تسریع جدایی دیپلماتیک اسرائیل از متحدان سنتی غربی نشاندهنده یک تغییر ساختاری است، نه یک بحران زودگذر. جدایی اسرائیل به سرعت در حال عمیقتر شدن است، زیرا تغییرات نسلی و تصاویری از درگیری به طور بنیادی درک جهانی از آن را بازتعریف میکند. با این حال، این جدایی اسرائیل عمیقتر نمیشود به عنوان یک سرنوشت غیرقابل تغییر، بلکه به عنوان یک پیامد مستقیم از انتخابهای سیاسی است که از طریق اقدام سیاسی قاطع و بازتنظیم استراتژیک قابل بازگشت هستند.
گامهای فوری جدایی اسرائیل
در مسابقه آواز یوروویژن، اسرائیل با اعتراضات و همچنین تحریمهایی از سوی ایرلند، اسپانیا، هلند، ایسلند و اسلوونی روبرو شد. چند روز بعد، وزیر دارایی اسرائیل، بتسلئیل اسموتریچ، اعلام کرد که دادستان دیوان کیفری بینالمللی در حال درخواست صدور حکم بازداشت برای او است و فرانسه و لهستان ورود یکی دیگر از اعضای کابینه، وزیر امنیت ملی، ایتمار بنگویر، را به کشورهای خود ممنوع کردند. تمام اینها تنها در ماه گذشته اتفاق افتاد.
جدایی بینالمللی اسرائیل به سرعت در حال عمیقتر شدن است—واقعیتی که در نظرسنجیها، شبکههای اجتماعی، گسترش تحریمها و نحوهای که نسل جدید در سراسر جهان به طور غریزی اسرائیل را عمدتاً به عنوان بخشی از داستانی درباره اشغال و رنج فلسطینیان میبیند، نمایان میشود. به طور فزایندهای واضح است که بالشتکهای دیرینه یک شبکه ایمنی دوحزبی در واشنگتن و روابط دوستانه، هرچند محتاطانه، در اروپا در حال از بین رفتن هستند.
چه چیزی میتواند این سقوط را متوقف کند؟
انتخابات پارلمانی که در پاییز پیشبینی میشود، واضحترین فرصت برای تغییر را ارائه میدهد. بسته به نتیجه، این انتخابات میتوانند دورهای کوتاهمدت از آرامش را فراهم کنند تا فضایی برای تغییرات عملی ایجاد شود. یک ائتلاف حکومتی جدید میتواند نشان دهد که اسرائیل قصد دارد به منتقدان جهانی خود پاسخ دهد و با کاهش خشونتهای شهرکنشینان، توقف الحاق de facto اراضی کرانه باختری، تسهیل برنامهای برای بازسازی غزه، احیای روابط کارآمد با نهادهای فلسطینی و برقراری حکمرانی دموکراتیک قابل پیشبینی، اقدام کند. این ترکیب از اطمینان به اسرائیلیها در داخل کشور در حالی که اقداماتی ملموس در خارج ارائه میدهد، تنها مسیر واقعی برای متوقف کردن انزوا به انزوا عمیق است، وضعیتی خطرناک که اسرائیل از آن به شدت دشوار خواهد بود که بهبود یابد.

نظرسنجیها نشاندهنده انزوا اسرائیل
نظرسنجیها نشان میدهند که انزوا اسرائیل تا چه حد عمیق شده است. یک نظرسنجی از مرکز پژوهش پیو در ماه مارس نشان داد که 60 درصد آمریکاییها اکنون دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، در مقایسه با 42 درصد در سال 2022. بهویژه نگرانکننده است که تفکیک سنی این آمار نشان میدهد. در میان آمریکاییهای 18 تا 49 ساله، نزدیک به سهچهارم دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند، از جمله نزدیک به 60 درصد از جمهوریخواهان جوان، همان گروه جمعیتی که بسیاری از اسرائیلیها هنوز فرض میکنند از دولت یهودی حمایت میکنند. بهطور خلاصه، تقریباً غیرممکن است که یک گروه جوان در آمریکا پیدا شود که به اسرائیل نگاه کند و از آنچه میبیند خوشش بیاید.
وضعیت در دیگر نقاط نیز در حال بدتر شدن است. در یک نظرسنجی پیو در سال گذشته، اکثریت در 20 از 24 کشور دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل داشتند؛ در استرالیا، یونان، اندونزی، ژاپن، هلند، اسپانیا، سوئد و ترکیه این رقم نزدیک به یا بالای سهچهارم بود. این موضوع پیامدهای واضحی برای سیاست دارد. وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در این ماه تحریمهایی علیه شهرکنشینان و حامیان آنها تصویب کردند؛ توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل تقریباً معلق شد؛ چندین کشور اروپایی در حال فشار برای ممنوعیت واردات کالاهای تولید شده در شهرکها در سرزمینهای اشغالی هستند. سال گذشته، کمیسیون اروپا نتیجهگیری کرد که اسرائیل به تعهدات حقوق بشری خود تحت توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل نقض کرده است.
کاهش حمایت اهمیت دارد زیرا امنیت و اقتصاد اسرائیل به ایالات متحده و اروپا وابسته است. ایالات متحده تسلیحات پیشرفته و اطلاعاتی را تأمین میکند که پایههای بازدارندگی اسرائیل را تشکیل میدهد و به این کشور حمایت دیپلماتیک در سازمان ملل و دیگر مکانها میدهد. اروپا بازارها، مشارکتها، سرمایهگذاریها و تأمین مالی را فراهم میکند که برای تحقیق و توسعه و دانشگاههای اسرائیل حیاتی است. از دست دادن حمایت عمومی در خارج گزینههای استراتژیک اسرائیل را محدود کرده و حفظ امنیت بلندمدت آن را دشوارتر میسازد.

عوامل فراتر از انزواي اسرائیل
بخشی از انزوا ناشی از نیروهایی است که خارج از کنترل اسرائیل هستند. رأیدهندگان آمریکایی معمولاً بر مسائل داخلی و اقتصادی اولویت میدهند و اسرائیل به ندرت به عنوان یک موضوع مثبت برای بسیج مطرح میشود. نظرسنجیهای دیگر نشان میدهند که حمایت از اسرائیل نسبت به فلسطینیها در حال کاهش است. جوانان آمریکایی بر حقوق بشر تأکید دارند و کمتر به مذهب وابسته هستند، عواملی که آنها را نسبت به درخواستهای سنتی طرفدار اسرائیل کمتر پاسخگو میکند. بسیاری از یهودیان جوانتر آمریکایی، به ویژه در میان دموکراتها، هویت فرهنگی یا مذهبی خود را از دفاع سیاسی خودکار از اسرائیل جدا کرده و ارتباطات خود را با شبکهها و نهادهای مدنی که روزگاری همدردی با اسرائیل را به حمایت سیاسی پایدار تبدیل میکردند، تضعیف کردهاند.
دولت اسرائیل و حامیان آن ترجیح میدهند برخی از کاهش حمایتها را تحت عنوان یهودیستیزی ثبت کنند و بخشی از آن نیز همینطور است. اتحادیه ضد افترا در سال گذشته ۶،۲۷۴ حادثه یهودیستیزانه را در ایالات متحده ثبت کرد که بیش از دو برابر تعداد آن در سال ۲۰۲۱ و پنج برابر بیشتر از یک دهه پیش است.
در سطح جهانی، خشونت یهودیستیزانه در سال ۲۰۲۵ بیشترین تعداد یهودیان را در ۳۰ سال گذشته کشته است، طبق گزارشی از دانشگاه تل آویو. قتل دو عضو کارکنان سفارت اسرائیل در خارج از موزه یهودی کاپیتال در واشنگتن، جراحات مرگبار یک زن سالخورده در بولدر، کلرادو که برای آزادی گروگانهای اسرائیلی از غزه راهپیمایی میکرد و آتشسوزی در محل اقامت فرماندار جاش شیپرو در پنسیلوانیا در عید پسح در حالی که خانوادهاش در خانه بودند، همگی در سال گذشته، از جمله نشانههای نگرانکنندهای هستند که خصومتهای پیرامون اسرائیل میتواند به خشونت علیه یهودیان منجر شود.
اما اسرائیلیها در برخورد با هر منتقد جدید به عنوان یک ضدسامی، اشتباه بزرگی مرتکب میشوند. بسیاری از انتقادات ناشی از رفتار اسرائیل است: علاوه بر تصاویر ویرانی و کودکان گرسنه در غزه، به عنوان بخشی از واکنش خشن اسرائیل به کشتار حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اکنون جهان اغلب تصاویری از مستعمرهنشینان که خانههای فلسطینیها را در کرانه باختری به آتش میکشند و همچنین گزارشهایی از سربازان اسرائیلی که نشیمنگاهها در لبنان را غارت میکنند، میبیند. اگرچه این حوادث تنها بخشی کوچک از رفتار اسرائیل را نشان میدهند، اما از طریق لنز عدالت اجتماعی قاببندی شده و توسط رسانههای اجتماعی تقویت میشوند.
این تصاویر و داستانها در تخیل جمعی جا گرفتهاند و با انکارهای اسرائیل از بین نخواهند رفت.
تنظیم مجدد سیاسی انزوا اسرائیل
با این حال، پتانسیل تغییر وجود دارد. آقای بن-گویر و آقای اسموتریچ—قطبنماهای پرچالش در سیاست اسرائیل—به احتمال زیاد بخشی از دولت ائتلافی بعدی نخواهند بود، نظرسنجیها نشان میدهند.
انتخابات اسرائیل میتواند بینظم باشد و این دور غیرقابل پیشبینی خواهد بود، با بیش از دوازده حزب در رقابت و یک رأیدهنده به شدت تقسیم شده. با این حال، تغییر در دولت میتواند باعث شود که کشورهای دیگر و افکار عمومی و رسانههای خبری آنها به ائتلاف جدید با حسن نیت نگاه کنند. هر دورهای از حسن نیت کوتاه خواهد بود و رهبران بعدی اسرائیل باید به سرعت یک چشمانداز متفاوت ارائه دهند.
اگر سیاستهای یک دولت جدید به طور کلی شبیه به سیاستهای قدیمی با تغییرات جزئی باشد، حسن نیت ممکن است به سرعت از بین برود و تصور در خارج از کشور—که مشکل اسرائیل نه به یک مجموعه خاص از رهبران، بلکه خود اسرائیل است—به یک واقعیت عمومی تبدیل خواهد شد.
رهبران خارجی که امیدوارند یک دولت متفاوت روند صلح را احیا کند باید انتظارات خود را تنظیم کنند. هیچ دولتی در آینده نزدیک به استقلال فلسطینیها نخواهد رسید—و احتمالاً حتی به آن نزدیک نخواهد شد، با توجه به تهدیدات امنیتی پایدار از سوی حماس، حزبالله، حوثیها و ایران، و تروماهای باقیمانده از ۷ اکتبر.
اما یک دولت جدید میتواند راه را برای صلح هموار کند. به جای تضعیف فعال تشکیلات خودگردان فلسطینی، همانطور که ائتلاف کنونی انجام میدهد، میتواند عملکردهای اساسی اداری و اقتصادی را که نهادهای فلسطینی را سرپا نگه میدارد، بازگرداند و بخشی از وجوه معوقه به تشکیلات را آزاد کرده و محدودیتهای بوروکراتیک بر تجارت، حرکت و توسعه اقتصادی در کرانه باختری را کاهش دهد. این دولت میتواند به تشکیلات اجازه دهد تا کنترل غیرنظامی و امنیتی را در مناطقی که در یک توافق آینده تحت کنترل فلسطینیها باقی خواهد ماند، گسترش دهد. همچنین میتواند از طرح صلح رئیسجمهور ترامپ برای غزه حمایت کند، به جای اینکه آن را متوقف کند، و در عین حال گامهای تدریجی برای خروج از مناطق حائل در لبنان و سوریه را دنبال کند و به دیپلماسی جدی بپردازد.
درمانهای ملموس برای انزواي اسرائیل
یک ائتلاف جدید میتواند به خشونتهای شهرکنشینان به عنوان یک جرم نگاه کند و به آن مصونیت de facto که اکنون از آن برخوردار است، ندهد. این ائتلاف میتواند الحاق de facto سرزمینهای کرانه باختری را متوقف کند. این اقدام به جهان نشان خواهد داد که اسرائیل قصد ندارد به طور دائمی سرزمین فلسطینیها را اشغال کند.
تن صدا به اندازه سیاست اهمیت دارد. دولتی که به طور صادقانه درباره اشتباهات صحبت میکند، به تحقیقات شفاف درباره سوءاستفادهها متعهد میشود و هنجارهای حکومت دموکراتیک را دوباره تأکید میکند، زمان خریداری کرده و مقداری اعتماد را در جهان بازمیگرداند.
وظیفه پیش رو دو بعد دارد: حفاظت از اسرائیلیها در برابر خطرات واقعی و متقاعد کردن جهان وسیعتر که امنیت اسرائیل و ویژگی دموکراتیک آن با یکدیگر متناقض نیستند. انتخابات آینده ممکن است به همه خواستههای جامعه بینالمللی پاسخ ندهد، اما میتواند از سقوط به انزوا جلوگیری کند، مقداری اعتماد را بازسازی کند و اجازه دهد گامهای عملی که اسرائیل را کمتر تنها و امنتر میکند، برداشته شود.

