در حالی که قدرتهای غربی به سمت رقابتهای بزرگ قدرتی تغییر جهت میدهند، ماشینآلات زیرین جهاد جهانی به آرامی در سایهها سازگار میشود. این تکامل غیرمتمرکز جهاد جهانی تهدید امنیتی بسیار مرگباری را ارائه میدهد که از نظر فناوری پیشرفته است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جهاد جهانی نقشه تهدید را بازتعریف میکند
حتی نگاهی گذرا به اولویتهای کنونی سیاست خارجی ایالات متحده، چالشهای متنوعی را از ونزوئلا تا اوکراین و غزه نشان میدهد. ظهور چین و روسیهای که به دنبال بازپسگیری است نیز تهدیدات قابل توجهی را به همراه دارد، در حالی که سایر رقبای نزدیک، از جمله ایران و کره شمالی، به بیثبات کردن مناطق مهم جهانی ادامه میدهند. در همین حال، استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ در نوامبر ۲۰۲۵ تنها پنج بار به تروریسم در بیش از سی صفحه خود اشاره کرده است، در حالی که محتوای استراتژی دفاع ملی منتشر شده به سادگی به این نکته بسنده کرده که “وزارت به رویکردی پایدار از نظر منابع در مقابله با تروریستهای اسلامی ادامه خواهد داد، که بر سازمانهایی متمرکز است که قابلیت و نیت حمله به سرزمین ایالات متحده را دارند.”
این تمرکز سطحی نشاندهنده یک تغییر عمیق در اولویتها است. پس از بیش از دو دهه جنگ جهانی علیه تروریسم (GWOT)، واشنگتن منابع را از مقابله با تروریسم به سمت رقابتهای بزرگ قدرتی منتقل کرده، در تلاش است تا از هوش مصنوعی (AI) و محاسبات کوانتومی بهرهبرداری کند و بهطور فعال به دنبال تأمین مواد معدنی حیاتی است که بسیاری از این فناوریهای نوظهور را پشتیبانی میکنند. مقابله با تروریسم، که مدتها چارچوب اصلی سیاست امنیت ملی بوده، اکنون به شدت کماهمیت شده است. با این حال، گروههای تروریستی فراملی به هدف قرار دادن ایالات متحده و متحدانش ادامه میدهند و مصمم به حمله به قلب غرب هستند.
این موضوع در عملیاتهای اخیر مقابله با تروریسم ایالات متحده منعکس شده است. در اواسط ژانویه، ایالات متحده حملات هوایی علیه اهداف داعش در سوریه (شامل انبارهای تسلیحاتی، مسیرهای تأمین و سایر زیرساختهای تروریستی) انجام داد. این حمله پس از یک حمله مشابه در هفتههای قبل بود که ایالات متحده به اهداف داعش در سوریه بمبگذاری کرد، در پاسخ به حملهای در پالمیرا که دو نظامی آمریکایی و یک مترجم غیرنظامی را کشت. پیشتر، دولت ترامپ در روز کریسمس ۲۰۲۵ حملات هوایی علیه شبهنظامیان داعش در نیجریه را دستور داده بود، با این درک که: “در سال ۲۰۲۵، داعش حداقل ۱۱ طرح یا حمله علیه اهداف در ایالات متحده را الهام بخشیده است.” فهرست ادامه دارد.
همانطور که این فعالیتهای اخیر تأیید میکند، گروههای تروریستی همچنان تهدیدی عمده برای امنیت ملی ایالات متحده به شمار میروند. حتی در حالی که ایالات متحده منابع و توجه خود را به سمت رقابت با قدرتهای بزرگ و رقبای نزدیک مانند روسیه و چین معطوف میکند، ضروری است که تهدید ناشی از گروههای تروریستی فراملی – به ویژه جهادگرایانی مانند القاعده، دولت اسلامی و وابستگان آنها – و همچنین بازیگران تنها و سلولهای کوچک در سرتاسر جهان که همچنان از پیام آنها الهام میگیرند، دست کم گرفته نشود.

دولت اسلامی: سازگاری پس از خلافت
دولت اسلامی در سال 2026 کمتر به گسترش و بیشتر به سازگاری و تحول مربوط میشود. اعضای این گروه شروع به آزمایش با هوش مصنوعی کردهاند و از آن برای ترجمه تبلیغات به چندین زبان و تطبیق مضامین با جمعیتهای مختلف استفاده میکنند. با افزایش مهارتهای شبهنظامیان در استفاده از هوش مصنوعی، این فناوری میتواند وظایفی را انجام دهد که قبلاً انجام آنها برای تروریستها صدها ساعت زمان میبرد، و این زمان را برای برنامهریزی حملات و آموزش آزاد میکند. شبهنظامیان دولت اسلامی همچنین احتمالاً از سایر فناوریهای نوظهور، از جمله پلتفرمهای ارتباطی رمزگذاریشده، ارزهای مجازی و سلاحها و مواد منفجره چاپشده سهبعدی استفاده خواهند کرد، بهویژه در حالی که موانع دستیابی به این قابلیتها همچنان کاهش مییابد.
چگونه جهادگرایی جهانی اکنون سازگار میشود
اکثر تحلیلگران ضدتروریسم امروز قادر به نام بردن از رهبر فعلی دولت اسلامی نیستند. این به این دلیل نیست که کسی اهمیت نمیدهد یا توجه نمیکند، بلکه بیشتر نتیجه افزایش بیاهمیتی اوست، حتی در حالی که خود گروه و وابستگان دولت اسلامی همچنان قوی هستند.
ایالات متحده و متحدانش به طور مداوم امیر کلی گروه را کشتهاند و این گروه را ناتوان از یافتن جانشینی که بتواند با خلیفهای که زمانی کاریزما داشت، ابوبکر البغدادی، که بهطور مشهور از منبر یک مسجد در موصل، عراق، برای اعلام دولت اسلامی به پا خواسته بود، مقایسه کند، باقی گذاشتهاند.
در اوج سلطنت البغدادی، دولت اسلامی بر سرزمینی به اندازه بریتانیا حکومت میکرد. دهها هزار جنگجوی تروریستی خارجی از بیش از 100 کشور به عراق و سوریه سرازیر شدند تا به این گروه بپیوندند. در پاسخ، ایالات متحده و متحدانش بهطور مشترک برای شکست دولت اسلامی بهصورت نظامی اقدام کردند و آخرین قطعه سرزمین را با فتح باغوز، سوریه، در بهار 2019 بازپس گرفتند.
اما حتی بدون یک رهبر قابل شناسایی، دولت اسلامی همچنان به حیات خود ادامه میدهد. تبلیغات آن همچنان با پیروان و حامیان خود در سراسر جهان طنینانداز است و شبکهای غیرمتمرکز از وابستگان منطقهای، شعب و گروههای فرانچایز را حفظ میکند که به نام آن میجنگند و اهداف ایدئولوژیک آن را پیش میبرند.
در دسامبر، یک تیم پدر و پسری که تحت تأثیر دولت اسلامی قرار گرفته بودند، یک حمله تروریستی مرگبار در سیدنی، استرالیا، انجام دادند که هدف آن جشن هانوکا در ساحل بوندی بود. این افراد جنگجویان باتجربه دولت اسلامی نبودند، بلکه افرادی بودند که در غرب زندگی میکردند و تحت تأثیر تبلیغات و مأموریت این گروه قرار گرفته بودند. از این نظر، در حالی که جنگ جهانی علیه تروریسم ممکن است به پایان رسیده باشد، مبارزه علیه گروههای تروریستی و کسانی که به وسیله آنها انگیزه میگیرند هرگز متوقف نخواهد شد. بلکه، تهدید به نوسان خواهد بود، در طول زمان تکامل خواهد یافت و در پاسخ به فشارهای ضدتروریسم سازگار خواهد شد.
در سوریه، این گروه هستهای سختکوش از جنگجویان را حفظ میکند که قادر به انجام عملیاتهای پیچیده هستند. حملات دولت اسلامی در چند سال گذشته از نظر فراوانی و پیچیدگی افزایش یافته است و ظهور اخیر سَرَیَا انصار السُّنَّه، که بسیاری آن را یک سازمان جبههای دولت اسلامی میدانند، تمایل این گروه به حملات انتحاری را نشان میدهد.
گروه اصلی دولت اسلامی در سوریه همچنین هنوز به عنوان مسئول اداره کل استانها شناخته میشود که شبکه غیرمتمرکز و گسترده جهانی این سازمان را مدیریت میکند. با در دست گرفتن کنترل زندانها و مراکز بازداشت که قبلاً تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) بودند، دولت نوپای احمد الشرعای نگرانی فزایندهای را به وجود آورده است که دولت اسلامی سعی خواهد کرد جنگجویان و خانوادههای آنها را از این تأسیسات فراری دهد.
در آفریقای زیر صحرایی، دولت اسلامی بزرگ صحرای (ISGS)، که به عنوان استان دولت اسلامی ساحل نیز شناخته میشود، همچنان بسیار فعال است و در حال نبرد با دیگر شبهنظامیان اسلامی است و همچنین نیروهای امنیتی و غیرنظامیان را در مکانهایی مانند مالی، بورکینافاسو و نیجر هدف قرار میدهد. در اواخر ژانویه، شبهنظامیان دولت اسلامی ادعای یک حمله پیچیده به فرودگاه در پایتخت نیجر، نیامی، کردند. استان دولت اسلامی غرب آفریقا (ISWAP) کنترل بخشهای وسیعی از سرزمینها در اطراف حوضه دریاچه چاد را در دست دارد و به تازگی تلاش کرده است با برادران خود در ساحل همکاری کند. علاوه بر این، ISWAP همچنان در حال آزمایش سیستمهای هوایی بدون سرنشین، یا پهپادها، است که از آنها برای عملکردهای مختلف، از جمله شناسایی، استفاده کرده است.
اکنون در میان جامعه ضدتروریسم بحثی درباره ماهیت دقیق تهدیدی که از سوی شبهنظامیان دولت اسلامی در ساحل وجود دارد، در جریان است. برخی تحلیلگران خوشبین هستند که این گروهها عمدتاً یک مشکل محلی باقی خواهند ماند – مشکلی با قابلیتهای محدود در projection قدرت منطقهای. اما دیگران، از جمله این نویسنده، نگران برنامهریزی برای عملیاتهای خارجی دولت اسلامی هستند که هدف آنها فرانسه، اسپانیا یا کشور دیگری در غرب است که از ساحل نشأت میگیرد.
در نقاط دیگر قاره، دولت اسلامی وابستگانی در جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC)، موزامبیک و سومالی دارد. دفتر الکرار در سومالی و دفتر الفرقان در نیجریه به عنوان گرههای حیاتی در شبکه جهانی گستردهتر دولت اسلامی عمل میکنند و تلاشهای مالی این سازمان را تسهیل کرده، به تولید محتوای تبلیغاتی آن کمک میکنند و سفر جنگجویان تروریست خارجی به مناطق مختلف درگیری که وابستگان آن فعال هستند را هماهنگ میکنند. این دینامیک اهمیت آفریقای زیر صحرایی را برای دولت اسلامی نشان میدهد، نه تنها به عنوان یک صحنه درگیری بلکه به عنوان یک گره لجستیکی و تسهیلکننده حیاتی در شبکه جهانی این گروه.

فناوری جدید جهادگرایی جهانی را تقویت میکند
زیرا دولت اسلامی یک سازمان بسیار سازگار است، به طور مداوم به دنبال راههایی برای تکامل است، از جمله جستجوی فرصتطلبانه برای سرزمینهای جدید یا احیای وابستگان منطقهای که توسط نیروهای امنیتی کشور میزبان تضعیف شدهاند.
در سال 2025، سلولهای دولت اسلامی در لیبی، مراکش و سودان منهدم شدند. سال قبل، ولایت خراسان دولت اسلامی (ISKP) تمایل و قابلیتهای خود را برای انجام عملیاتهای خارجی متعدد نشان داد. در ایران، ترکیه و روسیه، ISKP حملات مرگباری را انجام داد. حمله آن به یک سالن کنسرت در مسکو در مارس 2024 پیچیده و پیشرفته بود و یادآور دردناکی از ماهیت کشنده تهدیدی است که ایجاد میکند. بسیاری از طرحهای دیگر ISKP در سال 2024 توسط مقامات مختل شد، از جمله یکی که هدف آن الماس تابستانی پاریس و دیگری که هدف آن کنسرت تیلور سوئیفت در وین، اتریش بود. یکی از روندهای بهویژه نگرانکننده، سن جوانتر بسیاری از جهادگرایانی است که توسط ISKP رادیکالیزه میشوند.
دولت اسلامی: سازگاری پس از خلافت
از سوی دیگر، شبکه جهانی القاعده به طور قابل توجهی تضعیف شده است. با این حال، چندین شعبه آن به ایجاد هرج و مرج در مناطق مختلف ادامه میدهند، از جمله جماعة نصرة الاسلام والمسلمین (JNIM) در ساحل، الشباب در سومالی، و القاعده در شبه جزیره عربی (AQAP) در یمن. همچنین نگرانیهای فزایندهای درباره حضور القاعده در افغانستان وجود دارد، جایی که تیم نظارت سازمان ملل گزارش داده است که فعالیتهای ثابتی از جمله اردوگاههای آموزشی در استانهای مختلف کشور وجود دارد. آنچه از رهبری اصلی القاعده باقی مانده است، از جمله رئیس فعلی غیررسمی سازمان، سیف العدل، اکنون بر این باورند که در ایران است.
خطرناکترین شعبه القاعده JNIM، شعبه ساحلی این سازمان است. JNIM از ادغام چندین گروه کوچکتر، از جمله زیرگروه امارت صحرایی القاعده در مغرب اسلامی (AQIM)، انصارالدین، المرابطون و جبهه آزادیبخش ماکینا تشکیل شده است. این گروه نیرویی متشکل از حدود ۶۰۰۰ شبهنظامی را حفظ میکند، در مناطق مرزی بنین، نیجر و نیجریه فعالیت میکند و به سمت جنوبتر به سمت خلیج گینه پیش رفته است.
اواخر سال گذشته، JNIM پیشرفتهای قابل توجهی در تصرف بخشهای وسیعی از مالی داشته است و نگرانیهای جدی وجود داشت که ممکن است به دنبال سرنگونی دولت در باماکو باشد. به گفته شاخص جهانی تروریسم، ساحل همچنان کانون فعالیتهای تروریستی در سطح جهانی باقی مانده است، با کشورهایی مانند بورکینافاسو، نیجر و مالی که در لیست کشورهایی که بیشتر تحت تأثیر تروریسم قرار دارند، در صدر قرار دارند.
در یمن، القاعده در شبه جزیره عربی (AQAP)، که زمانی پرکارترین و توانمندترین وابسته سازمان بود، در سالهای اخیر با مشکلاتی مواجه شده است. با این حال، اکنون فرصتی برای بازگشت دارد. درگیریهای اخیر بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی (UAE) یمن را بیشتر بیثبات کرده است، که هنوز از پیامدهای حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس که اسرائیل و ایالات متحده را به درگیری مستقیم با حوثیها (انصارالله) کشاند، در حال رنج است.
AQAP میتواند از بیثباتی ماندگار برای جذب اعضای جدید و بازسازی قابلیتهای خود بهرهبرداری کند. اگر این کار را انجام دهد، اثرات آن میتواند جهانی باشد. به هر حال، کارت ویزیت AQAP در سالهای گذشته توانایی برنامهریزی عملیاتهای خارجی بوده است (از جمله طرح اوت ۲۰۰۹ برای ترور رئیس اطلاعات عربستان، شاهزاده محمد بن نایف، طرح بمبگذار زیرپوش در دسامبر ۲۰۰۹، و حمله موفق دسامبر ۲۰۱۹ در یک پایگاه نظامی در پنساکولا، فلوریدا که منجر به مرگ سه ملوان نیروی دریایی ایالات متحده شد).
در شاخ آفریقا، شاخه سومالی القاعده، الشباب، همچنان یکی از قدرتمندترین وابستگان این گروه باقی مانده است. الشباب به عنوان یک نیروی مهم در سومالی و در سرتاسر منطقه وسیعتر به دلیل حفظ قابلیت انجام حملات پیچیده، باقی مانده است. فرماندهی آفریقا ایالات متحده (AFRICOM) در سال گذشته به طور مکرر به اهداف الشباب حمله کرده و دهها حمله برای تضعیف این سازمان و توانایی آن در برنامهریزی و انجام حملات به سرزمین اصلی ایالات متحده انجام داده است. با این حال، شبهنظامیان این گروه کنترل بخشهایی از جوبالند جنوبی و شابل پایین را در دست دارند و الشباب همچنان به طور موفقیتآمیز پول جمعآوری میکند و طبق برخی برآوردها، بین ۱۰۰ میلیون تا ۲۰۰ میلیون دلار در سال درآمد دارد.
از سوی دیگر، دیدگاه اصلی القاعده همچنان برای جهاد جهانی مرتبط است. اصول اساسی که اسامه بن لادن به آنها تأکید داشت – شکست ایالات متحده، بیرون راندن نیروهای آن از خاورمیانه و تلاش برای قطع رابطه ایالات متحده و اسرائیل – هنوز محقق نشدهاند. برعکس، به نظر میرسد که ایالات متحده امروز از هر زمان دیگری در منطقه قدرت نظامی و نیروی انسانی بیشتری دارد.
در نتیجه، این ایدهها به طور قطع به عنوان یک فریاد تجمعی برای جهادگرایان در سرتاسر جهان باقی خواهند ماند. در عین حال، برخی روندها ممکن است به القاعده کمک کنند تا در بخشهایی از جهان دوباره محبوبیت پیدا کند. یکی از این روندها، تلاش عربستان سعودی برای لیبرالسازی سریع است که ممکن است واکنش منفی از سوی برخی بنیادگرایان و وهابیهای سختگیر به همراه داشته باشد. دیگری، احساسات ضد اسرائیلی در پی حملات تروریستی حماس در ۷ اکتبر و جنگ بعدی اسرائیل در غزه است. این موضوعات و دیگر مسائل میتوانند به زنده کردن روایتهایی که القاعده مدتهاست ترویج کرده، کمک کنند.

جهاد جهانی سرزمین جدیدی را به دست میآورد
بنابراین، القاعده شبکه جهانی خود از وابستگان، شاخهها و گروههای فرانچایز را دارد – که چندین مورد از جمله الشباب و AQAP، همچنان تهدیدی جهانی به شمار میروند. و با توجه به اینکه پیامهای بن لادن هنوز با بخشهایی از جمعیتهای غربی طنینانداز است، ممکن است احیایی در میان بخشی کوچک از افراطگرایان خشن داخلی رخ دهد.
با این حال، القاعده به هیچ وجه به اوج خود نزدیک نیست. در واقع، از بسیاری جهات، به قعر خود رسیده است. اما این گروه با این حال تهدیدی نهفته را به همراه دارد. علاوه بر این، عواملی وجود دارند که آن را مرتبط نگه میدارند (از جمله ارتباط آن با رژیم ایران، که به برخی از رهبران آن پناهگاه و پناه میدهد). مقابله با القاعده به معنای ادامه مبارزه با ایدئولوژی و تبلیغات آن به صورت آنلاین و همچنین پرداختن به محیط عملیاتی است.
در برخی از نقاط جهان که ایالات متحده در حال کاهش حضور خود است، این امر به گروههای تروریستی و شورشیان مزیت خواهد داد. به عنوان مثال، در مناطق خالی در ساحل و آسیای مرکزی، و وابستگی بیش از حد به اطلاعات سیگنالی (SIGINT) ممکن است به توانایی ایالات متحده برای انجام حملات فراتر از افق به منظور از بین بردن داراییهای مهم القاعده یا دیگر داراییهای جهادی در نقاط مختلف جهان آسیب برساند.
در نهایت، القاعده و گروههای مشابه فرصتطلبان ماهری هستند. هر تعداد رویدادی ممکن است روی دهد که به طور کامل سرنوشت گروهی مانند القاعده را در یک شب تغییر دهد.
چه چیزی ممکن است بعداً بیفتد
مجموعهای از عوامل و متغیرها نیز احتمالاً این تهدید تروریسم را تشدید خواهد کرد. سیستم بینالمللی در حال تغییرات عمیق است و برخی استدلال میکنند که جهان به سمت حوزههای نفوذ در حال حرکت است، با تغییرات ژئوپلیتیکی که دینامیکها را در مناطقی مانند ساحل، آسیای جنوب شرقی و شام شکل میدهد. دولتهای شکستخورده و فضاهای بدون حکومت به شکوفایی خود ادامه خواهند داد و با عقبنشینی ایالات متحده از برخی مناطق و کاهش قابل توجه بودجه برای توسعه اقتصادی و کمکهای خارجی، فرصتهایی برای طیف وسیعی از بازیگران غیر دولتی خشونتآمیز، از جمله گروههای جهادی، برای پر کردن خلأ ایجاد شده فراهم میشود.
درست است که ایالات متحده در چند ماه گذشته چندین دور حملات هوایی به اهداف دولت اسلامی در سوریه انجام داده است. با این حال، به طور کلی، پهنای باند اختصاص داده شده به مبارزه با تروریسم به شدت کاهش یافته است. زمانی که دولت ایالات متحده بر روی مبارزه با تروریسم تمرکز کرده است، این تمرکز برای مبارزه با سازمانهای قاچاق مواد مخدر – که به عنوان سازمانهای تروریستی خارجی (FTOs) دوباره نامگذاری شدهاند – در مکزیک، ونزوئلا و سایر نقاط آمریکای لاتین بوده است. اما تغییر جهت از مبارزه با تروریسم تأثیر واقعی در دنیای واقعی خواهد داشت، از جمله دادن فضای تنفسی به گروههایی مانند القاعده و دولت اسلامی که برای بقا و بازسازی نیاز دارند.
مبارزه با جهادگرایی جهانی در سال ۲۰۲۶
با کاهش بودجه برای برنامههای اختصاص داده شده به مقابله با افراطگرایی خشونتآمیز، تعداد کمتری از کارشناسان برای مطالعه، درک و طراحی برنامههایی که به مبارزه با رادیکالیزه شدن، از جمله در میان جمعیتهای جوان، که به طور مستقیم توسط دولت اسلامی در پلتفرمهای آنلاین مانند تیکتاک هدف قرار گرفتهاند، در دسترس هستند. با فروپاشی آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID)، تعداد کمتری از ابتکارات توسعه اقتصادی به کمک به جمعیتهای آسیبپذیر در مناطق درگیر در درگیری اختصاص یافته است. در مناطقی مانند ساحل، تروریستهای جهادی کنترل روایت را در دست دارند و از نارضایتیهای محلی برای جذب نیرو به سازمانهای خود استفاده کردهاند.
همچنین نیاز به تلاش بیشتری برای مقابله با نوع شدید ضدیهودیت که توسط دولت اسلامی و حامیان آن ترویج میشود، وجود دارد. تبلیغات دولت اسلامی بهطور مکرر بر مضامین ضدیهودی تمرکز دارد. و در حالی که حوادث ضدیهودی در سراسر غرب از زمان حملات تروریستی حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ افزایش یافته است، این مشکل بسیار عمیقتر است. به عنوان مثال، در استرالیا، اعمال ضدیهودی ثبتشده از ۱ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۴ نشاندهنده افزایش ۳۱۶ درصدی نسبت به سال قبل بود و به ۲,۰۶۲ حادثه رسید، گزارشی از شورای اجرایی یهودیان استرالیا نشان داد.
با این حال، به همان شیوهای که نسل امروز جهادگرایان سنی تحت تأثیر حملات ۱۱ سپتامبر و جنگهای ایالات متحده در افغانستان و عراق شکل گرفته است، نسل بعدی جهاد نیز تحت تأثیر درگیری اخیر در غزه (و بیثباتی جاری در آنجا) قرار خواهد گرفت. این میتواند پیامدهای عمدهای داشته باشد، از جمله اینکه نسل بعدی جهادگران سنی ممکن است بیشتر بر اسرائیل متمرکز شوند، شاید بیشتر از ایالات متحده.
جهادگران سنی، از جمله بسیاری که به دلایل ایدئولوژیک مخالف حماس هستند، کشتار غزهایها را به عنوان تمرکز اصلی تبلیغات خود قرار خواهند داد که به نوبه خود به رادیکالیزه شدن افراطگرایان خشن بومی کمک خواهد کرد. این همچنین ممکن است منجر به این شود که غربیها با پیشینههای غیرمسلمان و تمایل به سیاستهای چپ افراطی، شبکهای حمایتی برای طرحهای آینده فراهم کنند. و جهادگران سنی ممکن است بیشتر آماده همکاری با افراطگرایان شیعه، از جمله گروههایی مانند حزبالله لبنان باشند که به دنبال انتقامگیری پس از دو سال گذشته از کمپینهای نظامی اسرائیل در خاورمیانه هستند.

نسل بعدی جهادگران سنی همچنین از نظر فناوری نسبت به نسلهای قبلی خود توانمندتر خواهد بود و در دنیای دیجیتال بزرگ شدهاند. این میتواند به معنای وابستگی بیشتر به فناوریهای نوظهور، از جمله هوش مصنوعی، چاپ سهبعدی، پهپادها، ارتباطات رمزگذاریشده و ارزهای مجازی باشد. از این رو، ممکن است، هرچند بعید، که دولت اسلامی و القاعده به یک شبکه عمدتاً جنایی تبدیل شوند. پیوندهای ایجاد شده میان بسیاری از این افراد از نظر ایدئولوژیک است، اما بسیاری از مبارزان خارجی، از جمله بسیاری از غربیها، پس از ترک گذشتههای جنایی خود در کشورهای مبدأ، به خلافت سفر کردند. برخی از این مبارزان در زندان رادیکالیزه شدند. دولت اسلامی بهویژه بهطور خاص مبارزانی با پیشینه و مهارتهای جنایی را استخدام کرد.
برای ایالات متحده، یکی از چالشهای اصلی، تغییر منابع از مبارزه با تروریسم به سمت اولویتهای دیگر، از جمله رقابت قدرتهای بزرگ خواهد بود. همیشه اجتنابناپذیر بود که پس از جنگ جهانی علیه تروریسم، در زمینه پول، نیروی انسانی و سایر منابع، یک اصلاح بیش از حد صورت گیرد. اما در داخل ایالات متحده، اکنون کمبود منابع مبارزه با تروریسم وجود دارد که آسیبپذیریهای جدیدی برای میهن ایجاد میکند. در عین حال، تنشهای سیاسی و دیپلماتیک با شرکای دیرینه، از جمله کشورهای “پنج چشم”، میتواند بر اشتراکگذاری اطلاعات و همکاریهای امنیتی تأثیر بگذارد.
تروریسم وجودی نیست، بهویژه در مقایسه با تهدیدی که چین نظامیشده ایجاد میکند. با این حال، حملات تروریستی به طرز منحصر به فردی میتوانند استراتژیها و رویکردهای دولتها را بر هم بزنند، که بخشی از آن به تأثیر عمیق روانی که میتوانند داشته باشند، برمیگردد. ایالات متحده این را به سختی پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آموخت. به نوبه خود، نحوهای که ۱۱ سپتامبر سیاست خارجی آمریکا را شکل داد، اهمیت پایدار حفظ قابلیتهای قوی مبارزه با تروریسم را نشان داد. در دنیای منابع محدود، این بهطور اجتنابناپذیری به معنای کاهش قابلیت در سایر حوزههای کلیدی است. اما بر دولت ترامپ واجب است که تخصص مبارزه با تروریسم را در داخل دولت و در میان نهادهای مختلف حفظ کند. در غیر این صورت، خطر هدر دادن دستاوردهای مبارزه با تروریسم که در طول ربع قرن گذشته به سختی به دست آمده، وجود دارد.

