دیپلماسی ورزشی غربی در خطوط ژئوپولیتیکی عمیقاً شکسته شده است و استاندارد دوگانهای را در نحوه نظارت و درک رویدادهای ورزشی جهانی به نمایش میگذارد. در حالی که نهادهای اروپایی سالها به برگزاری مسابقات خاورمیانهای با استانداردهای اخلاقی مطلق پرداختهاند، اقدامات مهاجرتی بسیار محدودکننده واشنگتن، ممنوعیتهای سفر تبعیضآمیز و سیاستهای تهاجمی منطقهای در طول جام جهانی ۲۰۲۶ تقریباً هیچ واکنش رسمی از سوی غربیها را به همراه نداشت. این سکوت در پذیرش نشان میدهد که نهاد ورزشی جهانی مسئولیتپذیری را نه به عنوان یک اصل جهانی، بلکه به عنوان یک سلاح سیاسی که تنها برای رقبای خود محفوظ است، میبیند.
سیاستها و exclusion در جام جهانی ۲۰۲۶
واکنشهای غربی، به ویژه اروپایی، به جام جهانی ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ فیفا نشاندهنده استانداردهای دوگانه است. در حالی که قطر با انتقادات ناعادلانهای مواجه شد، ایالات متحده از مسئولیتپذیری در برگزاری یک مسابقه که با چندین جنجال، از جمله تبعیض ویزا، مسائل دسترسی و affordability و تعصب، آلوده شده بود، فرار کرده است.
جام جهانی مردان فیفا ۲۰۲۶ همیشه قرار بود تاریخی باشد. این دوره از پرتماشاگرترین مسابقه ورزشی تکورزشی در جهان در سه کشور میزبان برگزار شد و برای اولین بار به ۴۸ کشور شرکتکننده گسترش یافت. پس از دو جام جهانی—روسیه ۲۰۱۸ و قطر ۲۰۲۲—که به شدت از سوی رسانههای غربی به دلیل نقض حقوق بشر و ادعاهای “ورزشزدایی” مورد انتقاد قرار گرفتند، رئیس فیفا، جیانی اینفانتینو، ممکن است امیدوار بود که مسابقهای کمتر جنجالی برگزار شود. اما، جام جهانی ۲۰۲۶ با نابرابریهای عمیق در دسترسی و affordability برای شرکتکنندگان و طرفداران از جنوب جهانی آلوده شده است. در نتیجه، این جام جهانی نمایانگر نوعی دیگر از ورزشزدایی است.
پشت ممنوعیتهای ویزای جام جهانی ۲۰۲۶
در آستانه برگزاری، توجه زیادی از رسانهها به این واقعیت معطوف شد که شهروندان چهار کشور شرکتکننده—ایران، هائیتی، سنگال و ساحل عاج—با ممنوعیتهای سفر ایالات متحده مواجه شدند، که دروغی به وعدههای اینفانتینو در سال ۲۰۲۵ مبنی بر اینکه “کسانی که واجد شرایط هستند میتوانند با طرفداران خود بیایند” و اینکه مسائل مهاجرتی “هموار” خواهد بود، میدهد.
با وجود اختراع و اعطای جایزه “جایزه صلح فیفا” به رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ به عنوان بخشی از تلاشی برای حفظ ارتباط نزدیک با کاخ سفید، سخنان اینفانتینو بیمحتوا به نظر رسید: واشنگتن ویزاهای چندین عضو هیئت اعزامی ایران را رد کرد و تیم را مجبور به استقرار در مکزیک کرد و برای هر سه بازی خود در لس آنجلس و سیاتل به ایالات متحده پرواز کرد.
موارد دیگر تبعیض با پروفایل بالا نیز جام جهانی را تحت تأثیر قرار داد. این موارد شامل پناهنده سومالی، عمر آرتان بود که با وجود داشتن ویزا، از ورود به ایالات متحده محروم شد و مهاجم عراقی، ایمن حسین، که تقریباً به مدت هفت ساعت در فرودگاه اوهار شیکاگو مورد بازجویی قرار گرفت. یوفا، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، آرتان را به عنوان داور بازی سوپرکاپ سالانه خود در ماه اوت منصوب کرد، در حالی که حسین تنها گل عراق را در جام جهانی به ثمر رساند.
“سوپر فن” معروف جمهوری دموکراتیک کنگو، میشل کوکا امبودالینگا، که در مسابقات به عنوان مجسمهای نمادین از پدر بنیانگذار کشور، پاتریس لومومبا، به صورت ثابت حضور دارد، از دریافت ویزا برای ورود به ایالات متحده محروم شد—کشوری که در شکنجه و ترور لومومبا در سال 1961 شریک بود. بسیاری از هواداران کشورهای دیگر، از جمله قهرمان مدافع، آرژانتین، نیز نتوانستند به ایالات متحده سفر کنند تا بازیها را تماشا کنند و این امر باعث کاهش شادابی معمول این تورنمنت شد.

حذف واقعی در جام جهانی 2026
نتایج تبعیض در دسترسی و تسلیم بیقید و شرط فیفا در این زمینه، زمانی که بازیها آغاز شد، مشهود شد. هواداران اسکاتلندی، هلندی و نروژی با نمایشهای هماهنگ از شوخیهای جذاب، حرکات چپ و راست و ردیفهای وایکینگها تخیل را به خود جلب کردند، اما بر این واقعیت تأکید کردند که بسیاری از هواداران بازدیدکننده از اروپا سفر کردهاند نه از جنوب جهانی.
قیمتهای بسیار بالا بلیط نیز باعث حذف بسیاری از هواداران کمدرآمد از بازیها شد. به طرز چشمگیری، تنوع جمعیتهای معمولی جام جهانی—مانند قطر در 2022، زمانی که دهها هزار هوادار از هر گوشه جهان یک جشن یکماهه به دوحه آوردند، هرچند که این امر به دلیل تمرکز آنها در یک مکان شهری واحد و نه در چندین شهر میزبان بود—در اکثر استادیومها غایب بود.
خشم نمایشی قطر پس از دریافت میزبانی جام جهانی در سال 2010 با انتقادات شدیدی مواجه شد. این موضوع باعث شد دوحه برخی اصلاحات کارگری را به اجرا درآورد، از جمله اینکه دیگر نیازی به کسب اجازه از کارفرمایان برای تغییر شغل یا ترک کشور برای کارگران مهاجر وجود نداشته باشد؛ اجرای حداقل دستمزد؛ و اتخاذ حمایتهای قانونی برای کارگران خانگی. در حالی که نگرانیهای حقوق بشری در قطر همچنان وجود دارد، به اقدامات ایالات متحده در 18 ماه گذشته توجه کنید: بازداشت تقریباً 400,000 مهاجر، از جمله بیش از 6,000 کودک، کشتن حداقل 200 نفر در حملات دریایی در کارائیب و اقیانوس آرام شرقی، و آغاز جنگی انتخابی علیه ایران که منجر به کشته شدن صدها غیرنظامی و آسیبهای قابل توجه به اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین جهانی شد.
با این حال، شدت خشم نسبت به قطر، به ویژه در اروپا، به مراتب بیشتر از هر انتقادی نسبت به ایالات متحده بوده است. در سال 2022، بیبیسی تصمیم گرفت مراسم افتتاحیه را پخش نکند و به جای آن برنامهای انتقادی از قطر را پخش کرد؛ اما امسال همه سه مراسم افتتاحیه را نشان داد. نخستوزیر پیشین بریتانیا، کیر استارمر، رکورد حقوق بشر دوحه را مورد انتقاد قرار داد، اما در مورد مسائل حقوق بشری در ایالات متحده سکوت کرده است. هر دو تیم آلمان و نروژ در سالهای 2021-22 بهطور علنی به سازماندهندگان قطری اعتراض کردند، اما این بار سکوت کردهاند.
بهنظر میرسد که خشم نسبت به میزبانی روسیه و قطر در دو جام جهانی قبلی نمایشی بوده است—بازتابی از اینکه کدام کشورها بهعنوان اهداف مشروع انتقاد دیده میشوند و کدام کشورها اجازه انتقاد (و میزبانی رویدادهای ورزشی بزرگ) را دارند.
اقتصاد نخبگان و برنامهریزی جام جهانی 2026
از نظر دسترسی و affordability، سال 2022 به اندازهای فراگیر بود که سال 2026 انحصاری است و بهمراتب بیشتر یک تورنمنت برای جهان بود تا مجموعهای از بازیها برای نخبگان ثروتمند و privileged. قیمتهای متوسط بازیها در قطر، در تمام دستههای بلیط، تا ده برابر ارزانتر از سال 2026 بود و از 11 دلار آمریکا برای بازیهای دور اول شروع میشد، در حالی که حمل و نقل به و از مکانها رایگان بود. این بار، طرفداران در سرتاسر جهان از قیمتهای بالا برای ورود به استادیومها شکایت کرده و با هزینههای گزاف برای استفاده از سیستمهای حمل و نقل عمومی در روزهای بازی در بسیاری از شهرهای میزبان مواجه شدهاند.
رفتار سیاستمداران آمریکایی در سال 2026 درک عمومی از “ورزششویی” به عنوان مکانیزمی که دولتها از طریق آن از ورزش برای بهبود تصویر خود استفاده میکنند، را به کلی تغییر داده است. در حالی که این اصطلاح به خاطر تمرکز بر دولتهای خودکامه و غیرغربی مورد انتقاد قرار گرفته است، درک دقیقتری نیز وجود دارد که بررسی میکند چگونه میزبانی رویدادهای ورزشی میتواند برای نمایش تصویری از قدرت به طور داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع برای ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، زمانی که کشورش الماسهای زمستانی 2014 را در سوچی و جام جهانی 2018 را برگزار کرد، صدق میکند و همین را میتوان درباره ترامپ در سال 2026 نیز گفت.
اظهارات ترامپ درباره ایران و واکنشهای اعضای دولت او به انتقادات مربوط به رد ویزاها نشان میدهد که ایالات متحده این تورنمنت را بر اساس شرایط او – نه فیفا – برگزار میکند و نگرانی کمی از اینکه جهان چگونه به آن نگاه میکند، دارد. این موضوع در اظهارات مارکوین مالین، وزیر امنیت میهن، که به طور علنی از ناکامی ایران در رسیدن به مراحل حذفی ابراز خوشحالی کرد، واضح بود. در حالی که اظهارات او برای گوشهای بینالمللی ناخوشایند بود، با درکی همراستا بود که این جام جهانی بیشتر به مخاطبان داخلی توجه دارد تا بینالمللی، به ویژه که این تورنمنت با 250مین سالگرد استقلال ایالات متحده همزمان است.
هم کمیته بینالمللی المپیک و هم برگزارکنندگان الماسهای تابستانی در لس آنجلس در سال 2028، آخرین سال ریاستجمهوری دوم ترامپ، احتمالاً به دقت نظارهگر خواهند بود. بالاتر از همه، نحوه برگزاری این تورنمنت در ایالات متحده بیتوجهی دولت را منعکس کرده است، حتی در مواقعی با تحقیر، نسبت به بقیه جهان، که با فشار بیسابقه ترامپ بر فیفا برای لغو کارت قرمز داده شده به فلو بالوگون که عواقب زلزلهواری برای یکپارچگی ورزشی در آینده خواهد داشت، مشهود است.

