداگاسکار” (RPMU) که در مارس 2026 تشکیل شده است، به قدری پرو-روسی هستند که احتمالاً مسکو در ایجاد آنها نقش داشته است. در واقع، RPMU بلافاصله پس از دیدار رهبر جدید دولت کودتایی ماداگاسکار با رئیسجمهور پوتین در مسکو برای یک ملاقات دوستانه تشکیل شد.
در تمام این موارد، عملیاتهای اطلاعاتی و اطلاعاتی روسیه بر تقویت نهادهای “غیرمتعهد” یا پرو-روسی و حمله به غرب متمرکز است. بسته به زمینه خاص هر وضعیت، فعالیتهای روسیه ممکن است به دنبال تضعیف دولتهای دوست غرب (مانند دولت آنگولا)، بیرون راندن یا کاهش نفوذ غرب در سرتاسر قاره، تأمین توافقات اقتصادی سودآور (از جمله قراردادهای ویژه برای دوستان پوتین) یا ایجاد نفاق و سردرگمی از نوعی باشد که فرصتهایی برای مسکو ایجاد کند.
برنامهریزی برای ماندن
فعالیتهای روسیه نشاندهنده اهمیت آفریقا برای اهداف سیاست خارجی آن است. اما موضع تهاجمی کرملین خطراتی را به همراه دارد. ناکامیها در همکاریهای امنیتی (مانند شکست اخیر نیروهای آفریقایی در مالی) به طور حتم به تصویر آن آسیب خواهد زد، در حالی که اثربخشی فعالیتهای تبلیغاتیاش در بهترین حالت مختلط به نظر میرسد. رفتار دوگانه مسکو نیز ممکن است به آن آسیب برساند. ادعاهای کرملین در مورد همبستگی “ضد امپریالیستی” قطعاً برای بسیاری از نخبگان آفریقایی جذاب است. اما هم شورویها و هم روسها در کشورهای آفریقایی علیه مخالفان سیاسی و دولتهای مستقر عملیاتهای مخفی تهاجمی انجام دادهاند که در برخی موارد به دستگیری عوامل روسی منجر شده است.
مسکو همچنین در حال fueling درگیریهای منطقهای است. به عنوان مثال، نهادهای روسی از هر دو طرف جنگ داخلی ویرانگر در سودان حمایت کردهاند. با افزایش روشن شدن این نوع فعالیتها، ممکن است ناامیدی در میان دولتهای آفریقایی ایجاد شود.
با این حال، رژیمهای فاسد و خودکامهای که خدمات مسکو را ارزشمند میدانند، رایج هستند. بسیاری از نخبگان آفریقایی نیز از نظم جهانی تحت رهبری ایالات متحده نفرت دارند و نوستالژی شوروی در برخی از محافل آفریقایی باقی مانده است. قدرت این احساسات با خروج نسل دوران آزادی از صحنه سیاسی کاهش خواهد یافت، اما در حال حاضر احتمالاً همچنان معنادار خواهد بود—به ویژه در آفریقای جنوبی، جایی که بسیاری از احزاب دوران مبارزه هنوز در قدرت هستند.
به عبارت دیگر، زمین سیاسی قاره در حال حاضر هنوز برای مسکو مناسب است. کرملین در تلاش است تا از این وضعیت به بهترین نحو استفاده کند و از منافع بزرگتری نسبت به منابع محدودی که میتواند در قاره به کار گیرد، بهرهبرداری کند. علاوه بر این، ماهیت این درگیری تنها زمانی تغییر خواهد کرد که تحول سیاسی معناداری در خود روسیه رخ دهد. تا آن زمان، کسانی که به دنبال آیندهای کمتر خشونتآمیز و پررونقتر برای آفریقا هستند، باید با روسیهای که قاره را به سمت مخالف هدایت میکند، مقابله کنند.

