حکم دادگاه ترکیه در تاریخ ۲۱ مه که رهبری منتخب حزب اصلی اپوزیسیون، حزب جمهوریخواه مردم (CHP) را برکنار کرد، نشان میدهد که چگونه دموکراسی ترکیه بهطور سیستماتیک از درون تهی میشود. بهجای یک فروپاشی ناگهانی، دموکراسی ترکیه با خفه شدن تدریجی مواجه است، جایی که انتخابات ادامه دارد اما نظارتهای نهادی یکی یکی ناپدید میشوند.
دموکراسی ترکیه با کودتای قضائی مواجه است
در تاریخ ۲۱ مه، یک دادگاه ترکیه حکمی صادر کرد که ممکن است مهمترین حکم سیاسی در تاریخ معاصر ترکیه باشد: برکناری مؤثر رهبری منتخب حزب جمهوریخواه مردم (CHP) که تحت رهبری اوزگور اوزل قرار دارد.
سالهاست که رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان و متحدانش ادعا میکنند که ترکیه هنوز یک دموکراسی کارآمد است – ناقص، اما اساساً رقابتی. انتخابات ادامه دارد. احزاب اپوزیسیون کمپین میکنند و منتقدان با احتیاط صحبت میکنند. اما اقدام دادگاه علیه CHP یکی از آخرین توهمات حفظ این روایت را از بین میبرد.
در نگاه اول، این اقدام بهنظر خودزنی میآید. چرا باید رهبری که بیش از دو دهه بر سیاست ترکیه تسلط دارد، مجبور به برکناری رهبری یک حزب اپوزیسیون شود که در حال حاضر تحت فشار شدید عمل میکند؟
پاسخ ساده است: زیرا رهبران خودکامه رقبای خود را سرکوب میکنند زمانی که از شکست در برابر آنها میترسند.
علوم سیاسیدان تیموتی فری سالهاست که استدلال میکند که خودکامگان مدرن رقبای دموکراتیک را به زندان میاندازند یا کنار میزنند نه به این دلیل که قوی هستند، بلکه به این دلیل که آسیبپذیرند. آنها این کار را زمانی انجام میدهند که انتخابات غیرقابل پیشبینی میشود، زمانی که کاهش اقتصادی حمایت عمومی را تضعیف میکند و زمانی که چهرههای کاریزماتیک اپوزیسیون شروع به ارائه یک گزینه معتبر به رأیدهندگان میکنند.ترکیه اکنون بهطور کامل با این مدل مطابقت دارد.

نارضایتی فزاینده از دموکراسی ترکیه
نارضایتی فزاینده از دولت
اردوغان کشوری را اداره میکند که از تورم، فروپاشی ارز، زوال نهادها و خستگی گسترده رنج میبرد. نظرسنجیها نشاندهنده افزایش نارضایتی از دولت هستند. پیروزی حزب جمهوریخواه مردم (CHP) در انتخابات شهرداری ۲۰۲۴ – بهویژه در استانبول و آنکارا – ثابت کرد که اپوزیسیون هنوز میتواند حمایت جلب کند، با وجود فشارهای شدید دولتی.
این مداخله قضایی اخیر نشانهای واضح از ناامنی رژیم به جای قدرت آن است و نشان میدهد که حتی رهبران ریشهدار نیز زمانی که اپوزیسیون معناداری ظهور میکند، احساس تهدید میکنند. اما تفسیر ناامنی دولت به عنوان نشانهای از فروپاشی قریبالوقوع آن، اشتباهی جدی خواهد بود.
ناظران غربی بارها فرض کردهاند که دولتهای خودکامه فاقد مشروعیت مردمی به طور ذاتی شکننده هستند. ترکیه برعکس این را نشان میدهد. یک دولت ممکن است مشروعیت خود را از دست بدهد اما اگر کنترل ماشین دولتی را در دست داشته باشد، میتواند به طرز فوقالعادهای پایدار باقی بماند.
دقیقاً همین اتفاق تحت رهبری اردوغان افتاده است.
در دهه گذشته، دولت ترکیه نه تنها برای حکومت بلکه برای تحکیم قدرت بازسازی شده است. دادگاهها به اراده اجرایی تمکین میکنند. رسانههای مستقل بهطور سیستماتیک سرکوب میشوند. نهادهای قانونگذاری و نهادهای نظارتی به اهداف سیاسی خدمت میکنند. جامعه مدنی با تهدید مداوم مواجه است. انتخابات ادامه دارد، اما در یک میدان بازی به شدت نابرابر. مهمتر از همه، دولت تمایل مداوم خود را برای مجازات نارضایتی با هر هزینهای نشان داده است. زندانی شدن فعال حقوق بشر عثمان کاوالا و شهردار استانبول، اکرم اماماوغلو، گواهی بر این موضوع است.

مرگ تدریجی دموکراسی ترکیه
در جریان اعتراضات پارک گزی در سال ۲۰۱۳، بسیاری از ترکها به خیابانها آمدند تا قدرت فزاینده دولت را محدود کنند. در عوض، دولت رویکرد خود را تشدید کرد. معترضان با عواقب قانونی مواجه شدند. منتقدان موقعیتهای خود را از دست دادند و نهادهای دولتی بیشتر تضعیف شدند.
درسهایی که دولت آموخت این نبود که سرکوب خطراتی دارد. بلکه این بود که سرکوب مؤثر است.
حکم حزب جمهوریخواه مردم (CHP) مهم است و ترکیه دیگر صرفاً به سمت خودکامگی نمیرود. بلکه ممکن است نمایانگر یک مدل جدید از حکومت خودکامه تحکیمشده باشد – مدلی که از سیستم یکحزبی متمرکز چین و دیکتاتوریهای نظامی آشفتهای که بخش عمدهای از جهان عرب را مشخص میکند، متمایز است.
برخلاف چین، ترکیه شکلی از رقابت دموکراتیک را حفظ کرده است. بر خلاف برخی از خودکامههای عرب، اردوغان حمایت واقعی مردمی را در اختیار دارد، اما نهادها اکنون به جای محدود کردن، مشروعیت بخشیدهاند. این مدل ترکیبی ممکن است به طرز نگرانکنندهای مقاوم باشد.
این مدل مشروعیت انتخاباتی، ملیگرایی مذهبی، شبکههای حامی، تسلط رسانهای، سرکوب انتخابی و تصرف نهادها را ترکیب میکند و دولتی را شکل میدهد که حتی در بحرانهای عمیق اقتصادی و کاهش محبوبیت نیز قادر به بقا است. از این نظر، ترکیه ممکن است “معما”ی استبداد مدرن طولانیمدت را حل کرده باشد: حفظ ظاهر دموکراسی در حالی که محتوای آن را از بین میبرد.

دموکراسی ترکیه محتوای خود را از دست میدهد
به همین دلیل است که حکم 21 مه فراتر از ترکیه اهمیت دارد. بسیاری از ناظران خارجی بر این باور بودهاند که سنتهای دموکراتیک ترکیه هرگونه افراطی را اصلاح کرده و در نهایت موجب تغییر قدرت خواهند شد. اما اگر خود مکانیزمهای جایگزینی دموکراتیک در حال تخریب باشند چه؟ اگر رژیمهای نامحبوب دیگر از انتخابات نترسند زیرا نهادهایی را که آنها را اداره، کنترل و قضاوت میکنند در اختیار دارند؟
این واقعیت در حال ظهور در ترکیه امروز است. رژیم اردوغان ممکن است شکنندهتر از آنچه به نظر میرسد باشد. اما شکنندگی تضمینی برای ایجاد فرصتها نیست. گاهی اوقات این وضعیت رژیمهایی را به وجود میآورد که در سرکوب بیرحمتر، در برابر رقبای خود محتاطتر و در تخریب آخرین کانالهای تغییر مسالمتآمیز بیشتر مایل هستند.
دموکراسی ترکیه در حال مرگ است و میلیونها ترک اکنون میدانند که جایگزینی دولت خود – در انتخابات یا در خیابانها – ممکن است دیگر به سادگی ممکن نباشد.

